از گشتشان‌ حرام‌ است‌» يعني: بر مردم ‌هر شهر و قريه‌اي‌ كه‌ نابودي‌ آنان‌ را مقدر كرده‌ايم‌، غير ممكن‌ است‌ كه‌ بعد از هلاكت‌ به‌سوي‌ دنيا بازگردند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: بر آنها حرام‌ است‌ كه‌ توبه ‌كرده‌ و از كفر به‌ اسلام‌ برگردند، يعني‌ آنان‌ امكان‌ توبه‌ نمي‌يابند پس‌ مردم‌ بايد از چنين‌ فرجام‌ ناميموني‌ گريزان‌ باشند.
 
	آيه  240
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجاً وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ از شما كه‌ مرگشان‌ فرا مي‌رسد و همسراني‌ برجاي‌ مي‌گذارند، بايد براي ‌همسرانشان‌ وصيت‌ كنند كه‌ آنان‌ را تا يك‌ سال‌ بهره‌مند سازند» از نفقه‌ و پوشاك‌ ونيازهاي‌ ضروري‌ آنان‌ «و» آنان‌ را از خانه‌ شوهران‌ «بيرون‌ نكنند» يعني: آنان ‌مستحق‌ بهره‌مندي‌ از خوراك‌ و لباس‌ و اقامت‌ در خانه‌هاي‌ شوهران‌ متوفاي‌ خود مي‌ باشند و نبايد از خانه‌ آنان‌ بيرون‌ رانده‌ شوند.
در ابتداي‌ اسلام‌ - پيش‌ از نزول‌ آيات‌ ميراث‌ - زنان‌ از شوهرانشان‌ ارث ‌نمي‌بردند، اما زن‌ بعد از درگذشت‌ شوهر، به ‌مدت‌ يك‌سال‌ عده‌ مي‌كشيد و بايد درآن‌ يك‌ سال، نفقه‌ و مسكنش‌ از تركه‌ شوهرش‌ تأمين‌ مي‌شد. پس‌ حكم‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ - در رأي‌ جمهور - با آيه‌ ميراث‌ در سوره‌ «نساء» كه‌ سهم‌ زن‌ را از ارث ‌شوهرش‌ معين‌ ساخت‌ و آيه‌ (234) از همين‌ سوره‌ كه‌ مربوط به‌ عده‌ وفات ‌است، منسوخ‌ شد و به‌جاي‌ يك ‌سال‌ عده، چهار ماه‌ و ده‌ روز مقرر گشت‌. «پس‌اگر بيرون‌ بروند» به‌ اختيار خودشان‌ قبل‌ از تمام‌شدن‌ يك‌ سال‌ «بر شما» يعني: بر ولي‌ متوفي، يا حاكم‌ شرع، يا غير آنها «گناهي‌ نيست‌ در آنچه‌ كه‌ آنان‌ درباره‌ خود انجام‌ مي‌دهند» از آماده ‌شدن‌ براي‌ پذيرش‌ خواستگاران‌ و آرايش‌ نمودن‌ براي ‌آنان‌ «به‌طور پسنديده‌» يعني: به ‌طوري‌ كه‌ در شرع‌ پسنديده‌ است‌ و منكر به‌شمار نمي‌رود زيرا بعد از بيرون‌ رفتنشان‌ از خانه‌ شوهر متوفي، ديگر كسي‌ بر آنان‌ ولايتي‌ ندارد. اين‌ خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه: زنان‌ در رعايت‌ يا عدم‌ رعايت‌ يك ‌سال‌ نشستن‌ در خانه‌ شوهر مخير بوده‌اند و اين‌ امر بر آنان‌ حتمي‌ نبوده‌ است‌. وچنان ‌كه‌ گفتيم‌؛ حكم‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ - بنا بر رأي‌ جمهور مفسران‌ و فقها - منسوخ‌است‌ «و خداوند عزيز» و غالب‌ است‌ در ملكش‌ «حكيم‌ است‌» در صنعش‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است: مردي‌ از اهالي‌ طائف‌ با خانواده‌ خويش‌ به ‌مدينه‌ آمد و در آنجا درگذشت، پس‌ براي‌ پدر و مادر و فرزندانش‌ از ارث‌ او سهم ‌قرار دادند، اما به‌ زنش‌ چيزي‌ ندادند، جز اين‌ كه‌ به‌ ورثه‌ متوفي‌ امر كردند تا نفقه ‌وي‌ را از تركه‌ شوهرش‌ به‌ مدت‌ يكسال‌ بپردازند. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
سوره أنبياء آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا آن‌گاه‌ كه‌ يأجوج‌ و مأجوج‌ گشوده‌ شوند» و به‌ سوي‌ مردم‌ سرازير گردند. مراد گشودن‌ سدي‌ است‌ كه‌ ذوالقرنين‌ آن‌ را بنا كرد و يأجوج‌ و مأجوج‌ در پشت‌ آن ‌به‌سر مي‌برند. يا مراد: هجوم‌ و سرازيري‌ آن‌ قوم‌ بر مناطق‌ زمين‌ و بويژه‌ بر سرزمين ‌شام‌ است‌، جايي‌ كه‌ نابوديشان‌ در آنجا مقدر شده‌ است‌، كه‌ احاديث‌ وارده‌ در اين‌ باب‌، اين‌ معني‌ را ترجيح‌ مي‌دهند زيرا از اين‌ احاديث‌ ـ كه‌ ابن‌كثير آنها را نقل ‌نموده‌ ـ اين‌ معني‌ بر نمي‌آيد كه‌ خروج‌ يأجوج‌ و مأجوج‌ به‌ انهدام‌ سد حسي ‌ارتباطي‌ دارد «و آنها از هر بلنديي‌ بشتابند» يعني: يأجوج‌ و مأجوج‌ از هر تپه‌ ومكان‌ بلندي‌ از زمين‌ بيرون‌ مي‌آيند و به‌سرعت‌ به‌سوي‌ آنجايي‌ كه‌ برايشان‌ مقدر شده ‌است‌، پيش‌ مي‌تازند و خروجشان‌ از نشانه‌هاي‌ قيامت‌ است‌.
	سوره أنبياء آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و وعده‌ حق‌ نزديك‌ گردد» يعني: چون‌ يأجوج‌ و مأجوج‌ از بند گشوده ‌شوند، وعده‌ حق‌ كه‌ همانا قيامت‌ است‌، نزديك‌ مي‌گردد زيرا خروج‌ آنان‌ از علائم ‌قيامت‌ است‌ «پس‌ ناگهان‌ ديدگان‌ كساني‌ كه‌ كفر ورزيده‌اند، خيره‌ مي‌شود» يعني: به‌سبب‌ شدت‌ هول‌ و هراسي‌ كه‌ بر كفار روي‌ مي‌آورد، چشمانشان‌ به‌سوي‌ حادثه ‌دهشتناكي‌ دوخته‌ مي‌شود كه‌ فروشان‌ گرفته ‌است‌ لذا چشمانشان‌ همچنان ‌بازمي‌ماند و مي‌گويند: «اي‌ واي‌ بر ما، هرآينه‌ ما از اين‌ روز در غفلت‌ بوديم‌» و در دنيا براي‌ رستاخيز و حساب‌ آمادگي‌ نداشتيم‌ «بلكه‌ ما ستمگر بوديم‌» نه‌! ما غافل ‌نبوديم‌ بلكه‌ ما در حقيقت‌ با تكذيب‌ پيامبران‡ و عدم‌ انقياد براي‌ ايشان‌، ظالم‌ بوديم‌. بدين‌سان‌ است‌ كه‌ آنان‌ از وصف ‌كردن‌ خود به‌ «غفلت‌» برگشته‌ و خود را «ستمگر» مي‌نامند.
 
	سوره أنبياء آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درحقيقت‌ شما» اي‌ كفار! «و آنچه‌ غير از خدا مي‌پرستيد» كه‌ عبارتند از بتان‌، ابليس‌ و يارانش‌ «هيزم‌ جهنميد» و آتش‌انگيز آن‌ «و شما وارد آن‌ مي‌شويد» هرچند عيسي‌ و عزير و فرشتگان‌ بجز خدا(ج) مورد پرستش‌ قرار گرفتند اما در مضمون‌ اين‌ آيه‌ داخل‌ نيستند، به‌ دو دليل: يكي‌ اينكه: «ما» در (ماتعبدون) براي‌ غيرعقلاء است‌. دوم‌ اين‌كه: مخاطب‌ اين‌ آيه‌، مشركان‌ مكه‌اند نه‌غير آنان‌ و مشركان‌ مكه‌ بجز بتان‌ ديگر معبودي‌ را شريك‌ خداي‌ سبحان‌ قرارنمي‌دادند.
 
سوره أنبياء آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ كَانَ هَؤُلَاء آلِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر اينها خداياني‌ واقعي‌ بودند، وارد آن‌ نمي‌شدند» يعني: اگر اين‌ بتان‌ ـ چنان‌كه‌ شما مي‌پنداريد ـ خداياني‌ واقعي‌ مي‌بودند، قطعا از ورود به‌ دوزخ ‌بازداشته‌ مي‌شدند ولي‌ آنان‌ به‌ دوزخ‌ وارد مي‌شوند بنابراين‌، خداياني‌ واقعي ‌نيستند «و جملگي‌ در آن‌ جاودانند» يعني: همه‌ پرستشگران‌ و پرستش ‌شوندگان‌ در دوزخ‌ جاودانند و از آن‌ بيرون‌ آورده‌ نمي‌شوند.
 
	سوره أنبياء آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُمْ فِيهَا زَف