ِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌» ابراهيم‌(ع) «به‌ پدر خود» آذر «و به‌ قومش‌» نمرود و پيروان‌ وي‌ «گفت: اين‌ تمثالهايي‌ كه‌ شما ملازم‌ آنها شده‌ايد چيستند؟» يعني: اين‌ بتاني‌ كه‌ شمابه‌ پرستش‌ آنها پايبند شده‌ايد چيستند؟ البته‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) از همان‌ كوچكي‌ پرستش‌ مجسمه‌ها را توسط قومش‌ به‌ انكار برخواست‌ و بتان‌ را تحقير كرد، خود بزرگترين‌ نشانه‌ رشد وي‌ بود. اصل‌ تمثال: چيزي‌ است‌ كه‌ با چيز ديگري‌ از مخلوقات‌ خداي‌ سبحان‌ شبيه‌سازي‌ شده‌ باشد و بتاني‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) پرستش‌ آنها را به‌ زير سؤال‌ برد، نيز به‌ تصاوير مختلف‌ صورت‌ نگاري‌ شده‌ بودند. بدين‌سان‌ بود كه‌ ابراهيم‌(ع) پرستش‌ بتان‌ از سوي‌ قومش‌ را به‌ زير سؤال‌ برد. روايت ‌شده‌است‌ كه‌ علي‌(رض) از نزد گروهي‌ كه‌ مشغول‌ بازي‌ شطرنج‌ بودند مي‌گذشت‌ پس‌خطاب‌ به‌ آنان‌ به‌ اين‌ آيه‌ استشهاد نمود: ﴿مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ‏ ﴾: (اين‌تمثالهايي‌ كه‌ شما ملازم‌ آنها شده‌ايد چيستند؟) و افزود: اگر يكي‌ از شما اخگري ‌را به‌دست‌ گيرد تا در دست‌ او خاموش‌ شود و خاكستر گردد، بهتر از آن‌ است‌ كه ‌به‌ اين‌ مهره‌ها دست‌ بزند.
 
سوره أنبياء آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پدر ابراهيم‌(ع) و بت‌ پرستان‌ ديگر در پاسخ‌ وي‌ «گفتند: پدران‌ خود را پرستشگران‌ آنها يافتيم‌» يعني: پدران‌ خود را در حالي‌ يافتيم‌ كه‌ اين‌ مجسمه‌ها را پرستش‌ مي‌كردند پس‌ ما هم‌ با اقتدا به‌ آنان‌ و دنبال‌ كردن‌ راه‌ و رسم‌شان‌ به‌ پرستش ‌آنها پرداخته‌ايم‌.
 
	سوره أنبياء آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت: قطعا شما و پدرانتان‌ در گمراهي‌ آشكاري‌ بوديد» از راه‌ حق‌ و اين‌ انحراف ‌و كجروي‌ شما بر هيچ‌ صاحب‌ عقل‌ و بصيرتي‌ پنهان‌ نيست‌.
بايد دانست‌ كه‌ مقلدان‌ اهل‌ اسلام‌ نيز ـ چنانچه‌ بر دريافت‌ مستدل‌ احكام‌ از كتاب‌ و سنت‌ قادر باشند ولي‌ در عين‌حال‌ به‌ پيروي‌ بي‌دليل‌ از پيشينيانشان‌ اكتفا ورزند ـ نوعي‌ شباهت‌ به‌ اين‌ گروه‌ دارند و به‌سبب‌ اين‌ شباهت‌ است‌ كه‌ اگر كسي‌حكمي‌ را ـ حتي‌ با پشتوانه‌ برهان‌ و دليل‌ روشن‌ و آشكار ـ به‌ آنها ابلاغ‌ كند، آن‌را رد كرده‌ و از تقليد خويش‌ دفاع‌ مي‌كنند.
	سوره أنبياء آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» بت‌ پرستان‌ به‌ ابراهيم‌(ع) «آيا حق‌ را براي‌ ما آورده‌اي‌ يا تو از بازي‌كنندگاني‌؟» يعني: آيا تو در آنچه‌ مي‌گويي‌ جدي‌ هستي‌، يا كه‌ با ما مزاح‌ وشوخي‌ مي‌كني‌؟.
 
