ك‌(رض) آمده‌ است، اسلام‌؛ سنت‌ يهود و اعراب‌ عصر جاهليت‌ را كه‌ بر زنان‌ حايض‌ سخت‌ مي‌گرفتند و با آنان‌ هم‌غذا و هم‌خانه ‌نمي‌شدند، با نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ لغو گردانيد. «و با آنان‌ نزديكي‌ نكنيد تا پاك ‌شوند» و پاكي‌شان‌؛ با قطع‌شدن‌ خون‌ حيض‌ است‌ «پس‌ چون‌ پاك‌ شدند» و به‌آب‌ غسل‌ كردند، با آنان‌ نزديكي‌ نماييد.
در رأي‌ جمهور فقها: نزديكي‌ با زن‌ حايض‌ بعد از قطع‌شدن‌ حيض‌ و غسل‌ آن‌ حلال‌ است‌ و در صورت‌ عدم‌ وجود آب، تيمم‌ نيز جانشين‌ آب‌ مي‌شود، اما دررأي‌ حنفي‌ها، نزديكي‌ با زن‌ حايض‌ به ‌مجرد قطع‌شدن‌ حيض‌ و قبل‌ از آن‌ كه‌ غسل‌كند، جايز است، به‌شرط آن‌ كه‌ قطع‌شدن‌ حيض‌ در حداكثر مدت‌ آن‌ باشد.آري‌! چون‌ پاك‌ شدند؛ «از همانجا كه‌ خدا به‌ شما فرمان‌ داده‌است، با آنان‌ آميزش‌كنيد» و آن‌ فرج‌ زن‌ است‌. يا معني‌ اين‌ است‌: از راه‌ حلال‌ با زنان‌ درآميزيد، نه‌ از راه‌ زنا و حرام‌ «خداوند توبه‌كاران‌ و پاك‌شوندگان‌ را دوست‌ مي‌دارد» مراد: توبه‌كاران‌ از گناهان‌ و پاك‌شوندگان‌ از جنابت‌ و پليديها مي‌باشند.
[11] استحاضه، خونی است که به علت بیماری یا عارضه دیگری غیر از حیض، پدید می آید. خون استحاضه ـ در مذهب احناف ـ نه مانع روزه است، نه مانع نماز و نه مانع هم بستر شدن.

 سوره طه آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«گفت‌» موسي‌(ع) «پروردگارا! سينه‌ام‌ را گشاده‌ گردان‌» تا بتواند آزارهاي‌ مردم‌ و تكاليف‌ رسالت‌ را بردارد و تحمل‌ كند.
 
	سوره طه آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كارم‌ را» در تبليغ‌ رسالت‌ و انجام‌ واجبات‌ آن‌ «برايم‌ آسان‌ ساز».
 
	سوره طه آيه  27‏متن آيه : ‏‏ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي ‏
  آيه  28‏متن آيه : ‏‏ يَفْقَهُوا قَوْلِي ‏
‏ترجمه : ‏
«و از زبانم‌ گره‌اي‌ بگشاي‌» يعني‌: گره‌اي‌ از گره‌هايي‌ را كه‌ در زبان‌ من‌ است‌ باز كن‌، به‌اندازه‌اي‌ كه‌ بتوانم‌ پيام‌هاي‌ تو را به‌ مردم‌ تفهيم‌ كنم‌. نقل‌ است‌ كه‌ اين‌ گره‌ ولكنت‌، از دوران‌ كودكي‌ موسي‌(ع) در زبان‌ وي‌ موجود بود زيرا او در كودكي ‌مويي‌ را از بدن‌ فرعون‌ بركند پس‌ فرعون‌ خشمگين‌ شد و از شر وي‌ بيمناك‌ گشت‌. در اين‌ اثنا زنش‌ گفت‌: او كودك‌ است‌ و نمي‌داند كه‌ چه‌ مي‌كند؛ آن‌گاه‌ براي ‌اثبات‌ اين‌ امر، جرقه‌اي‌ از آتش‌ و خرمايي‌ را نزد وي‌ نهاد و موسي‌(ع) به‌جاي‌ خرما آن‌ جرقه‌ آتش‌ را در دهان‌ خود گذاشت‌ پس‌ لكنت‌ زبان‌ وي‌ از اثر آن‌ بود. روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ در زبان‌ امام‌ حسين‌(رض) نيز لكنتي‌ بود و رسول‌ خداص فرمودند: «اين‌را از عمويش‌ موسي‌(ع) به‌ارث‌ برده ‌است‌». آري‌! موسي‌(ع) گشودن‌ گره‌ از زبان‌ خود را در حدي‌ طلب‌ كرد كه‌ بتواند افهام‌ و تفهيم‌ كند لذا همه‌ گرفتگي‌ زبان‌ وي ‌از بين‌ نرفت‌ و بعد از رفع‌ آن‌ گره‌، باز هم‌ در زبان‌ وي‌ لكنتي‌ بود چنان‌كه ‌خداوند(ج) در جاي‌ ديگري‌ از سخن‌ فرعون‌ چنين‌ حكايت‌ مي‌كند: ﮋﮇ  ﮈ  ﮉ   ﮊ  ﮋ  ﮌ  ﮍ  ﮎ  ﮏﮐﮑﮊ ‌: (آيا من‌ از اين‌ كس‌ كه‌ خود بي‌مقدار است‌ ونمي‌تواند درست‌ بيان‌ كند، بهتر نيستم‌؟) «زخرف‌ / 52» و نيز به‌ دليل‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع) خود گفت‌: «تا سخنم‌ را بفهمند» يعني‌: از زبانم‌ به‌قدري‌ گره‌ را باز كن‌ كه‌ زبانم ‌در هنگام‌ تبليغ‌ رسالت‌ گويا شود به ‌گونه‌اي‌ كه‌ سخنم‌ را بفهمند.
 
سوره طه آيه  29‏متن آيه : ‏‏ وَاجْعَل لِّي وَزِيراً مِّنْ أَهْلِي ‏
 آيه  30‏متن آيه : ‏‏ هَارُونَ أَخِي ‏
‏ترجمه : ‏
«و برايم‌ از خانواده‌ام‌ وزيري‌ قرارده‌» يعني‌ پشتيبان‌، ياور و پناهگاهي‌ كه‌ به‌ من ‌كمك‌ كند و در پاره‌اي‌ از امور دستيار من‌ باشد. سپس‌ از او با تعيين‌ ياد كرد وگفت‌: «برادرم‌ هارون‌ را».
 
سوره طه آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پشتم‌ را به‌ او استوار كن‌» يعني‌: پروردگارا! توانايي‌ مرا به‌ سبب‌ هارون ‌مستحكم‌ گردان‌.
 
	سوره طه آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او را شريك‌ كارم‌ گردان‌» در امر رسالت‌. بدين‌گونه‌ بود كه‌ موسي‌ براي ‌هارون‌ برادرش‌ شفاعت‌ كرد تا همانند وي‌ پيامبري‌ الهي‌ باشد و به‌ وي‌ در امر رسالت‌ كمك‌ كند. روايت‌ شده‌است‌ كه‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها در سفري‌ كه‌ به‌ مكه‌ براي‌ اداي‌ عمره‌ داشت‌، از يكي‌ از اعراب‌ شنيد كه‌ مي‌گفت‌: حقا كه‌ موسي‌(ع) در دنيا نافع‌ترين‌ برادر براي‌ برادرش‌ بود. عائشه‌ رضي‌الله عنها فرمود: «به‌ خدا كه‌ اين‌اعرابي‌ راست‌ گفت‌ زيرا موسي‌(ع) براي‌ برادرش‌ فضيلتي‌ را به ‌پايه‌ نبوت ‌درخواست‌ كرد».
 
سوره طه آيه  33‏متن آيه : ‏‏ كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ‏
 آيه  34‏متن آيه : ‏‏ وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً ‏
‏ترجمه : ‏
«تا» من‌ و برادرم‌ هارون‌ «تو را فراوان‌ تسبيح‌ گوييم‌ و بسيار يادت‌ كنيم‌» در نماز و در خارج‌ از آن‌.
 
		سوره طه آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زيرا تو خود بر احوال‌ ما بينايي‌» و مي‌داني‌ كه‌ من‌ در توفيق‌ يافتن‌ به‌ رسالت ‌خود، ناگزير از داشتن‌ اين‌ موهبتها هستم‌ زيرا بدون‌ «شرح‌ صدر»، انسان‌ نمي‌تواند دعوت‌ الي‌الله را به‌ درستي‌ انجام‌ دهد، بدون‌ آسان‌ ساختن‌ كار؛ قلب‌ دعوتگر مي‌شكند، بدون‌ گشاده‌ بودن‌ زبان‌؛ حجت‌ اقامه‌ نمي‌شود و مقصود به‌ دست ‌نمي‌آيد و بدون‌ داشتن‌ برادري‌ هم‌پشت‌ و غمخوار كه‌ از او مشورت‌ خواسته‌ شود و دردها و رازها با او در ميان‌ گذاشته‌ شود، دعوتگر تنهايي‌ و غربتي‌ هولناك‌ احساس‌ مي‌كند. بدين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص چنين ‌دعا كردند: «اللهم اني أسألك مما سألك أخي موسى‌...: خدايا! من‌ از تو آنچه‌ را كه ‌برادرم‌ موسي‌(ع) درخواست‌ كرد، درخواست‌ مي‌كنم‌». آن‌گاه‌ همه‌ خواسته‌هاي ‌موسي‌(ع) را كه‌ در اين‌ آيات‌ آمده‌ است‌، درخواست‌ كردند و به‌ جاي (برادرم‌هارون‌) فرمودند: «عليا أخي‌: علي‌ برادرم‌ را»؛ كه‌ اين‌ درخواست‌ مشاركت‌ علي‌(رض) با ايشان‌، به‌ مشاركتش‌ در دعوت‌ و ارشاد حمل‌ مي‌شود، نه‌ در نبوت‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ آن‌ حضرت‌ص در غزوه‌ تبوك‌ علي‌(رض) را در مدينه‌ جانشين‌ خويش‌ كردند، به‌ او فرمودند: «آيا بدين‌ امر راضي‌ نيستي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ من‌ به‌ منزله‌ هارون‌ نسبت‌ به‌ موسي‌(ع) باشي‌؛ مگر اين‌كه‌ بعد از من‌ پيامبري‌ نيست‌».
	سوره طه آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجم