
«كتابي‌ است‌ نازل‌شده‌ از جانب‌ كسي‌ كه‌ زمين‌ و آسمانهاي‌ بلند را آفريده ‌است‌» مراد آيه‌ كريمه‌ خبردادن‌ به‌ بندگان‌ از كمال‌ عظمت‌ نازل‌كننده‌ قرآن ‌و بزرگي‌ جلال‌ و مقام‌ وي‌ است‌ تا به‌ قرآن‌ ـ چنان‌كه‌ حق‌ ارج ‌نهادن‌ به‌ آن‌ است‌ ـ ارج‌ گذاشته‌ و آن‌ را مدينه‌ فاضله‌ سعادت‌ جاوداني‌ خويش‌ بشناسند چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ با همين‌ هدف‌ در ادامه‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  220
‏متن آيه : ‏
‏ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در باره‌ يتيمان‌ از تو مي‌پرسند» يعني: از تكفل‌ و سرپرستي‌ ايشان‌ و مشكلاتي ‌كه‌ سرپرستان‌ در اين‌ عرصه‌ دارند زيرا اگر آنان‌ را به‌ حال‌ خويش‌ بگذارند، گنهكار مي‌شوند و اگر مال‌ خود را از اموالشان‌ جدا سازند و براي‌ آنها خوراك‌ جداگانه‌اي‌ درنظر بگيرند، اين‌ كاري‌ است‌ دشوار، پس‌ چه‌ بايد بكنند؟ «بگو: كار كردن‌ به ‌صلاح‌ آنان‌ بهتر است‌» از اين‌ كه‌ آنان‌ را به‌ حال‌ خود رها كنيد «و اگر با آنان ‌همزيستي‌ كنيد» و غذا و خوراك‌ و برنامه‌ معيشت‌ آنان‌ را با خود يك‌جا سازيد «آنها برادران‌» ديني‌ «شما هستند» يعني: اين‌ كار جايز است‌ و به‌ شما در اين‌باره ‌رخصت‌ داده‌ مي‌شود «و خدا مفسد را از مصلح‌ بازمي‌شناسد» اين‌ هشداري‌ به‌اولياي‌ ايتام‌ است‌. يعني: خدا(ج) مي‌داند كه‌ چه‌كسي‌ قصد خوردن‌ و تباه‌ ساختن ‌مال‌ يتيم‌ را دارد و چه‌كسي‌ از اين‌ كار احساس‌ گناه‌ كرده‌ و در پي‌ اصلاح‌ و رشد اموال‌ يتيم‌ و بهبود آينده‌ وي‌ است‌ «و اگر خدا مي‌خواست‌» دراين‌باره‌ «شما را به ‌دشواري‌ مي‌انداخت‌» ولي‌ كار را بر شما گشاده‌ گردانيد و به‌ شما اجازه‌ همزيستي‌ و آميزش‌ با ايتام‌ را داد، پس‌، از تباه‌ساختن‌ اموالشان‌ بپرهيزيد «همانا خداوند غالب‌ وچيره‌ است‌» بر كار خويش‌ «حكيم‌» است‌ در احكام‌ و در آفرينش‌ خويش‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: آن‌گاه‌ كه‌ آيه: ﴿ ‏ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ﴾ (و به‌ مال‌ يتيم‌ نزديك ‌نشويد، مگر به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر است) «انعام‌152/»، و آيه: ﴿ ‏ إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى﴾ (همانا كساني‌كه‌ اموال‌ يتيمان‌ را مي‌خورند... ) «نساء10/» نازل‌ شد؛ هر كسي‌ كه‌ يتيمي‌ در خانه‌اش‌ بود، خوراك‌ خود را از خوراكش‌ و نوشيدني‌ خود را از نوشيدني‌اش‌ جدا ساخت‌ و چنان‌ بود كه‌ اگر از غذاي‌ يتيم‌ چيزي‌ باقي‌مي‌ماند، آن‌ را برايش‌ نگه‌ مي‌داشتند كه‌ بعدا آن‌ را بخورد و چه‌ بسا كه‌ او نمي‌خورد و باقي‌ مانده‌ غذا فاسد مي‌شد. پس‌ اين‌ شيوه‌ كار برآنان‌ دشوار شد و ناگزير اين‌ قضيه‌ را با رسول‌ خداص در ميان‌ گذاشتند. آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ اين‌آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ كرد.
بيان‌ احكام: امام‌ ابوحنيفه: بر آن‌ است‌ كه‌ اگر سرپرست‌ يا وصي‌ يتيم‌ دختر، نكاح ‌دادن‌ وي‌ را به‌ صلاح‌ حالش‌ بداند؛ مي‌تواند او را به‌ نكاح‌ دهد و هم‌ مي‌تواند خود با وي‌ ازدواج‌ كند. جصاص‌ از مضمون‌ آيه: ﴿ قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ  ﴾ جايز بودن ‌اجتهاد در احكام‌ حوادث‌ را استنباط كرده‌ است‌ زيرا اصلاح‌ مورد نظر آيه ‌كريمه‌ در مورد يتيمان، از راه‌ اجتهاد و حدس‌ غالب، دانسته‌ مي‌شود.
