اي‌ موسي‌(ع) براي‌ بيدار ساختن‌ و توجه‌ دادن‌ او به ‌موضوع‌ عصاست‌ تا بعد از تأمل‌ وي‌ در آن‌ و تشخيص‌ مؤكد اين‌ امر كه‌ اين‌ همان ‌عصاي‌ حقيقي‌ اوست‌ كه‌ مي‌شناسد، معجزه‌ در آن‌ روي‌ دهد، در غير آن‌ خداي ‌عزوجل‌ مي‌دانست‌ كه‌ در دست‌ موسي‌(ع) چيست‌ لذا سؤال‌ كردن‌ از آن‌ موردي ‌نداشت‌. بعضي‌ از مفسران‌ مي‌گويند: خداوند(ج) براي‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع) را با كلام ‌خود بر سر انس‌ و الفت‌ آورد، اين‌ سؤال‌ را از وي‌ كرد.
 
سوره طه آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع) «اين‌ عصاي‌ من‌ است‌، بر آن‌ تكيه‌ مي‌دهم‌» هنگامي‌ كه‌ در راه‌ رفتن‌ خسته‌ شوم‌ «و با آن‌ براي‌ گوسفندانم‌ برگ‌ مي‌تكانم‌» يعني‌ شاخه‌هاي ‌درختان‌ را با آن‌ مي‌تكانم‌ تا برگ‌ آنها فروريزد و گوسفندانم‌ بخورند. به‌قولي ‌معني‌ اين‌ است‌: با آن‌ گوسفندانم‌ را به‌ جلو مي‌رانم‌ و اداره‌ مي‌كنم‌ «و كارهاي‌ ديگري‌ نيز براي‌ من‌ از آن‌ برمي‌آيد» يعني‌ منافع‌ ديگري‌ نيز در اين‌ عصا دارم‌ و نيازهاي‌ ديگري‌ را نيز بدان‌ برمي‌آورم‌. البته‌ منافع‌ عصا بسيار و شناخته ‌شده‌ است‌. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «در دست‌ گرفتن‌ عصا، سنت‌ انبيا(ع) و نشانه‌اي‌ براي ‌مؤمن‌ است‌». حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «در عصا شش‌ خاصيت‌ است‌:
1 ـ سنت‌ انبيا(ع) است‌.
2 ـ زينت‌ صالحان‌ است‌.
3 ـ سلاحي‌ عليه‌ دشمنان‌ است‌.
4 ـ كمكي‌ براي‌ ضعيفان‌ است‌.
5 ـ غمي‌ براي‌ منافقان‌ است‌.
6 ـ افزوني‌اي‌ در طاعات‌ مؤمنان‌ است‌».
گفتني‌ است‌؛ اجماع‌ علما بر آن‌ است‌ كه‌ خطيب‌ بايد در هنگام‌ خواندن‌ خطبه‌، بر شمشير يا عصايي‌ تكيه‌ دهد.
 
	
سوره طه آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداوند متعال‌: «اي‌ موسي‌! آن‌ را بيفگن‌» از دست‌ خود ؛
 
	سوره طه آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» موسي‌(ع) «آن‌ را» بر زمين‌ «انداخت‌ و ناگاه‌ ماري‌ شد دوان‌» به‌ سبب ‌آن‌كه‌ خداي‌ سبحان‌ اوصاف‌ و اعراض‌ عصا را برگردانيد بدان‌ سان‌ كه‌ تبديل‌ به‌ مار پرجنب‌وجوشي‌ شد كه‌ به‌سرعت‌ و چابكي‌ مي‌دويد به‌طوري‌كه‌ نقل‌ شده‌ است‌: او در مسير جنب‌وجوش‌ و خيزش‌ سريع‌ خود به‌ درختي‌ رسيد و آن‌ را خورد و به‌صخره‌اي‌ رسيد و آن‌ را فروبلعيد پس‌ چون‌ موسي‌(ع) اين‌ صحنه‌ را ديد، ترسيد و وحشت‌زده‌ پا به‌ فرار گذاشت‌ در حالي‌كه‌ اصلا پشت‌ سر خود را نگاه‌ نمي‌كرد. شهيد سيد قطب‌: در تفسير خود مي‌گويد: «عصاي‌ موسي‌(ع) به‌ اژدها تبديل‌ شد و همان‌ معجزه‌اي‌ اتفاق‌ افتاد كه‌ در هر لحظه‌اي‌ از لحظه‌هاي‌ ما نيز اتفاق‌ مي‌افتد ولي‌ ما متوجه‌ آن‌ نمي‌شويم‌؛ آري‌! آن‌ لحظه‌، لحظه‌اي‌ بود كه‌ معجزه‌ حيات ‌روي‌ داد و چه‌ بسيارند ميليونها ذره‌ مرده‌ و جامدي‌ كه‌ مانند آن‌ عصا در هر لحظه‌به‌ سلول‌ زنده‌اي‌ تبديل‌ مي‌شوند ولي‌ اين‌ فرايند، انسان‌ را مانند عمليه‌ تبديل‌ شدن ‌عصا به‌ اژدها، شگفت‌ زده‌ نمي‌كند از آن‌ روي‌ كه‌ انسان‌ اسير حواس‌ و اسير تجارب‌ خويش‌ است‌...!».
 
	سوره طه آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداي‌ سبحان‌ به‌ موسي‌: «آن‌ را بگير و نترس‌، به‌ زودي‌ آن‌ را به‌ حال ‌نخستين‌ آن‌ بازخواهيم‌ گردانيد» بعد از آن‌كه‌ تو آن‌ را بگيري‌.
 
	سوره طه آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دست‌ خود را به‌ جناحت‌ ببر» جناح‌ انسان‌: پهلو و زير بازوي‌ اوست‌ «تا سپيد و درخشان‌ بيرون‌ آيد» با آن‌كه‌ پوست‌ بدن‌ موسي‌(ع) گندمگون‌ بود «بدون‌ هيچ‌ عيبي‌» سوء: عيب‌ است‌ و كنايه‌ از بيماري‌ برص‌ مي‌باشد. يعني‌ سپيدي‌ دست‌ تو ناشي‌ از گزند و آفتي‌ نيست‌ «اين‌ آيت‌ ديگري‌ است‌» يعني‌: اين‌ بجز عصا معجزه‌ديگري‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌خواهيم‌ كه‌ به‌ تو بنمايانيم‌» با اين‌ دو معجزه‌ بزرگ‌ «بعضي‌ از آيات‌ بزرگ‌ خود را» يعني‌ بعضي‌ از معجزات‌ بزرگ‌ و دلايل‌ قدرت‌ خود بر انجام‌ هر كاري‌ را.
 
سوره طه آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ موسي‌! «به‌سوي‌ فرعون‌ برو» به‌عنوان‌ فرستاده‌اي‌ از جانب‌ ما «كه‌ او سر به‌ طغيان‌ برداشته‌ است‌» يعني‌ كافر شده‌ و از حد در گذشته‌است‌.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ قبل‌ از فرستادن‌ موسي‌(ع) به‌ سوي‌ فرعون‌، به ‌او معجزاتي‌ داد تا اين‌ مأموريت‌ را بر وي‌ آسان‌ و قدرت‌هاي‌ ديگر را در ديد اوكوچك‌ و حقير گرداند. البته‌ اين‌ آموزشي‌ است‌ براي‌ ما كه‌ چون‌ مي‌خواهيم‌ كسي‌را به‌ تكليف‌ دشواري‌ مكلف‌ گردانيم‌، بايد قبل‌ از هر چيز او را به‌ وسايلي‌ مجهز كنيم‌ كه‌ اين‌ مأموريت‌ را بر وي‌ آسان‌ گرداند.
 
	آيه  222
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو درباره‌ حيض‌ مي‌پرسند، بگو: آن‌ اذي‌ است‌» حيض‌ در اصطلاح‌ شرع: خون‌ فاسدي‌ است‌ كه‌ در هر ماه‌ يك‌ دوره‌ از رحم‌ زن‌ خارج‌ مي‌شود و كمترين‌مدت‌ آن‌ در نزد ابوحنيفه‌ و يارانش‌ سه‌ روز و اكثر آن‌ ده‌ روز است‌ و آنچه‌ از اين‌مدت‌ كم‌ يا برآن‌ افزون‌ شود، «استحاضه‌»[11] است‌ نه‌ حيض‌. كمترين‌ مدت‌ حيض‌در نزد شافعي‌ و احمد يك‌ شبانه‌ روز و در نزد مالك‌ يك‌ بار جهش‌ خون‌ حتي‌ دريك‌ لحظه‌ است‌ و اكثر آن‌ پانزده‌ روز است‌ و آنچه‌ بر اين‌ مدت‌ افزون‌ شد، استحاضه‌ مي‌باشد. اذي: كنايه‌ از پليدي‌ و آسيب‌ است‌. «پس‌ در مدت‌ حيض‌ از زنان‌ كناره‌ بگيريد» مراد از اين‌ كناره‌گيري، ترك‌ مقاربت‌ جنسي‌ است، نه‌ ترك‌ همنشيني‌ يا لمس‌كردن‌ آنان‌ زيرا در رأي‌ حنبلي‌ها، هر نوع‌ بهره‌گيري‌ و لذت‌جويي‌از آنان‌ - بجز مقاربت‌ - جايز است‌. اما در رأي‌ جمهور فقها، كناره‌گيري‌ از زن‌ حايض‌ از ميان‌ ناف‌ تا زانوي‌ آن‌ واجب‌ است‌. و چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌كريمه‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌ مال