د كه ‌اغلب‌ آنها درخت‌ انگور باشد و فردوس‌ در زبان‌ رومي‌، به‌ معناي‌ باغ‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جاودانه‌ در آنند و از آنجا درخواست‌ انتقال‌» به‌ جايي‌ ديگر «نمي‌كنند» زيرا باغهاي‌ فردوس‌ فرخنده‌تر و گرامي‌تر از آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ خواستار جايي‌ ديگر غير از آن‌ شوند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ترمذي‌ از عباده‌بن‌صامت‌(رض)  آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «همانا در بهشت‌ صد درجه‌ است‌ كه‌ فاصله‌ هر درجه‌ از آن‌ با درجه‌ ديگر، مانند فاصله‌ ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ است‌ و بلندترين ‌درجه‌ آن‌، فردوس‌ است‌ كه‌ عرش‌ در بالاي‌ آن‌ قرار دارد و رودخانه‌هاي ‌چهارگانه‌ بهشت‌ از آن‌ جاري‌ مي‌شود پس‌ هرگاه‌ از خدا(ج)  مي‌خواستيد، از او فردوس‌ را بخواهيد».
 
سوره كهف آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اگر دريا براي‌ نوشتن‌ كلمات‌ پروردگارم‌ مركب‌ باشد، پيش‌ از آن‌كه‌ كلمات‌ پروردگارم‌ پايان‌ پذيرد قطعا دريا به‌ پايان‌ مي‌رسد، هر چند مانند آن‌ دريا را به‌ طريق‌ مدد بياوريم‌» يعني‌: اگر كلمات‌ علم‌ خدا(ج)  و حكمت‌ وي‌ نوشته‌ شوند و آب‌ دريا مركب‌ قلم‌ باشد و قلم‌ هم‌ بنويسد، يقينا قبل‌ از آن‌كه‌ كلمات‌ حق‌ تعالي‌ به‌ پايان ‌رسد، آب‌ دريا به‌ اتمام‌ مي‌رسد و اگر مانند آن‌ دريا باز به‌ مدد آن‌ آورده‌ شود ومركب‌ آن‌ قلم‌ گردد، باز هم‌ آب‌ آن‌ درياي‌ ديگر و همين‌طور درياهاي‌ ديگر... نيز به‌ پايان‌ مي‌رسد، بي‌آن‌كه‌ كلمات‌ پروردگار به‌ آخر برسد زيرا كلمات‌ الهي‌ نامتناهي‌ است‌. پس‌ هرگاه‌ علم‌ الهي‌ چنين‌ است‌، ديگر چگونه‌ انسان‌ روي‌ دل‌ به‌سوي‌ او نكرده‌ و به‌ دين‌ وي‌ در نمي‌آيد؟!
از آيه‌ كريمه‌، كثرت‌ كلمات‌ پروردگار متعال‌ بر مي‌آيد، به‌ نحوي‌ كه‌ قلمها و كتابها نمي‌توانند آنها را در ضبط و شمار آورند. نظير آن‌ است‌ آيه‌: ‏
(وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏): (و اگر درختاني‌ كه‌ در زمين‌ است‌، همه‌ قلم‌ باشد و دريا را هفت‌ درياي‌ ديگر به‌ ياري‌ آيد، كلمات‌ خدا پايان‌ نپذيرد، قطعا خدا شكست‌ ناپذيرحكيم‌ است‌) «لقمان/‌27».
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: چون‌ آيه‌ ﴿... وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ‏ ﴾ [الإسراء: ٨٥]: و شما از علم‌ جز اندكي‌ داده‌ نشده‌ ايد) نازل‌ شد، يهود گفتند: بلكه ‌به‌ ما علم‌ بسياري‌ داده‌ شده‌ است‌ زيرا به‌ ما تورات‌ داده‌ شده‌ و هر كس‌ به‌ وي ‌تورات‌ داده‌ شد، بي‌گمان‌ به‌ او خير بسياري‌ داده‌ شده‌ است‌. همان‌ بود كه‌ آيه‌: ﴿ ‏ قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ...﴾ نازل‌ شد.
 
سوره كهف آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ هم‌ مثل‌ شما بشري‌ هستم‌» يعني‌: حال‌ من‌ محدود و مقصور به‌ حال‌ بشريت‌ است‌ و از بشريت‌ به‌ فرشته‌ بودن‌ يا الوهيت‌ در نمي‌گذرد بنابراين‌، من‌ علم‌ غيب‌ را نمي‌دانم‌ و اگر خداي‌ عالم‌الغيب‌ مرا آگاه‌ نمي‌كرد، نمي‌توانستم‌ به‌ شما از داستان‌ اصحاب‌ كهف‌ و ذوالقرنين‌ خبر دهم‌ «به‌ من‌ وحي ‌مي‌شود» پس‌ همين‌ صفت‌ و ويژگي‌، براي‌ ايجاد فرق‌ و تمايز ميان‌ من‌ و ساير انواع ‌بشر كافي‌ است‌ و محور اين‌ وحي‌ بر من‌ اين‌ است‌: «كه‌ خداي‌ شما خدايي‌ يگانه‌ است‌» و شريكي‌ ندارد «پس‌ هر كس‌ به‌ لقاي‌ پروردگار خود اميد دارد» و چنين ‌توقعي‌ را كه‌ از شأن‌ مؤمنان‌ است‌ در دل‌ مي‌پروراند «بايد به‌ كار شايسته ‌بپردازد» كار شايسته‌: هر كاري‌ است‌ كه‌ شرع‌ شريف‌ بر خير بودن‌ آن‌ راهنمايي‌ و تأكيد كرده‌ و انجام‌دهنده‌ آن‌ را سزاوار ثواب‌ معرفي كرده‌ است‌ «و هيچ‌كس ‌را» از خلق‌ «در عبادت‌ پروردگار خويش‌ شريك‌ نسازد» چه‌ آن‌ كس‌ نيكوكار باشد، چه‌ بدكردار، چه‌ حيوان‌ باشد، چه‌ جماد. البته‌ ريا نيز كه‌ شرك‌ خفي‌ است‌، شامل ‌اين‌ نهي‌ مي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ابن ‌سعد از ابي‌سعيد بن‌ابي ‌فضاله‌ انصاري‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خداص شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «إذا جمع الله الأولين والآخرين ليوم لا ريب فيه نادى مناد: من كان أشرك في عمل عمله لله أحداً، فليطلب ثوابه من عند غير الله؛ فإن الله أغنى الشركاء عن الشرك‌: چون‌ خداي‌ عزوجل ‌پيشينيان‌ و پسينيان‌ را براي‌ روزي‌ كه‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ در آن‌ نيست‌ گرد آورد، مناديي‌ ندا در مي‌دهد كه‌: هر كس‌ با خدا در عملي‌ كه‌ براي‌ او انجام‌ داده‌، كسي‌ را شريك‌ آورده‌ است‌، بايد ثواب‌ خويش‌ را از غير الله(ج)  طلب‌ كند زيرا خدا بي‌نيازترين‌ شركا از شرك‌ است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «روزقيامت‌ اعمال‌ بني‌آدم‌ در نامه‌هايي‌ سر به‌ مهر به‌ پيشگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ عرضه ‌مي‌شود پس‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌فرمايد: اين‌ يكي‌ را دور افگنيد و آن‌ يكي‌ را پيش‌آوريد. فرشتگان‌ مي‌گويند: پروردگارا! به‌ ذات‌ تو سوگند كه‌ ما از وي‌ جز خير چيزي‌ نديده‌ايم‌؛ مي‌فرمايد: آري‌! ولي‌ عمل‌ وي‌ براي‌ غير رضاي‌ من‌ بود و من ‌امروز فقط آن‌ عملي‌ را مي‌پذيرم‌ كه‌ هدف‌ از آن‌ خالصا رضاي‌ من‌ بوده‌ است‌».
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2600.xml">صفحة (305) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:2613.xml">صفحة (306) (آیه 12)</a><a class="folder" href="w:html:2628.xml">صفحة (307) (آیه 26)</a><a class="folder" href="w:html:2640.xml">صفحة (308) (آیه 39)</a><a class="folder" href="w:html:2654.xml">صفحة (309) (آیه 52) </a><a class="folder" href="w:html:2668.xml">صفحة (310) (آیه 65)</a><a class="folder" href="w:html:2680.xml">صفحة (311) (آیه 77) </a><a class="folder" href="w:html:2699.xml">صفحة (312) (آیه 96)</a></body></html>آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند بر دلها و بر شنوايي‌هايشان‌ مهر نهاده‌ است‌» مراد اين‌ است‌ كه‌ بر دلهايشان‌ قفل‌ نهاده‌؛ در نتيجه‌ ايمان‌ و نوري‌ به‌ آنها راه‌ نمي‌يابد «و بربينايي‌هايشان‌ پرد