 نداده‌ايم‌» نه‌ از خانه‌ و نه‌ از لباس‌ بلكه‌ آنان ‌قومي‌ پابرهنه‌ و لخت‌ و عريان‌ هستند كه‌ در پناه‌ ساختمان‌ و آبادي‌اي‌ قرار ندارند. اين‌ آيه‌ معرف‌ تاريخ‌ زندگي‌ گروهي‌ بدوي‌ است‌ كه‌ بي‌ داشتن‌ پناه‌گاه‌ و لباس‌، به‌شكل‌ اوليه‌ زندگي‌ مي‌كرده‌ و از صيد ماهي‌ تغذيه‌ مي‌نموده‌اند. يا معني‌ آيه‌ اين ‌است‌: ميان‌ آن‌ قوم‌ و ميان‌ خورشيد، جز دريا چيز ديگري‌ حايل‌ نبود. بعضي‌گفته‌اند: چه‌ بسا او به‌ سرزميني‌ رسيد كه‌ خورشيد در آن‌ دهها روز تابان‌ باقي ‌مي‌ماند، نه‌ غايب‌ مي‌شود و نه‌ در زير پرده‌ و حجابي‌ قرار مي‌گيرد و اين‌ پديده‌ در شمالي‌ ترين‌ منطقه‌ كره‌ زمين‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چنين‌ بود» داستان‌ شكوه‌ و قدرت‌ ذوالقرنين‌ «و قطعا به‌ خبري‌ كه‌ پيش‌ او بود احاطه‌ داشتيم‌» يعني‌: آن‌گاه‌ كه‌ به‌ وي‌ پادشاهي‌ و جهانگشايي‌ بخشيديم‌، صلاحيت‌ وي‌ را در اين‌ امر مي‌دانستيم‌. يا ما بر آنچه‌ كه‌ نزد ذوالقرنين‌ از اسباب‌ وآلات‌ و لشكر و غيره‌ بود، آگاهي‌ داشتيم‌. مراد اين‌ است‌ كه‌: كثرت‌ ابزار و آلات ‌و لشكر و سپاه‌ او به‌جايي‌ رسيده‌ بود كه‌ جز علم‌ خداي‌ دقيق‌سنج‌ آگاه‌، علم ‌هيچ ‌كس‌ ديگر به‌ آن‌ احاطه‌ نداشت‌.
 
	 آيه  210
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«انتظار نمي‌كشند» آنان‌ كه‌ از ورود به‌ آيين‌ اسلام‌ سر باز زده‌اند «غير از اين‌ كه ‌خدا نزدشان‌ بيايد» براي‌ داوري‌ نهايي‌ و حساب‌ و عذاب‌. يعني: انتظار نمي‌كشند جز اين‌ كه‌ امر وي‌ يا عذابش‌ برآنان‌ فرود آيد. علماي‌ سلف‌ گفته‌اند: ما به‌ صفت ‌«آمدن‌» براي‌ خداوند(ج) كه‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌ و نظاير آن‌ از آيات‌ بيان‌ شده‌است، بدون‌ تحريف‌ و تعطيل‌ و تكييف‌ و تمثيل‌، ايمان‌ داريم‌. آري‌! قول‌ در باره ‌صفات‌ خداوند متعال، همچون‌ قول‌ در باره‌ ذات‌ اوست، چيزي‌ همانند او نيست، نه‌ در ذات، نه‌ در صفات‌ و نه‌ در افعالش‌. «و» آنان‌ كه‌ از ورود به‌ آيين‌ اسلام‌ سرباز زده‌اند، انتظار نمي‌كشند جز اين‌ امر را كه‌ «فرشتگان‌» بيايند براي‌ اجراي ‌فرامين‌ خدا(ج) در مورد اين‌ منحرفان‌ «در سايبانهايي‌ از ابر سپيد» و نازك‌ و رقيق ‌«و كار» داوري‌ خواه‌ناخواه‌ «يك‌سره‌ خواهد شد» و عذابشان‌ تحقق‌ خواهد پذيرفت‌ «و سرانجام، كارها به‌ خدا بازمي‌گردد» در آخرت، آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ به‌همه‌ مردم‌ در برابر اعمالشان‌ جزايي‌ مناسب‌ مي‌دهد.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ اشاره‌اي‌ است‌ براي‌ مؤمن‌ به‌ اين‌ كه‌ مي‌بايد به‌ سوي‌ توبه‌ واصلاح‌ حال‌ خويش‌ بشتابد تا عذاب‌ الهي‌ او را غافلگير نكند زيرا اگر در دوران ‌حياتش‌ قيامت‌ او را غافلگير نسازد، مرگ‌ يا بيماريي‌ كه‌ از عمل‌ صالح‌ بازش‌مي‌دارد، غافلگيرش‌ خواهد ساخت‌.
 
 سوره كهف آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز در پي‌ سببي‌ افتاد» يعني‌: باز ذوالقرنين‌ راه‌ سومي‌ را كه‌ در عرض‌ مشرق‌ و مغرب‌ از جنوب‌ به‌سوي‌ شمال‌ است‌، دنبال‌ كرد.
 
