ه‌اي‌ است‌» بنابراين، نور هدايت‌ را نمي‌بينند و پيام‌ هدايت‌ را نمي‌شنوند و درك‌ نمي‌كنند. ابن‌جريرطبري‌ مي‌گويد: «حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ چون‌گناهان‌ بر دلها پياپي‌ در آيند، دلها را قفل‌ مي‌كنند، در نتيجه‌ نور هدايت‌ به‌سوي ‌دلهايي‌ اينچنين، هيچ‌ راه‌ نفوذي‌ ندارد و كفر قطعا دامنگير آنان‌ است‌». درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «يا مقلب‌ القلوب‌ ثبت‌ قلوبنا علي‌ دينك‌: اي‌ گرداننده‌ دلها! دلهايمان‌ را بر دينت‌ پايدار بدار». «و براي‌ آنها عذابي‌ بزرگ‌ و هولناك‌ است‌» به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ آيات‌ الهي‌ را تكذيب‌ كردند. پس‌ تعبير مهر نهادن‌ بر دلها و ديده‌هاو شنوايي‌ها، دال‌ بر جاي‌گرفتن‌ و ريشه‌دار شدن‌ كفر در دلهايشان‌ است‌ تا بدانجاكه‌ آنان‌ اسباب‌ و انگيزه‌هايي‌ را كه‌ زمينه‌ ساز رهنموني‌شان‌ به‌ تأمل‌ و تفكر در دلايل‌ ايمان‌ و ارزشهاي‌ آن‌ است، گم‌ كرده‌اند. بنابراين، از تعبير «مهر نهادن‌» اين‌معني‌ بر نمي‌آيد كه‌ آنان‌ قهرا بر كفر مجبور گرديده‌ باشند، بلكه‌ اين‌ تمثيلي‌ براي‌ سنت‌ خداوند متعال‌ است‌ در تأثير ممارست‌ و تمرين‌ كفر و اعمال‌ آن‌ بر دلهايشان ‌تا بدانجا كه‌ كفر بر دلهايشان‌ چيره‌ شده‌ و هيچ‌گونه‌ استعداد و پذيرشي‌ براي‌ غير آن‌در نهادشان‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. چنان‌كه‌ آيه‌ (88) همين‌ سوره‌ نيز اين‌ معنا را به‌روشني‌ بيان‌ مي‌دارد: ‏ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ : «و گفتند: دلهايمان‌ غلف‌ است‌». همچنين‌ اين‌ حديث‌ شريف: «ان‌ المؤمن‌ اذا أذنب‌ ذنبا كانت‌ نكته‌ سوداء في‌ قلبه، فان‌ تاب ‌و نزع‌ و استعتب‌ صقل‌ قلبه، و ان‌ زاد زادت‌ حتي‌ تعلو قلبه‌، فذلك ‌الران‌ الذي‌ قال‌ الله تعالي: كلا بل‌ ران‌ علي‌ قلوبهم‌ ما كانوا يكسبون‌: هر گاه‌ مؤمن‌ مرتكب‌ گناهي‌گردد، نكته‌اي‌ سياه‌ در قلبش‌ مي‌نشيند، پس‌ اگر توبه‌ كند و از آن‌ گناه‌ دست‌ بكشد و از خداي‌ عزوجل‌ طلب‌ خشنودي‌ كند، قلبش‌ صيقل‌ مي‌يابد و اگر بر گناه‌ بيفزايد، سياهي‌ قلبش‌ نيز افزون‌ مي‌شود تا بدانجا كه‌ سياهي‌ بر قلبش‌ غالب‌ مي‌گردد و اين‌همان‌ زنگاري‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ درباره‌ آن‌ فرموده‌ است: چنين‌ نيست، بلكه ‌بر دلهايشان‌ - به‌ سبب‌ آنچه‌ مي‌كردند - زنگار افتاده‌ است‌»[1].
 
[1] قرآن کریم [14/83]آيه  211
‏متن آيه : ‏
‏ سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از بني‌اسرائيل‌ بپرس‌؛ چه‌بسيار نشانه‌هاي‌ روشني‌ به‌ آنان‌ داديم‌» اي‌ محمدص! از بني‌اسرائيل‌ بپرس‌ با پرسشي‌ سرزنش‌گرانه‌، كه‌ ما به‌ وسيله‌ انبياي‌ خويش‌ چه‌ معجزات‌ و برهانهاي‌ روشن‌ بسياري‌ به‌سويشان‌ فرستاديم‌؛ چون‌ عصا، يد بيضا، شكافتن‌ دريا، فرود آوردن‌ من‌ و سلوي‌ و غيره‌. يا از آنان‌ بپرس‌ كه‌ درباره‌ حقانيت ‌رسالت‌ تو چه‌ آيات‌ روشني‌ به‌ آنان‌ داده‌ايم‌؟ - كه‌ هر دو تفسير صحيح‌ است‌ - ولي‌ هنگامي‌ كه‌ آنان‌ اين‌ نعمتهاي‌ ما را ناسپاسي‌ كردند، به‌ شديدترين‌ وجه‌مجازات‌ شدند، پس‌ همچنين‌ است‌ حال‌ و روز آنان‌ در عصر رسالت‌، آن‌گاه‌ كه‌ به‌پذيرفتن‌ تمامي‌ اسلام‌ فراخوانده‌ مي‌شوند، اما به‌ آيات‌ الهي‌ كفر ورزيده‌ و ازاجابت‌ اين‌ خواسته‌ سر باز مي‌زنند، پس‌ بايد سرنوشتي‌ همانند نياكانشان‌ را انتظاربكشند «و هر كس‌ نعمت‌ خدا را» يعني: هدايت‌ و دين‌ و آيات‌ روشن‌ وي‌ را كه‌ به‌انبياي‌ خويش‌ داده‌ است‌ «پس‌ از آن‌ كه‌ براي‌ او آمد دگرگون‌ سازد» به‌جاي ‌شكرگزاري‌ در برابر آنها، بايد بداند «كه‌ خداوند سخت‌كيفر است‌».
اين‌ آيه‌ كريمه‌ حامل‌ چنان‌ تهديد و تخويفي‌ براي‌ يهوديان‌ است‌ كه‌ هرگز اندازه ‌آن‌ را نمي‌توان‌ تصور كرد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2601.txt">وجه‌ تسميه‌:﴿ سوره‌ مریم ﴾</a><a class="text" href="w:text:2602.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2603.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2604.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2605.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2606.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2607.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2608.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2609.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2610.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2611.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2612.txt">آيه  11</a></body></html>﴿ سوره‌ مریم ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (98) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: اين‌ سوره‌ را به‌ سبب‌ اين‌كه‌ مشتمل‌ بر داستان‌ بارداري‌ سيدتنا مريم‌ عليهاالسلام‌ و ولادت‌ عيسي‌ (ع) است‌، «مريم‌» ناميدند. ابن‌ مسعود(رض) در بيان‌ داستان‌ هجرت‌ حبشه‌ مي‌گويد: «جعفر بن‌ ابي‌طالب‌(رض) صدر اين‌ سوره‌ را بر نجاشي‌ پادشاه‌ حبشه‌ و اصحابش‌ قرائت‌ كرد».
موضوع‌ اين‌ سوره‌ همانند ساير سوره‌هاي‌ مكي‌، مشتمل‌ بر اثبات‌ وجود خداوند(ج)و وحدانيت‌ وي‌ و اثبات‌ بعث‌ و جزا از خلال‌ بيان‌ داستانهاي‌ گروهي‌ از انبيا(ع) است‌.
 
سوره مريم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ كهيعص ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «كاف‌، ها، يا، عين‌، صاد» در «كاف‌» و«صاد» به‌ مقدار شش‌ حركت‌ يا سه‌ الف‌، مد طويل‌ كشيده‌ مي‌شود، در «ها» و«يا» مد به‌ مقدار يك‌ حركت‌ يا يك‌ الف‌ متعين‌ است‌ و در «عين‌»، هم‌ مد طويل‌ جايز است‌ و هم ‌قصر آن‌ با دو حركت‌ به‌ مقدار دو الف‌. اين‌ حروف‌ از حروف‌ مقطعه‌ است‌ و سخن‌ در اين‌ باره‌، در ابتداي‌ سوره ‌«بقره‌» گذشت‌.
 
	سوره مريم آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بيان‌ رحمت‌ پروردگار تو بر بنده‌اش‌ زكريا» يعني‌: اين‌ آيات‌ يادي‌ از رحمت ‌پروردگار تو بر بنده‌اش‌ زكريا(ع) است‌. او از انبياي‌ بني‌اسرائيل‌ بود كه‌ شغل‌ نجاري ‌داشت‌ و همسرش‌ خاله‌ عيسي‌(ع) است‌.
 
	سوره مريم آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ پروردگار خود را به‌ ندايي‌ آهسته‌ ندا كرد» به‌ قولي‌: زكريا(ع) بدان‌ جهت‌ پروردگار خويش‌ را آهسته‌ ندا داد كه‌ اين‌ شيوه‌، از ريا دورتر است‌. به‌قولي‌ ديگر: نداي‌ خاموشانه‌ زكريا از آن‌ روي‌ بود كه‌ او سالخورده‌ و ضعيف‌ شده‌ بود وتوانايي‌ ندا كردن‌ بلند را نداشت‌.
 
	سوره مريم آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» زكريا در آن‌ نداي‌ آهسته‌ خود: «پروردگارا! من‌ استخوانم‌ سست ‌گرديده‌» مرادش‌ اين‌ بود كه‌ استخوانهايش‌ ضعيف‌ و ناتوان‌ شده‌ «و سرم‌ از پيري ‌شعل