‌.
 
	سوره طه آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله، جز او معبودي‌ نيست‌، براي‌ اوست‌ نامهاي‌ نيكو» يعني‌ نيكوترين‌ نامها مطلقا به‌ الله(ج) اختصاص‌ دارد، به‌ سبب‌ اين‌كه‌ اين‌ اسماي‌ حسني‌ بر كمال‌ و جلال ‌حضرت‌ حق‌(ج) دلالت‌ مي‌كنند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اسماي‌ حسناي‌ الهي‌ ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ صحيح‌ وارد شده‌ ـ نودونه‌ اسم‌ است‌ و بيان‌ آن‌ در سوره‌ «اعراف/‌180» گذشت‌.
پس‌ آيا بعد از جلوه‌ اين‌همه‌ اسما و صفات‌، ديگر كسي‌ هست‌ كه‌ ادعا كند قرآن‌ از نزد غير الله(ج) است‌؟ آيا گرفتن‌ بتاني‌ از سنگ‌ و چوب‌ و غيره‌ به‌عنوان ‌شريك‌ خداي‌ سبحان‌ درست‌ است‌؟ و آيا كسي‌ كه‌ به‌ اين‌ صفات‌ نيكو و عظيم ‌موصوف‌ باشد، كتاب‌ نازل‌ كرده‌ او، متضمن‌ سعادت‌ دو جهاني‌ نيست‌؟
اين‌ آيات‌ مقدمه‌ سوره‌ مباركه ‌«طه‌» است‌ و عظمت‌ اين‌ آيات‌ بود كه‌ به‌مسلمان‌ شدن‌ عمربن‌خطاب‌(رض) انجاميد ـ كه‌ داستان‌ اسلام‌ عمر(رض) معروف‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آيا خبر موسي‌ به‌ تو رسيده ‌است‌» يعني‌: اي‌ پيامبرص! داستان‌ موسي‌ با فرعون‌ و اشراف‌ قومش‌ قطعا به‌ تو رسيده‌ است‌ و تو نيك‌ مي‌داني‌ كه‌ فرود آوردن ‌وحي‌ بر موسي‌، سبب‌ بدبختي‌ وي‌ نبود بلكه‌ او از اين‌ موهبت‌ به‌ مدارج‌ علياي ‌سعادت‌ و عزت‌ رسيد پس‌ بدان‌ كه‌ فرود آوردن‌ وحي‌ بر تو نيز سبب‌ بدبختي‌ات ‌نمي‌باشد.
از اين‌ آيه‌ چنين‌ برمي‌آيد كه‌ سياق‌ داستان‌ موسي‌(ع) متضمن‌ دلجويي‌ و تسليت ‌به‌ پيامبر گرامي‌ اسلام‌ص در برابر دشواري‌هايي‌ است‌ كه‌ از تكاليف‌ نبوت ‌مي‌ديدند.
 
سوره طه آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ رَأَى نَاراً فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَاراً لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ آتشي‌ ديد» موسي‌(ع) در شبي‌ تاريك‌ و باراني‌، از مدين‌ سرزمين ‌پدرزنش‌ شعيب‌(ع) به‌سوي‌ مصر در حال‌ سفر بود، فصل‌ زمستان‌ بود و هوا ناملايم‌؛ كه‌ بناگاه‌ آتشي‌ را ديد «پس‌» چون‌ آتش‌ را ديد «به‌ خانواده‌اش‌ گفت‌: درنگ‌ كنيد» يعني‌: در جاي‌ خود بايستيد «زيرا من‌ آتشي‌ ديدم‌» يعني‌: از دور آتشي‌ انس‌انگيز را ديدم‌ «اميدوارم‌ كه‌ شعله‌اي‌ از آن‌ براي‌ شما بياورم‌» قبس‌: شعله‌ و اخگري‌ از آتش‌ است‌ كه‌ شخص‌ آن‌ را مي‌گيرد تا به‌وسيله‌ آن‌ آتشي ‌ديگر را برافروزد «يا بر آن‌ آتش‌ راهنمايي‌ بيابم‌» كه‌ مرا به‌سوي‌ راه‌ راهنمايي‌ كرده‌ و راه‌ را به‌ من‌ بازشناساند. گفتني‌ است‌ كه‌ موسي‌(ع) در آن‌ شب‌ تاريك‌، راه‌ را نيز گم‌كرده ‌بود.
 
