ن‌ فرمان‌ مي‌دهد: «اي‌ مؤمنان‌! همه‌ يك‌جا به‌ آيين‌ اسلام‌ درآييد» يعني: به‌ تمامي‌ اسلام‌ و به‌ تمامي‌ خود به‌ آيين‌ اسلام‌ درآييد، به‌ زبانها و دلهاي‌ خود و به‌ همه‌ اركان‌ و شاخه‌ها و فروع‌ اسلام‌. برخي‌ از مفسران‌ «كافه‌» را حال‌ از «ادخلوا» مي‌دانند، كه‌ در اين‌ صورت‌ معني‌ چنين‌ مي‌شود: اي‌مسلمانان‌! همه‌ شما به‌ تمامي‌ به‌ اسلام‌ در آييد. ابن‌كثير مي‌گويد: «اما معناي‌صحيح‌ همان‌ معني‌ اول‌ است‌». آري‌! اسلام‌ تجزيه‌پذير نيست‌ و شخص‌ مسلمان‌در برابر احكام‌ ثابت‌ و قطعي‌ اسلام‌، قدرت‌ پذيرش‌ يا رد ندارد، پس‌ يا بايد اسلام‌را به‌ تمامي‌ آن‌ بپذيرد، يا اين‌ كه‌ از اسلام‌ به‌ تمامي‌ آن‌ خارج‌ است‌ «و از گامهاي‌ شيطان‌ پيروي‌ نكنيد» در تجزيه‌ و تفرقه‌افگني‌ در دين، يا در اختلاف‌ و كشمش‌ و از شبهات‌ و گناهاني‌ كه‌ شيطان‌ با هدف‌ گمراه‌ساختن‌ شما به‌ شما دستور مي‌دهد، اطاعت‌ نكنيد و به‌ راههاي‌ او نرويد «كه‌ او دشمن‌ آشكار شماست‌».
 
 سوره كهف آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَاماً فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُّكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز رهسپار شدند» يعني‌: خضر و موسي‌ علیهماالسلام از كشتي‌ پياده‌ شده‌ و به‌ راه‌ خود ادامه‌ دادند «تا به‌ نوجواني‌ برخوردند پس‌» خضر «او را كشت‌» خضر همين‌ كه‌ به‌آن‌ پسربچه‌ كه‌ با اطفال‌ ديگر مشغول‌ بازي‌ بود رسيد، سرش‌ را از بدنش‌ بركند و او را به‌ قتل‌ رساند «گفت‌» موسي‌ به‌ خضر: «آيا نفس‌ زكيه‌اي‌ را بدون‌ اين‌كه‌ كسي‌ را به ‌قتل‌ رسانده‌ باشد كشتي‌؟» يعني‌: بي‌آن‌كه‌ كسي‌ را به‌ ناروا به‌ قتل‌ رسانده‌ باشد تا كشتن‌ آن‌ قصاص‌ تلقي‌ شود؟ نفس‌ زكيه‌: يعني‌ شخص‌ پاك‌ و بي‌ گناه‌ «واقعا كار ناپسندي‌ را مرتكب‌ شدي‌» نكرا: يعني‌ بسيار زشت‌ و ناپسند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2562.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:2563.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:2564.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2565.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2566.txt"> آيه  79</a><a class="text" href="w:text:2567.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:2568.txt"> آيه  81</a><a class="text" href="w:text:2569.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:2570.txt"> آيه  83</a></body></html>سوره كهف آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» خضر به‌ موسي‌: «آيا به‌ تو نگفتم‌ كه‌ هرگز نمي‌تواني‌ همپاي‌ من‌ صبر كني‌؟» در اينجا خضر لفظ «لك‌: به‌ تو» را افزود زيرا سبب‌ عتاب‌ و سرزنش ‌موسي‌ نسبت‌ به‌ سؤال‌ اول‌ وي‌ در اينجا بيشتر و موجب‌ آن‌ قوي‌تر بود چرا كه ‌مخالفت‌ موسي‌ يك‌ بار ديگر تكرار شده‌ بود.
 
