د ولي‌ چه‌ سود از اين‌ اعتراف‌ در اين‌ هنگامه ‌بي‌هنگام‌؟!
 
	سوره أنبياء آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيداً خَامِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«دعوايشان‌ هميشه‌ همين‌ بود» يعني‌ پيوسته‌ سخنشان‌ همين‌ بود كه‌ مي‌گفتند: اي ‌واي‌ بر ما! ما واقعا ستمگر بوديم‌. آري‌! اين‌ سخن‌ را پيوسته‌ تكرار مي‌كردند؛ «تا وقتي‌ كه‌ آنان‌ را مانند كِشتي‌ دروشده‌ گردانيديم‌» همچنان‌ كه‌ كشت‌ با منگال‌ درو مي‌شود «فرو مرده‌» كه‌ هيچ‌ جنبش‌ و حركتي‌ نداشتند، چون‌ آتشي‌ كه‌ فرومي‌ميرد و تماما مي‌فسرد و خاكستر مي‌شود.
 
	سوره أنبياء آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آسمان‌ و زمين‌ و آنچه‌ را كه‌ ميان‌ آن‌ دو است‌، به‌ بازيچه‌ نيافريديم‌» يعني: آنها را عبث‌ و بيهوده‌ نيافريديم‌ بلكه‌ خلقت‌ آنها از فلسفه‌ دقيق‌ و هدف‌ والايي‌ پيروي ‌مي‌كند كه‌ فوايد و منافعي‌ منضبط و برنامه‌ ريزي‌ شده‌ را برآورده‌ مي‌گرداند.
 
	سوره أنبياء آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْواً لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر مي‌خواستيم‌ كه‌ لهوي‌ بگيريم‌» لهو: چيزي‌ است‌ كه‌ بدان‌ سرگرم‌ مي‌شوند. به‌قولي: لهو، زن‌ و فرزند است‌. فرق‌ در ميان‌ «لهو» و «لعب‌» اين‌ است‌ كه‌ از «لعب‌» هدف‌ صحيحي‌ مورد نظر نيست‌، درحالي‌كه‌ هدف‌ از «لهو»، سرگرمي‌ وخوشگذراني‌ مي‌باشد. پس‌ معني‌ اين‌ است: اگر مي‌خواستيم‌ بازيچه‌ و سرگرمي‌اي ‌بگيريم‌ «قطعا آن‌ را از پيش‌ خود اختيار مي‌كرديم‌» يعني: آن‌ را از نزد خود و ازخاستگاه‌ قدرت‌ خود بر مي‌گرفتيم‌، نه‌ از نزد شما و بر اساس‌ ساخت‌ و پرداخت‌ و انتخاب‌ شما «اگر كننده‌ مي‌بوديم‌» يعني: اگر از كساني‌ مي‌بوديم‌ كه‌ به‌ گرفتن ‌اسباب‌ لهوولعب‌ رغبت‌ دارند ولي‌ ما بزرگتر از آن‌ هستيم‌ كه‌ سرگرمي‌ و خوشگذراني‌ اختيار كنيم‌ بلكه‌ همه‌ افعال‌ ما حق‌ است‌ و هيچ‌ عبث‌ و بيهودگي‌اي ‌در آن‌ نيست‌. مجاهد در تفسير ﴿ إِن كُنَّا فَاعِلِينَ ‏﴾  مي‌گويد: هر «إن‌» در قرآن‌ براي ‌نفي‌ است‌، يعني: ما انجام‌ دهنده‌ چنين‌ كاري‌ نيستيم‌ و لهو و لعب‌ را اختيار نمي‌كنيم‌. به‌ قولي: مراد حق‌ تعالي‌ در اين‌ آيه‌، رد سخن‌ كساني‌ است‌ كه‌ گفتند: بتان‌، يا فرشتگان‌ دختران‌ خدايند.
 
سوره أنبياء آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ حق‌ را بر باطل‌ فرو مي‌افگنيم‌» يعني: قطعا آنچه‌ گفتند، دروغ‌ و بي‌اساس ‌است‌، ما نه‌ اهل‌ بازي‌ هستيم‌ و نه‌ اهل‌ سرگرمي‌ بلكه‌ شأن‌ و وصف‌ و سنت‌ ما اين‌ است‌ كه‌ حق‌ را بر باطل‌ فرو مي‌كوبيم‌ «پس‌ آن‌ را درهم‌ مي‌شكند» و سركوب‌ مي‌كند. اصل‌ دمغ: شكستن‌ و شگافتن‌ سر است‌ تا آنجا كه‌ شگاف‌ به‌ دماغ‌ برسد، كه‌ اين‌ ضربه‌ كشنده‌اي‌ است‌. به‌قولي: مراد از حق: حجت‌، و مراد از باطل‌، ياوه‌ها و شبهه‌هايشان‌ است‌ كه‌ حق‌ بر آنها فرود مي‌آيد و آنها را نابود مي‌كند «پس‌ ناگهان‌ باطل‌ نابود مي‌شود» زاهق: از بين‌ رونده‌ و ناپديد شونده‌ است‌ «واي‌ بر شما از آنچه‌ وصف‌ مي‌كنيد» يعني: شما به‌سبب‌ وصف‌ كردن‌ خداوند متعال‌ به‌آنچه‌ كه‌ از آن‌ مقدس‌ و منزه‌ است‌، سزاوار بدفرجامي‌ سخت‌ و ننگيني‌ مانند عذاب‌ آخرت‌ هستيد.
 	سوره أنبياء آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌ از آن‌ اوست‌» در ملك‌ و بندگي‌ و آفرينش‌ وحق‌ تعالي‌ آفريننده‌، روزي‌دهنده‌ و مالك‌ آنهاست‌ پس‌ چگونه‌ برخي‌ از مخلوقات‌ وي‌ شريك‌ او توانند بود تا همچون‌ او مورد پرستش‌ قرار گيرند؟! «وكساني‌ كه‌ نزد او هستند» يعني: فرشتگان‌. «عنديت: نزد او بودن‌» در اينجا، عنديت‌ تشريف‌ و منزلت‌ معنوي‌ است‌، نه‌ عنديت‌ مكاني‌. آري‌! كساني‌ كه‌ نزد او هستند؛ «از عبادت‌ او تكبر نمي‌ورزند» يعني‌ فرشتگان‌، شأن‌ و منزلت‌ خود را ازپرستش‌ حق‌ تعالي‌ بزرگتر نمي‌شمرند و از عبادت‌ و تذلل‌ در پيشگاه‌ او سر باز نمي‌زنند «و خسته‌ نمي‌شوند» از پرستش‌ و نيايش‌ پروردگار سبحان‌ بلكه‌ سوره أنبياء آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«شب‌ وروز، بي‌آن‌كه‌ سستي‌ ورزند تسبيح‌ مي‌گويند» يعني: فرشتگان‌ هميشه‌ بر تسبيح‌ گفتن‌ ونيايش‌ حق‌ تعالي‌ پايبنداند، نه‌ از آن‌ احساس‌ ضعف‌ مي‌كنند و نه‌ ملول‌ و دلگير مي‌شوند زيرا چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌؛ تسبيح‌ گفتن‌ براي‌ فرشتگان‌ به‌منزله ‌نفس‌كشيدن‌ براي‌ ما است‌.
 
		 سوره أنبياء آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مگر براي‌ خود خداياني‌ از زمين‌ گرفته‌اند كه‌ آنها مردگان‌ را برمي‌انگيزند؟» يعني: يا مگر مشركان‌ خداياني‌ از زمين‌ براي‌ خود اختيار كرده‌اند كه‌ با وجود حقارت‌ و بيچارگي‌اي‌ كه‌ دارند، مردگان‌ را از قبرهايشان‌ بر مي‌انگيزند و زنده‌ مي‌كنند؟ نه‌! قضيه‌ چنين‌ نيست‌ زيرا آنچه‌ كه‌ آنان‌ به‌ خدايي‌شان‌ گرفته‌اند، از داشتن‌ چنين‌ توانايي‌ و اوصافي‌ بر كنار اند، نه‌ مي‌توانند كسي‌ را زنده‌ كنند و نه‌كسي‌ را بميرانند پس‌ از چه‌ روي‌ به‌ خدايي‌ گرفته‌ مي‌شوند؟.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:288.txt">آيه  234</a><a class="text" href="w:text:289.txt">آيه  235</a><a class="text" href="w:text:290.txt">آيه  236</a><a class="text" href="w:text:291.txt">آيه  237</a></body></html>سوره أنبياء آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر در آن‌ دو» يعني: اگر در زمين‌ و آسمان‌ «جز خداي‌ يگانه‌ خدايان‌ ديگري ‌وجود داشت‌، قطعا زمين‌ و آسمان‌ هردو تباه‌ مي‌شد» وجه‌ تباهي‌ آنها اين‌ بود كه‌وجود خداياني‌ چند ايجاب‌ مي‌كرد كه‌ هر يك‌ از آنها بالاستقلال‌ در تصرف‌ توانا باشند و قطعا در اين‌ هنگام‌ ميان‌ آنها تنازع‌ و اختلاف‌ پديد مي‌آمد و به‌سبب‌ اين ‌تنازع‌، فساد و تباهي‌ آسمان‌ و زمين‌ حتمي‌ بود «پس‌ منزه‌ است‌ خدا پروردگارعرش‌، از آنچه‌ وصف‌ مي‌كنند» از شرك‌ و غير آن‌ از صفاتي‌ كه‌ لاي