 حق‌ را؛ پس‌ از آن‌ پيروي‌ مي‌كنند و مي‌شناسند باطل‌ را؛ پس‌ از آن‌ اجتناب‌ مي‌كنند «بيان كنيم‌».
 
	سوره قصص آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏زن فرعون ( آسيه هنگامي كه ديد آنان قصد كشتن كودك را دارند ) گفت : او را نكشيد ، نور چشم من و تو است . شايد براي ما مفيد باشد ، و يا اصلاً او را پسر خود كنيم . آنان نمي‌فهميدند ( كه دست تقدير در پس پرده غيب چه بازي مي‌كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قُرَّةُ عَيْنٍ » : روشني چشم . مراد مايه سرور و شادماني است ( نگا : طه‌ / 40 ) .  ( قُرَّةُ ) خبر مبتداي محذوف است و اصل آن چنين است : هُوَ قُرَّةُ عَيْنٍ . « إِمْرَأَةُ فِرْعَوْنَ » : زن فرعون . مراد آسيه ، همسر فرعون است كه قرآن او را زن باايماني معرّفي مي‌كند ( نگا : تحريم‌ / 11 ) .‏
 
سوره قصص آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغاً إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دل مادر موسي تهي ( از صبر و قرار ) شد ، و اگر دل او را ( با اعطاي صبر و شكيبائي ) برجاي و استوار نمي‌داشتيم تا از زمره باورمندان ( به وعده خدا ) باشد ، نزديك بود ( بر اثر ناراحتي و پريشاني ، راز ) او را آشكار سازد ( و فرياد بزند كه واي فرزندم ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَارِغاً » : خالي و تهي . مراد خالي از قوّت و قدرت ضبط خود و تهي از خويشتنداري و شكيبائي ( نگا : ابراهيم‌ / 43 ) . « إِنْ . . . لَتُبْدِي . . . » : از مصدر ابداء به معني بيان و اظهار است . « رَبَطْنَا عَلي قَلْبِهَا » : دل او را بر جاي و استوار داشتيم ( نگا : كهف‌ / 14 ) . « الْمُؤْمِنينَ » : مراد باورمندان و معتقدان به وعده خدا است ، كه در اينجا ( إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ . . . ) در آيه هفتم است .‏
 
سوره قصص آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مادر موسي ، در پرتو لطف خدا ، آرامش خود را بازيافت ) و به خواهر موسي گفت : او را پيجوئي و پيگيري كن ( تا ببينيم حال و وضع او چه مي‌شود . خواهر موسي دستور مادر را انجام و دورادور موسي را زير نظر داشت ) و او را از جانبي مي‌ديد بدون اين كه آنان بدانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قُصِّيهِ » : او را دنبال كن . حال و وضع او را بپاي . « عَن جُنُبٍ » : از جانبي . از گوشه‌اي . مراد دورادور است . « وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ » : در حالي كه فرعون و فرعونيان نمي‌دانستند كه او خواهر موسي است و مشغول ديد زدن است .‏
 
سوره قصص آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ما دايگان را از او بازداشتيم ( و نگذاشتيم نوزاد پستان زني را بمكد ) پيش از آن ( كه مادرش را پيدا و به دايگاني موسي ببرند ! مأموران در جستجوي دايگان مي‌گشتند . خواهر موسي خود را بديشان رساند ) و گفت : آيا شما را به ساكنان خانواده‌اي رهنمود كنم كه برايتان سرپرستي او را بر عهده گيرند ( و وي را شير دهند و پرورش كنند ) و خيرخواه و دلسوز او باشند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَرَّمْنَا » : تحريم كرديم . مراد از تحريم ، منع كردن و بازداشتن است . « الْمَرَاضِعَ » : جمع مُرْضِع ، زنان شيرده . دايگان . يا جمع مَرْضَع است و اسم مكان و مراد پستان است . يا اين كه مصدر ميمي و به معني رضاع و شير دادن است . « نَاصِحُونَ » : دلسوزان . خيرخواهان .‏
 
سوره قصص آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مأموران مادر موسي را به قصر فرعون بردند و نوزاد سخت پستان او را مكيدن گرفت و برق خوشحالي از چشمها جستن كرد ، و بدين ترتيب ) ما موسي را به مادرش بازگردانديم تا چشمش ( از ديدار او ) روشن شود ( و غم و اندوهي در دل او نماند ) و غمگين نگردد و بداند كه وعده خدا راست است ، اگر چه بيشتر مردم ( چنين ) نمي‌دانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها » :  ( نگا : قصص‌ / 9 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10596.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:10597.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:10598.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:10599.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:10600.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:10601.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:10602.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:10603.txt">آيه  21</a></body></html>سوره قصص آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و زماني كه موسي به نهايت قدرت و رشد ( جسماني ) خود رسيد ، و خرد و انديشه‌اش كامل گرديد ، بدو فرزانگي و دانش داديم ، و ما اين گونه به نيكوكاران پاداش مي‌دهيم ( و خوبي و نيكي ايشان را با خوبي و نيكي پاسخ داده و آنان را در هر دو جهان ياري مي‌كنيم و خوشبخت مي‌گردانيم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَشُدَّ » : قدرت و قوّت . مراد رشد و نموّ جسماني است . « إِسْتَوي‌ » : تكامل و تعادل پيدا كرد و از نظر خرد و انديشه كامل گرديد . « حُكْماً » : حكمت . فرزانگي . روشن‌بيني ( نگا : انعام‌ / 89 ) .‏
 
سوره قصص آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏موسي ( از قصر فرعون ، رهسپار كوچه و بازار پايتخت مملكت شد ) و بدون اين كه اهالي شهر مطّلع شوند ، وارد آنجا گرديد . در شهر ديد كه دو مرد مي‌جنگند كه يكي از قبيله او ( بني‌اسرائيليها ) و ديگري از دشمنان او ( يعني از طائفه قبطيهاي جانبدارِ فرعون ) است . فردي كه از قبيله او بود ، عليه كسي كه از دشمنانش بود ، از موسي كمك خواست ( و موسي كمكش كرد ) و مشتي بدو زد و او را كشت ! موسي گفت : اين از عمل شيطان بود ( چرا كه با وسوسه خود بر سر خشمم آورد و غافلگيرم كرد ) . واقعاً او دشمن گمراه كننده آشكاري است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمَدِينَةِ » : مراد پايتخت مملكت فرعون است كه گويا « منف‌ » يا « مصر » و يا اين كه « مصرايم‌ » نام داشته است . « عَلي حينِ » : حرف ( عَلي ) به معني ( في ) است . « شِيَعَةِ‌ » : قوم و قبيله . « إِسْتَغَاثَ » : ياري و كمك خواست . فريادرس طلبيد . « وَكَزَ » : مشت زد . « قَضي عَلَيْهِ » : او را كشت .‏
 
سوره قصص آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ 