 قريش‌ بودند كه‌ گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند. شكي ‌نيست‌ كه‌ نسبت ‌دادن‌ فرزند به‌سوي‌ خداي‌ سبحان‌، از زشت‌ترين‌ انواع‌ كفر است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2485.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2486.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2487.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2488.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2489.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2490.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2491.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2492.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2493.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2494.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2495.txt">آيه  15</a></body></html>سوره كهف آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ اين‌ امر» يعني‌: به‌ فرزند داشتن‌ خداي‌ سبحان‌، يا به‌ اين‌كه‌ او فرزندي ‌برگرفته‌ است‌ «نه‌ خودشان‌ علمي‌ دارند و نه‌ پدرانشان‌» يعني‌: خود و پيشينيانشان ‌دليل‌ روشني‌ بر اين‌ امر كه‌ خداي‌ سبحان‌ فرزندي‌ گرفته‌ است‌ ندارند بلكه‌ پدرانشان ‌در اين‌ پندار و گمان‌ خويش‌، بر جهل‌ و گمراهي‌ قرار داشتند و فرزندانشان‌ نيز ازآنان‌ تقليد كرده‌ و همگي‌ گمراه‌ شدند «بزرگ‌ سخني‌ است‌ كه‌ از دهانشان ‌برمي‌آيد» به‌ كدامين‌ جرأت‌ چنين‌ سخني‌ را بر زبان‌ آوردند! «جز دروغ‌نمي‌گويند» دروغي‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ ذره‌اي‌ از صدق‌ و راستي‌ در آن‌ نيست‌.
 
سوره كهف آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر تو جان‌ خود راكشنده‌اي‌» يعني‌: هلاك‌كننده‌ خويش‌ هستي‌ «در پي‌آنان‌» يعني‌: در پي‌ روگرداني‌ و اعراض‌ كفار «اگر به‌ اين‌ سخن‌» يعني‌: به‌ قرآن ‌«ايمان‌ نياورند، از اندوه‌» اسفا: يعني‌ از خشم‌ يا اندوه‌ بر اين‌ افترايشان‌ و بر ساير كفرورزي‌ هايشان‌. يعني‌: اي‌ محمد! كار را بر خود آسان‌ بگير زيرا مأموريتي‌ كه ‌تو براي‌ انجام‌ آن‌ برانگيخته‌ شده‌اي‌، فقط ابلاغ‌ رسالتي‌ است‌ كه‌ ما بر دوش‌ تو نهاده‌ايم‌ و تو هرگز به‌ اين‌ مكلف‌ نيستي‌ كه‌ ايمان‌ را در دلهايشان‌ وارد كرده‌ و خود را در حسرت‌خوردن‌ بر كفرشان‌ تلف‌ گرداني‌.
 
سوره كهف آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌ آنچه‌ را كه‌ بر زمين‌ است‌، ما براي‌ آن‌ آرايشي‌ قرار داديم‌» يعني‌: ما آنچه‌ را كه‌ صلاحيت‌ آراستگي‌ براي‌ زمين‌ را دارد؛ مانند حيوانات‌، نباتات‌ و جمادات‌ و آنچه‌ كه‌ به‌ بشر اختراع‌، اكتشاف‌ و ساختن‌ آن‌ را الهام‌ كرده‌ايم‌؛ مانند تأسيسات‌، ساختمانها، البسه‌، كالاهاي‌ مصنوعي‌ و غيره‌...  را براي‌ زمين‌ آرايشي ‌قرار داديم‌ «تا آنان‌ را بيازماييم‌ كه‌ كدام‌ يك‌ از آنان‌ نيكوكارترند» آيا اين‌ يكي‌ عمل‌ نيكوتري‌ دارد يا آن‌ يكي‌؟ و تا بيازماييم‌ كه‌ كدام‌ يك‌ از آنان‌ در كاربرد مال‌، منصب‌، قدرت‌ و ديگر مواهبي‌ كه‌ به‌ وي‌ داده‌ شده‌، صالح‌تر و شايسته‌تر است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «در حقيقت‌ دنيا شيرين‌ و خرم‌ است‌ و همانا خداوند متعال‌ جانشين‌ كننده‌ شما در آن‌ مي‌باشد پس‌ مي‌نگرد كه‌ چگونه‌ عمل ‌مي‌كنيد».
 
سوره كهف آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيداً جُرُزاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ از زوال‌ و فناي‌ دنيا خبر داده‌ مي‌فرمايد: «و ما البته‌» در هنگام ‌به‌ پايان‌ رسيدن‌ عمر دنيا «آنچه‌ را كه‌ بر آن‌ است‌» يعني‌ بر زمين‌ است‌ از آن ‌آرايش‌ها «ميداني‌ هموار» و بياباني‌ صاف‌ و «بي‌گياه‌ خواهيم‌ ساخت‌» كه‌ در آن‌ نه ‌زراعتي‌ است‌ و نه‌ زينتي‌، همانند كشتزاري‌ كه‌ ملخ‌ آن‌ را خورده‌ باشد.
سوره كهف آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ به‌ بيان‌ داستان‌ اصحاب ‌«كهف‌» مي‌پردازد. گفتني‌ است ‌كه ‌حكمت‌ در وقوع‌ رخداد «اصحاب‌كهف‌»، راه‌نمودن‌ انسانها به‌ امكان‌ وقوع‌ رستاخيز بعد از مرگ‌ و دادن‌ اين‌ استنباط به‌ آنان‌ است‌ كه‌ اگر آخرت‌ حق‌ است‌ ـ كه‌ حق‌ است‌ ـ ديگر آرايش‌هاي‌ دنيا در برابر آن‌ قدر و بهايي‌ ندارد.
«آيا پنداشتي‌ كه‌ اصحاب‌ كهف‌ و رقيم‌ از جمله‌ نشانه‌هاي‌ ما، شگفت‌آور بودند» يعني‌: اي‌ محمد! مگر پنداشتي‌ كه‌ فقط داستان‌ اصحاب‌ كهف‌ و رقيم‌ كه‌ از نشانه‌هاي‌ ماست‌، شگفت‌ آور بود؟ نه‌! چنين‌ مپندار زيرا همه‌ آيات‌ ونشانه‌هاي‌ ما بسان‌ اين‌ نشانه‌ ـ بلكه‌ بيشتر از آن‌ ـ شگفت‌آورند. كهف‌: يعني‌ غاري ‌در كوه‌. رقيم‌: نام‌ وادي‌ يا قريه‌ يا سنگ‌نوشته‌اي‌ است‌ كه‌ نامهاي‌ اصحاب‌ كهف ‌در آن‌ حك‌ شده‌ بود. ابن‌كثير ترجيحا بر آن‌ است‌ كه‌ رقيم‌: همان‌ سنگ‌نوشته ‌(لوح‌) است‌.
مورخان‌ در اين‌ امر كه‌ غار اصحاب‌ كهف‌ در كجا واقع‌ شده‌، اختلاف‌ نظر دارند؛ بعضي‌ بر آنند كه‌ اين‌ غار در وادي‌اي‌ نزديك‌ عقبه‌ ـ جنوب‌فلسطين‌ ـ قرار دارد، بعضي‌ آن‌ را در نينوي‌ از سرزمين‌ موصل‌ كه‌ در شمال‌ عراق ‌واقع‌ است‌، پنداشته‌اند، بعضي‌ مي‌گويند: اين‌ غار در جنوب‌ تركيه‌ در محلي‌ به‌ نام ‌طرسوس‌ از بلاد روم‌ سابق‌ واقع‌ شده‌ است‌. البته‌ همه‌ اين‌ اقوال‌ نيازمند دليل‌اند.پس‌ بهتر است‌ بگوييم‌: خداوند(ج) خود به‌ مكان‌ آن‌ غار داناتر است‌ و اگر در تعيين‌ مكان‌ آن‌ مصلحتي‌ ديني‌ نهفته‌ بود، قطعا حق‌ تعالي‌ و پيامبرش‌ ما را به‌ آن ‌راهنمايي‌ مي‌كردند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هيچ‌ چيز از آنچه‌ كه‌ شما را به‌ بهشت‌ نزديك‌ مي‌كند و از دوزخ‌ دور مي‌گرداند باقي‌ نگذاشتم‌  مگر اين‌كه‌ از آن‌ آگاهتان‌ كردم‌».
 
آيه  202
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينانند كه‌ از» جنس‌ «آنچه‌ كه‌ به‌عمل‌ آورده‌اند» با حج‌ و دعاي‌ مذكور «آنان‌ را بهره‌اي‌ است‌ و الله سريع‌الحساب‌ است‌» زيرا او را كاري‌ از كار ديگري‌ به‌خود مشغول‌ نمي‌گرداند، و چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌؛ او تمام‌ خلق‌ را درمدت‌ نصف‌ روز از ايام‌ دنيا محاسبه‌ مي‌كند.
 
 سوره كهف آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ ك