‌ قبر در وقت‌ مردن‌ و از هول‌ و عذاب‌ در روز قيامت‌.
يحيي‌(ع) در شريعت‌ موسوي‌ عالمي‌ كامل‌ نيز بود، مردم‌ را به‌ توبه‌ از گناهان ‌فرامي‌خواند و آنان‌ را در رودخانه‌ اردن‌ براي‌ توبه‌ از گناهان‌ غسل‌ مي‌داد، كه ‌نصاري‌ به‌ اين‌ روش‌ وي‌ اقتدا كردند و او را «يوحناي‌ معمدان‌» مي‌نامند.
نقل‌ است‌ كه‌ يكي‌ از حكام‌ فلسطين‌ به‌ نام ‌«هيرودس‌» دختر برادري‌ بسيار زيبا به‌نام‌ «هيروديا» داشت‌ پس‌ خواست‌ تا دختر برادرش‌ را به‌ عقد خود درآورد ولي ‌يحيي‌(ع) به‌دليل‌ حرام ‌بودن‌ اين‌ ازدواج‌ با آن‌ موافقت‌ نكرد، «هيرودس‌» عموي‌ دختر از بس‌ كه‌ مفتون‌ و شيفته‌ او بود از او خواست‌ تا هر آرزويي‌ كه‌ دارد با وي ‌در ميان‌ گذارد تا آرزويش‌ را برآورده‌ كند، آن‌ دختر با توطئه‌ و تحريك‌ مادرش‌ سر يحيي‌(ع) را از وي‌ خواست‌ و او هم‌ يحيي‌(ع) را به‌ شهادت‌ رساند. و چون‌ خبر شهادت‌ وي‌ به‌ عيسي‌(ع) رسيد، او دعوتش‌ را در ميان‌ مردم‌ نمايان‌ كرد و به‌ تبليغ‌ و هشداردهي‌ آنان‌ قيام‌ كرد.
 
سوره مريم آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَاناً شَرْقِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌» اي‌ محمدص! «در كتاب‌» يعني‌: در اين‌ سوره‌، داستان‌ «مريم‌ را آن‌گاه‌ كه‌ در مكاني‌ شرقي‌ كناره‌ گرفت‌» يعني‌: به‌ مكاني‌ در جهت‌ شرق‌ بيت‌المقدس ‌خلوت‌گزين‌ شد. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: به‌ همين‌ سبب‌ نصاري‌ جهت‌ مشرق‌ را قبله‌ خويش‌ گرفتند زيرا عيسي‌(ع) در اين‌ جهت‌ از بيت‌المقدس‌ متولد شد. به‌ قولي‌: مريم‌ عليهاالسلام‌ به‌ اين‌ خاطر از مردم‌ كناره‌ گرفت‌ تا خداي‌ سبحان‌ را در خلوت‌ و فراغت‌ عبادت‌ كند.سوره مريم آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ در برابر آنان‌ حجابي‌ برخود گرفت‌» تا از چشم‌ مردم‌ پنهان‌ باشد و او را در حال‌ عبادت‌ نبينند. حجاب‌: پرده‌ و مانع‌ است‌ «پس‌ به‌سوي‌ او روح‌ خود را فرستاديم‌» كه‌ جبرئيل‌(ع) است‌. حق‌ تعالي‌ او را روح‌ ناميد زيرا دين‌ به‌ وسيله‌ وحيي‌ كه‌ او حامل‌ آن‌ است‌ زنده‌ مي‌شود «پس‌ به‌صورت‌ بشري‌ درست ‌اندام‌ بر او نمايان‌ شد» يعني‌: جبرئيل‌(ع) به‌ شكل‌ انساني‌ تمام‌ عيار در ديده‌ مريم‌ عليهاالسلام‌ نمايان‌ شد به‌طوري‌ كه‌ از اوصاف‌ بني‌آدم‌ هيچ‌ چيزي‌ كم‌ نداشت‌ پس‌ مريم ‌پنداشت‌ كه‌ او نسبت‌ به‌ وي‌ قصد بدي‌ دارد به‌ همين‌ جهت‌:
 
	آيه  213
‏متن آيه : ‏
‏ كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردم، امتي‌ يگانه‌ بودند» يعني: همه‌ مردم‌ - از دوران‌ آدم‌(ع) تا عصرنوح‌(ع) - بر دين‌ يگانه‌اي‌ بودند كه‌ همانا دين‌ اسلام‌ است، سپس‌ چون‌ زمان‌ به‌درازا كشيد، پرستش‌ بتها رايج‌ شد و مردم‌ به‌ دو شاخه‌ ايمان‌ و كفر تقسيم‌ شدند. بعضي‌ گفته‌اند: مراد، نوح(ع) و همراهان‌ وي‌ در كشتي‌ هستند كه‌ همه‌ بر آيين‌توحيد بودند. اما رأي‌ اول، رأي‌ جمهور مفسران‌ است‌. یادآور مي‌شويم‌ كه‌ لفظ «امت‌» در قرآن‌ كريم‌ به‌ معاني‌ ذيل‌ به‌كار رفته‌ است: 
1- جماعت‌. 2 - ملت‌؛ يعني‌ كيش‌ و آيين‌. 3 - زمان‌. 4 - امام‌. و چنان‌كه ‌گفتيم، مراد از آن‌ در اينجا - در رأي‌ اكثر مفسران‌ - دين‌ و آيين‌ است‌ «پس‌خداوند پيامبران‌ را برانگيخت‌» براي‌ هدايت‌ بشر. اما در اينجا رأي‌ ديگري‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: مردم‌ همه‌ در گمراهي‌ يك‌ امت‌ بودند، پس‌ خداوند(ج) پيامبران(ع) را براي‌ هدايت‌ بشر برانگيخت‌. ولي‌ ابن‌كثير رأي‌ جمهور را ترجيح‌ داده، يعني‌اين‌ كه: مردم‌ همه‌ امت‌ هدايت‌ بودند و بعد از آن‌ كه‌ در كار دين‌ اختلاف‌ كردند، خداوند(ج) پيامبران(ع) را برانگيخت: «مژده‌آور و بيم‌دهنده‌» مژده‌آور براي‌ اهل‌ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ و بيم‌دهنده‌ براي‌ اهل‌ كفر و فساد «و با آنان‌، كتاب‌» يعني: جنس‌ كتب‌ آسماني‌ «را به‌ حق‌ فرو فرستاد تا ميان‌ مردم‌ در آنچه‌ با هم‌ اختلاف‌داشتند» از عقايد و امور غيبي‌ و حسن‌ و قبح‌ اعمال‌ «داوري‌ كند» يعني: تاكتابهاي‌ آسماني، ميان‌ مردم‌ داور باشد. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «ميان‌ نوح‌ و آدم‌عليهماالسلام‌ ده‌ قرن‌ فاصله‌ بود و مردم‌ در اين‌ ده‌ قرن، همه‌ بر شريعت‌ حق‌ پايداربودند و بعد از آن‌ بود كه‌ در دين‌ اختلاف‌ پديدار شد». پيامبراني‌ كه‌ قرآن‌ از آنان‌به‌ نام‌ ياد كرده، هجده‌ تن‌اند. «و هيچ‌ كس‌ در آن‌» يعني: در كتب‌ آسماني‌ سابق ‌«اختلاف‌ نكرد، مگر كساني‌ كه‌» اين‌ كتابها «به‌ آنان‌ داده‌ شد، پس‌ از آن‌ كه‌ دلايل روشن‌ برايشان‌ آمد، از رشك‌ و رقابتي‌ كه‌ با هم‌ داشتند» يعني: اختلاف‌ نكردند، مگر به‌ سبب‌ حسد و حرص‌ بر دنيا، در حالي‌ كه‌ كتب‌ آسماني، داعي‌ اتفاق‌ و وحدت ‌و مايه‌ رهنموني‌شان‌ به‌ راه‌ هدايت‌ بود. مراد از آنان‌؛ يهوديان‌ و مسيحيانند «پس‌خداوند، مؤمنان‌ را به‌ حقيقت‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ اختلاف‌ داشتند، هدايت‌ كرد» يعني: خداوند(ج) امت‌ محمدص را با بيان‌ علل‌ اختلافات‌ پيشينيان‌ در قرآن، به‌ سوي‌ حق‌هدايت‌ كرد «به‌ اذن‌ خويش‌» يعني: به‌ فرمان‌ و علم‌ خويش‌ «و خداوند هر كه‌ راخواهد» از خلق‌ خويش‌ «به‌ سوي‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ مي‌كند» و حكمت‌ و حجت ‌بالغه‌، از آن‌ اوست‌.
در دعاي‌ مأثور آمده‌ است: «اللهم أرنا الحق حقاً وارزقنا اتباعه، وأرنا الباطل باطلاً وارزقنا اجتنابه، ولا تجعله ملتبسا علينا فنضل، واجعلنا للمتقين إماما: بارخدايا! به ‌ما حق‌ را، حق‌ بنمايان‌ و پيروي‌ از آن‌ را روزي‌مان‌ كن‌ وبه ‌ما باطل‌ را باطل‌ بنمايان‌ و پرهيز از آن‌ را روزيمان‌ كن‌ و آن‌ را بر ما پوشيده‌ ومبهم‌ نگردان‌ كه‌ گمراه‌ مي‌شويم‌ و ما را پيشواي‌ پرهيزگاران‌ بگردان‌». درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «ماآخرين‌ امت‌ (در دنيا ) و اولين‌ آنها در روز قيامت‌ هستيم‌ و اولين‌ كساني‌ هستيم‌ كه‌به‌ بهشت‌ وارد مي‌شويم، ليكن‌ امتهاي‌ ديگر قبل‌ از ما كتاب‌ داده