ه شما سلطه و برتري خواهيم داد ، و لذا به سبب ( قدرت ) معجزات ما آنان به شما دسترسي نمي‌يابند و بر شما پيروز نمي‌گردند . بلكه شما و پيروانتان چيره و پيروزيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَنَشُدُّ » : محكم و استوار خواهيم كرد . قوّت و قدرت خواهيم داد . « عَضُدَ » : بازو . تقويت بازو ، كنايه از تقويت و پشتيباني شخص است . « سُلْطَاناً » : سلطه و شوكت . تسلّط و قدرت . « أَنتُمَا » : مبتدا است . « أَنتُمَا وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ » :  ( نگا : مجادله‌ / 21 ) .‏
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

از ابن‌عباس‌(رض)  دربيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: مشركان‌ مكه‌ گفتند: اي‌ محمد! يا از دشنام‌دادن‌ خدايان‌ ما دست‌ بردار، يا كه‌پروردگارت‌ را هجو مي‌كنيم‌ و او را به‌باد دشنام‌ و ناسزا مي‌گيريم‌! همان‌ بود كه‌نازل‌ شد: «و» اي‌ مسلمانان‌! «آنهايي‌ را كه‌ مشركان‌ جز خدا مي‌پرستند، دشنام‌ ندهيد چراكه‌ آنها از سر دشمني‌ و ناداني‌ خدا را دشنام‌ خواهند داد» يعني: خدايان ‌باطل‌ مشركان‌ را دشنام‌ ندهيد زيرا در آن‌ صورت‌، آنها از روي‌ ظلم‌ و تجاوز از حق‌ و از روي‌ ناداني‌ نسبت‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در حق‌ خداي ‌سبحان‌ از تقديس‌ و تعظيم ‌واجب‌ است‌، او را دشنام‌ خواهند داد «اين‌گونه‌ براي‌ هر امتي‌ كردارشان‌ را آراستيم‌» يعني: به‌ مانند آرايش ‌دادن‌ اين‌ باطل‌ آشكار در پيش‌ چشم‌ و دل ‌مشركان‌، براي‌ هر امتي‌ از امت‌هاي‌ كفر، كردار آنان را آراستيم‌ «آن‌گاه ‌بازگشت‌شان‌ به‌ سوي‌ پروردگارشان‌ است‌ و او آنان‌ را از حقيقت‌ كار و كردارشان‌ آگاه‌ مي‌سازد» و در برابر آن‌ جزايشان‌ مي‌دهد.
چه‌قدر زشت‌ و نفرت‌بار است‌ حال‌ كساني‌ كه‌ دشنام ‌دادن‌ پروردگار متعال‌ در پيش‌ چشم‌ و دلشان‌، براي‌ دفاع‌ از بت‌ يا طاغوتي‌ آراسته‌ مي‌شود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «كسي‌ كه‌ پدر و مادرش‌ را دشنام‌ مي‌دهد، ملعون‌ است‌. اصحاب‌ گفتند: يا رسول‌الله! چگونه‌ شخص‌ پدر و مادرش ‌را دشنام‌ مي‌دهد؟ فرمودند: او پدر شخص‌ ديگري‌ را دشنام‌ مي‌دهد و آن‌ شخص ‌هم‌ مقابلتا پدرش‌ را دشنام‌ مي‌دهد، همچنان‌ او مادر شخص‌ ديگري‌ را دشنام‌ مي‌دهد و آن‌ شخص‌ هم‌ مقابلتا مادرش‌ را دشنام‌ مي‌دهد». پس‌ در صورتي‌كه ‌فراهم ‌ساختن‌ زمينه‌ دشنام‌ دادن‌ پدر و مادر، مستوجب‌ اين ‌همه‌ توبيخ‌ باشد، چگونه‌ است‌ حال‌ كساني‌ كه‌ سبب‌ دشنام ‌دادن‌ خداوند تعالي‌ و تقدس‌ مي‌شوند!
شيخ‌ سعيدحوي‌ در تفسير «الاساس‌» به‌ مناسبت‌ اين‌ آيه‌، سخني‌ را از علامه‌ الوسي‌ نقل‌ كرده‌، آن‌گاه‌ چنين‌ نتيجه‌ مي‌گيرد: «چنانچه‌ طاعت‌، فرض‌ يا واجب‌ يا سنت‌ يا مستحب‌ بود، بايد آن‌ را انجام‌ داد، بدون‌ پروا داشتن‌ از پيامدي‌ كه‌ بر آن ‌مترتب‌ مي‌شود اما اگر امري‌ از امور، مباح‌ بود و بر انجام ‌دادن‌ آن‌ مفسده‌ و مصلحتي‌ مترتب‌ مي‌گشت‌؛ در اين‌ صورت‌، شخص‌ بايد ببيند كه‌ جنبه‌ مصلحت ‌مقدم‌تر است‌ يا جنبه‌ دفع‌ مفسده‌، آن‌گاه‌ با در نظر داشت‌ آن‌ عمل‌ كند و در هر دو صورت‌ هم‌ مأجور است‌».
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10621.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:10622.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:10623.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:10624.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:10625.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:10626.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:10627.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:10628.txt">آيه  43</a></body></html>سوره قصص آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه موسي با آيات روشن و دلائل قاطع ما به سراغ آنان رفت ( و خويشتن را معرّفي كرد و فرمان خدا و معجزه‌هاي يد بيضاء و قلب عصا را بديشان نمود ) گفتند : اين چيزي جز جادوي دروغ و به هم بافته‌اي نيست ( و سخن خود را به دروغ فرموده خدا مي‌نامي ) و ما نشنيده‌ايم چنين چيزي در ميان نياكان ما بوده باشد ( و كسي تا حال خدا را يكي معرّفي و ادّعاي توحيد كرده باشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِئَايَاتِنَا » آيات ما . معجزات ما . دلائل و حجّتهاي ما . « بَيِّنَاتٍ » : روشن . حال است . « مُفْتَريً » : سر هم كرده و به هم بافته . مرادشان اين بود كه موسي در ادّعاي خود دروغ مي‌گويد و سخنان و معجزه‌هاي او ، جادوي خود او است‌ ؛ نه فرموده و معجزه‌هائي كه خدا فرو فرستاده باشد و بديشان نموده باشد .‏
 
