مان‌ را» هيچ‌زايراد و اشكالي‌ ندارد «هر كدام‌ را كه‌ بخوانيد» يعني‌: هر اسمي‌ از اسماي‌ حسناي‌ حق‌ تعالي‌ را كه‌ بخوانيد خوب‌ است‌ و در خواندن‌ آن‌ بر راه‌ درست‌ و صواب‌ قرار داريد؛ از جمله‌ خواندن‌ الله و رحمان‌ را؛ كه‌ خواندن‌ هر دو جايز و نيكوست‌ «زيرا براي‌ او نامهاي‌ نيكوست‌» معني‌ نيكو بودن‌ نامهاي‌ حق‌ تعالي‌، استقلال‌ هر يك‌ از نامهاي‌ او به‌ وصف‌ جلال‌ و بزرگي‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اسماي‌ حسناي ‌حق‌ تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ صحيح‌ آمده‌ است‌ ـ نودونه‌ اسم‌ است‌ «و نمازت‌را» يعني‌: قرائت‌ نمازت‌ را «نه‌ با صداي‌ بلند بخوان‌ و نه‌ با صداي‌ آهسته‌ و ميان‌اين‌» و آن‌ «راهي‌ بجوي‌» يعني‌: راهي‌ ميانه‌ بجوي‌ پس‌ نه‌ به‌ آواز بسيار بلند بخوان‌ و نه‌ بسيار آهسته‌. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ حكم‌ مربوط به‌ نمازگزار منفرد است ‌اما امام‌ بايد در دو ركعت‌ اول‌ نمازهاي‌ بامداد، مغرب‌ و عشاء و نيز در دو ركعت ‌جمعه‌ و عيدين‌، قرائت‌ را به‌ آواز بلند بخواند تا كساني‌كه‌ در پشت ‌سر او هستند، صداي‌ او را بشنوند.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ بخش‌ از آيه‌ مي‌گويد: اين‌ حكم‌ هنگامي ‌نازل‌ شد كه‌ رسول‌ خداص در مكه‌ به‌ حال‌ اختفا به‌سر مي‌بردند و چون‌ در آن ‌وقت‌ مشركان‌ صداي‌ قرائت‌ قرآن‌ را مي‌شنيدند، هم‌ قرآن‌ را دشنام‌ مي‌دادند، هم‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرده‌ و هم‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را براي‌ مردم‌ آورده‌ است‌؛ پس‌پروردگار نازل‌ فرمود كه‌: «نمازت‌ را به‌ آواز بلند نخوان‌» كه‌ مشركان‌ بشنوند وقرآن‌ را دشنام‌ دهند، «همچنان‌ آن‌ را آهسته‌ نخوان‌» كه‌ يارانت‌ آن‌ را نشنوند بلكه‌ در ميان‌ اين‌ و آن‌، شيوه‌اي‌ ميانه‌ بجوي‌. بعد از آن‌ امت‌ نيز به‌ رعايت‌ اين‌شيوه‌ ملزم‌ شد تا هميشه‌ شرايط و ظروف‌ اوليه‌ نزول‌ قرآن‌ را به‌خاطر داشته‌ باشد.
 
سوره إسراء آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بگو: ستايش‌ خدايي‌ راست‌ كه‌ نه‌ فرزندي‌ گرفته‌» چنان‌كه‌ يهود و نصاري‌ و نيز كساني‌ از مشركان‌ كه‌ مي‌گويند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند، چنين‌ مي‌پندارند «و نه‌در جهانداري‌ شريكي‌ دارد» چنان‌كه‌ دوگانه‌پرستان‌ و مانندشان‌ از فرقه‌هايي‌ كه‌ به‌تعدد خدايان‌ قايلند، مي‌پندارند «و نه‌ به‌ سبب‌ ناتواني‌ او را هيچ‌ دوستي ‌است‌» يعني‌: نه‌ حق‌ تعالي‌ خوار و ناتوان‌ و ناچار است‌ كه‌ به‌ موالات‌ و دوستي‌ كسي‌ نياز داشته‌ باشد چنان‌كه‌ «صابئين‌» مي‌پندارند زيرا او از ناچاري‌ و ناتواني‌پاك‌ و مبراست‌ پس‌ بنابراين‌، از دوست‌ و ياور و دستيار و امثال‌ اينها نيز كاملا بي‌نياز است‌ «و او را چنان‌ كه‌ بايد و شايد بزرگ‌ بشمار» يعني‌: حق‌ تعالي‌ را به‌تعظيمي‌ تام‌ و تمام‌ بزرگ‌ بدار و او را به‌ وصف‌ بزرگي‌ و منزه‌ بودن‌ از فرزند، شريك‌، دوست‌، ناتواني‌، ذلت‌ و هر آنچه‌ كه‌ شايسته‌ شأن‌ وي‌ نيست‌، توصيف‌ كن‌ و بنابراين‌، او را ستايش‌ بگوي‌ چرا كه‌ او به‌ سبب‌ كمال‌ ذات‌ و تفرد در اوصاف ‌خويش‌، سزاوار تمام‌ ستايش‌هاست‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ در رد بر يهود، نصاري‌، مشركان‌ وصابئين‌ نازل‌ شد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ امام‌ احمد و طبراني‌ از معاذبن‌انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «آيه‌ عز اين‌ آيه‌ است‌: (الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً  ...). در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «هر كس‌ اين‌ آيه‌ را بخواند، خداوند به‌مانند زمين‌ و كوهها به‌ او پاداش‌ مي‌دهد زيرا خداوند(ج)  در حق‌ كساني‌كه‌ مي‌پندارند براي‌ او فرزندي‌ است‌، مي‌گويد: (‏ تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً ‏):  (نزديك‌ است ‌كه‌ آسمانها از اين‌ سخن‌ بشكافند، زمين‌ چاك‌ خورد و كوهها به‌شدت‌ فرو ريزند) «مريم/‌90». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رسول‌ خداص مردي‌ را كه‌ از قرضداري‌ خود نزد ايشان‌ شكوه‌ كرد، دستور دادند كه‌ آيه‌: (قل‌ادع‌ الله‌... ) را تاآخر سوره‌ بخواند، سپس‌ سه‌بار بگويد: توكلت على الحي الذي لا يموت‌: بر زنده‌پاينده‌اي‌ توكل‌ كردم‌ كه‌ هرگز نمي‌ميرد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2478.xml">صفحة (293) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:2484.xml">صفحة (294) (آیه 5)</a><a class="folder" href="w:html:2496.xml">صفحة (295) (آیه 16)</a><a class="folder" href="w:html:2502.xml">صفحة (296) (آیه 21)</a><a class="folder" href="w:html:2510.xml">صفحة (297) (آیه 28)</a><a class="folder" href="w:html:2518.xml">صفحة (298) (آیه 35) </a><a class="folder" href="w:html:2529.xml">صفحة (299) (آیه 46)</a><a class="folder" href="w:html:2538.xml">صفحة (300) (آیه 54) </a><a class="folder" href="w:html:2547.xml">صفحة (301) (آیه 62)</a><a class="folder" href="w:html:2561.xml">صفحة (302) (آیه 75) </a><a class="folder" href="w:html:2571.xml">صفحة (303) (آیه 84)</a><a class="folder" href="w:html:2586.xml">صفحة (304) (آیه 98) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2479.txt">وجه‌ تسميه‌ ﴿ سوره‌ کهف ﴾</a><a class="text" href="w:text:2480.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2481.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2482.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2483.txt">آيه  4</a></body></html>﴿ سوره‌ کهف ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (110) آيه‌ است‌.
وجه‌ تسميه‌: سبب‌ نامگذاري‌ آن‌ به ‌«كهف‌» بيان‌ داستان‌ شگفت‌انگيز اصحاب‌ كهف‌ (ياران‌ غار) در آن‌ است‌.
در فضيلت‌ اين‌ سوره‌ احاديثي‌ روايت‌ شده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف ‌است‌: «هر كس‌ ده‌ آيه‌ اول‌ از سوره‌ كهف‌ را حفظ كند ـ در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ ـ هر كس‌ ده‌ آيه‌ اخير از سوره‌ كهف‌ را بخواند ـ در روايت‌ ديگري‌ آمده‌است‌ ـ هر كس‌ ده‌ آيه‌ از سوره‌ كهف‌ را بخواند، از فتنه‌ دجال‌ ايمن‌ مي‌ماند». سنت‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ سوره‌ «كهف‌» را در روز و شب‌ جمعه‌ تلاوت‌ كند زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «هركس‌ سوره‌ كهف‌ را در روز جمعه‌ بخواند، اين‌ سوره‌ فاصله‌ هر دو جمعه‌ را براي‌ او از نور روشن‌ مي‌كند». در روايتي‌ ديگر آمده‌ است‌: «هر كس‌ كهف‌ را در شب ‌جمعه‌ بخواند، اين‌ سوره‌ بين‌ او تا خانه‌ كعبه‌ را از نور روشن‌ مي‌كند».
استاد سيدابوالحسن‌ ندوي: در كتابش‌«تأملات‌ في‌ سورة الكهف‌» مي‌گويد: «تمام‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ را پيرو و پيرامون‌ يك‌ موضوع‌ يافتم‌ كه‌ مي‌توانم‌ عنوان‌ آن‌را بگذارم‌: (از ايمان‌ تا ماديت‌)، من‌ از اين‌ فتح‌ بر خود باليدم