‌ خداوند متعال‌ بوده‌ و همين‌ جهل‌ است‌ كه‌ به‌ پيروي‌ شيطان‌ مي‌انجامد، در اينجا حق‌ تعالي‌ روشن‌ مي‌سازد كه‌ از آثار اين‌ جهل‌، شك‌ ورزيدن‌ در وقوع‌ روز آخرت‌ است‌.
«اي‌ مردم‌! اگر از رستاخيز در شكيد» يعني: اگر درباره‌ امكان‌ برانگيخته‌ شدن‌ مجدد و داخل‌ بودن‌ اين‌ موضوع‌ در حوزه‌ قدرت‌ ما، شك‌وشبهه‌اي‌ داريد، دراين‌ صورت‌ در اصل‌ و آغاز آفرينش‌ خود بنگريد؛ «پس‌ بدانيد كه‌ ما شما را از خاك ‌آفريده‌ايم‌» درضمن‌ آفرينش‌ پدرتان‌ آدم‌(ع). همچنين‌ آفرينش‌ خودتان‌ از نطفه ‌است‌، و نطفه‌ از غذاست‌ و غذا از خاك‌ و آب‌ و هوا «سپس‌» شما را آفريديم ‌«از نطفه‌» يعني: از آب‌ مني‌ «سپس‌ از علقه‌» علقه: قطعه‌اي‌ از خون‌ بسته‌ است ‌زيرا نطفه‌ پس‌ از چهل‌ روز به‌ اذن‌ خداوند(ج) به‌ قطعه‌اي‌ از خون‌ غليظ يا جامد متحول‌ مي‌شود «سپس‌ از مضغه‌» مضغه: قطعه‌اي‌ از گوشت‌ است‌ كه‌ خون‌ جامد به‌ آن‌ متحول‌ شده‌ است‌ «شكل‌ داده‌ شده‌» مخلقه: يعني‌ پاره‌اي‌ از گوشت‌ داراي ‌صورت‌ واضح‌، هيأت‌ روشن‌ و خلقت‌ كامل‌؛ از چشم‌ و دهان‌ و دست‌ و پا و غيره‌ «و شكل‌ داده‌ نشده‌» غير مخلقه: مرحله‌اي‌ است‌ از تطور همان‌ پاره‌ گوشت‌ قبل‌ ازشكل‌گيري‌ خلقت‌ در آن‌، كه‌ هنوز صورت‌ و هيأت‌ واضحي‌ به‌ خود نگرفته‌ وتصوير آن‌ كامل‌ نشده‌ است‌ «تا بر شما روشن‌ گردانيم‌» كمال‌ قدرت‌ خويش‌ را؛ با متحول‌ ساختن‌ اطوار و مراحل‌ آفرينشتان‌ تا در نتيجه‌، از آن‌ بر امكان‌ رستاخيز راه‌ بريد زيرا كسي‌ كه‌ بر آفرينش‌ اوليه‌ بشر از خاك‌ و سپس‌ خلقت‌ ثانويه‌ وي‌ از نطفه ‌قادر باشد ـ درحالي‌كه‌ ميان‌ آب‌ و خاك‌ تناسبي‌ وجود ندارد ـ و باز بر متطورساختن‌ آن‌ نطفه‌ به‌ علقه‌ ـ با آن ‌همه‌ تبايني‌ كه‌ ميان‌ آنها وجود دارد ـ قادر باشد و همين‌طور بر ديگر مظاهر قدرت‌ در اين‌ عرصه‌، حتما باز گرداندن‌ آن ‌آفرينش‌ بر وي‌ آسان‌تر است‌ «و آنچه‌ را كه‌ بخواهيم‌ در رحم‌ها قرار مي‌دهيم‌» و درنتيجه‌، جنين‌ سقط نمي‌شود «تا ميعادي‌ معين‌» و مشخص‌ كه‌ آن‌ را مقدرنموده‌ايم‌. يعني: بعضي‌ از جنين‌ها را هم‌ سقط مي‌گردانيم‌ كه‌ دوره‌ تطور آن ‌به‌اتمام‌ نمي‌رسد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ ميعاد استقرار جنين‌ در رحم‌ براي‌ بشر غالبانه‌ ماه‌ است‌ و هر جنسي‌ از حيوانات‌، دوره‌ معيني‌ از بارداري‌ را دارد «آن‌گاه‌ شمارا به‌ صورت‌ كودكي‌ بيرون‌ مي‌آوريم‌» از شكمهاي‌ مادرانتان‌ «باز» قواي‌ بدني‌ و عقلي‌ شما تكامل‌ مي‌يابد «تا به‌ حد نهايي‌ رشد خود برسيد» اشد: كمال‌ عقل‌، كمال‌ نيرومندي‌ و رشد و تمييز است‌. به‌ قولي: سن‌ رشد، از سي‌ تا چهل‌سالگي ‌است‌ «و بعضي‌ از شما كسي‌ است‌ كه‌ جانش‌ گرفته‌ مي‌شود» يعني: قبل‌ از رسيدن‌ به‌سن‌ رشد به‌ طور زودرس‌ جانش‌ گرفته‌ مي‌شود و از دنيا در مي‌گذرد «و بعضي‌ از شما به‌ حد غايت‌ فرتوتي‌ عمر بازبرده‌ مي‌شود» يعني: به‌ بدترين‌ و پست‌ترين‌ مرحله‌ عمر كه‌ همانا مرحله‌ خرفتي‌ است‌ مي‌رسد تا بدانجا كه‌ عقل‌ و حافظه‌ از سرش ‌رخت‌ بربسته‌ و حالش‌ از حال‌ يك‌ كودك‌ غير مميز هم‌ بدتر مي‌شود «چندان‌ كه ‌پس‌ از دانستن‌، چيزي‌ نمي‌داند» يعني: به‌ حالتي‌ از پيري‌ و خرفتي‌ مي‌رسد كه‌ پس‌ از دانستن‌ و شناختن‌ بسياري‌ از چيزها، ديگر نه‌ آنها را مي‌داند و نه‌ مي‌شناسد. عكرمه‌ مي‌گويد: «هر كس‌ قرآن‌ بخواند، به‌ اين‌ حالت‌ نمي‌پيوندد». نقل‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص در جمله‌ دعاهايشان‌ هميشه‌ اين‌ دعا را مي‌خواندند: «اللهم‌ إني ‌أعوذ بك‌ من‌ البخل‌ وأعوذ بك‌ من‌ الجبن‌ وأعوذ بك‌ من‌ أن‌ أرد إلى أرذل‌ العمر وأعوذ بك ‌من‌ فتنة‌ الدنيا وعذاب‌ القبر:  بارخدايا! من‌ از بخل‌ به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ و از جبن‌ به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ و به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از اين‌ كه‌ برگردانده‌ شوم‌ به‌ پست‌ترين‌ عمر و به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از فتنه‌ دنيا و عذاب‌ قبر».
بعد از آن‌ دومين‌ دليل‌ بر امكان‌ رستاخيز مطرح‌ مي‌شود: «و زمين‌ را خشكيده‌ مي‌بيني‌» يعني: آن‌ را مرده‌ و افسرده‌ مي‌بيني‌ كه‌ هيچ‌ گياهي‌ را نمي‌روياند، همچون‌ آتش‌؛ وقتي‌ كه‌ سرد و خاموش‌ شود «پس‌ چون‌ بر آن‌ آب‌ را» يعني: آب ‌باران‌ را «فروفرستيم‌، به‌ جنبش‌ در مي‌آيد» يعني: آن‌ رستني‌ها به‌سبب‌ بسياري‌ ونيرومندي‌ خود به‌ جنبش‌ در مي‌آيد «و نمو مي‌كند» يعني: بلند مي‌شود، يا باد مي‌كند «و مي‌روياند» يعني: بيرون‌ مي‌آورد «از هر نوع‌ رستني‌هاي‌ خرم‌» يعني: از هرگونه‌ رستني‌هاي‌ زيبا و از هر رنگ‌ رعنا و دلربا؛ اعم‌ از سبزيها، ميوه‌ها، گلها ورياحين‌. بهجت: زيبايي‌، نيكويي‌ و خرمي‌ است‌. پس‌ ذاتي‌ كه‌ بر زنده ‌ساختن‌ زمين‌ مرده‌اي‌ قادر باشد، بر آفرينش‌ دوباره‌ انسان‌ نيز تواناست‌.
در بخشي‌ از حديث‌ شريف‌ لقيط بن‌ عامر(رض) آمده ‌است: «... گفتم‌ يارسول‌الله! چگونه‌ خداي‌ متعال‌ مرده‌ را زنده‌ مي‌كند و نشانه‌ اين‌ رستاخيز در خلقش‌ چيست‌؟ فرمودند: آيا به‌ واديي‌ مرده‌ و بي‌آب‌وعلف‌ گذر كرده‌اي‌؟ گفتم: آري‌! فرمودند: آيا مجددا درحالي‌كه‌ از سبزي‌ و خرمي‌ جنب‌وجوش‌ دارد بر آن‌ وادي ‌گذشته‌اي‌؟ گفتم: آري‌! فرمودند: خداوند متعال‌ اين‌چنين‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كند و اين‌ است‌ نشانه‌ وي‌ در (رستاخيز) خلقش‌».
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2977.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2978.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2979.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2980.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2981.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2982.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2983.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2984.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2985.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2986.txt">آيه  15</a></body></html>سوره حج آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين ‌همه‌» آفرينشگري‌ و قدرت‌نمايي‌ «بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ خدا خود حق ‌است‌» حق: وجود ثابت‌ و پايداري‌ است‌ كه‌ هيچ‌ تغيير نمي‌كند و زوال‌ نمي‌پذيرد «و اين‌كه‌ او ست‌ كه‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كند» چنان‌كه‌ زمين‌ مرده‌ را زنده‌ كرد «و هم‌اوست‌ كه‌ بر هر چيزي‌ تواناست‌» چنان‌كه‌ بر خلقت‌ شگفت‌آساي‌ انسان‌ و جانداران ‌ديگر و رستني‌ها توانا مي‌باشد.
 
سوره حج آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌كه‌ قيامت‌ آمدني‌ است‌» در آينده‌ «هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست‌» و هيچ‌ 