ه‌ نه‌ با وي‌ درآميزند، نه‌ به‌ وي‌ نزديك‌ شوند و نه‌ با وي‌ سخن‌ گويند؛ به‌مثابه ‌جزايي‌ براي‌ وي‌ در اين‌ دنيا «و بي‌گمان‌ تو را موعدي‌ ديگر است‌ كه‌ در آن‌ با تو خلاف ‌نشود» يعني‌: هرگز خداوند(ج) آن‌ وعده‌ را در حق‌ تو خلاف‌ نمي‌كند و آن‌ روز قيامت‌ است‌ «و اينك‌ به‌سوي‌ معبود خود كه‌ پيوسته‌ در خدمتش‌ معتكف‌ بودي‌» و بر پرستش‌ آن‌ پايبند و پايدار «بنگر، كه‌ البته‌ مي‌سوزانيمش‌» به‌ آتش‌. به‌قولي‌ معني ‌اين‌ است‌: او را مي‌كوبيم‌ و به‌ وسيله‌ سوهان‌ ذره‌ذره‌اش‌ مي‌كنيم‌ «سپس‌ آن‌ را در دريا پراكنده‌ مي‌كنيم‌، پراكندني‌» يعني‌ خاكستر گوساله‌ را در دريا مي‌افشانيم‌ تا باد آن‌را پاك‌ از بين‌ ببرد و نابود سازد.
 
	سوره طه آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«معبود شما تنها آن‌ خدايي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ معبود برحقي‌ جز او نيست‌» نه‌ اين‌ گوساله‌اي‌ كه‌ سامري‌ شما را به‌ وسيله‌ آن‌ در فتنه‌ افگند «به‌ هرچيز از روي‌ دانش ‌احاطه‌ كرده‌است‌» يعني‌ علم‌ حق‌ تعالي‌ همه‌چيز را در بر گرفته‌ است‌. پس‌ هر كس ‌چنين‌ شأن‌ و جايگاهي‌ داشته‌ باشد، بي‌شك‌ تنها او شايسته‌ پرستش‌ است‌. اي ‌بي‌خردان‌! وقتي‌ گوساله‌ را به‌ پرستش‌ گرفتيد، عقل‌هايتان‌ كجا رفته‌ بود؟!
بدين‌سان‌ بود كه‌ موسي‌(ع) به‌ فتنه‌ سامري‌ پايان‌ داد و قومش‌ را به‌ سوي‌ توحيد برگرداند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2806.txt"> آيه  99</a><a class="text" href="w:text:2807.txt"> آيه  100</a><a class="text" href="w:text:2808.txt"> آيه  101</a><a class="text" href="w:text:2809.txt"> آيه  102</a><a class="text" href="w:text:2810.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:2811.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:2812.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:2813.txt">آيه  106</a><a class="text" href="w:text:2814.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:2815.txt"> آيه  108</a><a class="text" href="w:text:2816.txt"> آيه  109</a><a class="text" href="w:text:2817.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:2818.txt"> آيه  111</a><a class="text" href="w:text:2819.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:2820.txt">آيه  113</a></body></html>سوره طه آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌گونه‌ بر تو حكايت‌ مي‌كنيم‌» يعني‌: اي‌ محمدص! چنان‌كه‌ داستان ‌موسي‌(ع) را بر تو حكايت‌ كرديم‌، همين‌ گونه‌ بر تو حكايت‌ مي‌كنيم‌: «از اخبار آنچه‌ گذشته‌ است‌» از حوادث‌ و رخدادها در امت‌هاي‌ پيشين‌ تا اين‌ اخبار، آرام‌بخش‌ جان‌ و تسلي‌ دهنده‌ خاطر و دليل‌ صدق‌ و راستگويي‌ات‌ باشد «و مسلما به‌ تو از جانب‌ خود ذكري‌ داده‌ايم‌» مراد از ذكر در اينجا: قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ كتابي ‌همانند آن‌ به‌ هيچ‌يك‌ از انبيا(ع) داده‌ نشده‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كس‌ از آن‌» يعني‌ از قرآن‌ «روي‌ برتابد» لذا به‌ آن‌ ايمان‌ نياورده‌ و به‌ آنچه‌ در آن‌ است‌ عمل‌ نكند «پس‌ او در روز قيامت‌ باري‌ را بر مي‌دارد» يعني‌ او در آن‌روز به‌سبب‌ اين‌ روگرداني‌ خود، گناهي‌ بزرگ‌ و مجازاتي‌ سنگين‌ را بر دوش ‌مي‌كشد.
 
	سوره طه آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاء لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌» مجازات‌ كه‌ آتش‌ دوزخ‌ است‌ «جاودانه‌ هستند و چه‌ بدباري‌است‌» آن‌ بار سنگين‌ «برايشان‌ كه‌ روز قيامت‌ خواهند داشت‌» يعني‌: اين‌ گناه‌ بزرگشان‌ در روز قيامت‌ چه‌ سربار بدي‌ برايشان‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ در صور دميده‌ مي‌شود» مراد نفخه‌ دوم‌، يعني‌ نفخه‌ رستاخيز است‌ كه ‌مردم‌ بعد از آن‌ براي‌ محاسبه‌ حشر مي‌شوند «و در آن‌ روز مجرمان‌ را كبودچشم‌ برمي‌انگيزيم‌» مراد: مشركان‌ و گنه‌كاراني‌اند كه‌ به‌ سبب‌ گناهاني‌ كه‌ خداوند(ج) برآنان‌ نيامرزيده ‌است‌، مؤاخذه‌ مي‌شوند. يعني‌: آنان‌ را تشنه‌ برمي‌انگيزيم‌ زيرا سياهي‌ چشم‌هايشان‌ براثر تشنگي‌ به‌ كبودي‌ مي‌گرايد. همچنان‌ احتمال‌ دارد كه ‌مراد كبودي‌ بدنهايشان‌ و از جمله‌ چشمانشان‌ در اثر شدت‌ خشم‌، پشيماني‌، حسرت‌ و گرانباريشان‌ باشد.
 
	آيه  229
‏متن آيه : ‏
‏ الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلاَّ أَن يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
حاكم‌ و ترمذي‌ و غير آنان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از عايشه‌ رضي‌الله عنهاروايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «در جاهليت‌ سنت‌ بر آن‌ بود كه‌ مرد به‌ هر تعدادي‌ كه ‌دلش‌ مي‌خواست، زن‌ خويش‌ را طلاق‌ مي‌داد و اگر در عده‌ به‌ او رجوع‌ مي‌كرد، مجددا زن‌ وي‌ مي‌شد، حتي‌ اگر صد بار يا بيشتر هم‌ او را طلاق‌ داده‌ بود. اين‌ وضع ‌بعد از اسلام‌ نيز ادامه‌ داشت‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ مردي‌ از مسلمانان‌ به‌ زن‌ خويش‌ گفت: به‌خدا سوگند كه‌ نه‌ تو را طلاق‌ مي‌دهم‌ تا راه‌ خود درپيش‌ گيري‌ و بروي‌ و نه‌ هم، هرگز تو را آرام‌ مي‌گذارم‌ و جاي‌ و قرار مي‌دهم‌! زن‌ گفت: چگونه‌ چنين‌ چيزي ‌ممكن‌ است‌؟ مرد پاسخ‌ داد: بدين‌گونه‌ كه‌ تو را طلاق‌ مي‌دهم‌ و هر بار كه‌ نزديك ‌بود تا عده‌ات‌ به‌ پايان‌ رسد، باز به‌ تو رجوع‌ مي‌كنم‌! زن، نزد رسول‌ خداص رفت ‌و ماجرا را به‌ ايشان‌ بازگفت، رسول‌ خداص سكوت‌ كردند تا اين‌ كه‌ نازل‌ شد:
«طلاق‌ دوبار است‌» يعني: طلاقي‌ كه‌ در آن‌ شوهران‌، حق‌ رجعت‌ به‌ زنان‌ خودرا دارند، دو طلاق‌ است‌ و بعد از طلاق‌ سوم‌ ديگر رجعتي‌ در كار نيست‌. يا مراد از (مرتان) اين‌ است‌ كه: دو طلاق‌ نبايد به ‌يكباره‌ صادر شود زيرا جمع‌كردن‌ دو، يا سه‌ طلاق‌ در يك‌ بار حرام‌ است، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رسول‌ خداص به‌ ابن‌عمر(رض)  فرمودند؛ سنت‌ (در طلاق) اين‌ است‌ كه‌ طهر روي‌آورد، آن‌گاه‌ زن‌ در هر طهر يك‌ طلاق‌ داده‌ شود». اما اگر طلاق‌دهنده‌ برخلاف‌سنت، هر سه‌ طلاق‌ را در يك‌ لفظ جمع‌ كرد، علما در حكم‌ آن‌ اختلاف‌ نظردارند: جمهور علما - از آن‌ جمله‌ ائمه‌ مذاهب‌ اربعه‌