 الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع) «وعده‌گاه‌ شما روز زينت‌ باشد» روز زينت‌، روز جشني‌ بود كه‌ مردم‌ خود را در آن‌ مي‌آراستند و از كارهايشان‌ دست‌ مي‌شستند. دليل‌ اين ‌كه‌موسي‌(ع) آن‌ روز را معين‌ كرد، اين‌ بود تا مردم‌ همه‌ با فراغتي‌ كه‌ دارند در آن ‌اجتماع‌ شركت‌ كنند و درنتيجه‌ دعوت‌ حق‌ بر همه‌ نمايان‌ شود. سپس‌ موسي‌(ع) افزود: «و اين‌كه‌ مردم‌ در وقت‌ چاشت‌ گرد آورده‌ شوند» تا روشني‌ بر همه‌ جا پرتوافگن‌ باشد و بعد از ارائه‌ حجت‌ من‌ و باطل‌ ديگران‌، وقت‌ كافي‌ براي‌ تحليل‌ وتبصره‌ مردم‌ باقي‌ مانده‌ باشد و بنابراين‌، آنها در معجزه‌ من‌ هيچ‌ شكي‌ نكنند.
اين‌ آيه‌ درسي‌ است‌ بليغ‌ براي‌ دعوتگران‌ كه‌ بايد مناسب‌ترين‌ وقت‌ را براي ‌ارائه‌ دعوت‌ خويش‌ به‌ مردم‌، انتخاب‌ كنند.
 
	سوره طه آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ فرعون‌ برگشت‌» يعني‌ از آن‌ مجلس‌ برخاست‌ و رفت‌ و از موسي‌(ع) روي ‌برگرداند تا به‌ كار گردآوري‌ ساحران‌ بپردازد «و همه‌ نيرنگ‌ خود را گرد آورد» يعني‌: ساحران‌ را و نيرنگي‌ كه‌ بدان‌ دل‌ بسته‌ بود گرد آورد «سپس‌ باز آمد» بر سر وعده‌گاه‌.
 
	سوره طه آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَهُم مُّوسَى وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«موسي‌ به‌ آنان‌» يعني‌ به‌ فرعون‌ و سران‌ قومش‌ و ساحران‌ «گفت‌: واي‌ بر شما، به‌ خدا دروغ‌ نبنديد» يعني‌: به‌دروغ‌ ادعاي‌ پروردگاري‌ نكنيد و به‌ بهتان‌ و افترا به‌خداي‌ عزوجل‌ شرك‌ نورزيد «كه‌ آن‌گاه‌ شما را به‌ عذابي‌» سخت‌ «هلاك‌ مي‌كند» و ريشه‌كن‌ مي‌گرداند «و قطعا هركه‌ افترا كرد به‌ مطلب‌ نرسيد» يعني‌: هر كس‌ برخدا(ج) افترا كرد و دروغ‌ بست‌، زيانكار شد و هلاك‌ گشت‌.
اين‌ آيه‌ نيز درسي‌ است‌ بليغ‌ براي‌ دعوتگران‌ كه‌ به‌ هيچ‌ حال‌ نبايد از موعظه ‌غفلت‌ كنند.
 
	سوره طه آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ ساحران‌ ميان‌ خود درباره‌ كارشان‌ گفت‌وگو كردند» يعني‌: ساحران‌ چون ‌سخن‌ موسي‌(ع) را شنيدند، با هم‌ مشورت‌ كرده‌ و هر يك‌ از آنان‌ سخن‌ را به‌سوي ‌خود كشيدند و موضوع‌ را از همه‌ نظر در ميان‌ خود مورد بررسي‌ قرار دادند. يا ساحران‌ بعد از شنيدن‌ اين‌ موعظه‌ موسي‌(ع)، با يك‌ديگر نزاع‌ و كشمكش‌ كردند و ما دقيقا مضمون‌ اين‌ كشمكش‌ را نمي‌دانيم‌. ولي‌ گمانه‌ زني‌ برخي‌ از مفسران‌ بر آن ‌است‌ كه‌ اين‌ اختلافشان‌ درباره‌ موسي‌(ع) بود كه‌ آيا او هم‌ ساحري‌ مانند آنهاست ‌يا خير؟ «و راز را پنهان‌ گفتند» يعني‌: آنها در ميان‌ خود پنهان‌ از موسي‌(ع) به‌ نجوا پرداختند.
 