	سوره أنبياء آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابراهيم‌(ع) «گفت‌» نه‌ با شما شوخي‌ دارم‌ و نه‌ هم‌ بازيگرم‌ «بلكه‌» حق‌ اين ‌است‌ كه‌ «پروردگارتان‌، پروردگار آسمانها و زمين‌ است‌، همو كه‌ آنها را آفريده ‌است‌» فطرهن: آنها را خلق‌ و ابداع‌ كرده‌ است‌ «و من‌ بر اين‌» امر كه‌ فقط پروردگارتان‌ آفريننده‌ آسمانها و زمين‌ است‌، نه‌ غير وي‌ «از گواهانم‌» يعني: از دانايان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ و از برهان ‌اقامه‌كنندگان‌ برآنم‌ زيرا گواه‌ كسي‌ است‌ كه‌ امر مورد گواهي‌، بر وي‌ روشن‌، مبرهن‌ و مستدل‌ باشد.
 
	سوره أنبياء آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنين‌ ابراهيم‌(ع) گفت: «و سوگند به‌ خدا كه‌ بعد از آن‌كه‌ پشت‌ كرديد و رفتيد» از شهر به‌سوي‌ اجتماع‌ جشن‌ خود «البته‌ در كار بتانتان‌ كيدي‌ خواهم ‌كرد» يعني: نسبت‌ به‌ آنها تدبيري‌ عملي‌ به‌ كار خواهم‌ برد و آنها را خواهم ‌شكست‌. بدين‌گونه‌ بود كه‌ ابراهيم‌(ع) به‌ آنان‌ سوگند ياد كرد كه‌ با توكل‌ به‌ خداي ‌سبحان‌ و به‌ انگيزه‌ دفاع‌ از حق‌ به‌زودي‌ از مرحله‌ محاجه‌ با زبان‌، به‌سوي‌ مرحله ‌تغيير منكر با فعل‌ و عمل‌، گذر خواهدكرد. نقل‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) اين‌ سخن‌ را آهسته‌ گفت‌ و مردي‌ از آنان‌ اين‌ سخنش‌ را شنيد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ قوم‌ ابراهيم‌(ع) جشن‌ ساليانه‌اي‌ داشتند كه‌ همه‌ ساله‌ به‌طور گروهي‌ از شهر بيرون‌ رفته‌ و در آن‌ شركت‌ مي‌كردند و چون‌ از مراسم‌ جشن‌ باز مي‌گشتند يكراست‌ به‌ بتخانه‌ رفته‌ براي‌ بتان‌ سجده‌ مي‌نمودند پس‌ ابراهيم‌(ع) در آن‌ روز با پيش‌ افگندن‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ بيمار است‌، با آنان‌ بيرون‌ نرفت‌ زيرا بر اجراي‌ نقشه‌اش‌ در مورد بتان‌ مصمم ‌بود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2910.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:2911.txt"> آيه  59</a><a class="text" href="w:text:2912.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:2913.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:2914.txt"> آيه  62</a><a class="text" href="w:text:2915.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:2916.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:2917.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:2918.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:2919.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:2920.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:2921.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:2922.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:2923.txt">آيه  72</a></body></html>آيه  237
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در آيه‌ قبل، حكم‌ زن‌ مطلقه‌ قبل‌ از دخولي‌ بيان‌ شد كه‌ از قبل‌ برايش‌ مهري‌ معين‌ نشده‌ بود، اما در اين‌ آيه، خداوند متعال‌ حكم‌ نوع‌ دوم‌ را بيان‌ مي‌كند و آن‌ زن‌ مطلقه‌ قبل‌ از دخولي‌ است‌ كه‌ برايش‌ مهري‌ معين‌ شده‌ است: «و اگر پيش‌ از آن‌كه‌ با آنان‌ نزديكي‌ كنيد، طلاقشان‌ داديد، درحالي‌كه‌ برايشان‌ مهري‌ معين‌ كرده‌ايد، پس‌» واجب‌ ذمه‌ شما اين‌ است‌ كه: «نصف‌ آنچه‌ را» به‌ عنوان‌ مهر برايشان‌ «تعيين‌ نموده‌ايد» به‌ آنان‌ بدهيد «مگر اين‌ كه‌ زنان‌ خود، ببخشند» يعني: مگر اين‌ كه‌ زنان ‌مطلقه‌ يادشده، اين‌ نيمه‌ مهر مشخص‌ شده‌اي‌ را كه‌ خداوند(ج)  برايشان‌ برعهده ‌شوهران‌ طلاق‌دهنده‌شان‌ واجب‌ گردانيده‌است، به‌ شوهرانشان‌ ببخشند، 