 اينجا نفي‌ شده ‌است‌، دريافتن‌ و احاطه ‌نمودن‌ بر حق‌ عالي‌ است‌، نه‌ اصل‌ رؤيت‌ وي‌؛ زيرا مؤمنان‌، خداوند متعال‌ را در آخرت‌ مي‌بينند چنان‌كه‌ خود مي‌فرمايد: ﴿‏ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ‏‏ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ‏     ﴾ : (در آن‌ روز، صورتهايي‌ شاداب‌ و مسرورند و به‌ پروردگار خويش‌ مي‌نگرند) «القيامه/‌24 ـ 23». همچنان‌ ديدن‌ حق‌ تعالي‌ در آخرت‌ با احاديث‌ متواتر ـ به‌ چنان‌ تواتري‌ كه‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ را در آن‌ راهي‌ نيست‌ ـ نيز ثابت‌ شده‌ است‌ «و او ديدگان‌ را درمي‌يابد» يعني: حق‌ تعالي ‌به‌ آنها احاطه‌ مي‌كند و به‌ كنه‌ و حقيقت‌ آنها مي‌رسد به ‌طوري‌ كه‌ هيچ‌ پوشيده‌اي ‌از آنها بر او پنهان‌ نمي‌ماند.
از عكرمه‌ درباره‌ آيه: ﴿‏ لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ﴾   : (چشمها او را درنمي‌يابند)، سؤال ‌شد، در پاسخ‌ گفت: آيا شما آسمان‌ را نمي‌بينيد؟ گفتند: چرا؟ گفت: آيا همه ‌آن‌ را مي‌بينيد و نگاهتان‌ همه‌ آن‌ را احاطه‌ مي‌كند؟ گفتند: خير! گفت: پس‌ ديدن ‌خداوند متعال‌ در آخرت‌ نيز اين‌چنين‌ است‌. قتاده‌ مي‌گويد: «او بزرگتر از آن‌ است‌ كه‌ ديدگان‌ او را دريابند».
صاحب‌ تفسير «في‌ظلال‌ القرآن‌» مي‌گويد: «بينايي‌ بشر و حواس‌ و ادراكات ‌ذهني‌ او همه‌ براي‌ آن‌ آفريده‌ شده‌ تا او به‌ وسيله‌ آنها با اين‌ كائنات‌ تعامل‌ كرده‌ و به‌ تكليف‌ خلافت‌ در زمين‌ قيام‌ نمايد و آثار وجود الهي‌ را در صفحات‌ اين‌ هستي‌ آفريده‌ شده‌ درك‌ نمايد اما در باره‌ ذات‌ خداي‌ سبحان‌ بايد گفت‌ كه: قدرت ‌دريافت‌ وي‌ به‌ بشر داده‌ نشده‌ زيرا حادث‌ توان‌ آن‌ را ندارد كه‌ وجود ازلي‌ و ابدي ‌را ببيند... بگذريم‌ از اين‌ كه‌ قيام‌ به‌ امر خلافت‌ در زمين‌، مستلزم‌ ديدن‌ خداي‌ سبحان‌ نيز نيست‌... به‌ هر حال‌؛ اگر پيشينيان‌ گاهي‌ چنين‌ درخواستي‌ مي‌كردند، مي‌گوييم‌ كه‌ آنها ساده‌انديش‌ و كوته‌نظر بوده‌اند ولي‌ درخواست‌ معاصران‌ در اين ‌مورد را بر امري‌ جز سماجت‌ نمي‌توان‌ حمل‌ كرد زيرا اينان‌ از «اتم‌» و «الكترون‌» و «پروتون‌» و «نيوترون‌» سخن‌ مي‌گويند درحالي‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از آنها، اتم‌ والكترون‌ و امثال‌ آنها را نديده‌اند ولي‌ چون‌ آثار اين‌ پديده‌ها را مي‌بينند؛ وجود آنها را هم‌ مسلم‌ گرفته‌اند اما وقتي‌ براي‌ آنان‌ از وجود خداي‌ سبحان‌ سخن ‌مي‌رود، آن‌ هم‌ از طريق‌ آثار بي‌نهايتي‌ كه‌ وجود مطلق‌ وي‌ دارد؛ بي‌هيچ‌ دانش‌ و هدايت‌ و برهان‌ روشني‌، دراين‌ موضوع‌ جدال‌ مي‌كنند و خواهان‌ دليل‌ مادي ‌محسوس‌ مي‌گردند، گويي‌ اين‌ هستي‌ به‌ تمامي‌ خود و اين‌ زندگي‌ با همه ‌اعجوبه‌هايش‌ كافي‌ نيست‌ كه‌ در مقام‌ اين‌ دليل‌ قرار گيرد». «و اوست ‌لطيف‌» يعني: حق‌ تعالي‌ بر بندگانش‌ مهربان‌ است‌. لطف‌ از سوي‌ حق‌ تعالي: توفيق ‌و عصمت‌ اوست‌. بعضي‌ گفته‌اند: لطيف‌ كسي‌ است‌ كه‌ رازها را به‌ آساني‌ درك ‌مي‌كند. و اوست‌ «آگاه‌» كه‌ به‌ همه‌ اشياء، اعم‌ از آشكار و نهان‌ آنها احاطه‌ علمي‌ دارد.
 
سوره نمل آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مگر نمي‌بينند كه ما شب را ( تاريك ) ساخته‌ايم تا در آن بيارامند ، و روز را روشن نموده‌ايم ( تا در آن به تلاش پردازند ؟ ) قطعاً در اين ( ساختار شبها و روزها ، و دگرگوني ظلماني و نوراني ، كه موجب فعل و انفعالات فراوان و گردش چرخه حيات مردمان است ) نشانه‌هائي ( دالّ بر وجود قادر متعال و ايزد لايزال ) است براي مردماني كه ( درباره حقائق مي‌انديشند و به حقائق مسلم ) ايمان مي‌آورند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلْنَا الَّيْلَ » : شب را ساخته‌ايم با تاريكيها و همه ويژگيهائي كه دارد . اصل آن جَعَلْنَا الَّيْلَ مُظْلِماً است . « لِيَسْكُنُوا » : تا بيارامند .  ( نگا : يونس‌ / 67 ، قصص‌ / 72 ) . « مُبْصِراً » : واضح و آشكار . روشن ( نگا : اسراء / 12 و 59 ، نمل‌ / 13 ) .‏
 
سوره نمل آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( يادآور شو ) روزي كه در صور دميده شود ، و تمام كساني كه در آسمانها و زمينند وحشت‌زده و هراسناك شوند ، مگر كساني كه خدا بخواهد . و همگان فروتنانه در پيشگاه او حاضر و آماده مي‌گردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَوْمَ » : عطف بر ( يَوْمَ ) در آيه 83 است . « فَزِعَ » : وحشت‌زده و هراسان گردد . « إِلاّ مَنْ . . . » :  ( نگا : انبياء / 101 - 103 ) . « دَاخِرِينَ » : فروتنان و كرنش بران ( نگا : نحل‌ / 48 ) .‏
 
سوره نمل آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كوهها را مي‌بيني و آنها را ساكن و بي‌حركت مي‌پنداري ، در حالي كه كوهها مانند ابرها در سير و حركت هستند ( چرا كه كوهها بخشي از كره زمين بوده و كره زمين به دور خود و به دور خورشيد مي‌گردد ) . اين ساختار خدائي است كه همه چيز را محكم و استوار ( و مرتّب و منظّم ) آفريده است .  ( خداوندي كه حساب و نظام در برنامه آفرينش او است ) مسلّماً وي از كارهائي كه شما انجام مي‌دهيد بس آگاه است ( و كردار نيك و بدتان را بي‌جزا و سزا نمي‌گذارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَامِدَةً » : ساكن و ثابت . آرام و بي‌حركت . « وَ هِيَ تَمُرُّ . . . » : از آنجا كه حركت كوهها به ناچار بايد همراه حركت همه زمينهاي متّصل بدانها باشد ، لذا حركت كوهها اشاره به حركت زمين است . زمين هر شبانه‌روز يك بار به دور خود مي‌گردد ، آن را حركت وضعي مي‌نامند ، و هر سال يك بار به دور خورشيد مي‌گردد و آن را حركت انتقالي مي‌گويند . « صُنْعَ » : آفرينش . ساختار . مفعول مطلق فعل محذوفي بوده و تقدير چنين است : صَنَعَ اللهُ ذلِكَ صُنْعاً . اضافه مصدر است به فاعل خود . « أَتْقَنَ » : محكم و استوار درست كرده است . منظّم و مرتّب و به تمام و به كمال آفريده است . اين آيه يكي از معجزات قرآن است . چرا كه تا آن زمان صحبت كردن از حركت زمين در جهان مطرح نبوده است و اگر هم بوده باشد مشهور و مقبول عام نبوده است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10574.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:10575.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:10576.txt"> آيه  91</a><a class="text" href="w:text:10577.txt">آيه  92</a><a class="text" href="w:text:10578.txt"> آيه  93</a></body></html>سوره نمل آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني ك