
«و با كساني‌كه‌ پروردگار خود را به‌ صبح‌ و شام‌ ياد مي‌كنند» با استمرار بر نيايش‌ ودعا در تمام‌ اوقات‌، يا در دو طرف‌ روز «شكيبايي‌ پيشه‌ كن‌» خداي‌ سبحان‌ به‌ حبيبش‌ دستور مي‌دهد كه‌ خود را با گروه‌ فقراي‌ مؤمنان‌ هماوا، همراه‌، پايدار ومقيد گرداند «خشنودي‌ او را مي‌خواهند» يعني‌: ايشان‌ گروهي‌ هستند كه‌ از عبادت‌ و دعايشان‌ فقط خواهان‌ خشنودي‌ حق‌ تعالي‌ هستند «و بايد كه‌ چشمانت‌ از آنان‌ درنگذرد» يعني‌: از آن‌ فقراي‌ مؤمن‌ چشم‌ برمگير تا به‌ غيرشان‌ از صاحبان‌ شوكت ‌و زينت‌ مشغول‌ گردي‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: چشمانت‌ ايشان‌ را حقير ننگرند «كه‌ آرايش‌ زندگي‌ دنيا» يعني‌: همنشيني‌ با اهل‌ شرف‌ و سرمايه‌، يا زينت‌ و تجمل‌ دنيا «را بخواهي‌ و از آن‌ كس‌ كه‌ دلش‌ را از ياد خود غافل‌ ساخته‌ايم‌» با مهر كوبيدن‌ برآن‌ «فرمان‌ مبر» همانند اين‌ گروهي‌ كه‌ به‌ دنيا مشغول‌ بودند و از رسول‌ خداص خواستند تا فقرا را از مجلس‌ خويش‌ دور گرداند «و» بدان‌ كه‌ اينان‌ همان‌ كساني‌ هستند كه‌ «از هوي‌ و هوس‌ خود پيروي‌ كرده‌» و آن‌ را بر حق‌ ترجيح‌ داده‌اند وبنابراين‌، شرك‌ را بر توحيد برگزيده‌اند «و اساس‌ كارش‌ بر از حد گذشتن ‌است‌» فرطا: از تفريط است‌، تفريط عبارت‌ است‌ از: ضايع ‌كردن‌ حق‌ خدا(ج) وكوتاهي‌ در امر وي‌ به‌ سبب‌ جهالت‌.
سلمان‌ فارسي‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: مؤلفه‌القلوب‌ ـ عيينه‌بن‌ حصن‌ و اقرع‌بن‌ حابس‌ و منسوبانشان‌ ـ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و گفتند: يا رسول‌الله! حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر شما در صدر مجلس‌ بنشينيد و اين‌ گروه‌ و بوي‌ بد جبه‌هايشان‌ را از ما دور سازيد ـ منظورشان‌ سلمان‌، ابوذر، عبدالله بن‌مسعود و فقراي‌ مسلمان  بودند كه‌ جبه‌هايي‌ پشمينه‌اي‌ بر تن‌ داشتند وجز اين‌ ديگر لباسي‌ بر تنشان‌ نبود ـ ما در مجلس‌ شما مي‌نشينيم‌ و از شما احكام‌ و مواعظ را مي‌گيريم‌؛ همان‌ بود كه‌ آيه‌: ﴿‏ وَاتْلُ مَا أُوحِيَ...﴾ تا ﴿إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً  ...﴾ نازل‌ شد و اين‌ اشراف‌پيشگان‌ بزرگ‌منش‌ را به‌ دوزخ‌ تهديد نمود. پس ‌رسول‌ خداص بي‌درنگ‌ بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ برخاستند و به‌ جست‌وجوي‌ اين ‌گروه‌ از فقراي‌ مسلمان‌ پرداختند تا ايشان‌ را در آخر مسجد مشغول‌ ذكرخدا(ج) يافتند پس‌ فرمودند: «ستايش‌ بر خدايي‌ كه‌ مرا نميراند تا آن‌كه‌ مرا به‌حبس ‌كردن‌ نفسم‌ با مرداني‌ از امتم‌ فرمان‌ داد. اي‌ فقراي‌ مسلمان‌! زندگي‌ و مرگ ‌من‌ با شماست‌».
