م‌ بي‌نياز مي‌كند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:293.txt">آيه  238</a><a class="text" href="w:text:294.txt">آيه  239</a><a class="text" href="w:text:295.txt">آيه  240</a><a class="text" href="w:text:296.txt">آيه  241</a><a class="text" href="w:text:297.txt">آيه  242</a><a class="text" href="w:text:298.txt">آيه  243</a><a class="text" href="w:text:299.txt">آيه  244</a><a class="text" href="w:text:300.txt">آيه  245</a></body></html>سوره أنبياء آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلَاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتيم: اي‌ آتش‌! براي‌ ابراهيم‌ سرد و مايه‌ سلامتي‌ باش‌» يعني: نمروديان‌ آتش ‌را برافروختند و ابراهيم‌(ع) را در آن‌ افگندند اما آتش‌ به‌ فرمان‌ ما بر وي‌ سرد و مايه ‌سلامتي‌ شد و هيچ‌ آسيبي‌ به‌ وي‌ نرسانيد. روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ چون‌ اين‌ فرمان‌ الهي‌ صادر شد، هيچ‌ آتشي‌ در زمين‌ باقي‌ نماند مگر اين‌كه‌ خاموش‌ شد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «وقتي‌ ابراهيم‌ در آتش‌ افگنده‌ شد، هيچ‌ خزنده‌اي‌ در روي‌ زمين‌ نبود مگر اين‌كه‌ آتش‌ را خاموش‌ مي‌كرد، بجز مارمولك‌ كه‌ آتش‌ را بر ابراهيم ‌مي‌دميد»، عائشه‌ رضي‌الله عنها مي‌افزايد: از اين‌ روي‌ رسول‌ خدا ص ما را به‌كشتن‌ مارمولك‌ دستور دادند. همچنان‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «ابراهيم‌(ع) در تمام‌ حيات‌ خود هيچ‌ دروغي‌ نگفت‌ مگر در سه‌ مورد كه‌ هر سه‌ آن‌ در راه‌ خدا(ج) بود. يكي‌ اين‌ گفته ‌وي‌ (خطاب‌ به‌ قوم‌ مشركش‌، وقتي‌ از او خواستند تا با آنان‌ به‌ جشنشان‌ برود): من‌بيمارم‌ (و نمي‌توانم‌ با شما در جشن‌تان‌ شركت‌ كنم‌) درحالي‌كه‌ او بيمار نبود. دوم ‌اين‌ سخن‌ وي‌ به‌ ساره‌ همسرش: (به‌ آن‌ پادشاه‌ ستمگر) بگو كه‌ خواهر من‌ هستي.[5] و سوم‌ اين‌ سخن‌ وي: من‌ بتان‌ را نشكسته‌ام‌ بلكه‌ آن‌ بت‌ بزرگتر بوده‌ كه‌ بتان‌ ديگر را شكسته‌است‌».
مفسران‌ مي‌گويند: سخن‌ ابراهيم‌(ع) در هر سه‌جا از باب‌ «معاريض‌» بود كه ‌به ‌نوعي‌ محملي‌ داشت‌ و چنان‌كه‌ رسول‌ خدا ص فرموده‌اند، معاريض‌ گريزگاهي ‌از دروغگويي‌ است‌.
 
[5] روايت‌ است‌ كه‌ چون‌ ابراهيم‌u در راه‌ هجرت‌ خود، به‌ سرزمين‌ يكي‌ از حكام‌ ستمگر فرود آمد، در آنجا كسي‌ به‌ آن‌ حاكم‌ ستمگر خبر داد كه: زيباترين‌ زن‌ روزگار در سرزمينت‌ فرود آمده‌ و او با مردي‌ همراه‌ است‌! پس‌ آن‌ حاكم‌ به ‌دنبال‌ ابراهيم‌u فرستاد و از وي‌ پرسيد كه‌ اين‌ زن‌ با تو چه‌ نسبتي‌ دارد؟ ابراهيم‌u گفت: او خواهر من‌ است‌! پس‌ آن‌ ستمگر ساره‌ را از وي‌ گرفت‌ اما هر بار كه‌ قصد تجاوز به‌ وي‌ را كرد، نتوانست‌ به‌ وي‌ دست‌ برساند لذا ناگزير هاجر را كه‌ كنيز وي‌ بود نيز به‌ ساره‌ بخشيد و آزادش‌ كرد.
	سوره أنبياء آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَرَادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خواستند به‌ او نيرنگي‌ بزنند» با سوزاندنش‌ در آتش‌ «ولي‌ آنان‌ را زيان‌كارترين‌ مردم‌» يعني: مغلوب‌ترين‌ و پست‌ترين‌ آنها «گردانيديم‌».
 
