‌ور شده‌» يعني‌: سپيدي‌ بر سرم‌ منتشر شده‌ چنان‌كه‌ آتش‌ در هيزم‌ شعله‌ور مي‌شود و اين‌ كنايه‌ از پيري‌ وي‌ است‌ «و اي‌ پروردگارم‌! من‌ هرگز در دعاي‌ تو بي‌بهره‌ نبوده‌ام‌» يعني‌: هر زماني‌ كه‌ من‌ به‌ بارگاه‌ تو دعا كرده‌ام‌، دست‌ خالي‌ و نااميد برنگشته‌ام‌ و تو دعايم‌ را اجابت‌ كرده‌اي‌؛ اكنون‌ نيز از تو همين‌ اميد را دارم‌.
 
	سوره مريم آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همانا من‌ پس‌ از خود از مواليم‌ بيمناكم‌» مراد از موالي‌ در اينجا: اقارب‌ و اقوام ‌عصبه‌ (پشتي‌) چون‌ پسرعموها و مانندشانند. آري‌! اقارب‌ و پسر عموهاي‌ زكريا به ‌امر دين‌ بي‌توجه‌ بوده‌ و از برداشتن‌ بار رسالت‌ سستي‌ ورزيده‌ و اين‌ شايستگي‌ را از كف‌ داده‌ بودند، يا گرفتار دنيا گشته‌ بودند و مشغوليت‌هاي‌ دنيوي‌ آنها را از برپا داشتن‌ كار دين‌ براي‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ خود سرگرم‌ ساخته‌ بود پس‌ زكريا از آن ‌بيمناك‌ شد كه‌ با مرگش‌ دين‌ حق‌ از بين‌ برود بنابراين‌، از خداي‌ عزوجل‌ خواست ‌تا ولي‌ و سرپرستي‌ را به‌ وي‌ عنايت‌ فرمايد كه‌ بعد از مرگش‌ به‌ امر دين‌ قيام‌ ورزيده ‌و بر رونق‌ بخشيدن‌ به‌ كار آن‌، حريص‌ و مشتاق‌ باشد «و زنم‌ عاقر است‌» عاقر: زني‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ كبر سن‌ از زايايي‌ بازمانده‌ است‌ «پس‌ عطا كن‌ به‌ من‌ از جانب ‌خود وليي‌» يعني‌: وارث‌ و جانشيني‌. او بدان‌ جهت‌ تصريحا طلب‌ فرزند نكرد زيرا مي‌دانست‌ كه‌ او و زنش‌ در سن‌ و حالتي‌ قرار ندارند كه‌ پيدايش‌ فرزند به‌ حسب‌ عادت‌ از ايشان‌ ممكن‌ باشد. به‌قولي‌ ديگر: مراد او از ولي‌، فرزند بود.
 
	سوره مريم آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا هم‌ وارث‌ من‌ باشد و هم‌ وارث‌ آل‌ يعقوب‌» وراثت‌ در اينجا بنابر قول‌ راجح‌: وراثت‌ علم‌ و نبوت‌ است‌ نه‌ وراثت‌ مال‌، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ خداص: «نحن معاشر الأنبياء لا نورث: ما جماعت‌ انبيا ميراث‌ نمي‌گذاريم‌». پس‌ معني‌ سخن‌ زكريا(ع) اين‌ است‌ كه‌: آن‌ جانشين‌، علمي‌ را كه‌ نزد وي‌ و اولاد يعقوب‌(ع) هست‌، ميراث‌ ببرد و به‌ سرپرستي‌ امور ديني‌شان‌ قيام‌ ورزد «و او را ـ اي‌ پروردگار من‌ ـ پسنديده‌ گردان‌» در اخلاق‌ و افعال‌ وي‌، كه‌ هم‌ تو از او راضي‌ و خشنود باشي‌ و هم‌ بندگانت‌ او را بپسندند و دوست‌ بدارند تا بدين‌ وسيله‌، او شايسته‌ برداشت‌ علم‌ دين‌ و تعليم‌ و تبليغ‌ آن‌ باشد و بتواند شعاير دينشان‌ را برايشان‌ برپا دارد.
 
سوره مريم آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند(ج)دعاي‌ وي‌ را اجابت‌ كرد و اين‌ ندا را به‌ وسيله‌ فرشتگان‌ به‌ سوي‌ وي ‌فرستاد: «اي‌ زكريا! ما تو را به‌ پسري‌ كه‌ نامش‌ يحيي‌ است‌ مژده‌ مي‌دهيم‌، كه‌ پيش‌ از اين‌ هيچ‌ همنامي‌ براي‌ او قرار نداده‌ايم‌» يعني‌: قبل‌ از او هيچ ‌كس‌ را به‌ نام‌ يحيي‌ نام‌ ننهاده‌ايم‌. مجاهد در بيان‌ معني‌ آن‌ مي‌گويد: «قبلا براي‌ او هيچ‌ شبيه‌ و نظيري‌ قرار نداده‌ايم‌». گفتني‌ است‌ كه‌ بيان‌ خصوصيات‌ يحيي‌(ع) بعدا مي‌آيد. ولي‌ ابن‌جرير معني‌ اول‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌.
 
	سوره مريم آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌: پروردگارا! چگونه‌ مرا پسري‌ خواهد بود و حال‌ آن‌كه‌ زنم‌ نازاست‌ و خودم‌ نيز به‌ سبب‌ سالخوردگي‌ به‌ نهايت‌ ضعف‌ رسيده‌ام‌» يعني‌: سن‌ و سالم‌ به‌ آخر رسيده‌ و فرسوده‌ و فرتوت‌ شده‌ام‌. به‌ قولي‌: او صدوبيست‌ سال‌ و زنش‌ نودوهشت‌ سال‌ سن‌ داشتند. از اين‌ سخن‌ وي‌ چنين‌ برمي‌آيد كه‌ او از قدرت‌ خداي‌ عزوجل‌ و صنع ‌بديع‌ وي‌ كه‌ از پيري‌ سالخورده‌ و زني‌ نازا فرزندي‌ پديد مي‌آورد، شگفت‌ زده‌ شد.
 
	آيه  212
‏متن آيه : ‏
‏ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زندگاني‌ دنيا در چشم‌ كافران‌ آراسته‌ گردانده‌ شده‌ است‌» و با فريفته‌ شدن‌ به‌ همين‌ آرايشهاست‌ كه‌ كفار از زندگاني‌ آخرت‌ رويگردانند، اما مؤمنان، مفتون ‌اين‌ آرايشها نگشته‌ و رويكرد ايشان‌ به‌ سوي‌ آخرت‌ است‌ «و» اين‌ كفار بدبخت «مؤمنان‌ را ريشخند مي‌كنند» به‌خاطر فقرشان‌ و مي‌گويند: بهره‌ اينان‌ از دنيا، همانند بهره‌ رؤساي‌ كفر و پيشتازان‌ عرصه‌ گمراهي‌ نيست، هم‌ آنان‌ كه‌ رسيدن‌ به ‌متاع‌ دنيا را سر منزل‌ سعادت‌ و محروميت‌ از آن‌ را مايه‌ بدبختي‌مي‌دانند - خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ در زمان‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ غالب‌ مؤمنان‌ فقير وتهيدست‌ بودند - اما اين‌ تاريك‌دلان‌ كور ذهن‌، بي‌خبر از آنند كه: «پرهيزكاران‌در روز قيامت‌ از آنان‌برترند» زيرا ايشان‌ در بهشتند و كافران‌ در دوزخ‌. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «هر كس‌براي‌ مرد يا زن‌ مؤمني‌ خواري‌ طلب‌ كند، يا او را به‌ خاطر فقر و تنگدستي‌اش‌تحقير نمايد، خداي‌ عزوجل‌ او را در روز قيامت‌ تشهير نموده‌ و رسوايش‌مي‌گرداند و هر كس‌ بر مرد يا زن‌ مؤمني‌ بهتان‌ بندد، يا به‌ او چيزي‌ نسبت‌ دهد كه‌در او نيست، خداي‌ سبحان‌ وي‌ را در روز قيامت‌ بر پشته‌اي‌ از آتش‌ مي‌افگند تا آن‌ كه‌ از نسبتي‌ كه‌ به‌ آن‌ مؤمن‌ داده‌ است، بيرون‌ آيد، بي‌گمان‌ جايگاه‌ و منزلت ‌يك‌ مؤمن‌ نزد خداي‌ متعال، برتر و گرامي‌تر از جايگاه‌ يك‌ فرشته‌ مقرب‌ است‌ وهيچ‌ چيزي‌ نزد خداوند(ج) محبوب‌تر از مرد مؤمن‌ توبه‌كار، يا زن‌ مؤمن‌ توبه‌كارنيست‌ و مؤمن‌ در آسمان‌ معروف‌ و شناخته‌ شده‌ است، همان ‌گونه‌ كه‌ يك‌ مرد در ميان‌ خانواده‌ و فرزندانش‌ شناخته‌ شده‌ است‌». «و خداوند هر كس‌ را بخواهد، بي‌حساب‌» در دنيا «روزي‌ مي‌بخشد» بدون‌ اندازه‌، بدون‌ حساب‌ ايمان‌ و كفر ياتقوي‌ و بدكاري‌ وي‌ و اين‌ از ايجابات‌ عدل‌ و رحمت‌ عام‌ او بر همه‌ خلايق‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اگر دنيا نزد خداوند(ج) به‌اندازه‌ بال‌ پشه‌اي‌ ارزش ‌مي‌داشت، هرگز به‌ كافري‌ جرعه‌ آبي‌ از آن‌ نمي‌چشاني