فل‌ شده‌» يعني‌ دلهايشان‌ وابسته‌ بازي‌ و سرگرمي‌ دنيا وخواهش‌هاي‌ دني‌ ماديشان‌ است‌ پس‌ به‌ امر مهمي‌ چون‌ گوش‌ هوش‌ فرادادن‌ به ‌قرآن‌ چنان‌كه‌ بايدوشايد التفات‌ نمي‌كنند. «و آنان‌ كه‌ ستم‌ كردند پنهان‌ رازگفتند» يعني‌ در پنهان‌ساختن‌ اين‌ رازشان‌ سعي‌ بليغ‌ كرده‌ و گفتند: «كه‌ آيا اين‌ شخص‌ جز بشري‌ مانند شماست‌» كه‌ هيچ‌گونه‌ فرقي‌ با شما ندارد؟ يعني: او هم‌مانند شما مي‌خورد، مي‌آشامد، از مادري‌ زاده‌ شده‌ و بالاخره‌ مي‌ميرد پس‌ او چگونه‌ مي‌تواند پيامبر باشد؟ «آيا ديده‌ و دانسته‌ به‌سوي‌ سحر مي‌رويد؟» يعني: هرگاه‌ او بشري‌ مانند شماست‌ و آنچه‌ كه‌ به‌ همراه‌ آورده‌ سحر و جادو بيش‌ نيست‌ پس‌ چگونه‌ دعوت‌ وي‌ را اجابت‌ كرده‌ و از وي‌ پيروي‌ مي‌كنيد؟
باري‌! آنان‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ پيامبر جز فرشته‌ نتواند بود و هر كس‌ از بشر كه‌ دعوي‌ رسالت‌ كند، ساحر و جادوگر است‌.
 
	سوره أنبياء آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» پيامبر ص «پروردگارم‌ هر سخني‌ را در آسمان‌ و زمين‌ مي‌داند» در هرمكاني‌ از اطراف‌ و اكناف‌ آسمانها و زمين‌ كه‌ گوينده‌اي‌ سخن‌ بگويد لذا او به ‌آنچه‌ كه‌ شما در ميان‌ خود به‌ طور سرپوشيده‌ و با رمز و راز سخن‌ گفته‌ايد، داناست‌ «و او شنواي‌» هر چيزي‌ است‌ كه‌ شنيدني‌ است‌ «داناست‌» به‌ هر امر دانستنيي‌؛ از جمله‌ به‌ احوال‌ و اوضاع‌ شما.
 
	سوره أنبياء آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ گفتند: خوابهاي‌ آشفته‌ است‌» يعني: اي‌ پيامبر! آنچه‌ كه‌ تو به‌نام‌ قرآن ‌مي‌آوري‌، از خوابهاي‌ دروغين‌ و آشفته‌ است‌. أضغاث: خوابهاي‌ پريشاني‌ است ‌كه‌ تعبير و تأويلي‌ نداشته‌ باشد «بلكه‌ مي‌گويند: آن‌ را افترا كرده‌ است‌» و بربسته‌ است‌ «بلكه‌ مي‌گويند: او شاعر است‌» و آنچه‌ كه‌ به‌ نام‌ قرآن‌ با خود آورده‌، از جنس ‌شعر است‌.
بي‌ترديد اين‌ سخنانشان‌ حاكي‌ از سردرگمي‌ و آشفته‌حالي‌ است‌، از آنجا كه ‌نشان‌دهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ آنها سخت‌ مترددند و در قضاوتشان‌ راجع‌ به‌ قرآن‌، رأي‌و بينش‌ ثابتي‌ ندارند پس‌ اين‌ تردد خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ به‌ حقيقت‌ آنچه‌ كه‌ پيامبر ص آورده‌ است‌ آشنايي‌ ندارند لذا نمي‌دانند كه‌ قرآن‌ چيست‌ و كنه‌ و حقيقت‌ آن‌ چگونه‌ است‌. يا آنان‌ به‌خوبي‌ مي‌دانند كه‌ قرآن‌ حق‌ است‌ و از جانب‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد ولي‌ خواستند تا با اين‌ آشفته‌گويي‌ها، قضيه‌ را بر پيروان‌ خويش‌ در لفافه‌ دروغ‌ و نيرنگ‌بازي‌ بپيچانند و آنها را اغفال‌ كنند، هم‌ از اين‌ روي‌ گفتند: «پس‌ بايد كه‌ براي‌ ما نشانه‌اي‌» يعني‌ معجزه‌اي‌ «بياورد، همان‌گونه‌ كه ‌پيشينيان‌ به‌ آن‌ فرستاده‌ شدند» يعني: همان‌گونه‌ كه‌ معجزاتي‌ چون‌ عصا براي ‌موسي‌(ع) و شتر براي‌ صالح‌(ع) و غير آن‌ به‌ پيامبران‌ پيشين‌ داده‌ شد، پيامبر اسلام‌ ص نيز بايد معجزه‌اي‌ از همين‌ سنخ‌ براي‌ ما بياورد.
خداي‌ عزوجل‌ در پاسخشان‌ مي‌فرمايد:
سوره أنبياء آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پيش‌ از آنان‌ نيز هيچ‌ شهري‌ كه‌ آن‌ را هلاك‌ كرده‌ايم‌ به‌ آيات‌ ما ايمان ‌نياورده ‌بود» يعني‌ قبل‌ از آنان‌ نيز مردم‌ شهرهاي‌ پيشين‌ كه‌ از پيامبرانشان‌ درخواست ‌معجزه‌ كرده ‌بودند و معجزات‌ حسي‌ بزرگي‌ برايشان‌ آمد، به‌ آن‌ معجزات‌ ايمان ‌نياوردند و در نتيجه‌ آنان‌ را هلاك‌ كرديم‌، آيا اگر پيشنهاد اينان‌ را نيز برآورده‌ كنيم‌، به‌ اين‌ معجزات‌ ايمان‌ مي‌آورند؟!.
اين‌ آيه‌ بيانگر اين‌ سنت‌ الهي‌ در حق‌ امتهاي‌ پيشين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ به‌ آنان ‌معجزه‌ درخواستي‌شان‌ فرستاده‌ مي‌شد و سپس‌ ايمان‌ نمي‌آوردند، به‌ طور قطع ‌عذابي‌ ريشه‌كن‌ كننده‌ و خانمان‌ برانداز بر آنان‌ نازل‌ مي‌شد. در اينجا نيز خداوند(ج) مي‌فرمايد: هرگاه‌ سنت‌ ما چنين‌ است‌ پس‌ ما چگونه‌ درخواست‌ مشركان‌ منكر محمد ص و قرآن‌ را در ارائه‌ معجزات‌ حسي‌ ديگر ـ افزون‌ بر معجزاتي‌ كه‌ وجود داردـ برآورده‌ مي‌كنيم‌؟ «پس‌ آيا اينان‌ ايمان‌ مي‌آورند؟» يعني: هرگاه‌ امتهاي ‌هلاك‌ شده‌ پيشين‌ ـ با وصف‌ آن‌كه‌ معجزات‌ درخواستي‌شان‌ نيز به‌ آنان‌ ارائه شدـ ايمان‌ نياوردند، ديگر چگونه‌ اين‌ گروه‌ ايمان‌ خواهند آورد؛ حتي‌ اگر آنچه ‌را درخواست‌ كرده‌اند به‌ آنان‌ فرستاده‌ شود؟ گو اين‌كه‌ خداوند متعال‌ با اين‌ بيان‌، به‌ رحمت‌ خويش‌ بر اين‌ امت‌ اشاره‌ كرده‌ و تلويحا مي‌گويد: ما اراده‌ نداريم‌ تا اين ‌امت‌ را به‌ سرنوشت‌ امتهاي‌ پيشين‌ كه‌ استيصال‌ و نابودي‌ مطلق‌شان‌ بود روبرو سازيم‌، به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ پيشنهادشان‌ در فرستادن‌ معجزات‌ حسي‌ بيشتري‌ را اجابت‌ نمي‌كنيم‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ به‌رسول‌ خدا ص گفتند: «اگر آنچه‌ مي‌گويي‌ حق‌ است‌ و ايمان ‌آوردن‌ ما تو را خوشحال‌ مي‌كند پس‌ كوه‌ صفا را براي‌ ما طلا بگردان‌». در اين‌ هنگام‌ جبرئيل‌(ع) نزد آن‌ حضرت‌ ص آمد و گفت: «اگر بخواهي‌ اين‌ درخواست‌ قومت‌ برآورده ‌مي‌شود ولي‌ در صورتي‌ كه‌ برآورده‌ شد و آن‌گاه‌ ايمان‌ نياوردند، ديگر به‌ آنان ‌هيچ‌ مهلتي‌ داده‌ نمي‌شود. و اگر مي‌خواهي‌ كه‌ بر قومت‌ مهرباني‌ كني‌، نيز مختاري‌». رسول‌ خدا ص فرمودند: «بلكه‌ بر قومم‌ مهرباني‌ مي‌كنم‌ و در فرود آمدن‌ عذاب‌ بر آنان‌، شتاب‌ و عجله‌ به‌خرج‌ نمي‌دهم‌ و برايشان‌ خواستار مهلت‌ هستم‌». همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره أنبياء آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند(ج) در رد شبهه‌ اولشان‌ كه‌ پيامبر نبايد از جنس‌ بشر باشد، مي‌فرمايد: «و پيش‌ از تو نيز جز مرداني‌ را كه‌ به‌ آنان‌ وحي‌ مي‌كرديم‌، گسيل ‌نداشتيم‌» يعني‌ پيش‌ از تو نيز، به‌سوي‌ امتهاي‌ پيشين‌ جز مرداني‌ از بشر را به‌ رسالت ‌نفرستاده‌ايم‌ و هرگز فرستادگان‌ ما به‌سوي‌ آنان‌ از فرشتگان‌ نبوده‌اند «پس‌ اگر نمي‌دانيد از اهل‌ ذكر بپرسيد» اهل‌ ذكر: اهل‌ علم‌ به‌ كتابهاي‌ آسمان