سوره قصص آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏موسي گفت :  ( آنچه مي‌گويم حقيقت و هدايت است و جادو نيست و ) پروردگار من بهتر مي‌داند كه چه كساني هدايت را از سوي او ( براي مردم ) آورده‌اند و چه كساني سراي آخرت از آن ايشان است . بي‌گمان ستمكاران رستگار نمي‌گردند ( و به عذاب خدا گرفتار مي‌آيند و از دست مجازات خدا نجات پيدا نمي‌كنند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَاقِبَةُ الدَّارِ » : مراد سرانجام خوش و پسنديده سراي جاويدان است كه بهشت است ( نگا : انعام‌ / 135 ، رعد / 22 و 24 ) . بعضي هم معتقدند كه سرانجام سعادتمندانه كار انسان در گشت و گذار همين جهان است و به تبع آن خوشبختي آن جهان جاويدان كه بهشت يزدان است . يعني : سعادت هر دو دنيا ( نگا : يونس‌ / 64 ، نحل‌ / 30 ، زمر / 10 ) .‏
 
سوره قصص آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحاً لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرعون گفت : اي سران و بزرگان قوم ! من خدائي جز خودم براي شما سراغ ندارم .  ( امّا محض احتياط و تحقيق بيشتر ) اي هامان ! آتشي بر گِل بيفروز ( و از خشتها آجرهاي محكم بساز ) و براي من كاخ بزرگي بساز . شايد من خداي موسي را از بالا ببينم ، هر چند كه من يقين دارم كه موسي از زمره دروغگويان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِلهٍ » : خداوندگار . پروردگار ( نگا : شعراء / 29 ، نازعات‌ / 24 ) . « مِنْ إِلهٍ » : واژه ( مِنْ ) براي تعميم ( إِلهٍ ) بعد از خود است . « أَوْقِدْ عَلَي الطِّينِ » : مراد تبديل خشت گلين به آجر پخته است . « هَامَان » : وزير اعظم يا نخست وزير فرعون بوده