‌ پرهيزگاران‌ پندي‌ است‌» كه‌ به‌ آنچه‌ در آن‌ است‌، پندواندرز مي‌گيرند پس ‌فقط پرهيزگارانند كه‌ از آن‌ نفع‌ مي‌برند و فقط آنانند كه‌ تورات‌ در حقشان‌ نور و هدايت‌ و فرقاني‌ است‌.
 
	آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در دلهايشان‌ بيماريي‌ است‌» مراد از اين‌ بيماري‌؛ فسادي‌ است‌ كه‌ يا با شك‌ ونفاق‌، يا با انكار و تكذيب‌ در عقايدشان‌ رخنه‌ كرده‌ است‌ «و خدا بيماريشان‌ را افزايش‌ بخشيد» با تجديد و تداوم‌ نعمتها و احسانهاي‌ ديني‌ و دنيوي‌ خويش‌ برپيامبر گراميش، لذا آنان‌ به‌ شك‌ و دودلي‌ بيشتر و حسرت‌ و اندوه‌ مستمر و شدت ‌نفاق‌ مبتلا شدند «و به‌ كيفر دروغي‌ كه‌ مي‌گفتند» يعني: به‌ كيفر ادعاي‌ دروغين ‌پذيرفتن‌ ايمان‌ «عذابي‌ دردناك‌ و جانكاه‌ در پيش‌ دارند»
ابن‌ كثير مي‌گويد: «حكمت‌ در خودداري‌ رسول‌ اكرم‌ص از كشتن‌ منافقان‌ - باوجود علم‌ آن‌ حضرتص به‌ حقيقت‌ حال‌ برخي‌ از آنان‌ - در اين‌ فرموده‌ ايشان ‌به‌ عم(رض) بيان‌ شده‌ است: «دوست‌ ندارم‌ اعراب‌ در ميان‌ خود چنين‌ شايع‌ كنند كه ‌محمد اصحاب‌ خويش‌ را مي‌كشد» زيرا اعراب‌ فقط ظاهر قضيه‌ را ملاك‌ قضاوت‌ خويش‌ قرار مي‌دادند و از حقيقت‌ ماجرا كه‌ كفر منافقان‌ است‌ آگاهي‌ نداشتند». اما امام‌ شافعي: در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «دليل‌ خودداري‌ رسول‌ اكرمص از كشتن‌منافقان، نمايان‌ كردن‌ اسلام‌ از سوي‌ آنان‌ بود». چنان‌كه‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ كه‌ همه‌ بر صحت‌ آن‌ اجماع‌ دارند، آمده‌ است: «أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله، فإذا قالوها عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحقها وحسابهم على الله عزوجل: مأمور شده‌ام‌ كه‌ با مردم‌ تا آن‌ زمان‌ بجنگم‌ كه‌ لا اله‌ الا الله بگويند، پس‌ چون‌ اين‌ كلمه‌ را گفتند، خونها و اموالشان‌ را از تعرض‌ من‌ در پناه‌ نگاه‌ داشته‌اند مگر به‌ حق‌ آن‌ و در نهايت‌ حسابشان‌ با خداي‌ عزوجل‌است‌». معناي‌ اين‌حديث‌ شريف‌ اين‌ است‌ كه‌: هر كس‌ كلمه‌ طيبه‌ را گفت، احكام‌ اسلام‌ در ظاهر براو جاري‌ مي‌شود، حال‌ اگر به‌ اين‌ كلمه‌ اعتقاد هم‌ داشته‌ باشد، ثواب‌ آن‌ را درآخرت‌ مي‌يابد و اگر اعتقاد نداشته‌ باشد، جاري‌ شدن‌ حكم‌ مسلماني‌ بر وي‌ دردنيا، هيچ‌ سودي‌ برايش‌ در آخرت‌ نخواهد داشت‌.
آيه  236
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ گناهي‌ بر شما نيست‌ اگر زنان‌ را طلاق‌ داديد» يعني: مسئوليتي‌ - اعم‌ از گناه‌ يا مهر و مانند آن‌ - بر عهده‌ شما نيست‌ اگر زنان‌ را طلاق‌ داديد؛ «در آن‌ وقت‌ كه‌ هنوز با آنان‌ مساس‌ نكرده‌ و براي‌ آنان‌ مهري‌ نيز معين‌ نكرده‌ايد» مراد از مساس‌: جماع‌ (مقاربت) است، پس‌ اگر جماع‌ صورت‌ گرفت‌ و مهري‌ هم‌ از قبل‌ تعيين ‌نشده‌ بود، زن‌ مستحق‌ مهر مثل‌ خود مي‌شود «و آنان‌ را» يعني: زناني‌ را كه‌ قبل‌ از تعيين‌ مهر و قبل‌ از مقاربت‌ طلاق‌ مي‌دهيد «بهره‌مند سازيد» به‌ متعه‌. يعني: به‌آنها چيزي‌ - از پوشاك‌ يا طلا يا مانند آن‌ - به‌ عنوان‌ بخشش‌ تقديم‌ كنيد تا اين‌ بخشش‌، جايگزيني‌ باشد براي‌ آنچه‌ كه‌ آنها از مهر از دست‌ داده‌اند «توانگر به‌ اندازه‌ توان‌ خود و تنگدست‌ به‌ اندازه‌ توان‌ خود» پس‌ كيفيت‌ متعه‌ به‌ وضعيت ‌اقتصادي‌ شوهر مربوط است، لذا متعه‌اي‌ كه‌ شوهر غني‌ مي‌دهد، بر متعه‌اي‌ كه‌ شوهر فقير مي‌دهد، برتري‌ دارد «بهره‌ دادن‌ بر وجه‌ معروف‌» يعني: بر وجهي‌ متعه ‌بدهيد كه‌ در شرع‌ و عرف‌ موافق‌ با آن، پسنديده ‌باشد «لازم‌ شده‌» اين‌ متعه‌ دادن ‌به ‌عنوان‌ حقي‌ واجب‌ «بر» ذمه‌ «نيكوكاران‌» يعني: كساني‌ كه‌ در برخورد بازنان ‌مطلقه، روشي‌ نيكو در پيش‌ مي‌گيرند.
 
سوره أنبياء آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ از پروردگارشان‌ غائبانه‌ مي‌ترسند» يعني: درحالي‌ از عذاب‌ حق‌ تعالي‌ مي‌ترسند كه‌ او نسبت‌ به‌ آنان‌ غايب‌ است‌. يا در خلوت‌ خويش ‌از بندگان‌، از عذاب‌ حق‌ تعالي‌ مي‌ترسند؛ پس‌ اين‌ ترس‌ برآمده‌ از تقوا است‌ «وآنان‌ از قيامت‌ بيمناكند» مشفقون: قبلا گفتيم‌ كه‌ اشفاق‌ ترسي‌ است‌ كه‌ با توقع‌ و احتياط همراه‌ باشد. يعني: فقط پرهيزگارانند كه‌ از قيامت‌ چنين‌ هراس‌ و نگراني‌اي‌ دارند. پس‌ اين‌ گروه‌اند كه‌ تورات‌ در حقشان‌ فرقان‌، نور و ذكري‌ است‌.
و هرگاه‌ تورات‌ نور و ذكري‌ باشد، قرآن‌ از باب‌ اولي‌ چنين‌ است:
 
	سوره أنبياء آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌ ذكري‌ است‌ مبارك‌» يعني: قرآن‌ براي‌ كسي‌ كه‌ از آن‌ پند مي‌گيرد، اندرزي‌ خجسته‌ و موعظه‌ بيدارگر و بسيار پرخير و بركت‌ است‌ «كه‌ آن‌ را فروفرستاديم‌» بر محمد ص «آيا شما به‌ آن‌ منكريد؟» يعني: چگونه‌ منكر آنيد كه‌ قرآن‌ از جانب‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ شده‌ است‌، با آن‌كه‌ به‌ اين‌ امر كه‌ تورات‌ فروفرستاده‌ حق‌ تعالي‌ است‌ معترفيد؟ استفهام‌ براي‌ توبيخ‌ است‌. قبلا نيز در اين‌ تفسير شريف‌ بيان‌ كرديم‌ كه‌ در بسياري‌ از مواضع‌ قرآن‌، پيامبر ما ص با موسي‌(ع) و تورات‌ با قرآن‌ مقرون‌ با هم‌ ذكر مي‌شوند.
سوره أنبياء آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و درحقيقت‌، پيش‌ از آن‌ به‌ ابراهيم‌ رشد او را داديم‌» يعني: پيش‌ از دادن‌ تورات ‌به‌ موسي‌ و هارون‌، رشدي‌ را كه‌ سزاوار ابراهيم‌ و امثال‌ وي‌ از پيامبران‡ است ‌به‌ او داديم‌ و او را به‌ راههاي‌ خير و صلاح‌ در دين‌ و دنيا راهنمون‌ كرديم‌. يا مراد اين‌ است: رشد و رهيافت‌ ابراهيم‌(ع) را پيش‌ از نبوتش‌ به‌ وي‌ داديم‌؛ يعني‌ آن‌گاه‌كه‌ شب‌ بر وي‌ پرده‌ افگند و او ماه‌ و ستارگان‌ را ديد، به‌ او توفيق‌ تفكر و استدلال ‌داديم[4] «و ما به‌ او دانا بوديم‌» كه‌ شايسته‌ و پذيراي‌ رشد است‌ و براي‌ اين‌ كار صلاحيت‌ و آمادگي‌ دارد.
 
[4] تفصيل‌ اين‌ موضوع‌ در سوره‌ «انعام‌/ 76» آمده‌ است‌.	سوره أنبياء آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِه