 - بر آنند كه‌ با آن‌ سه‌ طلاق ‌واقع‌ مي‌شود، اما همراه‌ با كراهت‌ - در نزد حنفي‌ها و مالكي‌ها - و كراهت‌، به‌ سبب‌ مخالفت‌ آن‌ با سنت‌ است‌. اما در نزد شيعه‌ اماميه: بر آن‌ هيچ‌ طلاقي‌ واقع‌نمي‌شود. و در نزد شيعه‌ زيديه‌، ابن‌تيميه‌ و ابن‌قيم: فقط يك‌ طلاق‌ بر آن‌ واقع ‌مي‌شود نه‌ بيشتر. «پس‌ از آن‌» يعني: پس‌ از هر يك‌ از اين‌ دو طلاق‌ «يا بايد او را به‌ نيكي‌ نگاه‌داشت‌» با رجعت‌ به‌ وي‌ «يا به‌ نيكي‌ رها كرد» بدين‌گونه‌ كه‌ تا پايان‌ عده‌ به‌ زن‌ رجوع‌ نكرده‌ و او را با رفتار نيك‌ و پرداخت‌ متعه‌ و حقوقش، به‌ خانه‌كسانش‌ فرستاد.[12] مجاهد، عطاء، جمهور سلف‌ و علماي‌ شهرهاي‌ معروف‌ به ‌فقاهت‌ گفته‌اند: «مراد از رهاكردن‌ زن‌ به‌ نيكويي: ﴿َأَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَان﴾ طلاق‌ سوم‌است، به‌ دليل‌ حديث‌ شريف‌ وارده‌ از رسول‌خداص كه‌ از ايشان‌ سؤال‌ شد؛ خداوندمتعال‌ مي‌فرمايد: (طلاق‌ دو بار است) پس‌ طلاق‌ سوم‌ كجاست‌؟ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند؛ طلاق‌ سوم: ﴿أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَان﴾ است‌».
«و براي‌ شما» شوهران‌ «روا نيست‌ كه‌ از آنچه‌ به‌ آنان‌ داده‌ايد» از مهر «چيزي ‌بازستانيد» بر وجه‌ زيان‌ رساندن‌ به‌ آنان‌ «مگر آن‌ كه‌ طرفين‌ در به‌ پاداشتن‌ حدود خدا بيمناك‌ باشند» يعني: نگران‌ اين‌ باشند كه‌ نمي‌توانند - به‌ هر دليلي‌ - زندگي ‌مشترك‌ خويش‌ را با حسن‌ معاشرت‌ ادامه‌ دهند و زن‌ مخصوصا نگران‌ آن‌ باشد كه ‌نمي‌تواند از مرد اطاعت‌ كند «پس‌ اگر بيمناك‌ شديد» اي‌ حكام‌ جامعه‌ اسلامي، يا اي‌ ميانجي‌ شوندگاني‌ كه‌ براي‌ اصلاح‌ ميان‌ زن‌ و شوهر تلاش‌ مي‌كنيد «كه‌ آن‌ دو، احكام‌ خدا را برپا نمي‌دارند» با حسن‌ معاشرت‌ و همزيستي‌ پسنديده‌ و مهرآميز، دراين‌ صورت‌ «گناهي‌ بر آنان‌ نيست‌ در آنچه‌ كه‌ زن‌ براي‌ آزادكردن‌ خود فديه‌ دهد» يعني: براي‌ راضي‌ نمودن‌ شوهر، مالي‌ به‌ او داده‌ و در عوض‌ از او طلاق‌ بگيرد. واين‌ همان‌ خلع‌ است‌ كه‌ - اگر شوهر در صدد پس‌گرفتن‌ آنچه‌ به‌ زن‌ از مهر داده‌است‌ و در صدد آزار رساندن‌ به‌ وي‌ از اين‌ طريق‌ نبود - جايز مي‌باشد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر زني‌ كه‌ بدون‌ وجود مشكلي‌ از شوهرش‌ طلاق‌خويش‌ را خواست، بوي‌ بهشت‌ بر وي‌ حرام‌ است‌». «اينها حدود الهي‌ است‌» يعني: احكام‌ نكاح‌ و جدايي‌ مذكور، حدود الهي‌ است‌ كه‌ شما مأمور به‌ اطاعت‌ و اجراي‌ آن‌ هستيد «پس‌ از آن‌» حدود «تجاوز نكنيد» با سرپيچي‌ از آنها «و كساني‌كه‌ از حدود احكام‌ الهي‌ تجاوز كنند، آنان‌ همان‌ ستمكارانند» زيرا ظلم: نهادن‌ يك‌ چيز در غير جايگاه‌ آن‌ است‌. اين‌ آيه، فرموده‌ خداوند متعال: ﴿ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ﴾ (و شوهرانشان‌ به‌ بازگرداندنشان‌ ذي ‌حق‌ترند) «بقره/‌228» را خاص‌ مي‌گرداند زيرا شمار طلاقي‌ را كه‌ مرد در آن‌ حق‌ رجعت‌ به‌ زن‌ را دارد، معين‌ مي‌كند.
 
[12] بیان متعه در آیه (236) می آید.سوره طه آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ طور پنهاني‌ در ميان‌ خود مي‌گويند» يعني‌ به‌ آهستگي‌ و آرامي‌ به‌ يك‌ديگر مي‌گويند: «شما درنگ‌ نكرده‌ايد» در دنيا «جز ده‌ شب‌» يعني‌ بر اثر شدت‌ فشار وسختي‌اي‌ كه‌ در آن‌ قرار دارند، مدت‌ اقامتشان‌ را در دنيا يا در قبرهايشان‌ بسيار كوتاه‌ مي‌پندارند.
	سوره طه آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ما به‌ آنچه‌ مي‌گويند» در ميان‌ خويش‌ درحال‌ رازگويي‌ «داناتريم‌ آن‌گاه‌ كه‌ نيك‌روش‌ترين‌ آنان‌» امثلهم‌ طريقه‌: يعني‌ عادل‌ترين‌ آنها در سخن ‌گفتن‌، كاملترين‌ آنها در رأي‌ و خرد و داناترين‌ و نيك‌ آيين‌ترين‌ آنها در نزدشان‌ «مي‌گويد: درنگ‌ نكرده‌ايد» در دنيا «جز يك‌ روز» نسبت‌دادن‌ اين‌ سخن‌ به‌ آگاه‌ترين‌ و رهيافته‌ترينشان‌ براي‌ آن‌ است‌ كه‌ سخن‌ او بر شدت‌ هول‌ و هراسشان‌ دلالت‌كننده‌تر است‌، نه‌ اين‌كه‌ اين‌ سخن‌ به‌ صدق‌ و راستي‌ نزديكتر باشد.
 
	سوره طه آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو درباره‌ كوهها مي‌پرسند» يعني‌: از حال‌ و وضع‌ آنها در روز قيامت ‌مي‌پرسند كه‌: آيا در آن‌ روز كوهها باقي‌ مي‌مانند، يا از بين‌ مي‌روند؟ «بگو: پروردگارم‌ آنها را» در قيامت‌ «ريز ريز مي‌كند به‌ پراكندني‌» با بركندن‌ آنها از ريشه‌، يا منفجرساختن‌ آنها، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ ريزريز ذرات‌ آنها در هوا پخش‌ و پريشان‌ گردد.
سوره طه آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَذَرُهَا قَاعاً صَفْصَفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنها را ميداني‌ هموار مي‌گذارد» يعني‌ كوهها را به‌ ميداني‌ هموار تبديل‌ مي‌كند. يا مواضع‌ آنها را بعد از پراكندن‌ و از ميان‌بردن‌ كوههايي‌ كه‌ بر آنها قرار داشته‌، رها مي‌كند و فرومي‌گذارد. قاع‌: زميني‌ است‌ هموار، صاف‌، بي‌گياه‌ وبي‌بنا.
 
	سوره طه آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ لَا تَرَى فِيهَا عِوَجاً وَلَا أَمْتاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه‌ در آن‌ هيچ‌ فرودي‌ مي‌بيني‌ و نه‌ هيچ‌ بلنديي‌» عوج‌: به‌معني‌ نشيب‌ و فرودآمدگي‌ روي‌ زمين‌ است‌؛ چون‌ وادي‌ها و مانند آنها. امت‌: هر فراز و مكان ‌بلندي‌ است‌؛ مانند تل‌ها و پشته‌هاي‌ كوچك‌.
 
	سوره طه آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌ روز، همه‌ از داعي‌ پيروي‌ مي‌كنند» يعني‌ مردم‌ از منادي‌ خدا(ج) به‌سوي ‌محشر كه‌ اسرافيل‌(ع) است‌ پيروي‌ مي‌كنند و او چنين‌ ندا در مي‌دهد: به‌سوي ‌پهن‌دشت‌ گسترده‌ قرارگرفتن‌ در پيشگاه‌ خداي‌ رحمان‌ بشتابيد. البته‌ اگر آنها به‌منادي‌ خداي‌ عزوجل‌ در دنيا نيز لبيك‌ اجابت‌ مي‌گفتند، اين‌ برايشان‌ نجات‌بخش ‌بود و در آن‌ صورت‌ از منادي‌ در محشر درحالي‌ پيروي‌ نمي‌كردند كه‌ هيچ‌ سودي ‌برايشان‌ دربر نمي‌داشت‌ «هيچ‌ كجي‌اي‌ از آن‌ پيروي‌ نيست‌» يعني‌: هيچ‌ راهي‌ براي‌ گريز از پيروي‌ آن‌ منادي‌ نيست‌ و هيچ‌ كس‌ اين‌ توانايي‌ را ندارد كه‌ از پيروي‌ او منحرف‌ شده‌ و راهي ‌ديگر در پيش‌ گيرد بلكه‌ همه‌ شتابان‌ به‌سوي‌ او حركت‌ مي‌كنند «و صداها همه‌ براي‌ خداي‌ رحمان‌ خاشع‌ مي‌گردد» يعني‌ همه‌ صداها از خشيت‌ و خوف‌ خداي‌ رحمان‌ و به‌ منظور گوش ‌سپردن‌ به‌ سخن‌ او، خاموش ‌