	سوره طه آيه  11‏متن آيه :‏ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَا مُوسَى ‏
آيه  12‏متن آيه : ‏‏ إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ‏ 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ بدان‌ رسيد» يعني‌ چون‌ موسي‌(ع) به‌ نزديك‌ آن‌ آتش‌ رسيد، آتش ‌سفيدي‌ را ديد كه‌ در ميان‌ درخت‌ سبزي‌ برافروخته‌ است‌ پس‌ «ندا داده ‌شد» يعني‌ خداوند متعال‌ او را ندا داد كه‌: «اي‌ موسي‌! همانا من‌ پروردگار توام‌» كه‌ هم‌اينك‌ باتو سخن‌ مي‌گويم‌.
اين‌ آيه‌ به‌ ما مي‌آموزد كه‌ چون‌ مي‌خواهيم‌ كسي‌ را به‌ كاري‌ مكلف‌ كنيم‌، بايدخود را با اوصاف‌ خويش‌ به‌ او بشناسانيم‌.
«پس‌ نعلين‌ خود را از پا درآور» خداوند(ج) موسي‌(ع) را به‌ بيرون‌آوردن‌ كفش‌ها وبرهنه‌ ساختن‌ پاهايش‌ دستور داد زيرا برهنه‌ كردن‌ پا، در نشان‌ دادن‌ تواضع‌ گوياتر و به‌ تشريف‌ و تكريم‌ و رعايت‌ ادب‌ نزديكتر است‌ «هرآينه‌ تو در وادي‌ مقدس‌ طوي‌ هستي‌» مقدس‌: يعني‌ پاك‌ يا مبارك‌. طوي‌: نام‌ واديي‌ در سرزمين‌ سيناست‌.
اين‌ جمله‌ به‌ ما مي‌آموزد كه‌ چون‌ كسي‌ را به‌ كاري‌ دستور مي‌دهيم‌، بايد علت‌ و دليل‌ آن‌ را نيز برايش‌ بيان‌ كنيم‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2718.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2719.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2720.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:2721.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2722.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2723.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:2724.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2725.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:2726.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2727.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:2728.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2729.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:2730.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2731.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2732.txt">آيه  27-28</a><a class="text" href="w:text:2733.txt">آيه  29-30</a><a class="text" href="w:text:2734.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2735.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2736.txt">آيه  33-34</a><a class="text" href="w:text:2737.txt"> آيه  35</a><a class="text" href="w:text:2738.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2739.txt">آيه  37</a></body></html>سوره طه آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و من‌ تو را برگزيده‌ام‌» به‌ رسالت‌ «پس‌ بدانچه‌ وحي‌ مي‌شود» هم‌اكنون ‌به‌سوي‌ تو «گوش‌ فراده‌» به‌ گوش‌ هوش‌ و پذيرش‌ و با آمادگي‌ و هشياري‌.
در اينجا خداي‌ عزوجل‌ به‌ موسي‌(ع) تواضع‌ و ادب‌ را آموخت‌ و اين‌ دليل‌ بر آن ‌است‌ كه‌ نقطه‌ آغازين‌ در امر تربيت‌، همانا آموختن‌ ادب‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا من‌ الله هستم‌، خدايي‌ كه‌ جز من‌ خدايي‌ نيست‌» يعني‌: اي‌ موسي‌! كسي‌كه‌ تو را ندا مي‌كند، همانا خداوند يگانه‌ لاشريك‌ است‌ «پس‌ مرا پرستش ‌كن‌» زيرا مختص‌ بودن‌ الوهيت‌ براي من‌، موجب‌ مخصوص‌ ساختنم‌ به‌ عبادت‌ وپرستش‌ نيز هست‌ «و نماز را برپا دار براي‌ يادكردن‌ من‌» يعني‌: نماز را برپا دار تا مرا ياد كني‌. يا معني‌ اين‌ است‌: هرگاه‌ به‌ياد آوردي‌ كه‌ نمازي‌ بر ذمه‌ات‌ هست‌، آن ‌نماز را برپا دار. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) از رسول‌ خداص آمده‌است‌ كه‌ فرمودند: «هر كس‌ از نمازي‌ در خواب‌ ماند، يا آن‌ را فراموش‌ كرد پس‌كفاره‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ آن‌ را به‌خاطر آورد، آن‌ را به‌جاي‌ آورد و جز اين ‌هيچ‌ كفاره‌ ديگري‌ بر او نيست‌». حق‌ تعالي‌ مخصوصا نماز را ذكر كرد زيرا نماز برترين‌ طاعات‌ و بهترين‌ عبادات‌ است‌.
اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند براين‌كه‌ معرفت‌ خداوند(ج) گام‌ اول‌ در پيمودن‌ راه‌ حق ‌است‌ و نيز دلالت‌ مي‌كند براين‌كه‌ بعد از توحيد، فريضه‌اي‌ بزرگتر از نماز نيست‌ پس‌ بايد مربيان‌ جام