ه‌ زن‌ رفاعه ‌بن‌وهب‌ پسر عمويش‌ بود. ماجرا اين‌گونه‌ بود كه‌ رفاعه‌ او را سه‌ طلاقه‌ كرد، بعد از آن‌ او با عبدالرحمن‌بن‌زبيرقرظي‌ ازدواج‌ نمود و اين‌ شوهر دومي‌ نيز او را طلاق‌ داد، آن‌گاه‌ خواست‌ تا به‌ عقد نكاح‌ شوهر اولش‌ بازگردد، لذا نزد رسول‌ خداص آمد و گفت: عبدالرحمن‌(شوهر دومم) قبل‌ از آن‌ كه‌ با من‌ مقاربت‌ كند، طلاقم‌ داد، آيا مي‌توانم‌ نزد شوهر اولم‌ باز گردم‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: «خير! نمي‌تواني‌ تا آن‌گاه‌ كه‌شوهر ديگري‌ غير از وي‌ با تو مقاربت‌ كند». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص به‌ آن‌ زن‌ فرمودند: «آيا مي‌خواهي‌ كه‌ به‌ سوي‌ رفاعه‌ برگردي‌؟نه‌! اين‌ كار ممكن‌ نيست‌ تا وقتي‌ كه‌ تو از عسيله‌ او (عبدالرحمن) نچشي‌ و او ازعسيله‌ تو». مراد از چشيدن‌ عسيله: كمترين‌ حد دخول ‌آلت‌ مرد به‌ فرج‌ زن‌ است‌.
 	
سوره طه آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌ گونه‌ آن‌ را» يعني‌ قرآن‌ را «به‌ صورت‌ قرآني‌ عربي‌ نازل‌ كرديم‌» يعني‌: آن‌را به‌ زبان‌ عربي‌ كه‌ فصيح‌ترين‌ زبانهاست‌، نازل‌ كرديم‌ تا همه‌ آن‌ را بفهمند زيرا زباني‌ به‌ فصاحت‌ و روشني‌ زبان‌ عربي‌ وجود ندارد «و در آن‌ گونه‌گونه‌ وعيد آورديم‌» يعني‌ در قرآن‌ انواع‌ گونه‌گوني‌ از هشدارها و بيم‌دهي‌ها را براي‌ ترساندن‌ و تهديد آنها آورديم‌. يا در آن‌ بعضي‌ از انواع‌ وعيد را به‌ روشهاي‌ مختلف‌ تكراركرديم‌ «تا باشد كه‌ تقوا درپيش‌ گيرند» يعني‌ تكرار هشدارهاي‌ قرآن‌ براي‌ آن‌ است ‌كه‌ بندگان‌ از خداي‌ عزوجل‌ پروا كرده‌ از معاصي‌ وي‌ بپرهيزند و از مجازات‌ وي‌ حذر كنند «يا براي‌ آنان‌ پندي‌ بياورد» يعني‌: يا موعظه‌ها و هشدارهاي‌ قرآن‌ دردل‌هايشان‌ پند و عبرتي‌ پديد آورد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: يا قرآن‌ در دلهايشان ‌زهد و ورعي‌ ايجاد كند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2822.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:2823.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:2824.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:2825.txt"> آيه  117</a><a class="text" href="w:text:2826.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:2827.txt"> آيه  119</a><a class="text" href="w:text:2828.txt"> آيه  120</a><a class="text" href="w:text:2829.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:2830.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:2831.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:2832.txt"> آيه  124</a><a class="text" href="w:text:2833.txt"> آيه  125</a></body></html>سوره طه آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ خدا، فرمانرواي‌ برحق‌ بلند مرتبه‌ است‌» يعني‌ خداي‌ سبحان‌ از الحاد ملحدان‌ و از آنچه‌ مشركان‌ در وصف‌ وي‌ مي‌گويند، برتر است‌ زيرا او فرمانرواي ‌بر حقي‌ است‌ كه‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ در ميان‌ آنهاست‌ و از جمله‌؛ ثواب‌ وعقاب‌ همه‌ به‌دست‌ اوست‌ «و در خواندن‌ قرآن‌ پيش‌ از آن‌كه‌ وحي‌ آن‌ بر تو به‌ انجام ‌رسانده‌ شود، شتاب‌ نكن‌».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: رسول‌ اكرم‌ص از اشتياق‌ فراواني‌ كه‌ به‌ وحي ‌نازل‌ شده‌ الهي‌ داشتند، هنگامي‌ كه‌ جبرئيل‌(ع) وحي‌ مي‌آورد، شتاب‌ كرده‌ و پيش‌از آن‌كه‌ او از وحي‌ فارغ‌ شود، به‌ خواندن‌ آياتي‌ كه‌ در آن‌ لحظه‌ بر ايشان‌ درحال ‌نزول‌ بود، مبادرت‌ مي‌كردند پس‌ خداي‌ متعال‌ ايشان‌ را از اين‌ كار نهي‌ كرد. نظير اين‌ آيه‌ است‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ در سوره‌ قيامت‌: (‏ لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ‏) (به‌خواندن‌ قرآن‌ زبان‌ خود را حركت‌ نده‌ تا به‌ آن‌ شتاب‌ ورزي‌) «قيامت/‌16». به‌قولي ‌معني‌ اين‌ است‌: وحي‌ را به‌ مردم‌ قبل‌ از آن‌كه‌ بيان‌ تأويل‌ و توجيه‌ آن‌ بر تو فرود آيد، اعلام‌ نكن‌ «و بگو: پروردگارا! بر دانشم‌ بيفزاي‌» يعني‌: از پروردگارت ‌درخواست‌ كن‌ كه‌ بر دانشت‌ بيفزايد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص چنين‌ دعا مي‌كردند: «اللهم‌ أنفعني‌ بما علمتني‌ وعلمني‌ ما ينفعني‌، وزدني‌ علما والحمد لله‌ علي‌ كل‌ حال‌ وأعوذ باالله‌ من‌ حال‌ أهل‌ النار: بار خدايا! مرا ازآنچه‌ به‌ من‌ آموخته‌اي‌، بهره‌مند گردان‌، آنچه‌ را مايه‌ بهره‌مندي‌ من‌ است‌ به‌ من ‌بياموزان‌ و بر دانشم‌ بيفزاي‌ و ستايش‌ در هر حال‌ از آن‌ خداوند است‌ و به‌ خداوند عزوجل‌ پناه‌ مي‌برم‌ از حال‌ اهل‌ دوزخ‌».
آيه‌ كريمه‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ و پيمودن‌ مدارج‌ عاليه‌ آن‌ ـ تا هر پايه‌اي‌ كه‌ خدا(ج) بخواهد ـ ترغيب‌ مي‌كند زيرا مرتبه‌ علم‌، بلندترين‌ مرتبه‌هاست‌ و درياي‌ علم‌ چنان ‌پرگستره‌ است‌ كه‌ هيچ‌ انساني‌ آن‌ را نمي‌تواند درنوردد. نسفي‌ به‌ نقل‌ از علما مي‌گويد: «خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ را در هيچ‌ چيزي‌ به‌ افزون‌ طلبي‌ فرمان‌ نداد، جز در طلب‌ علم‌».
	سوره طه آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين‌ پيش‌ از اين‌ به‌سوي‌ آدم‌ حكم‌ فرستاديم‌» يعني‌ به‌ آدم‌(ع) پيش‌ از بخشيدن‌ فرزندان‌ به‌ وي‌ امر و سفارش‌ كرديم‌ كه‌ از آن‌ درخت‌ معين‌ نخورد «ولي ‌فراموش‌ كرد» عمل‌ به‌ عهدي‌ را كه‌ در باره‌ آن‌ به‌ وي‌ حكم‌ صادر كرده‌ بوديم‌ وآنچه‌ را كه‌ از او در مورد آن‌ پيمان‌ گرفته‌ شده‌ بود لذا از آن‌ درخت‌ معين‌ خورد «و براي‌ او عزمي‌ استوار نيافتيم‌» عزم‌ در لغت‌: متعهد ساختن‌ نفس‌، مصمم‌ شدن‌ بر انجام‌ كاري‌ و به‌اجرا گذاشتن‌ باورها در هر امري‌ است‌. البته‌ آدم‌(ع) خود را به‌ اين امر كه‌ از آن‌ درخت‌ معين‌ نخورد، ملزم‌ و مصمم‌ گردانيده‌ بود و بدان‌ تعهد سپرده ‌بود اما چون‌ شيطان‌ وي‌ را وسوسه‌ كرد، طبيعتش‌ نرم‌ و منفعل‌ و عزمش‌ سست‌ وشكننده‌ شد و ضعف‌ بشري‌ دامنگير وي‌ گشت‌ لذا نتوانست‌ از نخوردن‌ ميوه‌ آن‌ درخت‌ شكيبايي‌ كند. يا معني‌ اين‌ است‌: آدم‌ را در مخالفت‌ با امر خويش‌، مصمم ‌و داراي‌ عزم‌ استواري‌ نيافتيم‌ بلكه‌ اين‌ كار وي‌ از روي‌ فراموشي‌ و نسيان‌ بود.
 
	سوره طه آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ به‌ فرشتگان‌ گفتيم‌: براي‌ آدم‌ سجده‌ كنيد پس‌ بجز ابليس‌ كه ‌سر باز زد، همه‌ سجده‌ كردند» تفسير نظير اين‌ آيه‌ كريمه‌ در سوره‌ «بقره‌/ 34» گذشت‌.
 
	سوره ط