 و با آن‌ بعد ديگري‌ از اعجاز قرآن‌ كريم‌ و نبوت‌ محمدص برايم‌ روشن‌ شد زيرا تا آن‌ وقت ‌نمي‌دانستم‌؛ كتابي‌ كه‌ در قرن‌ ششم‌ مسيحي‌ نازل‌ شده‌ است‌، مي‌تواند تصويري ‌روشن‌ و راستين‌ از مدنيت‌ مادي‌ قرن‌ حاضر را ارائه‌ كند».
محمدبن‌اسحق‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت ‌مي‌كند كه‌ فرمود: قريش‌ نضربن‌حارث‌ و عقبه‌بن‌ابي‌ معيط را نزد دانشمندان‌ يهود در مدينه‌ فرستاده‌ و به‌ آنان‌ گفتند: از يهوديان‌ درباره‌ محمد سؤال‌ كرده‌ و اوصاف ‌و سخنان‌ وي‌ را برايشان‌ نقل‌ كنيد زيرا آنان‌ اهل‌ كتاب‌ پيشين‌ هستند و در باره انبيا(ع) چنان‌ آگاهي‌اي‌ دارند كه‌ ما از آن‌ بي‌بهره‌ايم‌. آن‌ دو به‌ مدينه‌ آمدند وموضوع‌ را با دانشمندان‌ يهود در ميان‌ گذاشتند، يهوديان‌ به‌ آنان‌ گفتند: از محمد درباره‌ سه‌ چيز ذيل‌ سؤال‌ كنيد پس‌ اگر شما را از آنها خبر داد، او پيامبر مرسل ‌است‌ و در غير آن‌ او مردي‌ مفتري‌ و دروغگوست‌ و خود دانيد كه‌ با او چه ‌مي‌كنيد:
1 ـ از او راجع‌ به‌ داستان‌ جواناني‌ سؤال‌ كنيد كه‌ در عصرهاي‌ اوليه‌ گذشته‌اند، بپرسيد كه‌ داستانشان‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟ زيرا آنها داستان‌ شگفتي‌ دارند.
2 ـ از او راجع‌ به‌ مرد گردشگري‌ كه‌ مشرق‌ها و مغربهاي‌ زمين‌ را درنورديد بپرسيد كه‌ اخبار وي‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟
3 ـ از او درباره‌ روح‌ بپرسيد كه‌ روح‌ چيست‌؟ پس‌ اگر به‌ شما از اين‌ سه‌ موضوع ‌خبر داد، او به‌ حق‌ فرستاده‌ خدا(ج) است‌.
نضر و عقبه‌ به‌ مكه‌ برگشتند و به‌ قريش‌ گفتند: اي‌ گروه‌ قريش‌! در حقيقت ‌برايتان‌ چيزي‌ آورده‌ايم‌ كه‌ ميان‌ شما و محمد فيصله‌كن‌ است‌. آن‌گاه‌ سخنان‌ يهود را با آنان‌ در ميان‌ گذاشتند. رؤساي‌ قريش‌ بعد از شنيدن‌ گزارش‌ فرستادگان‌ خود، نزد رسول‌ خداص آمدند و گفتند: اي‌ محمد! ما را از اين‌ سه‌ موضوع‌ خبر ده‌! وآن‌ سه‌ سؤال‌ را مطرح‌ كردند. رسول‌ خداص بي‌آن‌كه‌ استثنا كنند (يعني‌ ان‌شاءالله بگويند)، به‌ آنان‌ فرمودند: «فردا شما را از آنچه‌ سؤال‌ كرديد، خبر مي‌دهم‌». قريش‌ برگشتند اما رسول‌ خداص پانزده‌ روز منتظر وحي‌ باقي‌ ماندند وخداوند متعال‌ برايشان‌ در اين‌باره‌ وحيي‌ نفرستاد، به‌ علاوه‌ جبرئيل‌(ع) نيز نزدشان ‌نيامد تا آن‌كه‌ در مكه‌ غلغله‌ افتاد كه‌: محمد به‌ ما «فردا» را وعده‌ داد و امروز پانزده‌ روز از آن‌ وعده‌اش‌ گذشته‌ و هيچ‌ خبري‌ هم‌ از سوي‌ وي‌ نيست‌! رسول‌ خداص از درنگ‌ وحي‌ سخت‌ اندوهناك‌ شدند و سخنان‌ مشركان‌ مكه‌ برايشان‌ دشوار آمد. سپس‌ جبرئيل‌(ع) از سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ سوره‌ «كهف‌» را برايشان‌ فرود آورد كه‌ در آن‌، ضمن‌ اين‌كه‌ پروردگار متعال‌ پيامبر خويش‌ را از اندوهگين‌شدن‌ بر كفر كفار برحذر مي‌دارد، داستان‌ جوانان‌ كهف‌، داستان‌ مرد گردشگر (ذوالقرنين‌) و داستان‌ خضر و موسي‌ علیهماالسلام را نيز در آن‌ بيان‌ مي‌كند و از روح‌ هم‌ كه‌ در سوره ‌«اسراء» پاسخ‌ داد.
 
آيه  201
‏متن آيه : ‏
‏ وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آنان‌ كساني‌ هستند كه‌ مي‌گويند: پروردگارا! به‌ ما در دنيا بهره‌ نيك‌ و در آخرت‌هم‌ بهره‌ نيك‌ عطا فرما و ما را از عذاب‌ دوزخ‌ درامان‌ بدار» كه‌ اينان‌ مؤمنانند. بهره‌نيك‌ دنيا: چيزهايي‌ است‌ كه‌ نيكوكاران‌ در دنيا طلب‌ مي‌كنند، چون‌ همسري‌ زيبا و شايسته، فرزنداني‌ صالح، روزيي‌ پاكيزه‌ و سلامتي‌ و عافيت‌. و بهره‌ نيك‌آخرت: خشنودي‌ پروردگار رحمان‌، حور عين‌ و ديگر پاكيزگي‌هايي‌ است‌ كه‌خداوند(ج) در آن‌ براي‌ پرهيزگاران‌ نيكوكار وعده‌ داده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ آمده‌ است: «بيشترين‌ دعايي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص آن‌ رامي‌خواندند، همين‌ دعاي‌ «ربنا اتنا...» بود.
 
سوره كهف 
 
سوره كهف آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا ‏
 
‏ترجمه : ‏
در نخستين‌ آيه‌، خداوند(ج) بندگانش‌ را تعليم‌ مي‌دهد تا او را در برابر نعمت‌هايي‌ كه‌ برايشان‌ ارزاني‌ داشته‌ است‌ و از آن‌ جمله‌ بر نعمت‌ بزرگ ‌فرود آوردن‌ قرآن‌، سپاس‌ و ستايش‌ گويند:
«همه‌ ستايش‌ها خدايي‌ راست‌ كه‌ كتاب‌ را» يعني‌: قرآن‌ را «بر بنده‌ خود فروفرستاد» تا او را به‌ وسيله‌ آن‌ بر اسرار توحيد، احو ال‌ فرشتگان‌ و انبيا(ع) و بر احكام‌ شرعي‌اي‌ كه‌ او و امتش‌ را بدانها مكلف‌ و متعبد ساخته‌ است‌، آگاه‌ گرداند «و در آن‌ هيچ‌گونه‌ كجي‌اي‌ ننهاد» بنابراين‌، در قرآن‌ هيچ‌گونه‌ تناقض‌ و اختلافي‌ در لفظ يا معني‌ وجود ندارد و در عين‌ حال‌، هيچ‌ چيز در آن‌ خالي‌ از حكمت‌ نيست‌.
 سوره كهف آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قَيِّماً لِّيُنذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كتابي‌ قيم‌» يعني‌: قرآن‌ كتابي‌ است‌ راست‌ و درست‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ كجي‌ و انحراف‌ و ميلي‌ به‌سوي‌ افراط و تفريط نيست‌. البته‌ فايده‌ جمع‌ كردن‌ ميان‌ نفي ‌كجي‌ و اثبات‌ استقامت‌، تأكيد است‌ زيرا چه‌ بسيار چيزهاي‌ راست‌ و مستقيمي ‌هستند كه‌ چون‌ نيك‌ تأمل‌ شود، اندك‌ كجي‌اي‌ در آنها مشاهده‌ مي‌شود پس‌ اين‌تعبير، بر نفي‌ وجود كمترين‌ كجي‌اي‌ در قرآن‌ كريم‌ تأكيد مي‌گذارد. به‌قولي‌: قرآن ‌بر كتب‌ آسماني‌ ما قبل‌ خود قيم‌؛ يعني‌ نگهبان‌، شاهد و مصدق‌ است‌.
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج) كتاب‌ خود را به‌ استقامت‌ وصف‌ كرد، حكمت ‌فرودآوردنش‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند: «تا بيم‌ دهد» كافران‌ را «به‌ عذابي‌سخت‌» بأس‌: عذاب‌ است‌ «از جانب‌ خود» يعني‌: اين‌ عذاب‌ سخت‌ از نزد حق‌ تعالي‌ فرود مي‌آيد «و تا مؤمناني‌ را كه‌ كارهاي‌ شايسته‌ مي‌كنند مژده‌ دهد به‌ اين‌كه ‌براي‌ آنان‌ پاداشي‌ نيكوست‌» آن‌ پاداش‌ بهشت‌ است‌ كه‌ هر چه‌ در آن‌ است‌، نيكوست‌.
سوره كهف آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ مؤمنان‌ شايسته‌كار؛ «ماندگارند در آن‌» يعني‌: در آن‌ پاداش‌ نيكو «جاودانه‌» يعني‌: به‌ ماندني‌ هميشگي‌ كه‌ هرگز آن‌ را گسست‌ و پاياني‌ نيست‌.
 
سوره كهف آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تا بيم‌ دهد كساني‌ را كه‌ گفتند: خداوند فرزندي‌ گرفته‌ است‌» آنان‌ يهود ونصاري‌ و بعضي‌ از كفار