	
سوره طه آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» ساحران‌ «البته‌ اين‌ دو تن‌ ساحرند» و قطعا موضوع‌ اين‌ است ‌«مي‌خواهند كه‌ شما را از سرزمينتان‌» مصر «با سحر خود بيرون‌ كنند» همان‌ سحري‌كه‌ آن‌ را آشكار ساختند. ساحران‌ اين‌ سخن‌ را با تأثيرپذيري‌ از آنچه‌ كه‌ فرعون‌ ترويج‌ كرده‌ بود، گفتند و همان‌ سخن‌ او را تكرار كردند «و مي‌خواهند كه‌ آيين ‌پسنديده‌ شما را ازبين‌ ببرند» يعني‌: آن‌دو اگر در سحر خود غالب‌ شدند، سران‌ واشراف‌ قوم‌ به‌سويشان‌ گرايش‌ يافته‌ و از آنان‌ در آيين‌شان‌ پيروي‌ مي‌كنند و مال‌ و انجام‌ اين‌ كار آن‌ است‌ كه‌ آيين‌ و رسم‌ و راهتان‌ در بسيط زندگي‌اي‌ كه‌ از زندگي‌ساير امتها برتر و پيشرفته‌تر است‌، بر مي‌افتد. همچنين‌ احتمال‌ دارد كه‌ مرادشان‌ از «طريقه‌ مثلي‌» همان‌ سحرشان‌ باشد زيرا ساحران‌ به‌سبب‌ سحر خويش‌، در آن‌ روزگار معزز و مورد احترام‌ بودند و از اين‌ بابت‌ برايشان‌ درآمدها و هدايايي‌ فراهم ‌بود پس‌ ترسيدند كه‌ اگر مغلوب‌ هارون‌ و موسي‌ علیهماالسلام گردند، اين‌همه‌ درآمد از آنان‌ قطع‌ شود.
 
سوره طه آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفّاً وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ نيرنگ‌ خود را گرد آوريد» بايد ـ در اين‌ نيرنگ‌ ـ عزم‌ همه‌ شما عزمي ‌گروهي‌ بوده‌ و با اتفاق‌ و همفكري‌ كامل‌ به‌ منصه‌ ظهور آيد «باز به‌ صف‌ پيش ‌آييد» به‌ طور هماهنگ‌ و به ‌هم‌ فشرده‌ تا نظم‌ امورتان‌ آراسته‌تر و هيبت‌ و شكوهتان ‌در بيرابر موسي‌ جلوه‌گرتر باشد «در حقيقت‌ امروز هركه‌ غالب‌ آمد، رستگار مي‌شود» اين‌ سخنان‌ يا از كلام‌ ساحران‌ با همديگر و يا از سخنان‌ فرعون‌ برايشان ‌بود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2770.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:2771.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:2772.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:2773.txt"> آيه  68</a><a class="text" href="w:text:2774.txt"> آيه  69</a><a class="text" href="w:text:2775.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:2776.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:2777.txt"> آيه  72</a><a class="text" href="w:text:2778.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:2779.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:2780.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:2781.txt">آيه  76</a></body></html>آيه  225
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند شما را به‌ سوگندهاي‌ لغوتان‌ مؤاخذه‌ نمي‌كند» سوگندلغو: در نزد شافعي‌ سوگندي‌ است‌ كه‌ شخص‌ در اثناي‌ سخن‌گفتن‌ خويش‌، از روي‌ عادت‌ و بي‌اختيار - نه‌ به‌قصد سوگندخوردن‌ - بر زبان‌ مي‌آورد، همچنان‌ در شوخي‌ها ومزاح‌ها... چون‌ گفتن: آري‌ والله! نه‌ والله! كه‌ چنين‌ سوگندي‌ لغو و بيهوده‌ است، يعني: نه‌ گناهي‌ برآن‌ مترتب‌ است، نه‌ حكم‌ سوگندشكني‌ و نه‌ كفاره‌اي‌ زيرا اين‌درحقيقت‌ سوگند نيست‌. ولي‌ در رأي‌ جمهور (ابوحنيفه، مالك‌ و احمد ): سوگند لغو آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ بر چيزي‌ سوگند مي‌خورد، به‌ اين‌ گمان‌ كه‌ آن‌ چيزرخ‌ داده‌ است، سپس‌ در واقع‌ امر، خلاف‌ آن‌ آشكار مي‌شود، پس‌ چنين‌سوگندي‌ كفاره‌ ندارد، اما آنچه‌ كه‌ بدون‌ قصد سوگند خوردن‌ بر زبان‌ جاري‌مي‌شود، در نزد آنان‌ كفاره‌ دارد. صاحب‌ تفسير «المنير» رأي‌ اول‌ را ترجيح‌ داده ‌زيرا خداوند متعال‌ سوگند را به‌ دو قسم‌ تقسيم‌ نموده: يكي‌ سوگند لغو و ديگري ‌آنچه‌ كه‌ به‌ قصد صادر مي‌شود و فقط در صورت‌ دوم‌ ف