ريم‌ عليهاالسلام‌ «اي‌ كاش‌ پيش‌ از اين‌ مرده‌ بودم‌» مريم‌ آرزوي‌ مرگ‌ كرد زيرا از آن‌ ترسيد كه‌ به‌ وي‌ در عفت‌ و دينش ‌بدگمان‌ شوند. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر جايز بودن‌ آرزوي‌ مرگ‌ در هنگام‌ فتنه‌ است‌ زيرا مريم‌ دانست‌ كه‌ با اين‌ نوزاد، به‌ فتنه‌ مردم‌ مبتلا مي‌شود «و» اي‌ كاش‌ «يك‌باره ‌فراموش‌ شده‌ بودم‌» نسي‌: چيز بي‌ارزشي‌ است‌ كه‌ از شأن‌ آن‌ اين‌ است‌ تا فراموش‌ شود زيرا از فقدان‌ آن‌ هيچ‌ تألمي‌ دست‌ نمي‌دهد، مانند گم‌ كردن‌ ميخ‌، ريسمان‌، كفش‌ كهنه‌ و امثال‌ آن‌ كه‌ مردم‌ عادتا به‌ آنها هيچ‌ ارزشي‌ نمي‌دهند.
 
	سوره مريم آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او را از زيرپاي‌ او ندا داد» يعني‌: چون‌ جبرئيل‌(ع) اين‌ سخن‌ مريم ‌عليهاالسلام‌ را شنيد، او را از فرودست‌ وي‌ ندا داد زيرا جبرئيل‌(ع) در زير آن‌ تل‌ يا در زير آن‌ درخت‌ خرما بود. به‌قولي‌: منادي‌ خود عيسي‌(ع) بود و مادرش‌ را چنين ‌ندا داد؛ «كه‌ اندوه‌ مخور، بي‌گمان‌ پروردگارت‌ از زيرپاي‌ تو جوي‌ آبي‌ پديد آورده‌ است‌» سري‌: جوي‌ آب‌ كوچكي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ از فرودست‌ مريم ‌برايش‌ جاري‌ كرد تا از آن‌ بياشامد. به‌قولي‌: مراد از سري‌ در اينجا عيسي‌(ع) است ‌زيرا به‌ مردان‌ بزرگ‌ و باعظمت‌، سري‌ مي‌گويند.
 
	سوره مريم آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تنه‌ درخت‌ خرما را به‌سوي‌ خويش‌ بجنبان‌» يعني‌: تنه‌ درخت‌ خرما را بگير وآن‌ را به‌سوي‌ خود بتكان‌ «بر تو خرماي‌ تازه‌اي‌ از درخت‌ مي‌ريزاند» رطب‌ جني‌: خرماي‌ تازه‌اي‌ است‌ كه‌ آماده‌ چيدن‌ باشد. يعني‌: بر تو رطب‌ تازه‌ پاكيزه‌ مي‌ريزاند. عمروبن‌ ميمون‌ مي‌گويد: «براي‌ زنان‌ در حال‌ نفاس‌ (زايمان‌) چيزي‌ بهتر از رطب‌ نيست‌». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ علي‌(ع) از رسول‌ خداص آمده ‌است‌ كه‌ فرمودند: «عمه‌ خود درخت‌ خرما را گرامي‌ بداريد زيرا درخت‌ خرما از همان‌ گلي‌ آفريده‌ شد كه‌ آدم‌(ع) از آن‌ آفريده‌ شد...».
آري‌! مريم‌ (علیهاالسلام) قبل‌ از ولادت‌ عيسي‌ بي‌ كسب‌ و كار از سوي‌ حق‌ تعالي‌ روزي ‌پاك‌ بهشتي‌ داده‌ مي‌شد[1] و اين‌ گراميداشت‌ و تجليلي‌ مخصوص‌ برايش‌ بود اما چون‌ عيسي‌(ع) را به‌دنيا آورد، مأمور به‌ تكاندن‌ درخت‌ خرما شد. علما در توجيه‌ اين‌ امر گفته‌اند: مريم‌ قبل‌ از ولادت‌ عيسي‌(ع) تماما مشغول‌ عبادت‌ حق‌ بود اما بعد از ولادت‌، دل‌ وي‌ به‌ دوستي‌ عيسي‌(ع) نيز مشغول‌ شد، از اين‌ جهت‌ به‌ كسب‌ وتلاش‌ در جهت‌ به‌دست ‌آوردن‌ روزي‌ مأمور گشت‌.
علما با اين‌ آيه‌ استدلال‌ كرده‌اند بر اين‌كه‌: هرچند فراهم‌ آمدن‌ رزق‌ حتمي ‌است‌ ولي‌ خداوند(ج)آن‌ را به‌ سعي‌ و تلاش‌ خود انسان‌ وابسته‌ ساخته‌ است‌ زيرا كسب‌ و كار، سنت‌ خداوند متعال‌ در بندگانش‌ مي‌باشد و اين‌ سنت‌ با توكل‌ در تضاد و تعارض‌ نيست‌ زيرا توكل‌ بعد از توسل‌ به‌ اسباب‌ است‌.
 