	سوره كهف آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْماً لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا وقتي‌ كه‌ به‌ ميان‌ دو سد رسيد» به‌قولي‌: اين‌ دو سد، دو كوه‌ در ناحيه ‌ارمنستان‌ و آذربايجان‌ است‌ «در وراي‌ آن‌ دو سد قومي‌ را يافت‌ كه‌ نزديك‌ نبود هيچ ‌سخني‌ را بفهمند» يعني‌: سخن‌ ديگران‌ را نمي‌فهميدند.
صاحب ‌«المنير» مي‌گويد: «اين‌ قوم‌ از صقالبه‌اند كه‌ در شرق‌ بحيره‌ سياه‌ در سدي‌ استوار و منيع‌ ميان‌ دو كوه‌ نزديك‌ شهر «باب‌الابواب‌» يا «دربت‌» در كوهي‌ به‌ نام‌ «قوقاف‌» زندگي‌ مي‌كنند و جهانگردان‌ قرن‌ حاضر آن‌ را كشف ‌كرده‌اند.
 
	سوره كهف آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ ذوالقرنين‌!» اين‌ تعبير مفيد آن‌ است‌ كه‌ ذوالقرنين‌ سخنان‌شان‌ را فهميد و سخن‌ خويش‌ را نيز به‌ آنان‌ فهماند. به‌قولي‌: فهميدن‌ سخنشان‌ از سوي ‌ذوالقرنين‌ از جمله‌ اسبابي‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ به‌ او داده‌ بود. به‌قولي‌ ديگر: آنها اين‌ سخن‌ را به‌ ترجمانشان‌ گفتند تا او به‌ ذوالقرنين‌ بگويد: «همانا يأجوج‌ ومأجوج‌ سخت‌ در زمين‌ فساد مي‌كنند پس‌ آيا خراجي‌» يعني‌: مالياتي‌ از اموالمان‌ را «براي‌ تو مقرر كنيم‌ به‌ اين‌ شرط كه‌ در ميان‌ ما و آنان‌ سدي‌» استوار و نفوذناپذير «بسازي‌» كه‌جلو هجوم‌ آنان‌ به‌سوي‌ ما را بگيرد.
يأجوج‌ و مأجوج‌ دو قبيله‌ از بشر و به‌قولي‌ از طايفه‌ اتراك‌اند. فساد افگني‌شان ‌در زمين‌ بنا به‌ روايتي‌: عبارت‌ بود از ظلم‌، جفاجويي‌، كشتار و دنبال‌ كردن‌ ساير راه‌ و روش‌هاي‌ فسادآلود. نقل‌ است‌ كه‌ آنان‌ در بهار بيرون‌ مي‌آمدند و هيچ‌ سبزه‌اي‌ را نمي‌گذاشتند مگر كه‌ آن‌ را مي‌خوردند و هيچ‌ چيز خشكي‌ را نمي‌يافتند مگر اين‌كه‌ آن‌ را بر مي‌داشتند و مي‌بردند.
صاحب‌ تفسير «المنير» به‌ نقل‌ از تفسير «مراغي‌» مي‌گويد: «يأجوج‌ و مأجوج‌ دو قبيله‌ از اولاد يافث‌بن‌نوح‌ اند، يأجوج‌ از قوم‌ تاتار و مأجوج‌ از قوم‌ مغول‌ است‌ و اصلشان‌ از پدر واحدي‌ است‌ كه‌ «ترك‌» ناميده‌ مي‌شد. بعضي‌ برآنند كه‌: اين ‌دو قبيله‌ در بخش‌ شمالي‌ آسيا ساكن‌ بودند و قلمروشان‌ از تبت‌ و چين‌ تا اقيانوس ‌منجمد شمالي‌ امتداد داشته‌ و از ناحيه‌ غربي‌ به‌ سرزمين‌ تركستان‌ منتهي‌ مي‌شود و چنگيزخان‌ منسوب‌ به‌ آنان‌ است‌. سپس‌ مي‌افزايد: ولي‌ صحيح‌تر اين‌ است‌ كه ‌يأجوح‌ و مأجوج‌ قومي‌ ستمگر و خشن‌ هستند كه‌ پيشينيانشان‌ از بحيره‌ طبريه ‌مي‌گذرند و خداي‌ عزوجل ‌در هنگام نزول‌ عيسي‌(ع)  از آسمان،‌ آنان‌ را بر مي‌انگيزد چنان‌كه‌ در صحيح‌ مسلم‌ و شرح‌ نووي‌ بر آن‌، آمده‌ است‌».
سوره كهف آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» ذوالقرنين‌ «آنچه‌ پروردگارم‌ به‌ من‌ دسترس‌ داده‌ است‌» يعني‌: آنچه ‌حق‌ تعالي‌ برايم‌ از قدرت‌ و ملك‌ گسترانده‌ 