	سوره كهف آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع)  «اگر بعد از اين‌ از تو چيزي‌ پرسيدم‌، ديگر با من‌ همراهي ‌نكن‌» يعني‌: در آن‌ صورت‌، از رفاقت‌ و همراهي‌ با من‌ صرف‌ نظر كن‌ «همانا از جانب‌ من‌ به‌ حد عذر رسيدي‌» يعني‌: اگر ديگربار اين‌ كار را كردم‌، تو ديگر در قبال ‌من‌ معذوري‌ و مي‌تواني‌ تركم‌ كني‌ زيرا اگر باز هم‌ از تو سؤالي‌ بكنم‌، اين‌ سومين ‌بار خواهد بود كه‌ با امر تو مخالفت‌ كرده‌ام‌. البته‌ اين‌ سخن‌، سخن‌ شخص‌ نادمي ‌است‌ كه‌ از عملكرد گذشته‌ خويش‌ پشيمان‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَاراً يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ رفتند تا به‌ اهل‌ قريه‌اي‌ رسيدند» به‌ قولي‌: آن‌ قريه ‌«ايله‌» بود «از مردم‌آنجا خوراكي‌ خواستند ولي‌ آنها از مهمان ‌كردن‌ آن‌ دو خودداري‌ كردند» يعني‌: مردم‌ آن‌ قريه‌ ابا ورزيدند از اين‌كه‌ حق‌ واجبي‌ را كه‌ در قبال‌ آن‌ دو ميهمان‌ بر ذمه‌شان‌ بود، ادا كنند «پس‌ در آنجا» يعني‌: در آن‌ قريه‌ «ديواري‌ را يافتند كه‌ مي‌خواست‌ فروريزد» يعني‌: هيأت‌ و حالت‌ سقوط بر آن‌ ديوار نمايان‌ بود «پس‌ آن‌ را استوار كرد» يعني‌: خضر(ع)  آن‌ ديوار را كج‌ يافت‌ پس‌ آن‌ را به‌ حالت‌ اولي‌اش‌ برگردانيد و استوار كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خضر دستش‌ را بر آن‌ ديوار كشيد پس ‌ديوار بي‌درنگ‌ راست‌ شد». «گفت‌» موسي‌(ع)  «اگر مي‌خواستي‌ براي‌ اين‌ مزدي ‌مي‌گرفتي‌» يعني‌: مي‌توانستي‌ در قبال‌ راست ‌ساختن‌ و اصلاح‌ ديوار مزدي‌ بگيري‌.
 
	سوره كهف آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» خضر به‌ موسي‌ «اين‌ است‌ جدايي‌ ميان‌ من‌ و تو» يعني‌: اين‌ ايرادت‌ بر من‌ كه‌ چرا از آنان‌ مزدي‌ نگرفتم‌، جدا كننده‌ من‌ و توست‌ و ديگر هنگام‌ جدايي ‌من‌ و تو فرارسيده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «يرحم‌ الله‌ موسي‌، لوددت‌ انه‌ كان‌ صبر حتي‌ يقص‌ الله‌ علينا من‌ اخبارهما: خدا بر موسي‌ ببخشايد، من‌ دوست‌ داشتم‌ كه‌ او شكيبايي‌ مي‌ورزيد تا خداي‌ عزوجل‌ باز هم‌ از اخبار آن‌ دو بر ما حكايت‌ مي‌كرد».
خضر افزود: «به‌ زودي‌ تو را از تأويل‌ آنچه‌ كه‌ نتوانستي‌ بر آن‌ صبر كني‌ آگاه‌ خواهم ‌ساخت‌» تأويل‌: تفسير، توجيه‌ و بيان‌ دلايلي‌ است‌ كه‌ خضر(ع)  به‌ سبب‌ آن ‌كارهايي‌ را انجام‌ داد كه‌ با انكار و استبعاد موسي‌(ع)  روبرو شد.
آن‌گاه‌ خضر(ع)  به‌ تفسير و تأويل‌ كارهايش‌ پرداخت‌:
 
سوره كهف آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما كشتي‌» يعني‌: كشتي‌اي‌ كه‌ من‌ آن‌ را سوراخ‌ كردم‌ «از آن‌ مساكيني‌ چند بود» كه‌ ضعيف‌ بودند و بر دفع‌ ظلم‌ از خود قدرت‌ نداشتند «كه‌ در دريا كار مي‌كردند» و جز آن‌ كشتي‌ مال‌ ديگري‌ نداشتند و آن‌ را به‌ مسافران‌ دريايي‌ به‌ اجاره ‌مي‌دادند «پس‌ خواستم‌ كه‌ آن‌ را معيوب‌ كنم‌» با بركندن‌ آن‌ تخته ‌پاره‌ «چرا كه‌ دروراي‌ آنان‌» يعني‌: در پيش‌ روي‌ آنان‌، يا در پشت‌ سر آنان‌ «پادشاهي‌ بود» كفرپيشه‌ «كه‌ هر كشتي‌اي‌ را به‌ زور مي‌گرفت‌» يعني‌: هر كشتي‌ سالم‌ و بي‌عيبي‌ را به‌ زور مي