a><a class="text" href="w:text:2665.txt"> آيه  62</a><a class="text" href="w:text:2666.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:2667.txt"> آيه  64</a></body></html>سوره مريم آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از جانب‌ طور ايمن‌ او را ندا داديم‌» يعني‌: با موسي‌(ع) از جانب‌ راست‌ كوه ‌طور و از جانب‌ راست‌ وي‌ سخن‌ گفتيم‌. طور كوهي‌ است‌ در ميان‌ مصر و مدين‌ وهنگامي‌كه‌ موسي‌(ع) از مدين‌ به‌ سوي‌ مصر مي‌آمد، كلام‌ الهي‌ را از ميان‌ درختي ‌در طور شنيد «و نزديك‌ ساختيم‌ او را رازگويان‌» يعني‌: او را به‌ خود نزديك‌ ساختيم‌؛ با نزديك‌ ساختن‌ منزلت‌ و جايگاه‌ وي‌ در حالي‌كه‌ با وي‌ راز گفتيم‌ و او رازگويي‌ ما را شنيد.
 
	سوره مريم آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَهَبْنَا لَهُ مِن رَّحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از رحمت‌ خود» يعني‌: از نعمت‌ خود «برادرش‌ هارون‌ را پيامبر ساخته‌ به‌ او بخشيديم‌» آن‌گاه‌ كه‌ موسي‌(ع) از ما چنين‌ درخواست‌ كرد: ( ‏‏ وَاجْعَل لِّي وَزِيراً مِّنْ أَهْلِي 29 ‏ هَارُونَ أَخِي ‏... ) ‌: (و براي‌ من‌ دستياري‌ از كسانم‌ قرار ده‌؛ هارون‌ برادرم‌ را، پشتم‌ را به‌ او استوار كن‌ و او را شريك‌ كارم‌ گردان‌) «طه‌ / 29 ـ 32». هارون‌ چهار سال‌ از موسي‌(ع) بزرگتر بود.
 
سوره مريم آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولاً نَّبِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌» اي‌ محمدص! «در كتاب‌» يعني‌: در قرآن‌ «اسماعيل‌ را، هرآينه‌ وي ‌راست‌وعده‌ بود» خداي‌ سبحان‌ فقط اسماعيل‌(ع) را به‌ راست‌ وعده‌ بودن‌ توصيف ‌كرد، درحالي‌كه‌ تمام‌ انبيا‡ چنين‌ بودند زيرا اسماعيل‌(ع) به‌ صداقت‌ در وعده ‌مشهور و در اين‌ امر سخت‌ كوشا بود. در صدق‌ وعد وي‌ همين‌ بس‌ كه‌ او به‌ پدرش ‌وعده‌ داد تا بر ذبح‌ و سر بريدن‌ خويش‌ صبر كند و به‌ اين‌ وعده‌ هم‌ وفا كرد چنان‌كه‌ در سوره‌ «صافات/‌102»مي‌آيد.
 
	سوره مريم آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اهل‌ خود را به‌ نماز و زكات‌ امر مي‌كرد» به‌قولي‌ مراد از اهل‌ در اينجا: امتش‌ وبه‌قولي‌ ديگر: قوم‌ و قبيله‌اش‌ مي‌باشد و قول‌ دوم‌ قوي‌تر است‌. مراد از نماز و زكات‌ در اينجا، عبارت‌ از همان‌ دو عبادت‌ شرعي‌ معروف‌ است‌. «و همواره‌ نزد پروردگارش‌ پسنديده‌ بود» مرضيا: يعني‌ اسماعيل‌(ع) همواره‌ نزد پروردگارش‌ پاك‌، پسنديده‌ و شايسته‌ بود.
 
	سوره مريم آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقاً نَّبِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌» اي‌ محمدص! «در كتاب‌» يعني‌: در قرآن‌ «از ادريس‌» ادريس‌(ع) جد پدر نوح‌(ع) است‌ كه‌ اسم‌ وي ‌«اخنوخ‌» بود، او را بدان‌ جهت‌ ادريس‌ لقب ‌دادند كه‌ بسيار درس‌ مي‌داد زيرا روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ بر وي‌ سي‌صحيفه‌ نازل‌ كرد و او اولين‌ كسي‌ است‌ كه‌ با قلم‌ خط نوشت‌ و اولين‌ كسي‌ است‌ كه‌ جامه‌ را بريد و دوخت‌ و جامه‌ دوخته ‌شده‌ به‌ تن‌ كرد و قبل‌ از وي‌ بشر پوست ‌حيوانات‌ را مي‌پوشيد و او اولين‌ كسي‌ است‌ كه‌ پيمانه‌ و ترازو و اسلحه‌ را به‌ كار گرفت‌ و با قابليان‌ مقاتله‌ كرد و او اولين‌ پيامبر مرسل‌ بعد از آدم‌ و نوح‌‡ است ‌«بي‌گمان‌ او راست‌كردار پيامبري‌ بود» علما براي ‌«صديق‌»، «مخلص‌» و «مخلص‌» تعريفات‌ بسياري‌ ارائه‌ كرده‌اند، از آن‌ جمله‌:
1 ـ صادق‌ كسي‌ است‌ كه‌ راست‌كردار است‌ و صديق‌ كسي‌ است‌ كه‌ در احوال ‌مختلف‌، در راستي‌ و درستي‌ و استقامت‌ خود افزون‌ است‌.
2 ـ مخلص‌ كسي‌ است‌ كه‌ براي‌ خدا(ج)كار مي‌كند و دوست‌ ندارد كه‌ مردم‌ او را ستايش‌ كنند.
3 ـ مخلص‌ كسي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج)او را براي‌ خود خالص‌ ساخته‌ لذا در او هيچ‌ گرايشي‌ به‌سوي‌ غير خداوند(ج)باقي‌ نمانده‌ است‌.
 