[1] نگاه‌ كنيد به‌ «آل‌عمران/‌37».	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2629.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2630.txt"> آيه  27</a><a class="text" href="w:text:2631.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:2632.txt"> آيه  29-30</a><a class="text" href="w:text:2633.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2634.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2635.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:2636.txt"> آيه  34-35</a><a class="text" href="w:text:2637.txt"> آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2638.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2639.txt">آيه  38</a></body></html>سوره مريم آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» از اين‌ رطب‌ و از اين‌ آب‌ گوارا «بخور و بياشام‌ و ديده‌ آسوده‌دار» يعني‌: روانت‌ را آرام‌ و مطمئن‌ بدار و غم‌ و اندوه‌ را از خود بران‌ «پس‌ اگر كسي‌ از آدميان‌ را ديدي‌، بگو: هرآينه‌ من‌ براي‌ خداي‌ رحمان‌ روزه‌ نذر كرده‌ام‌» مراد از روزه‌ در اينجا؛ روزه‌ سكوت‌ است‌ «و امروز هرگز با هيچ‌ انساني‌ سخن‌ نخواهم‌ گفت‌» مرادش‌ اين‌ بود كه‌ بعد از دادن‌ اين‌ خبر به‌ آنها، با هيچ‌ يك‌ از آنها سخن‌ نخواهد گفت‌. به‌ قولي‌: حتي‌ او اين‌ خبر را نيز با تلفظ كلمات‌ به‌ آنان‌ نداد بلكه‌ با اشاره‌ مفيد و قابل‌ فهم‌ اين‌ امر را به‌ آنان‌ فهماند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ روزه‌ سكوت‌ در ديانت‌هاي‌ پيشين‌ مشروع‌ بود ولي‌ در اسلام‌ مشروعيت‌ ندارد و سنت ‌اسلام‌، سكوت ‌كردن‌ از زشتگويي‌ است‌.
 
آيه  214
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا پنداشتيد» اي‌ امت‌ محمدص «كه‌ داخل‌ بهشت‌ مي‌شويد» يعني: بلكه ‌پنداشتيد. زيرا «بل‌» مفيد افتتاح‌ سخني‌ جديد است‌ «و حال‌ آن‌ كه‌ هنوز مانند آنچه‌ بر سر پيشينيان‌ شما آمد، بر سر شما نيامده ‌است؟» يعني: پنداشتيد كه‌ داخل‌ بهشت‌ مي‌شويد؟ در حالي‌كه‌ شما همانند امت‌هاي‌ پيشين‌ مورد امتحان‌ ما قرار نگرفته‌ايد تا چنان‌كه‌ آنان‌ شكيبايي‌ پيشه‌ كردند،صبر و پايداري‌ ورزيد «آنان‌ دچار سختي‌ و زيان‌ شدند» يعني: فقري‌ بسيار سخت‌ را تحمل‌ كرده‌ و بيماريها و زخمها در راه‌ خدا(ج) برداشتند. بأساء: فقر و تنگدستي‌ شديد و همه‌ رنج‌هايي‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ در غير بدن‌ وي‌ مي‌رسد؛ چون‌ گرفتن‌ مال، طردكردن‌ وي‌ از خانه‌ و وطن‌ و تهديد امنيت‌ و آسايش‌ وي‌. اما ضراء: بيماري‌ و هر آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ انسان‌ در بدنش‌مي‌رسد، چون‌ زخم‌ و قتل‌... «و تكانها خوردند» با بيم‌ و هراس‌ها و اين‌ حالت‌ استمرار يافت‌؛ «تا جايي‌ كه‌ پيامبر خدا و كساني‌ كه‌ با وي‌ ايمان‌ آورده‌ بودند، گفتند: پس‌ نصرت‌ الهي‌ كي‌ فرا مي‌رسد؟» اين‌ سخن‌ را در طلب‌ نصرت‌ الهي‌ و احساس‌ دير كرد و طولاني ‌شدن‌ زمان‌ آن‌ بر زبان‌ آوردند. آن‌گاه‌ خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را با اين‌ گفته‌ خويش‌ بشارت‌ داد: «بدانيد كه‌ نصرت‌ الهي‌ نزديك‌ است‌».
از قتاده‌ و سدي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ گفتند: اين‌ آيه‌ كريمه ‌در غزوه‌ احزاب‌ - آن‌گاه‌ كه‌ مسلمانان‌ با رنج‌ها، مشكلات‌ و فشارهاي