ي‌ بر مبناي‌ حق‌ و عدل ‌«و او را از آن‌ شهري‌ كه‌ كارهايي‌ ناپاك‌ مي‌كرد» يعني: مردم‌ آن‌ چنان‌ كارهايي ‌مي‌كردند «نجات‌ داديم‌» مراد شهر «سدوم‌» است‌ چنان‌كه‌ قبلا بيان‌ آن‌ گذشت‌. گفتني‌ است‌ كه‌ پليدكاري‌ مردم‌ شهر سدوم‌، عبارت‌ از عمل‌ لواط و خالي ‌كردن‌ باد شكم‌ در مجالس‌ بود «به‌راستي‌ كه‌ آنان‌ قوم‌ فاسقي‌ بودند» فاسقين: يعني‌ از طاعت ‌و فرمانبرداري‌ الله(ج) بيرون‌ رفته‌ بودند.
 
	سوره أنبياء آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او را در رحمت‌ خويش‌» يعني: در اهل‌ رحمت‌ خويش‌، يا در بهشت‌ «داخل ‌كرديم‌ زيرا او از صالحان‌ بود» يعني: او از شايستگاني‌ بود كه‌ برايشان‌ از جانب‌ ما خصلت‌هاي‌ نيكو پيش‌ فرستاده‌ شده‌ است‌.
پس‌ اين‌ها در مجموع‌ چهار نعمت‌ بود كه‌ به‌ لوط(ع) عنايت‌ شد.
 
	سوره أنبياء آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُوحاً إِذْ نَادَى مِن قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نوح‌ را ياد كن‌ آن‌گاه‌ كه‌ پيش‌ از اين‌» گروه‌ انبيايي‌ كه‌ ذكرشان‌ گذشت‌ «ندا كرد» به‌ بارگاه‌ الهي‌ تا ستمگران‌ قومش‌ را نابود كند «پس‌ ما او را اجابت‌ كرديم‌» در دعا و ندايش‌ «و او را با اهلش‌ از اندوه‌ بزرگ‌ رهانيديم‌» يعني: از غرق ‌شدن‌ با طوفان ‌و از تكذيب‌ اهل‌ طغيان‌. مراد از اهلش: مؤمنان‌ از اعضاي‌ خانواده‌ و كسان‌ وي‌اند كه‌ خداي‌ متعال‌ نوح‌(ع) و ايشان‌ را در كشتي‌ نجات‌ داد و داستانشان‌ در سوره‌ هود (آيه‌ 36 و مابعد آن) نيز آمده‌ است‌.
 	سوره أنبياء آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او را بر قومي‌ كه‌ آيات‌ ما را دروغ‌ شمردند، نصرت‌ داديم‌» يعني: نوح‌(ع) را حمايت‌ كرديم‌ و او را از اين‌كه‌ قوم‌ دروغ‌ انگارش‌ به‌ او آزار و آسيبي‌ برسانند، باز داشتيم‌ «چراكه‌ آنان‌ قوم‌ بدي‌ بودند پس‌ همه‌ آنان‌ را غرق‌ كرديم‌» و احدي‌ از آنان‌ را باقي‌ نگذاشتيم‌ بلكه‌ بزرگ‌ و كوچك‌ و مرد و زنشان‌ را به‌سبب‌ اصرار و پافشاريشان‌ بر گناه‌ غرق‌ نموديم‌.
	آيه  238
‏متن آيه : ‏
‏ حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر نمازها مواظبت‌ كنيد» يعني: بر اداي‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌ در اوقات‌ آنها و بارعايت‌ اركان‌ و شروط آنها همراه‌ با خشوع‌ قلب، مداومت‌ و استمرار ورزيد «بويژه‌ نماز ميانه‌» كه‌ به‌ قول‌ اكثر علماي‌ صحابه‌(رض ) و جمهور تابعين‌ نماز عصراست‌ زيرا قبل‌ از آن، دو نماز و بعد از آن‌ نيز دو نماز وجود دارد و لذا اين‌ نماز در ميانه‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌ قرار دارد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص درروز جنگ‌ احزاب‌ فرمودند: «خداوند(ج)  قبرها و خانه‌هايشان‌ (مشركان) را پر ازآتش‌ گرداند كه‌ ما را از نماز وسطي‌ - نماز عصر - بازداشتند تا خورشيد غروب‌كرد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن أحب الأعمال إلى الله تعجيل الصلاة لأول وقتها: بي‌گمان‌ محبوب‌ترين‌ اعمال‌ نزد خدا(ج) ، تعجيل‌ نماز در اول‌ وقت‌آن‌ است‌». «و براي‌ خدا فروتنانه‌ بايستيد» يعني: در نماز به‌ وقار و طمأنينه‌ و خشوع‌ برپا بايستيد. برپا ايستادن‌ در نماز فرض‌، فرض‌ است، اما در نماز نفل، نشستن‌ يا اداكردن‌ آن‌ بر بالاي‌ مركب‌ (ماشين، قطار، هواپيما، الاغ‌...) جوازدارد. «قنوت‌» در اينجا به‌معني‌ سكوت، يا به ‌معني‌ طاعت‌ و خشوع، يا به‌ معني ‌ذكر خداوند متعال‌ در حال‌ قيام‌ همراه‌ با خشوع‌ است‌.
سبب‌ نزول: ائمه‌ شش‌گانه‌ حديث‌ و غير آنان‌ از زيدبن‌ ثابت‌(رض)   روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: در عهد رسول‌ خداص ما با يك‌ديگر در اثناي‌ نماز سخن‌ مي‌گفتيم، يعني: يكي‌ از ما با رفيق‌ پهلويي‌ خويش‌ سخن‌ مي‌گفت‌ تا اين‌ كه‌ نازل‌ شد: ﴿وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ‏﴾ (و براي‌ خدا فروتنانه‌ بپا ايستيد)، پس‌ به‌ سكوت‌ مأمور شده‌ و ازسخن‌ گفتن‌ در نماز نهي‌ شديم‌.
 