	سوره أنبياء آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او و لوط را رهانيديم‌» از سرزمين‌ عراق‌، بعد از آن‌كه‌ او را به‌ سلامت‌ از آتش‌ بيرون‌ آورديم‌ «به‌سوي‌ آن‌ سرزميني‌ كه‌ براي‌ جهانيان‌ در آن‌ بركت‌ نهاديم‌» كه‌ سرزمين‌ بيت‌المقدس‌ است‌، سرزميني‌ كه‌ هم‌ از جهت‌ مادي‌ و هم‌ از جهت ‌معنوي‌، مبارك‌ يعني‌ پربركت‌ است‌ زيرا آن‌ سرزمين‌، سرزميني‌ است‌ بسيار حاصلخيز و داراي‌ جويبارها و ميوه‌ها و محصولات‌ بسيار همچنين‌ از آن ‌روي‌ مبارك‌ است‌ كه‌ مهد انبيا‡ مي‌باشد و خداوند متعال‌ اكثر انبيا‡ را از آنجا برانگيخته‌ و شريعت‌هايشان‌ كه‌ بنياد كمالات‌ و خيرات‌ ديني‌ و دنيوي‌ است‌، از آنجا در تمام‌ جهان‌ منتشر شده‌است‌.
لوط برادرزاده‌ ابراهيم‌(ع) است‌ و خداوند(ج) هردو را باهم‌ ذكر كرد، به‌ جهت ‌قرابت‌ نسبي‌ و قرابت‌ معنوي‌ آنان‌ كه‌ عبارت‌ از اشتراك‌ هر دو در مبعوث‌ شدن‌ به‌نبوت‌ است‌.
	سوره أنبياء آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلّاً جَعَلْنَا صَالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ او اسحاق‌ را بخشيديم‌» زيرا ابراهيم‌(ع) از خدا فرزندي‌ درخواست‌ كرده ‌بود «و يعقوب‌ را نافله‌» نافله: يعني‌ به‌ عنوان‌ نعمتي‌ افزون‌ بر آنچه‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) درخواست‌ كرده‌ بود، به‌ او بخشيديم‌ «و هريك‌ را از صالحان‌ قرار داديم‌» يعني: هريك‌ از آن‌ چهار تن: ابراهيم‌، لوط، اسحاق‌ و يعقوب‡ را صالح‌، عمل‌كننده‌ به‌ طاعت‌ خدا(ج) و فروگذارنده‌ معصيت‌ وي‌ گردانيديم‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2925.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:2926.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:2927.txt"> آيه  75</a><a class="text" href="w:text:2928.txt"> آيه  76</a><a class="text" href="w:text:2929.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2930.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2931.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:2932.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:2933.txt">آيه  81</a></body></html>سوره أنبياء آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را پيشواياني‌ قرار داديم‌ كه‌ به‌ فرمان‌ ما هدايت‌ مي‌كردند» يعني: آنان‌ را رؤسايي‌ گردانيديم‌ كه‌ در كارهاي‌ نيك‌ و طاعات‌ و عبادات‌ ـ به‌وسيله‌ وحيي‌ كه ‌بر آنان‌ نازل‌ مي‌كرديم‌ ـ مورد اقتدا و پيروي‌ قرار مي‌گرفتند «و به‌سويشان ‌انجام ‌دادن‌ كارهاي‌ نيك‌» يعني: تمام‌ اعمال‌ صالح‌ «و برپاداشتن‌ نماز و دادن‌ زكات‌ را وحي‌ كرديم‌ و آنان‌ عبادت‌كننده‌ ما بودند» يعني: ايشان‌ انجام‌ دهنده‌ هر چيزي‌ بودند كه‌ ما ايشان‌ را بدان‌ دستور مي‌داديم‌ و ترك‌كننده‌ هر چيزي‌ بودند كه‌ ايشان‌ را از آن‌ نهي‌ مي‌كرديم‌ زيرا ايشان‌ يكتاپرستاني‌ بودند وارسته‌ و با اخلاص‌. آري‌! اين‌ها همه‌ جزو بخششهاي‌ الهي‌ براي‌ ابراهيم‌(ع) بعد از نجات ‌دادن‌ وي‌ از آتش‌ بود.
 
سوره أنبياء آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ وَلُوطاً آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ لوط حكم‌ و علم‌ عطا كرديم‌» حكم: نبوت‌ و علم: شناخت‌ امر دين‌ است‌. به‌قولي: حكم‌، عبارت‌ است‌ از داوري‌ و دادرسي‌ در دعاو