ست‌ كه‌ آن‌ را ديبا مي‌نامند. رنگ‌ سبز را مخصوص‌ساخت‌ زيرا اين‌ رنگ‌ با چشم‌ سازگار است‌ و نيكوترين‌ رنگهاست‌. چنان‌كه‌ علم‌ «الوان‌» جديدا به‌ خصوصيات‌ بسيار اعجاب‌ انگيز اين‌ رنگ‌ پي‌ برده‌ است‌ «درآنجا بر تختها تكيه‌ مي‌زنند» تخت‌هايي‌ كه‌ بر آنها پرده‌ها و تشك‌ها قرار دارد، يا در آنجا سريرهايي‌ نرم‌ و راحت‌ قراردارد كه‌ خانه‌ و حجله‌ عروس‌ را به‌ آن‌ مي‌آرايند «نيك‌ پاداشي‌ است‌» اين‌ پاداشي‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ آنها داده‌ است‌ «ونيكو تكيه‌گاهي‌ است‌» اين‌ متكاها و سريرها.
 
سوره كهف آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنان‌ مثلي‌ بزن‌ دو مرد را» يعني‌: براي‌ كساني‌كه‌ به‌ دنيا و آرايش‌هاي‌ آن‌ فخر مي‌كنند و از همنشيني‌ با فقرا احساس‌ حقارت‌ مي‌نمايند، آن‌ دو مرد را مثل ‌بزن‌ كه‌ يكي‌ از آنها مؤمن‌ و ديگري‌ كافر بود؛ «كه‌ به‌ يكي‌ از آنها» كه‌ كافر بود «دوباغ‌ از درختان‌ انگور» متنوع‌ و گوناگون‌ «داديم‌ و پيرامون‌ آن‌ دو باغ‌ را با درختان‌ خرما پوشانديم‌» يعني‌: بر گرداگرد آن‌ دو باغ‌ از تمام‌ جوانب‌ درختان‌ خرما را رويانديم ‌«و ميان‌ آن‌ دو» باغ‌ «كشتزاري‌ قرار داديم‌» كه‌ بر رونق‌ و بهجت‌ و غناي‌ آن ‌مي‌افزود. به‌ قولي‌: آن‌ دو مرد، دو برادر از بني‌اسرائيل‌ بودند. به‌ قولي‌ ديگر: آنها دو برادر از مردم‌ مكه‌ و از قبيله‌ بني‌ مخزوم‌ بودند؛ يكي‌ به‌ نام‌ اسود كه‌ كافر بود وديگري‌ به‌ نام‌ ابي‌سلمه‌ كه‌ مؤمن‌ بود.
سوره كهف آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر يك‌ از اين‌ دو باغ‌ اكل‌ خود را داد» اكلها: يعني‌ محصول‌ و ثمر وباروبر خود را «و از محصول‌ هيچ‌ كم‌ نكرد» برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ عادتا در ساير باغها مشاهده‌ مي‌شود زيرا باغها غالبا يك‌ سال‌ ميوه‌ بسيار و سال‌ ديگر ميوه‌ كم‌ مي‌دهند «و ميان‌آن‌ دو جويباري‌ روان‌ كرده‌ بوديم‌» تا دائما و بي‌ انقطاع‌ آن‌ دو باغ‌ را آبياري‌ كند.
سوره كهف آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ او» يعني‌: براي‌ صاحب‌ آن‌ دو باغ‌ «ميوه‌ فراوان‌ بود» يعني‌: صاحب‌ آن‌ دو باغ‌ بجز ميوه‌هاي‌ انگور و خرما، صاحب‌ بهره‌هاي‌ ديگر از زر و سيم‌ و ساير انواع‌ ميوه‌ها نيز بود. به‌قولي‌: مراد از ثمر در اينجا مال‌ و ثروت‌ از طلا و نقره ‌است‌ «پس‌ به‌ رفيقش‌» يعني‌: به‌ برادر مؤمنش‌ «گفت‌ درحالي‌كه‌ با او گفت‌وگو مي‌كرد» يعني‌: در حالي‌ كه‌ با او جدال‌ لفظي‌ داشت‌ و بر او فخر مي‌فروخت‌؛ «من‌از تو در مال‌ بيش‌ و به‌ اعتبار حشم‌ نيرومندترم‌» يعني‌: من‌ نسبت‌ به‌ تو در تحقق ‌خواسته‌هايم‌ نيرومندتر و موفق‌ترم‌ زيرا من‌ خدم‌ و حشم‌ بسياري‌ را به‌ خدمت‌ مي‌گيرم‌. بدين‌سان‌ بود كه‌ مال‌ و ثروتش‌ او را ـ همانند هر سرمايه‌دار مغرور ديگري‌ ـ به‌ كبر و غرور كشانيده‌ بود. گفتني‌ است‌ كه‌ فخر ورزيدن‌ به‌ سرمايه‌، غره‌شدن‌ به‌ دنيا و برتري‌منشي‌ بر ديگران‌ با تكيه‌ بر ثروت‌ و پول‌، حال‌ و وضع‌دائمي‌ توانگران‌ است‌؛ مگر كساني‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ برآنان‌ رحم‌ كرده‌ باشد ـ پناه ‌بر خداوند(ج) از چنين‌ حالي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2519.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:2520.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2521.txt"> آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2522.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:2523.txt">آيه  39-40</a><a class="text" href="w:text:2524.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2525.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:2526.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2527.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2528.txt">آيه  45</a></body></html>سوره كهف آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و داخل‌ باغش‌ شد» مفسران‌ مي‌گويند: آن‌ شخص‌ مغرور و متكبر با اين‌ هدف ‌كه‌ ثروت‌ و مكنت‌ خود را به‌ رخ‌ برادر مسلمان‌ خود بكشد، دست‌ وي‌ را گرفت‌ واو را به‌ باغ‌ خويش‌ برد، او را در آن‌ مي‌گردانيد و عجايب‌ و زيبايي‌هاي‌ آن‌ را به‌وي‌ نشان‌ مي‌داد «درحالي‌كه‌ او به‌ خود ستمكار بود» با كفر و عجب‌ و خودنگري ‌خويش‌ «گفت‌» آن‌ كافر از فرط غفلت‌، طول‌ أمل‌، قلت‌ عقل‌ و ضعف‌ يقين ‌«گمان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ هرگز اين‌» باغ‌ «نابود شود».
 
	آيه  204
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از مردمان‌ كسي‌ هست‌ كه‌ سخن‌ او، تو را درباره‌ زندگاني‌ دنيا به‌ شگفت‌ مي‌آورد» از آن‌ روي‌ كه‌ سخنش‌ باب‌ طبع‌ تو و نمايانگر ايمان‌ و خير است‌. مراد از آنان: منافقانند كه‌ با سخنان‌ چرب‌ و نمكين‌، ايمان‌ را آشكار و كفر را پنهان‌ مي‌دارند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، درباره‌ منافقي‌ به‌نام‌ «اخنس‌بن‌ شريق‌» نازل‌ شد كه‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ با سخنان‌ شيرين‌ خويش ‌اظهار مسلماني‌ كرد و همين‌كه‌ از نزدشان‌ خارج‌ شد، در راه‌ برگشت‌ خود، زمينهاي‌ زراعتي‌ مسلمانان‌ را سوزانده‌ و چهارپايانشان‌ را پي‌ و نابود كرد.
«و» آن‌ منافق‌ «خدا را بر آنچه‌ در دل‌ دارد، گواه‌ مي‌گيرد» يعني: سوگندهايي‌جدي‌ مي‌خورد و به‌ پيامبرص مي‌گويد: خداگواه‌ است‌ كه‌ شما چه‌قدر در قلب‌ من‌ محبوب‌ هستيد! يا خداگواه‌ است‌ كه‌ من‌ چه‌اندازه‌ به‌ اسلام‌ وفادار و متعهد هستم‌! «و حال‌ آن‌ كه‌ او سخت‌ترين‌ دشمنان‌ است‌».
 
سوره كهف آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِّنْهَا مُنقَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گمان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ قيامت‌ برپا شود» به‌ اين‌ ترتيب‌، او منكر رستاخيز گشته‌ وبرادرش‌ را از كفر خود به‌ فناي‌ دنيا و برپايي‌ قيامت‌ خبر داد «و اگر هم‌ به‌سوي‌پروردگارم‌ بازگردانده‌ شوم‌، قطعا بهتر از اين‌ را در بازگشت‌ خواهم‌ يافت‌» او پنداشت‌كه‌ اگر هم‌ به‌فرض‌ و تقدير ـ چنان‌كه‌ رفيقش‌ عقيده‌ دارد ـ به‌سوي‌ پروردگار متعال‌ باز گردانده‌ شود، پروردگار به‌ او در آخرت‌ بهتر از اين‌ باغ‌ را خواهد داد. البته‌ او اين‌ سخن‌ را 