سوره أنبياء آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و داوود و سليمان‌ را ياد كن‌» يعني: داستانشان‌ را «هنگامي‌ كه‌ درباره‌ آن‌ كشتزار داوري‌ مي‌كردند» كه‌ زمين‌ كشتزار، يا تاكستاني‌ بود «چون‌ شب‌ هنگام‌ گوسفندان ‌قومي‌ در آن‌ چريده‌ بودند» يعني: شب‌ هنگام‌ گوسفندان‌ از آغل‌ خود برآمده‌ و در آن‌ زمين‌ پراكنده‌ شده‌، كشت‌ و ميوه‌ آن‌ را خوردند و تلف‌ كردند. نفش: پراكنده‌ شدن‌ گوسفندان‌ در شب‌ بدون‌ چوپان‌ است‌ «و ما شاهد داوري‌ آنان ‌بوديم‌» يعني: ما شاهد حكم‌ و داوري‌ داوود و سليمان علیهماالسلام بوديم‌. معني‌ شاهدين: «حاضرين‌» است‌، يعني: ما حاضر و ناظر حكم‌ آن‌دو بوديم‌.
 
سوره أنبياء آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آن‌ داوري‌ را به‌ سليمان‌ فهمانيديم‌» مفسران‌ نقل‌ مي‌كنند كه: مالك ‌كشتزار و مالك‌ گوسفنداني‌ به‌ دعوي‌ و مرافعه‌ نزد داوود آمدند، مالك‌ كشتزار در شكايت‌ خود گفت: گوسفندان‌ اين‌ آقا شبانگاه‌ از آغل‌ بيرون‌ زده‌ به‌ كشتزار من‌ درآمدند و آن‌ را تلف‌ ساخته‌ از آن‌ چيزي‌ باقي‌ نگذاشتند. داوود(ع) در داوري ‌ميان‌ آنها به‌ دادن‌ آن‌ گوسفندان‌ به‌ وي‌ در عوض‌ كشت‌ تلف ‌شده‌اش‌ حكم‌ كرد وگفت: گوسفندان‌ از آن‌ توست‌. سليمان‌(ع) كه‌ در صحنه‌ حاضر بود گفت‌ ـ و در آن‌ هنگام‌ يازده‌ سال‌ بيشتر نداشت‌ ـ آيا غير از اين‌ نمي‌شود حكم‌ كرد؟ بدين‌سان ‌كه‌ مالك‌ تاكستان‌ گوسفندان‌ را ببرد و از شير و منافع‌ آنها بهره‌مند شود و مالك ‌گوسفندان‌ بر آن‌ زمين‌ گمارده‌ شود تا چون‌ تاكستان‌ را به‌مانند همان‌ شبي‌ كه‌ گوسفندان‌ در آن‌ چريده‌اند به‌ سامان‌ رساند آن‌گاه‌ او گوسفندانش را بدو بدهد و وي‌ نيز تاكستانشان‌ را به‌ او بازگرداند؟ داوود(ع) گفت: حكم‌ همان‌ است‌ كه‌ تو كردي‌! لذا اين‌ داوري‌ سليمان‌(ع) را به‌ اجرا گذاشت‌. البته‌ حكم‌ هر دو برمبناي ‌اجتهادشان‌ بود، از اين‌ جهت‌ حسن‌ بصري‌ گفته ‌است: «اگر اين‌ آيه‌ نمي‌بود، قطعا من‌ تمام‌ قضات‌ را در هلاكت‌ مي‌ديدم‌». پس‌ حق‌ تعالي‌ سليم