ايي ‌مي‌اندازد تا يكي‌ به‌ ديگري‌ نرسد پس‌ مراد از موبق‌: ورطه‌ و مهلكه‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مجرمان‌ آتش‌ دوزخ‌ را مي‌بينند و گمان‌ مي‌كنند كه‌ درآن‌ خواهند افتاد» گمان‌ دراينجا به‌ معني‌ علم‌ و يقين‌ است‌، يعني‌: مي‌دانند و يقين‌ دارند كه‌ به‌ دوزخ‌ فرومي‌افتند «و از آن‌، جاي‌ بازگشتن‌ نيابند» يعني‌: از دوزخ‌ گريزگاهي‌ نيابند كه‌ به‌ آن ‌بگريزند، يا پناهگاهي‌ نيابند كه‌ به‌ آن‌ پناه‌ برند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2539.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:2540.txt"> آيه  55</a><a class="text" href="w:text:2541.txt"> آيه  56</a><a class="text" href="w:text:2542.txt">آيه  57</a><a class="text" href="w:text:2543.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:2544.txt">آيه  59</a><a class="text" href="w:text:2545.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:2546.txt">آيه  61</a></body></html>سوره كهف آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ مقام‌ كه‌ مقام‌ برپاداشتن‌ حجت‌ عليه‌ مشركان‌ است‌، خداي‌ عزوجل‌ نعمت‌ خويش‌ بر خلقش‌ را با نزول‌ قرآن‌ به‌ ياد مي‌آورد: «و به‌ راستي‌ گوناگون‌ بيان ‌كرديم‌» صرفنا: يعني‌ به‌ تكرار و گوناگون‌ بيان‌ كرديم‌ «در اين‌ قرآن‌ براي ‌مردم‌» يعني‌: به‌خاطر آنان‌ و براي‌ رعايت‌ مصلحت‌ و منفعت‌ آنان‌ «از هرگونه ‌مثلي‌» مانند مثلها و داستانهاي‌ ذكر شده‌ در اين‌ سوره‌ و سوره‌هاي‌ ديگر را «و انسان‌ بيش‌ از هر چيز جدل‌ پيشه‌ است‌» يعني‌: انسان‌ بيشتر از هر موجودي‌ كه ‌جدل ‌كردن‌ از او متصور مي‌باشد، جدل‌ پيشه‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌بن‌ابي‌طالب‌(رض)  آمده‌ است‌ : شبي‌ رسول‌ خداص بر در اتاق‌ من‌ و فاطمه‌ كوبيدند و فرمودند: «آيا شما دو تن‌ نماز نمي‌گزاريد؟» گفتم‌: يا رسول‌الله! بي‌گمان‌ جانهايمان‌ در يد حق‌ تعالي‌ است‌ پس‌ هرگاه‌ كه‌ بخواهد، ما را از خواب ‌برمي‌انگيزد. چون‌ اين‌ سخن‌ را گفتم‌، رسول‌ خداص از پشت‌ در بازگشتند وپاسخي‌ به‌ من‌ ندادند ولي‌ در همان‌ حالي‌كه‌ مي‌رفتند شنيدم‌ كه‌ بر ران‌ خود مي‌زنند و مي‌گويند: ﴿وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً ‏﴾  .
حديث‌ فوق‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌: حجت‌ آوردن‌ به‌ قدر الهي‌ در نپيمودن‌ راه‌ كمال‌، مقرون‌ به‌ ادب‌ نيست‌.
 
آيه  206
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ او گفته‌ شود؛ از خدا پروا كن، نخوت‌ و تكبر او را به‌ گناه‌ مي‌كشاند» يعني: خود بزرگ‌بيني‌ او را از قبول‌ پند و اندرز باز مي‌دارد، به‌خاطر گناهي‌ كه‌ درقلب‌ وي‌ است‌ و علت‌ نفاقش‌ مي‌باشد. يا: غلبه‌ و چيرگي‌ هواي‌ نفس‌ بر او، وي‌ رابه‌ گناه‌ وامي‌دارد. يا: از سر استكبار و خود بزرگ‌بيني‌، مرتكب‌ كفر مي‌گردد «پس‌ جهنم‌ براي‌ او بس‌ است‌» به‌عنوان‌ سزا و عقاب‌ وي‌ «و چه‌ بد آرامگاهي‌است‌» مهاد: بستر آماده‌ شده‌ براي‌ خواب‌ است‌ و جهنم‌ از روي‌ تهكم‌ و ريشخند به ‌اين‌ نام‌ ناميده‌ شد زيرا محل‌ استقرار كفار مي‌باشد.
 