 
سوره طه آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداي‌ رحمان‌ بر عرش‌ استوا يافت‌» يعني‌: بر عرش‌ علو و ارتفاع‌ يافت‌، علو و ارتفاعي‌ كه‌ براي‌ آن‌ مثل‌ و مانندي‌ نيست‌. گفتني‌ است‌ كه‌ ما به‌ استواي‌ حق‌ تعالي‌بر عرش‌ ـ بنا بر عقيده‌ سلف‌ صالح‌ كه‌ ائمه‌ چهارگانه‌ اهل‌ سنت‌ نيز از آن‌ جمله‌اند ـ ايمان‌ داريم‌. سلف‌ صالح‌ به‌ صفات‌ حق‌ تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ در قرآن‌ آمده ‌است‌ ـ بي‌ هيچ‌ تحريف‌، تأويل‌، تشبيه‌ يا تمثيلي‌ ايمان‌ داشتند و در برابر آنها با توجيه‌، تأويل‌، تشبيه‌ و تكييف‌ درنگ‌ نمي‌كردند. از امام‌ مالك: پرسيدند كه‌ خدا(ج) چگونه‌ بر عرش‌ استوا يافت‌؟ گفت‌: «استوا معلوم‌ است‌ و درك‌ كيفيت‌ آن‌ در حيطه‌ عقل‌ نيست‌ و ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن‌ بدعت‌ است‌». يادآورمي‌شويم‌ كه‌ قول‌ صحيح‌ در باره‌ عرش‌ و كرسي‌ اين‌ است‌ كه‌ «عرش‌» غير از «كرسي‌» است‌.
 
سوره طه آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌، از آن‌ اوست‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ مالك‌ و مدبر همه‌ آنهاست‌ «و» نيز از آن‌ اوست‌ «آنچه‌ در ميان‌ آنهاست‌» از موجودات ‌«و آنچه‌ زير خاك‌ است‌» از اشياء.
گفتني‌ است‌ كه‌ امروزه‌ در پرتو علوم‌ جديد، بخشي‌ از عظمت‌ اين‌ مقطع‌ از آيه ‌كريمه‌ (يعني‌ دنياي‌ زيرخاك‌) متجلي‌ گرديده‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر سخن‌ را آشكارا گويي‌» يعني‌ صدايت‌ را بدان‌ بلند كني‌ «پس‌ او سخن ‌نهان‌ و نهان‌تر را مي‌داند» سر: سخني‌ است‌ كه‌ انسان‌ با ديگري‌ به‌ آهستگي‌ و به‌گونه‌ راز در ميان‌ مي‌گذارد و نهان‌تر از سر: سخني‌ است‌ كه‌ انسان‌ با خودش‌ مي‌گويد ـ يعني‌ حديث‌ نفس‌ مي‌كند ـ يا سخني‌ است‌ كه‌ به‌ خاطرش‌ خطور مي‌كند و يا در نهاد وي‌ است‌ ولي‌ هنوز آن‌ را با خودش‌ هم‌ مرور نكرده‌ است‌ كه ‌علماي‌ روانشناسي‌ امروزه‌ آن‌ را «لاشعور» مي‌نامند. يعني‌: اگر تو خداي‌ سبحان‌ را به‌ صداي‌ بلند بخواني‌، بدان‌ كه‌ او از اين‌ امر بي‌نياز است‌ زيرا او سخن‌ سر و نهان ‌و آنچه‌ را كه‌ از سر و نهان‌ هم‌ نهان‌تر است‌، مي‌داند پس‌ اساسا به‌ بلند كردن‌ صدا در ذكر و دعا نيازي‌ نيست‌ و نبايد مناجات‌ انسان‌ با پروردگار به‌ اين‌ هدف‌ باشد كه‌ آن‌را به‌ پروردگار متعال‌ بشنواند اما جاري ‌نمودن‌ ذكر و دعا بر زبان‌ همراه‌ با تصور معناي‌ آن‌ در ذهن‌ و ضمير، براي‌ كسب‌ بركات‌ و فيوضات‌ عظيم‌ و برآوردن ‌اهداف‌ ديگري‌ مانند كسب‌ رضا و قرب‌ الهي‌، ياري ‌رساندن‌ قلب‌ به‌وسيله‌ ذكر، مشغول‌ ساختن‌ حواس‌ به‌ مقصودي‌ برتر و برگردانيدن‌ آن‌ از تفكر در امور دني‌؛ مشروع‌ و مطلوب‌ و از افضل‌ اعمال‌ است