‌ روان‌ ششصد هزار صندلي‌ گذاشته‌ مي‌شد كه‌ در صف‌ اول‌ نزديك‌ وي‌ مؤمنان‌ انسي‌ مي‌نشستند و در پشت‌ سر آنها مؤمنان‌ جني‌ آن‌گاه‌ سليمان‌(ع) به‌ پرندگان‌ فرمان‌ مي‌داد كه‌ برآنان‌ سايه‌ افگنند سپس‌ به‌باد فرمان‌ مي‌داد كه‌ اين‌ مجمع‌ بزرگ‌ را بردارد و به‌ آنجا كه‌ اومي‌خواست‌ ببرد و باد چنين‌ مي‌كرد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2935.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:2936.txt"> آيه  83</a><a class="text" href="w:text:2937.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:2938.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:2939.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:2940.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:2941.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:2942.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:2943.txt"> آيه  90</a></body></html>سوره أنبياء آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مسخر ساختيم‌ براي‌ سليمان‌(ع) «از شياطين‌» يعني: از ديوان‌، گروهي‌ را «كه‌ براي‌ او غواصي‌ مي‌كردند» در درياها و آنچه‌ را كه‌ او مي‌خواست‌، از دريا بيرون‌ مي‌آوردند. غواص: كسي‌ است‌ كه‌ براي‌ بيرون‌ آوردن‌ مرواريد، در دريا فرو مي‌رود «و» آن‌ ديوان‌ «كارهايي‌ غير از آن‌ هم‌ انجام‌ مي‌دادند» چون‌ ساختن ‌محرابها، مجسمه‌ها، شهرها، قصرها و انجام‌ دادن‌ غير آن‌ از اموري‌ كه‌ سليمان‌(ع) آنها را بدان‌ مي‌گماشت‌. نيز محتمل‌ است‌ كه‌ مراد اين‌ باشد: ديوان‌ در دريا غواصي‌ كرده‌ و براي‌ سليمان‌(ع) كارهاي‌ مورد نظرش‌ را در زير آب‌ انجام ‌مي‌دادند «و ما نگهبان‌ آنان‌ بوديم‌» يعني: مراقب‌ و نگه‌ دارنده‌ كارهاي‌ آن‌ ديوان ‌بوديم‌، يا نگهبانشان‌ بوديم‌ تا نگريزند، يا از انجام‌ دادن‌ فرمانهاي‌ سليمان‌(ع) سرباز نزنند.
 
	سوره أنبياء آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ ايوب‌ را» ايوب‌(ع) فرزند انوص‌ از پيامبران‌ الهي‌ است‌ كه‌ مادرش‌ از نسل‌ لوط(ع) بود، او در سرزمين‌ «عوص‌» از كوه‌ «سعير» يا بلاد «ادوم‌» مي‌زيست‌ و بيماري‌ طولاني‌اي‌ كه‌ چندين‌ سال‌ به‌ درازا كشيد، بر او عارض‌ شد. نام‌ وي‌ در قرآن‌ كريم‌ چهار بار ذكر شده‌ است‌ «هنگامي‌ كه‌ به‌ جناب‌ پروردگار خويش‌ ندا كرد كه‌ مرا آسيب‌ رسيده ‌است‌» و به‌ بيماري‌ سختي‌ در بدنم‌، به‌ نابودي ‌خانواده‌ام‌ و ازبين‌رفتن‌ مال‌ و ثروتم‌ مبتلا گشته‌ام‌. آري‌! خداي‌ عزوجل‌ او را به ‌از بين ‌بردن‌ فرزندانش‌ مورد آزمايش‌ قرارداد، بدين‌سان‌ كه‌ خانه‌ بر سرشان‌ ويران ‌شد و همه‌ مردند. همچنان‌ ايوب‌(ع) مال‌ و ثروتي‌ بسيار داشت‌ كه‌ خداوند(ج) درآن‌ ابتلا، مال‌ و ثروتش‌ را نيز از وي‌ گرفت‌ و او با صبوري‌ اين‌ ابتلاهاي‌ الهي‌ را تحمل‌ كرد و ضمن‌ آن‌ ندا افزود: «و تويي‌ مهربان‌ترين‌ مهربانان‌» و من‌ به‌ رحمت ‌و مهر تو سخت‌ نيازمندم‌.
سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ از اجابت‌ دعاي‌ وي‌ خبر داد:
 
	سوره أنبياء آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ دعاي‌ او را اجابت‌ نموديم‌ و رنجي‌ را كه‌ به‌ او رسيده‌بود، برطرف ‌كرديم‌» يعني: بيماريش‌ را شفا عنايت‌ كرديم‌. مفسران‌ مي‌گويند: بيماري‌ ايوب‌ از بيماريهاي‌ نفرت‌انگيز نبود زيرا انبيا‡ از ابتلا به‌ چنين‌ بيماري‌هايي‌ معصومند «وخانواده‌اش‌ و همانندشان‌ را همراه‌ با آنان‌ به‌ او عطا كرديم‌» به‌ قولي: خداي عزوجل ‌كسان‌ از دست‌ رفته‌اش‌ را برايش‌ زنده‌ ساخت‌ زيرا تمام‌ اعضاي‌ خانواده‌اش‌ بجز زنش‌ مرده ‌بودند و خداي‌ عزوجل‌ همه‌ را در كمتر از يك‌ چشم ‌به ‌هم‌ زدني‌ زنده ‌كرد و مانند آنان‌ را نيز در دنيا به‌ وي‌ داد. به‌قولي‌ ديگر مراد اين‌ است: دو برابر كساني‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را ميرانده‌ بود، از نو براي‌ وي‌ متولد شدند پس ‌بنابراين‌ تفسير، خداوند(ج) آن‌ مردگان‌ را زنده‌ نساخت‌ «تا» اينها همه‌ «رحمتي‌ از جانب‌ ما» باشد. يعني‌ اين‌ همه‌ را به‌ وي داديم‌، به‌ خاطر آن‌ كه‌ بر وي‌ مهربان ‌بوديم‌ «و تا پندي‌ براي‌ عبادت‌پيشگان‌ باشد» كه‌ ايشان‌ نيز بايد صبر و شكيبايي‌ پيشه ‌كنند چنان‌كه‌ ايوب‌(ع) صبور بود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «أشد الناس‌ بلاء الأنبياء ثم‌ الصالحون‌ ثم‌ الأمثل‌ فالأمثل‌، يبتلي‌ الرجل‌ علي‌ حسب‌ دينه‌، فإن‌ كان‌ في‌ دينه ‌صلبا اشتد بلائه: سخت‌ترين‌ مردم‌ در ابتلا انبيا‡ اند، سپس‌ صالحان‌ و سپس ‌شخص‌ برحسب‌ دين‌ خويش‌ مرتبه ‌به ‌مرتبه‌ مورد ابتلا قرار مي‌گيرد پس‌ اگر در دين‌ وي‌ استواري‌ و صلابتي‌ بود، ابتلايش‌ سخت‌تر است‌».
 
سوره أنبياء آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اسماعيل‌ و ادريس‌ و ذوالكفل‌ را ياد كن‌» به‌ قولي: ذوالكفل‌ پيامبر نبود بلكه‌ مردي‌ از بني‌اسرائيل‌ بود كه‌ از هيچ‌ معصيتي‌ پرهيز نمي‌كرد پس‌ توبه‌ كرد و خداي‌ عزوجل‌ بر او آمرزيد. اما گروهي‌ از علما بر آنند كه‌ او پيامبر بود و اين‌ قول ‌راجح‌تر است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «از سياق‌ آيات‌ كه‌ پيرامون‌ داستانهاي‌ انبيا‡ است‌، چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ ذوالكفل‌ هم‌ پيامبر بوده‌ است‌. والله اعلم‌». مجاهد مي‌گويد: «ذوالكفل‌ متكفل‌ آن‌ شد كه‌ به‌ امور قومش‌ قيام‌ نموده‌ و در ميانشان‌ به‌عدالت‌ حكم‌ كند، از اين‌ جهت‌ او را ذوالكفل‌ ناميدند». «هريك‌» از اين‌ گروه‌ «از صابران‌ بودند» در انجام‌ آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را بدان‌ مكلف‌ ساخته ‌بود.
	سوره أنبياء آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را در رحمت‌ خود داخل‌ نموديم‌» يعني: در بهشت‌ يا در نبوت‌ خود «همانا ايشان‌ از صالحان‌ بودند» كه‌ رسوب‌ ناخالصي‌هاي‌ فساد، صفاي‌ صلاحشان‌ را نمي‌آلود چراكه‌ از آن‌ ناخالصي‌ها معصوم‌ بودند.
	آيه  239
‏متن آيه : ‏
‏ فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَاناً فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«ولي‌ اگر بيمناك‌ بوديد» از دشمني، يا از سيل، يا از درنده‌اي‌؛ پس‌ در حال‌ خوف‌ «پياده‌ يا سواره‌ نماز گزاريد» يعني: براي‌ شما جايز است‌ كه‌ در حال‌ شدت ‌خوف‌ و هراس، سواره‌ بر مركب‌ خود، يا در حال‌ پياده‌روي، رو