رموده‌ است: «وليكن‌مؤاخذه‌ مي‌كند شما را به‌ آنچه‌ كه‌ قصد كرده‌ است‌ دلهاي‌ شما و خداوند آمرزنده‌» است، يعني: سوگند لغو را مي‌آمرزد، از آنجا كه‌ شما را بر آنچه‌ كه‌ بدون‌ قصد برزبان‌ مي‌آوريد، مؤاخذه‌ نمي‌كند و از آنجا كه‌ براي‌ شما در سوگندهاي‌ قصدي‌ وعمدي‌ نيز - با پرداخت‌ كفاره‌ - راهي‌ به‌ سوي‌ حانث شدن‌ (سوگندشكستن) قرارداده‌است‌ «بردبار است‌» و به‌ مجازات‌ شما شتاب‌ نمي‌كند.
 
سوره طه آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ «گفتند» ساحران‌ «اي‌ موسي‌! يا تو مي‌افگني‌» اولا عصاي‌ خود را قبل‌ از ما «و يا ما نخستين‌ كساني‌ باشيم‌ كه‌ مي‌افگنند» آنچه‌ را بايد از سحر بيفگنند.
 
	سوره طه آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع) به‌ آنان‌ «بلكه‌ شما بيفگنيد» بدين‌گونه‌، از آنان‌ خواست‌ كه ‌قبل‌ از وي‌ سحرشان‌ را به‌ ميدان‌ افگنند؛ به‌ سه‌ دليل‌:
1ـ تا معجزه‌ وي‌ بعد از افگندن‌ آن‌ نيرنگ‌ها، آشكارتر تجلي‌ كند.
2ـ تا آنان‌ برساخته‌هاي‌ خود را به‌ ميدان‌ افگنند آن‌گاه‌ عصايش‌ همه ‌برساخته‌هايشان‌ را ببلعد.
3ـ تا نشان‌ بدهد كه‌ به‌ سحرشان‌ هيچ‌ اهميتي‌ نمي‌دهد.
«پس‌ ناگهان‌ بر اثر سحرشان‌ چنين‌ به‌نظرش‌ آمد» يعني‌ به‌ خيال‌ و گمان‌ موسي‌(ع) و همين‌طور به‌ خيال‌ و واهمه‌ هر بيننده‌ ديگري‌ چنين‌ آمد «كه‌ ريسمانها و چوبدستي‌هايشان‌ مي‌دوند» و همچون‌ مارها و افعي‌ها به‌سرعت‌ حركت‌ مي‌كنند.
 
	سوره طه آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ موسي‌ در ضمير خود ترسي‌ را يافت‌» يعني‌: موسي‌ به‌ حكم‌ سرشت‌ و طبيعت‌ بشري‌، در هنگام‌ مشاهده‌ كارهاي‌ هيجان‌آور و واهمه‌افگن‌ جادوگران ‌احساس‌ ترس‌ كرد كه‌ مبادا مغلوب‌ شود.
 
	سوره طه آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتيم‌: نترس‌ كه‌ تو خود برتري‌» با غلبه‌ و پيروزي‌ بر آنان‌.
 
	سوره طه آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ در دست‌ راست‌ داري‌» يعني‌: عصا را «بينداز تا هر چه‌ را برساخته‌اند» از عصاها و ريسمانهاي‌ جادويي‌ و قلابي‌ «فرو برد، درحقيقت‌، آنچه ‌برساخته‌اند، نيرنگ‌ جادوگر است‌» و جز خيال‌ و افسون‌ چيز ديگري‌ نيست‌ «وجادوگر هر جا برود رستگار نمي‌شود» يعني‌ جنس‌ جادوگر رستگاري‌ ندارد زيرا براي ‌سحر حقيقت‌ و بقايي‌ نيست‌ و هدف‌ ساحر هم‌ با سحرش‌ برآورده‌ نمي‌شود.
 
	سوره طه آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ ساحران‌ به‌ سجده‌ درافتادند» يعني‌: موسي‌(ع) عصايش‌ را افگند و عصاي ‌او، عصاها و ريسمانهايشان‌ را فروبلعيد و چيزي‌ از آنها در ميان‌ نماند، در اين‌هنگام‌ ساحران‌ دانستند كه‌ كار موسي‌(ع) از باب‌ سحر و جادو نيست‌ بلكه‌ كار او ازجانب‌ خدايي‌ است‌ كه‌ بر همه ‌چيز تواناست‌ آن‌گاه‌ بي‌درنگ‌ در برابر خداي ‌عزوجل‌ به‌ سجده‌ افتاده‌ و به‌ رسالت‌ موسي‌(ع) ايمان‌ آوردند و «گفتند: به‌ پروردگارهارون‌ و موسي‌ ايمان‌ آورديم‌» و اين‌چنين‌ است‌ حال‌ منصفان‌ كه‌ چون‌ نشانه‌ وحجتي‌ را ببينند، در برابر آن‌ سر تسليم‌ فرود مي‌آورند.
از ابن‌عياض‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ گفت‌: «ساحران‌ هفتاد تن‌ بودند و در حال ‌سجده‌، بهشت‌ و جايگاه‌هاي‌ خود در آن‌ را ديدند». از مفهوم‌ «القي‌:  افگنده‌ شدند» چنين‌ برمي‌آيد كه‌ ساحران‌ چنان‌ تحت‌ تأثير تابش‌ انوار حقيقت‌ قرار گرفته‌ وسريعا به‌ سجده‌ در افتادند كه‌ گويي‌ به‌ افتادن‌ در سجده‌ مجبور ساخته‌ شده‌اند.
صاحب‌ تفسير «كشاف‌» مي‌گويد:«سبحان‌الله! كار ساحران‌ چه‌قدر شگفت‌آسا بود؛ آنها دوبار افگندند: نخستين‌ بار ريسمانها و عصاهاي‌ خود را از روي‌ كفر و جحود و دومين‌ بار سرهاي‌ خود را براي‌ شكر و سجود؛ و ميان‌ اين‌ دو افگندن‌ چه‌ فرق‌ بزرگي‌ است‌!!». امام‌ رازي‌ در تفسير خود مي‌گويد: «ساحران‌ از مشاهده‌ پنج‌ دليل‌ و نشانه‌ به‌ حقيقت‌ پي‌ بردند:
1 ـ آشكار بودن‌ حركت‌ عصا، به‌گونه‌اي‌ كه‌ چنان‌ حركتي‌ با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن ‌نيست‌.
2 ـ افزايش‌ حجم‌ عصا در هنگام‌ تبديل‌شدن‌ آن‌ به‌ افعي‌؛ كه‌ چنين‌ چيزي‌ نيز با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌.
3 ـ نمايان‌ بودن‌ اعضاي‌ وجود افعي‌ ـ از چشم‌ و دهان‌ و غيره‌ ـ كه‌ اين‌ امر نيز باحيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌.
4 ـ فروبردن‌ افعي‌ هرآنچه‌ را كه‌ برساخته‌ بودند ـ با همه‌ كثرت‌ آنها ـ كه‌ اين‌ نيز با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌.
5 ـ بازگشت‌ عصا به‌شكل‌ چوبدستي‌ كوچكي‌ به‌ همان‌ هيأت‌ عصاي‌ اوليه‌. كه ‌اين‌ هم‌ با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌».
 
سوره طه آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَاباً وَأَبْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرعون‌» چون‌ اين‌ معجزه‌ خيره‌كننده‌ و خضوع‌ ساحران‌ در برابر آن‌ را ديد، خطاب‌ به‌ ايشان‌ «گفت‌: آيا پيش‌ از آن‌كه‌ به‌ شما اجازه‌ دهم‌ به‌ او ايمان‌ آورديد؟» يعني‌: آيا بدون‌ اذن‌ و دستوري‌ از سوي‌ من‌، سخن‌ موسي‌(ع) را تصديق‌ كرده‌ و او را در دينش‌ پيروي‌ نموديد «قطعا او بزرگ‌ شماست‌ كه‌ به‌ شما سحر آموخته ‌است‌» يعني‌: قطعا موسي‌(ع) ساحرترين‌ و بلندپايه‌ترين‌ شما در فن‌ سحر است‌. يا او معلم‌ و استاد شماست‌ كه‌ به‌ شما سحر آموخته‌ است‌. فرعون‌ با اين‌ سخن‌ خواست‌ تا در اذهان‌ مردم‌ شبهه‌اي‌ پديد آورد كه‌ ايمان‌ نياورند، در غير آن‌ او خوب‌ مي‌دانست‌ كه‌ نه‌ ساحران‌ از موسي‌(ع) سحر آموخته‌اند، نه‌ او رئيس‌ آنان ‌بوده‌ است‌ و نه‌ ميان‌ موسي‌(ع) و ساحران‌ هيچ‌ رابطه‌ و پيوندي‌ وجود داشته‌ است‌. سپس‌ افزود: «پس‌ بي‌شك‌ دست‌ها و پاهاي‌ شما را يكي‌ از جانب‌ راست‌ و ديگري‌ ازجانب‌ چپ‌ قطع‌ مي‌كنم‌» من‌ خلاف‌: عبارت‌ است‌ از قطع‌ دست‌ راست‌ و پاي‌ چپ‌، يا عكس‌ آن‌ «و شما را بر تنه‌هاي‌ درخت‌ خرما بر دا