‌ چيزي‌ جز تكبر و شانه‌خالي‌ كردن‌ از قيام‌ به‌ حقوق‌ منعم‌ سرنمي‌زند «و چون‌ به‌ وي‌ شري‌ برسد» مانند بيماري‌ يا فقر «يئوس‌ است‌» يئوس‌: سخت‌ نوميد است‌ از رحمت‌ خداي‌ عزوجل‌؛ پس‌ اگر به‌ هدف‌ دست‌ يافت‌، معبود را فراموش‌ مي‌كند و اگر هدفش‌ از دست‌ رفت‌، آه‌ و افسوس‌ و اندوه‌ بر وي‌ چيره‌ شده‌ و نوميد مي‌شود، كه‌ اين‌ هر دو خصلت‌، زشت‌ و ناپسند است‌.
البته‌ از آيات‌ (11 ـ 9) سوره‌ «هود» چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ موقف‌ ياد شده‌ دراين‌ آيه‌، از مواقف‌ كفار است‌ نه‌ از مواقف‌ مؤمنان‌ متوكل‌ چنان‌كه‌ آيه‌ بعدي‌ نيز به ‌اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد:
 
	سوره إسراء آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: هر كس‌ بر طريقه‌ خود عمل‌ مي‌كند» يعني‌: بر طريقه‌ و روشي‌ از هدايت‌ يا گمراهي‌ كه‌ با حال‌ و وضع‌ و شأن‌ و ساختار وي‌ تناسب‌ و سازگاري‌ داشته‌ و با اخلاق‌ و عادات‌ مألوف‌ وي‌ هماهنگ‌ است‌ «و پروردگار شما به‌ هركه‌ راه‌ يافته‌تر باشد، داناتر است‌» يعني‌: در نهايت‌ امر، مميز حق‌ تعالي‌ است‌ پس‌ اوست‌ كه‌ ميان ‌مؤمني‌ كه‌ در هنگام‌ نعمت‌ اعراض‌ نمي‌كند و در وقت‌ محنت‌ مأيوس‌ نمي‌شود و ميان‌ كافري‌ كه‌ شأن‌ و شيوه‌ وي‌ سرمستي‌ و سركشي‌ در برابر نعمت‌ها و نوميدي‌ ويأس‌ در هنگام‌ ناكامي‌هاست‌، تمييز مي‌دهد و هر عمل‌كننده‌اي‌ را در برابر عملش ‌جزا مي‌دهد.
 
	سوره إسراء آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو درباره‌ روح‌» يعني‌: از حقيقت‌ و كنه‌ آن‌ «مي‌پرسند» اين‌ همان‌ روحي ‌است‌ كه‌ انسان‌ به‌وسيله‌ آن‌ خلعت‌ حيات‌ در بر مي‌كند، همان‌ روحي‌ كه‌ خداوند(ج)  آن‌ را آفريد اما كسي‌ را از حقيقت‌ آن‌ آگاه‌ نكرد «بگو: روح‌ از امر پروردگار من ‌است‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ علم‌ روح‌ را در حوزه‌ اختصاص‌ خود قرار داده‌ و انبياي ‌خويش‌ را بر آن‌ آگاه‌ نكرده‌ است‌ «و به‌ شما از علم‌ داده‌ نشده‌ مگر اندكي‌» يعني‌: علمي‌ كه‌ خداوند متعال‌ آن‌ را به‌ شما داده‌، اندك‌ است‌ و هر قدر علم‌ بشر و ميدان‌ مدنيت‌ انكشاف‌ يابد، بشر از گستره‌ بي‌كران‌ معلومات‌ جز اندكي‌ از علم‌ بهره‌ ندارد و معلومات‌ آن‌ نسبت‌ به‌ مجهولاتش‌ بسيار ناچيز است‌.
از سياق‌ آيه‌ بر مي‌آيد كه‌ اين‌ معني‌ هرچند در كل‌ علوم‌ مصداق‌ دارد اما بيشتر ناظر بر علم‌ و دانش‌ بشر در باره‌ روح‌ است‌.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: قريش‌ به‌ يهود گفتند؛ به‌ ما چيزي‌ بياموزيد تا از اين‌ مرد (يعني‌ محمدص) بپرسيم‌. يهود به‌ آنان‌ گفتند: از او درباره‌ روح  ‌سؤال‌ كنيد. پس‌ قريشيان‌ سؤال‌ كردند و خداوند(ج)  اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ موضوع‌ روح‌ در تورات‌ نيز مبهم‌ باقي‌ گذاشته‌ شده‌ است‌.
 
سوره إسراء آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر بخواهيم‌، قطعا آنچه‌ را به‌ تو وحي‌ كرده‌ايم‌، از بين‌ مي‌بريم‌» يعني‌: اگر بخواهيم‌، همين‌ علم‌ اندكي‌ را كه‌ به‌ شما داده‌ايم‌ نيز از سينه‌ها و از كتابها برمي‌داريم‌ ـ و از جمله‌ قرآن‌ را ـ تا بدانجا كه‌ هرگز اثري‌ از آن‌باقي‌ نماند «آن‌گاه‌» اگر بخواهيم‌ آن‌ را از عرصه‌ علم‌ تو ببريم‌ و فراموشت‌ گردانيم‌ «براي‌ خود به‌ سبب‌ آن‌» يعني‌: براي‌ حفظ آن‌ «بر ما وكيلي‌ نيابي‌» يعني‌: كسي‌ را نمي‌يابي‌ كه‌با توكل‌ و ياري‌گرفتن‌ و پشت‌ گرمي‌ از سوي‌ ما، چيزي‌ از قرآن‌ را برگرداند و آن‌را براي‌ تو نگه‌ دارد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2450.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:2451.txt"> آيه  88</a><a class="text" href="w:text:2452.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:2453.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:2454.txt"> آيه  91</a><a class="text" href="w:text:2455.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:2456.txt">آيه  93</a><a class="text" href="w:text:2457.txt"> آيه  94</a><a class="text" href="w:text:2458.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:2459.txt">آيه  96</a></body></html>آيه  198
‏متن آيه : ‏
‏ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: عكاظ، مجنه‌ و ذوالمجاز، سه‌ بازار تجارتي‌ در دوران‌ جاهليت‌ بود كه‌ در ايام ‌مناسك‌ رونق‌ خاصي‌ به‌خود مي‌گرفت، اما بعد از اسلام، مسلمانان‌ از اين‌ كه‌ درايام‌ حج‌ تجارت‌ كنند، احساس‌ گناه‌ كردند و در اين‌ مورد، از رسول‌ خداص سؤال‌نمودند، پس‌ نازل‌ شد: «بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ در طلب‌ روزي‌ پروردگارتان‌ برآييد» و تجارت‌ و طلب‌ روزي‌ را با حج‌ يك‌جا گردانيد، ولي‌ نبايد تجارت‌ به‌ مقصد اصلي‌ شما در حج‌ تبديل‌ شود، و نبايد مشغوليت‌ به‌ تجارت‌ به‌ نقصاني‌ در اعمال ‌حج‌ شما بينجامد «و چون‌ از عرفات‌» به‌ سوي‌ مزدلفه‌ «كوچ‌ نموديد» بعد از وقوف ‌در عرفات‌ زيرا وقوف‌ - يعني‌ توقف‌ در آن‌ - بر حاجي‌ فرض‌ است‌ و اين‌ عمل‌ ازمهمترين‌ اركان‌ حج‌ مي‌باشد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «حج‌ همان‌عرفه‌ است‌». خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ روز عرفه‌ - يعني‌ روز نهم‌ ذي‌الحجه‌ - فضيلت‌ بزرگي‌ داشته‌ و گناهان‌ بزرگ‌ در آن‌ بخشيده‌ مي‌شود. چنان‌كه‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هيچ‌ روزي‌ كه‌ خداوند(ج) بيشترين‌ تعداد را در آن‌ ازآتش‌ دوزخ‌ آزاد نمايد، چون‌ روز عرفه‌ نيست‌...». عرفات‌ را به‌ اين‌ نام‌ ناميدند، از آن‌رو كه‌ مردم‌ در آن‌ با يك‌ديگر معرفت‌ و شناخت‌ پيدا مي‌كنند. آري‌! چون‌از عرفات‌ كوچ‌ نموديد «خدا را در مشعرالحرام‌ ياد كنيد» با تلبيه‌ (لبيك‌ گفتن) واداي‌ نمازهاي‌ مغرب، عشاء و بامداد و دعا كردن‌ بعد از نماز بامداد.
مشعرالحرام: محل‌ كوه‌ قزح‌ در سرزمين‌ مزدلفه‌ است‌ كه‌ امام‌ بر آن‌ قرار گرفته‌ ونمازهاي‌ مغرب‌ و عشاء روز نهم‌ ذي‌الحجه‌ و نماز بامداد روز دهم‌ ذي‌الحجه‌ را برآن‌ اقامه‌ مي‌كند. بعضي‌ گفته‌اند: مشعرالحرام‌؛ ميان‌ دو كوه‌ مزدلفه‌ از تنگه‌ عرفه‌ تاوادي‌ محسر قراردارد. آن‌ را «مشعر» ناميدند، چون‌ نشانگاهي‌ براي‌ عبادت ‌است‌ و آن‌ را «حرام‌» ناميدند، چون