 
سوره كهف آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بگو» به‌ اين‌ گروه‌ غافل‌ استكبارپيشه‌ «حق‌ از سوي‌ پروردگارتان‌ رسيده‌ است‌» نه‌ از سوي‌ غير وي‌ تا در آن‌ تبديل‌ و تغييري‌ ممكن‌ باشد. يعني‌: من‌ اين ‌دين‌ حق‌ را از نزد خود براي‌ شما نياورده‌ام‌ بلكه‌ آن‌ را فقط ازسوي‌ الله(ج) آورده‌ام‌ «پس‌ هركه‌ بخواهد ايمان‌ آورد» لفظ، لفظ مشيئت‌ است‌ و مراد از آن‌ امر مي‌باشد «و هركه‌ بخواهد كافر شود» لفظ، لفظ مشيئت‌ است‌ و مراد از آن‌ خبر دادن‌ مي‌باشد. يعني‌ مادامي‌ كه‌ حق‌ همين‌ است‌ پس‌ كسي‌كه‌ كافر و گمراه‌ مي‌شود، جز بر خود ستم‌ نمي‌كند و جز به‌ زيان‌ خود گمراه‌ نمي‌شود «بي‌گمان‌ ما براي ‌ستمگران‌» يعني‌: براي‌ كساني‌ كه‌ كفر به‌ خداي‌ عزوجل‌ و انكار پيامبرانش‌ را انتخاب‌ كرده‌اند «آتشي‌» بزرگ‌ را «آماده‌ كرده‌ايم‌ كه‌ سراپرده‌هايش‌ آنان‌ را در برمي‌گيرد» سرادق‌: خانه‌ ساخته‌ شده‌ از قماش‌ است‌. پس‌ آيه‌كريمه‌ آتشي‌ را كه‌ به ‌آنان‌ احاطه‌ مي‌كند، به‌ سراپرده‌اي‌ تشبيه‌ كرده‌ كه‌ بر هركه‌ در درون‌ آن‌ است‌، احاطه‌ مي‌كند و او را دربر مي‌گيرد «و اگر فرياد كنند» و فريادرسي‌ جويند تا ازگرماي‌ آتش‌ نجاتشان‌ دهد «به‌ نوشانيدن‌ آبي‌ مانند فلز گداخته‌ به‌ داد آنان‌ رسيده‌ شود» مهل‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ آتش‌ گداخته‌ شود از معادن‌ زمين‌؛ مانند آهن‌، مس‌ و سرب‌. به‌قولي‌: مهل‌، رسوب‌ روغن‌ است‌ «كه‌ چهره‌ها را بريان‌ مي‌كند» به‌سبب‌ داغي‌ خويش‌ «وه‌! چه‌ بد آشاميدني‌اي‌ است‌» اين‌ نوشابه‌ آنان‌ «و چه‌ بد آرامگاهي‌ است‌» اين‌ دوزخي‌ كه‌ آنان‌ براي‌ راحتي‌ خود آن‌ را دربر گرفته‌ و در آن‌به‌ استراحت‌ مي‌پردازند!! تعبير «آرامگاه‌» براي‌ دوزخ‌، از باب‌ تهكم‌ و استهزاي ‌آنهاست‌.
اين‌ آيه‌ بيدار باشي‌ است‌ به‌ كساني‌ كه‌ مناصب‌، مقامات‌ و هوي‌ نفس‌، مانند خوراكي‌ها، نوشابه‌ها و غير آن‌ از برخورداري‌ها را بر طاعت‌ خداوند متعال ‌ترجيح‌ مي‌دهند.
 
سوره كهف آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ حق‌ تعالي‌ حال‌ بدبختان‌ سيه‌روز را ذكر كرد، در اينجا حال ‌نيكبختان‌ را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» بدانند كه‌ «يقينا ما پاداش‌ كسي‌ را كه‌ نيكوكاري‌ كرده‌ است‌، ضايع ‌نمي‌كنيم‌» در آخرت‌. سوره كهف آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَاباً خُضْراً مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنانند كه‌ بهشتهاي‌ عدن‌ به‌ ايشان‌ اختصاص‌ دارد» عدن‌: اقامت‌ هميشگي‌ است‌، يعني‌: ايشان‌ علي‌الدوام‌ در آن‌ بهشت‌ها ماندگارند «از فرودست‌شان‌» يعني‌: از زير غرفه‌ها و از زير درختان‌ آن‌ بوستانها «جويبارها جاري‌است‌، در آنجا با دست‌بندهايي‌ از طلا آراسته‌ مي‌شوند» سوار: زينتي‌ است‌ كه‌ بر بازو نهاده‌ مي‌شود و اين‌ زينت‌ شاهان‌ و زنان‌ در دنياست‌ كه‌ در بهشت‌ مردان‌ نيز به‌ آن ‌آراسته‌ مي‌شوند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خداص فرمودند: «زيور مؤمن‌ در بهشت‌ تا جايي‌ مي‌رسد كه‌ آب‌ وضو به‌آن‌ مي‌رسد». «و جامه‌هاي‌ سبز از سندس‌ و استبرق‌ مي‌پوشند» سندس‌: ابريشم ‌نازك‌ و استبرق‌: ابريشم‌ ستبر ا