 سوره‌ أنبیاء ﴾</a><a class="text" href="w:text:2848.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2849.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2850.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2851.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2852.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2853.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2854.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2855.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2856.txt"> آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2857.txt">آيه  10</a></body></html>﴿ سوره‌ أنبیاء ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (112) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ را بدان‌ جهت‌ «انبياء» ناميدند كه‌ متضمن‌ بيان‌ جهاد و مبارزه‌ انبياي‌ عظام‡ عليه‌ اقوام‌ بت‌پرست‌ و مشركشان‌ است‌. اين‌ بيان‌ از داستان ‌ابوالانبياء ابراهيم‌(ع) كه‌ با كمي‌ تفصيل‌ مطرح‌ شده‌، شروع‌ مي‌شود، سپس‌ با داستانهاي‌ اسحاق‌، يعقوب‌، لوط، نوح‌، داوود، سليمان‌، ايوب‌، اسماعيل‌، ادريس‌، ذوالكفل‌، ذوالنون‌، يونس‌، زكريا، عيسي‌ و سرانجام‌ خاتم‌ النبيين‌ محمد مصطفي‌ صلوات ‌الله و سلامه‌ عليهم‌ اجمعين‌ دنبال‌ گرديده‌ و سرگذشت‌ دعوت‌ آنها با بياني‌ موجز مطرح‌ مي‌شود.
روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ هم‌زمان‌ با نزول‌ اين‌ سوره‌، مردي‌ از اعراب (باديه‌نشينان) به‌ مدينه‌ آمد و در منزل‌ عامربن‌ربيعه‌(رض) رحل‌ اقامت‌ افگند، عامر از او به‌ نيكويي‌ پذيرايي‌ كرد و درباره‌ وي‌ با رسول‌ خدا ص سخن‌ گفت‌، سپس‌ آن ‌مرد به‌ محضر رسول‌ خدا ص مشرف‌ شد و چون‌ از حضور ايشان‌ برگشت‌، به‌ عامرگفت: رسول‌ خدا ص به‌ من‌ واديي‌اي‌ بخشيدند كه‌ واديي‌ بهتر از آن‌ در ميان ‌اعراب‌ نيست‌ و من‌ مي‌خواهم‌ كه‌ قطعه‌اي‌ از آن‌ را به‌ تو ببخشم‌ كه‌ از آن‌ تو و بازماندگانت‌ باشد. عامر گفت: «مرا به‌ قطعه‌ زمينت‌ نيازي‌ نيست‌ زيرا امروز سوره‌اي‌ نازل‌ شد كه‌ دنيا را از يادمان‌ برد».
 
سوره أنبياء آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ مردم‌» يعني: براي‌ كفار ـ به‌ دليل‌ سياق‌ آيات‌؛ «حسابشان‌ نزديك‌شده‌ است‌» يعني: وقت‌ حسابشان‌ كه‌ روز قيامت‌ است‌ زيرا آنچه‌ از عمر دنيا باقي ‌مانده‌، كمتر از آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ گذشته‌ است‌. از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «بعثت‌ أنا و الساعة ‌كهاتين: من‌ درحالي‌ مبعوث‌ شدم‌ كه‌ قيامت‌ مانند اين‌ دو انگشت‌ من‌ نزديك ‌است‌» و به‌ دو انگشت‌ سبابه‌ و مياني‌ خود اشاره‌ كردند. «و آنان‌» يعني‌ كفار «در غفلت‌» از حساب‌ خويش‌ «رويگردانند» با آن‌كه‌ قيامت‌ و حضور در عرصه‌ حساب‌ هم‌ نزديك‌ است‌ زيرا سرگرم‌ برخورداريهاي‌ زندگي‌ و گرفتاريهاي‌ دنيا مي‌باشند، به‌ همين‌ سبب‌ است‌ كه‌ از امر آخرت‌ غافل‌ بوده‌ و براي‌ آن‌ آمادگي ‌ندارند، درحالي‌كه‌ دلهاي‌ زنده‌ ـ چون‌ دل‌ عامربن‌ربيعه‌(رض) ـ پيامها را در مي‌يابند و از آنها تأثير مي‌پذيرند.
 
	سوره أنبياء آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ ذكر تازه‌اي‌ از سوي‌ پروردگارشان‌ برايشان‌ نمي‌آيد» مراد از ذكر در اينجا: آيات‌ قرآن‌ است‌. يعني‌ آياتي‌ از قرآن‌ كه‌ جديدا نازل‌ شده‌، بر آنان‌ نمي‌آيد «مگر اين‌كه‌ بازي‌كنان‌ آن‌ را مي‌شنوند» پس‌ دلهايشان‌ گرفتار دنياي‌ مادي‌ و غوغاي ‌نفوس‌ أماره‌ بالسوءشان‌ است‌ لذا در آيات‌ قرآن‌ آن‌ گونه‌ كه‌ بايد تأمل‌ نمي‌كنند چنان‌كه‌ مي‌فرمايد:
	 آيه  232
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بخاري‌ و غير آن‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: معقل‌بن‌ يسار(رض) ، خواهرش‌ را به‌ عقد مردي‌ از مسلمانان‌ در آورده‌ بود، آن‌ مرد مدتي‌ با خواهرش‌ به ‌سر برد، آن ‌گاه‌ وي‌ را يك‌ طلاق‌ داد و به‌ او رجوع‌ نكرد تاعده‌اش‌ به‌پايان‌ رسيد، ليكن‌ هم‌ آن‌ مرد دوستدار زن‌ بود و هم‌ آن‌ زن‌ هوادار مرد، سرانجام‌، مرد عزمش‌ را جزم‌ كرده‌ به‌ همراه‌ جمعي‌ نزد معقل‌ برادرش‌ به‌خواستگاري‌ او آمد، ولي‌ معقل‌ به‌ وي‌ گفت: اي‌ ناكس‌! تو را با ازدواج‌ خواهرم‌ گرامي‌ داشتم، اما تو طلاقش‌ دادي‌؟! نه‌! به‌ خدا كه‌ ديگر هرگز زنت‌ نمي‌شود و به‌سويت‌ بر نمي‌گردد. همان‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ - كه‌ نياز آن‌ دو را به‌ يك‌ديگرمي‌دانست‌ - نازل‌ فرمود: «و چون‌ زنان‌ را طلاق‌ داديد و عده‌ خود را به‌پايان‌ رساندند، آنان‌ را از ازدواج‌ با همسرانشان، چنانچه‌ به‌ خير و خوشي‌ به‌ توافق‌ رسيده‌ بودند، بازنداريد». چون‌ معقل‌ فرمان‌ پروردگارش‌ را شنيد، گفت: به‌ جان‌ و دل‌ فرمانبرم‌! آن‌گاه‌ شوهرخواهر سابقش‌ را فراخواند و به‌ او گفت: مرا ببخش‌؛ اينك‌ خواهرم ‌را مجددا برايت‌ تزويج‌ مي‌كنم‌ و گراميت‌ مي‌دارم‌! و همين‌كار را هم‌ كرد.
بنابراين، خطاب‌ در آيه‌كريمه‌ متوجه‌ اولياي‌ زنان‌ است‌ كه‌ نبايد دختران‌ يا خواهران‌ مطلقه‌شان‌ را از رجوع‌ به‌ شوهران‌ سابقشان‌ در هنگام‌ عده، يا از ازدواج ‌مجدد با آنان‌ بعد از انقضاي‌ عده‌ - به‌ شرط رضايت‌ و توافق‌ كامل‌ جانبين‌ - منع‌نمايند. به‌ قولي: خطاب‌ متوجه‌ شوهران‌ سابق‌ است‌. يعني: شما شوهران‌ به‌ انگيزه ‌ننگ‌ و غيرت‌ جاهليت، زنان‌ سابق‌ خود را كه‌ عده‌شان‌ را گذرانده‌اند، از ازدواج ‌با فرد دلخواهشان‌ ممانعت‌ نكنيد، چنان‌ كه‌ بسياري‌ از سران‌ و سلاطين، از اين‌ كه‌زنان‌ سابقشان‌ همسر مرداني‌ ديگر شوند، به‌ انگيزه‌ نام‌ و ننگ‌ جلوگيري‌ مي‌كنند. والبته‌ «هر كس‌ از شما به‌ خدا و روز بازپسين‌ ايمان‌ داشته ‌باشد، به‌ اين‌» دستورها عمل‌كرده‌ و از آنها «پند مي‌گيرد» پس‌ رعايت‌ «اين‌ امر براي‌ شما پر بركت‌تر و پاكيزه‌تر است‌» از آلوده‌ شدن‌ به‌ پليديهاي‌ معنوي‌ و فساد ضمير «و خدا مي‌داند» آنچه‌ را كه ‌براي‌ شما از سود و صلاح‌ در اجراي‌ اين‌ احكام‌ نهفته‌ است‌ «و شما نمي‌دانيد» اين‌حقيقت‌ را، لذا از فرمان‌ وي‌ پيروي‌ كنيد.
 
سوره أنبياء آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حالي‌ كه‌ دلهايشان‌ غ