ان‌(ع) را در رسيدن‌ به‌ حكم‌ صواب‌ در اجتهادش‌ ستود و داوود(ع) را نيز به‌خاطر اجتهادش‌ معذور شمرد.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ هردو حكم‌ در شريعت‌ ما منسوخ‌ است‌ زيرا در شريعت‌ ما ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ براء(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ ـ حكم‌ اين‌ است‌ كه: بايد مالكان‌ دام‌ و چهارپايان‌، شب‌هنگام‌ آنها را نگهباني‌ و نگهداري‌ كنند تا وارد زمين ‌و زراعت‌ مردم‌ نشوند و مقابلتا مالكان‌ باغها و كشتزارها بايد در ظرف‌ روز، زراعت‌ و باغهاي‌ خود را نگهباني‌ و نگهداري‌ كنند. پس‌ هر چه‌ كه‌ چهارپايان‌ درشب‌ تلف‌ كردند، ضمان‌ و جبران‌ خسارت‌ آن‌ بر عهده‌ مالكان‌ آنهاست‌ و اين‌ ضمان‌ به‌ مقدار آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از زمين‌ و زراعت‌شان‌ تلف‌ شده ‌است‌ ـ يا به‌ رد عين‌ جنس‌ و يا قيمت‌ آن‌ ـ اما آسيب ‌رساندن‌ چهارپايان‌ به‌ كشت‌ و زرع‌ مردم‌ درروز، ضماني‌ ندارد كه‌ اين‌ رأي‌ جمهور علماء است‌. ولي‌ رأي‌ ابوحنيفه‌: اين‌است‌ كه‌ تلف ‌كردن‌ زرع‌ و كشت‌ از سوي‌ چهارپايان‌ در صورتي‌ ضمان ندارد كه ‌نگهبان‌ يا چوپان‌ همراه‌ آنها نباشد، به‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ رسول‌ خدا ص: «جرح ‌العجماء جبار: آنچه‌ چهارپايان‌ تلف‌ كنند، هدر و بي‌تاوان‌ است‌».
«و به‌ هريك‌ از آن‌ دو حكمت‌ و دانش‌ عطا كرديم‌» يعني: به‌ هريك‌ از داوود و سليمان‌ علیهماالسلام حكمت‌ و دانشي‌ بسيار عطا كرديم‌، نه‌ فقط به‌ سليمان‌(ع) كه‌ داوريش ‌صواب‌ و درست‌ بود. اين‌ قيد بياني‌ براي‌ آن‌ است‌ تا نسبت‌ به‌ علم‌ داوود(ع) گمان ‌قصور و كوتاهي‌ نرود. «و مسخر گردانيديم‌ با داوود كوه‌ها را كه‌ با او تسبيح‌ مي‌گفتند» يعني: چون‌ داوود(ع) تسبيح‌ مي‌گفت‌، كوهها نيز با وي‌ تسبيح‌ مي‌گفتند «و پرندگان‌ را نيز» يعني: پرندگان‌ را نيز مسخر گردانيديم‌ تا همراه‌ با او تسبيح ‌گويند زيرا داوود(ع) صداي‌ بسيار زيبا و دلكشي‌ داشت‌. نقل‌ است‌ كه‌ ابوموسي‌ (ع)اشعري‌ نيز صوت‌ بسيار دلكشي‌ داشت‌، روزي‌ رسول‌ خدا ص از كنار خانه‌ وي‌ مي‌گذشتند درحالي‌كه‌ او مشغول‌ تلاوت‌ قرآن‌ بود. پس‌ ايستادند و به‌ قرائت‌ وي‌گوش‌ فرادادند آن‌گاه‌ فرمودند: «همانا به‌ او مزماري‌ از مزامير داوود داده‌ شده ‌است‌». بعد از آن‌ ابوموسي‌(رض) آگاه‌ شد كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ قرائت‌ وي ‌گوش‌ فراداده‌اند لذا نزد ايشان‌ آمد و گفت: «اگر مي‌دانستم‌ كه‌ شما به‌ قرائت‌ من‌ گوش‌ فرامي‌دهيد، صداي‌ خود را براي‌ شما مي‌آراستم‌ و صدايم‌ نيكوتر از آنچه ‌شنيديد نيز مي‌شد».
«و ما كننده‌ اين‌ كار بوديم‌» يعني: ما انجام‌دهنده‌ كاري‌ بوديم‌ كه‌ بيان‌ شد؛ از تفهيم‌ حكم‌ صواب‌ به‌ سليمان‌، دادن‌ حكمت‌ و دانش‌ به‌ داوود و سليمان‌ هر دو وبه‌تسبيح‌ واداشتن‌ كوهها و پرندگان‌ همراه‌ با داوود، هرچند كه‌ اين‌ امور نزد شما تعجب‌ برانگيز است‌. و به‌مناسبت‌ اين‌ آيه‌ كه‌ مربوط به‌ حكم‌ قضاوت‌ است‌، حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص را نقل‌ مي‌كنيم‌ كه‌ فرمودند: «القضاة ثلاثة‌، قاض ‌في ‌الجنة وقاضيان‌ في‌ النار: رجل‌ علم‌ الحق‌ وقضي‌ به‌ فهو في‌ الجنة‌ ورجل‌ حكم‌ بين ‌الناس‌ علي‌ جهل‌ فهو في ‌النار ورجل‌ علم‌ الحق‌ وقضي‌ بخلافه‌ فهو في‌ النار: قضات‌ بر سه ‌گروهند: يك‌ گروه‌ از آنان‌ در بهشت‌ است‌ و دو گروه‌ در دوزخ: مردي‌ كه‌ خداي ‌عزوجل‌ به‌ او علم‌ حق‌ را داده‌ و او به‌ حق‌ حكم‌ مي‌كند، در بهشت‌ است‌. مردي‌ كه ‌در ميان‌ مردم‌ بر مبناي‌ جهل‌ حكم‌ كرده‌، در دوزخ‌ است‌ و مردي‌ كه‌ حق‌ را دانسته‌ اما برخلاف‌ آن‌ حكم‌ كرده ‌است‌، او نيز در دوزخ‌ است‌».