سوره كهف آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چيزي‌ مانع‌ مردم‌ نشد از اين‌كه‌ وقتي‌ هدايت‌» يعني‌: اسباب‌ هدايت‌؛ مانند كتاب‌ و پيامبر و وحي‌ «به‌سوي‌شان‌ آمد، ايمان‌ بياورند و از پروردگارشان‌ طلب ‌آمرزش‌ كنند  مگر به‌ انتظار آن‌كه‌ سنت‌ پيشينيان‌ براي‌ آنان‌ نيز پيش‌ آيد» سنت ‌پشينيان‌: يعني‌ عادتي‌ كه‌ گريبانگير آنان‌ شد از اين‌كه‌ ايمان‌ نياوردند و آمرزش ‌نطلبيدند تا سرانجام‌ مستحق‌ عذاب‌ شدند «يا» اين‌كه‌ «به‌ آنان‌ عذاب‌ گوناگون ‌بيايد» قبلا: عذاب‌ گوناگون‌ يا عذاب‌ رويارو و قابل‌ مشاهده‌ است‌. آري‌! به‌ رغم‌ مشاهده‌ معجزات‌ و بيان‌ روشن‌ وحي‌، كفار از همان‌ عصرهاي‌ نخستين‌ پديداري‌ كفر و انحراف‌، مردمي‌ تمردپيشه‌ بودند و از پيامبران‌ الهي‌ خواستار عذاب ‌مي‌شدند تا عذاب‌ مي‌آمد و ريشه‌شان‌ را برمي‌كند پس‌ كفار مكه‌ هم‌ بسان‌ پيشينيان‌ در انتظار آنند كه‌ همان‌ سنت‌ بر آنان‌ نيز تكرار شود.
 
	سوره كهف آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُواً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيامبران‌ را» يعني‌: حاملان‌ رسالت‌ خويش‌ به‌سوي‌ امتها را «جز بشارت‌دهنده‌» براي‌ مؤمنان‌ «و بيم‌دهنده‌» براي‌ كافران‌ «نمي‌فرستيم‌» يعني‌: به‌همين‌ دليل‌، پيامبران‌‡ امكان‌ آن‌ را ندارند كه‌ دلهاي‌ مردم‌ را به‌سوي‌ هدايت ‌سوق‌ دهند بلكه‌ اين‌ امكان‌ از آن‌ خداي‌ سبحان‌ و در اختيار اوست‌ «و كساني‌ كه‌كافر شده‌اند، به‌ باطل‌ مجادله‌ مي‌كنند تا به‌وسيله‌ آن‌ حق‌ را پايمال‌ گردانند» يعني‌: مي‌خواهند تا حق‌ را با جدال‌ و شبهه‌هاي‌ باطل‌ و بيهوده‌شان‌ نابود گردانيده‌ و آن‌ را با اين‌ سخنشان‌ به‌ پيامبران‌ ـ كه‌ شما جز بشري‌ مانند ما نيستيد ـ و امثال‌ آن‌ از سخنان‌ بيهوده‌، ابطال‌ كنند «و» كافران‌ «آيات‌ من‌ را» يعني‌: قرآن‌، حجت‌ها و خوارق‌ عادات‌ پيامبران‌ را «و آنچه‌ را كه‌ بدان‌ بيم‌ داده‌ شده‌اند» از هشدارها وتهديدها «به‌ تمسخر» و ريشخند «گرفتند».
 
	سوره كهف آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ستمكارتر از كسي‌ كه‌ به‌ آيات‌ پروردگارش‌ پند داده‌ شده‌ و از آن‌ روگردان ‌شد» و چنان‌ كه‌ بايد در آن‌ تدبر و تفكر نكرد و به‌ آن‌ ايمان‌ نياورد «وفراموش‌ كرد آنچه‌ را دستهاي‌ وي‌ پيش‌ فرستاده‌ است‌» از كفر و گناهان‌ لذا از آنها توبه‌ نكرد؟ يعني‌: كسي‌ ستمكارتر از چنين‌ كسي‌ كه‌ دستاورد و كاروكردار پيشين‌خود را فراموش‌ كند، نيست‌ «همانا ما بر دلهايشان‌ پرده‌هايي‌ كشيده