	آيه  216
‏متن آيه : ‏
‏ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر شما جهاد فرض‌ شده‌ است‌» و اين، يكي‌ از موارد آزمون‌ شماست‌. مراد از جهاد در اينجا، جنگ‌ مسلحانه‌ با كفار است‌ «و آن‌ براي‌ شما ناخوشايند است‌» كره: مشقتي‌ است‌ كه‌ خوشايند نفسها نيست‌. آري‌! جهاد مشقت‌آميز است‌ زيرا مستلزم‌ صرف‌ مال‌ و صرف‌ جان‌ و جدايي‌ از خانه‌ و خانواده‌ مي‌باشد «و چه‌ بساچيزي‌ را ناخوش‌ داشته‌ باشيد، در حالي‌ كه‌ آن‌ به‌ سود شما باشد» همانند جهاد، كه‌ چه ‌بسا در آن‌ پيروز و فاتح‌ شده، هم‌ به‌ غنيمت‌ مي‌رسيد و هم‌ به‌ اجر و پاداش‌ الهي ‌و كساني‌ هم‌ كه‌ كشته‌ مي‌شوند، به‌ فيض‌ شهادت‌ نايل‌ مي‌گردند «و چه ‌بسا چيزي‌ را خوش‌ داشته‌ باشيد» چون‌ استراحت‌ و ترك‌ جهاد «در حالي‌ كه‌ آن‌ به‌ زيان‌ شما باشد» زيرا در آن‌ صورت، دشمن‌ بر شما چيره‌ شده‌ و مغلوبتان‌ مي‌كند و دردرون‌ خانه‌ و عمق‌ سرزمينتان‌، قصد جان‌ و مال‌ و ناموستان را كرده‌ و شما را باسختي‌ها و مصايبي‌ روبرو مي‌سازد كه‌ بسيار سخت‌تر از جهادي‌ است‌ كه‌ شما آن‌ را ناخوش‌ مي‌داريد و اين‌ افزون‌ بر منافع‌ كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌ ديگري‌ است‌ كه‌ آنها را با ترك‌ جهاد از دست‌ مي‌دهيد «و خداوند مي‌داند» كه‌ صلاح‌ و رستگاري‌ شما در چيست‌ «و شما نمي‌دانيد».
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «چون‌ جهاد بر مسلمانان‌ فرض‌ شد، اين‌ كار بر آنان‌ سخت‌ و دشوار آمد و آن‌ را ناخوش‌ داشتند، پس‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ گرديد». عكرمه‌ مي‌گويد: «بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌، محبت‌ جهاد در دلهاي‌ مسلمانان‌ ريشه‌دار شد». ابن‌ شهاب‌ زهري‌ مي‌گويد: «جهاد، فريضه‌اي ‌برگردن‌ همه‌ آحاد امت‌ است، چه‌ آنان‌ كه‌ در ميدان‌ جهادند و چه‌ آنان‌ كه‌ درمنازل‌ خود هستند زيرا كسي‌كه‌ در خانه‌ خود نشسته‌ است، اگر به‌ كمك‌ فراخوانده‌شد، بايد كمك‌ كند و اگر از وي‌ فريادرسي‌ شد، بايد به‌ فرياد برسد و اگر به‌ او فرمان‌ رفتن‌ به‌ جهاد داده‌ شد، بايد عازم‌ جهاد شود و اگر هم‌ به‌ او نيازي‌ نبود، درخانه‌ خويش‌ مي‌نشيند». يعني: حقيقت‌ امر چنين‌ است‌ و چنين‌ بايد باشد. از اين‌جهت‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ مات‌ ولم‌ يغز و لم‌ يحدث‌ نفسه‌ با الغزو مات‌ ميته‌ جاهليه‌: هر كس‌ بميرد، در حالي‌ كه‌ جهاد نكرده