 
	سوره أنبياء آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ داوود فن‌ زره‌سازي‌ را آموختيم‌» داوود(ع) اولين‌ كسي‌ است‌ كه‌ زره‌ را ساخته‌ است‌. لبوس: زره‌ است‌. «تا» لباس‌ زره‌ «شما را از زيان‌ كارزارتان‌» يعني: از آسيب‌ جنگتان‌، يا از فرودآمدن‌ سلاح‌ بر بدنتان‌؛ «حفظ كند. پس‌ آيا شما شكرگزار هستيد» اين‌ نعمتي‌ را كه‌ ما به‌ شما ارزاني‌ نموده‌ايم‌؟
بدين‌گونه‌، قرآن‌ به‌ ما خبر داده‌ است‌ كه‌ داوود(ع) صنعتگر نيز بود همچنين‌ رسول‌ خدا ص به‌ ما خبر داده‌اند كه‌ داوود از حاصل‌ دست‌ رنج‌ خويش‌ نان ‌مي‌خورد كه‌ اين‌، بهترين‌ كسب‌ هاست‌. آري‌! اگر به‌ سرگذشت‌ انبيا‡ توجه‌ كنيم‌، ملاحظه‌ مي‌نماييم‌ كه‌ ايشان‌ اهل‌ كسب‌ و كار بوده‌اند. مثلا آدم‌ كشاورز بود، نوح‌ نجار، ادريس‌ و لقمان‌ خياط، طالوت‌ دباغ‌ يا سقا... و اين‌ دليل‌ بر آن ‌است‌ كه‌ كار كردن‌، روش‌ و سنت‌ انبيا و صالحان‡ بوده ‌است‌. گفتني‌ است‌؛ درفضيلت‌ كار و كارگر احاديث‌ بسياري‌ آمده‌ است‌.
 
سوره أنبياء آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مسخر ساختيم‌ «براي‌ سليمان‌ باد را تندرو» يعني: تندباد توفاني‌ را «كه‌ به ‌فرمان‌ او به‌سوي‌ سرزميني‌ كه‌ در آن‌ بركت‌ نهاده‌ بوديم‌، جريان‌ مي‌يافت‌» مراد سرزمين ‌شام‌ است‌ «و ما به‌ هر چيز دانا بوديم‌» پس‌ پادشاهي‌ و نبوت‌ را با آن ‌همه‌ قدرت‌ از آن‌ روي‌ به‌ سليمان‌(ع) داديم‌ كه‌ اين‌ بخشايش‌ مبتني‌ بر حكمت‌ و مصلحت‌ بود و مي‌دانستيم‌ كه‌ او شايسته‌ آن‌ است‌ و او و قومش‌ شكرگزار نعمتهاي‌ ما هستند.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ همين‌ باد رام‌ شده‌ براي‌ سليمان‌(ع) در جايي‌ ديگر به‌ «باد نرم‌» وصف‌ شده‌ است‌، دليل‌ تنوع‌ در وصف‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ باد به‌ اختيار سليمان‌(ع) و زير فرمان‌ و خواست‌ وي‌ بود لذا طبق‌ خواسته‌ وي‌ گاهي‌ نرم‌ مي‌وزيد و گاهي‌ تند و توفاني‌. مفسران‌ نقل‌ كرده‌اند كه: سليمان‌(ع) تخت‌ چوبي‌ بسيار بزرگ‌ و عريضي‌ داشت‌ كه‌ همه‌ مايحتاج‌ امور مملكت‌داري‌؛ چون‌ اسبان‌، شتران‌، خيمه‌ها و لشكريان‌ بر آن‌ قرار داده‌ مي‌شدند آن‌گاه‌ او به‌ باد فرمان‌ مي‌داد كه‌ آن‌ را بردارد و باد آن‌ را به‌ هوا برمي‌داشت‌ و در هر جايي‌ كه‌ او فرمان‌ مي‌داد بر زمين‌ مي‌گذاشت‌. پرندگان‌ نيز به‌ فرمان‌ او در مسير راه‌ با بالهايشان‌ بر اين‌ تخت‌ روان‌ سايه‌ مي‌افگندند تا سرنشينان‌ آن‌ فضاپيماي‌ بزرگ‌ را كه‌ بشر با ابزارهاي‌ مصنوعي‌ خود هرگز قادر به‌ ساختن‌ سفينه‌ هوايي‌اي‌ بدان‌ حجم‌ و كيفيت‌ نيست‌، از گزند گرما مصون‌ نگاه‌ دارند.
سعيدبن‌ جبير(رض) مي‌گويد: «براي‌ سليمان‌(ع) در آن‌ تخت