ref="w:text:2998.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2999.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:3000.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:3001.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:3002.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:3003.txt">آيه  30</a></body></html>سوره حج آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مؤمنان‌ «به‌ سخن‌ پاكيزه‌ رهنمون‌ شدند» در دنيا. به‌قولي: مراد از ﴿الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ﴾  : (سخن‌ پاكيزه)، كلمه‌ طيبه‌ «لا اله‌ الا الله» است‌. اقوال‌ ديگري‌ نيز در اين‌ باره‌ نقل‌ شده‌ است‌؛ از جمله‌ اين‌كه: مراد از آن‌ الحمدلله‌، يا قرآن‌، يا سخن ‌پاكيزه‌ در آخرت‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «به‌ بهشتيان‌ تسبيح‌گفتن‌ الهام‌ مي‌شود چنان‌كه‌ نفس‌ كشيدن‌». «و به‌سوي‌ راه‌ ستوده‌ رهنمون ‌شدند» كه‌ همانا دين‌ مقدس‌ و پايدار اسلام‌ است‌.
 
	سوره حج آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ كافر شده‌اند و از راه‌ خدا بازمي‌دارند» يعني: كساني‌ را كه ‌قصد داخل‌ شدن‌ به‌ دين‌ خداي‌ عزوجل‌ را دارند، از ورود به‌ آن‌ باز مي‌دارند «و» بازمي‌دارند از «مسجدالحرام‌» به‌ قولي: مراد از آن‌ خود مسجد الحرام ‌است‌. به‌قولي‌ديگر: مراد كل‌ سرزمين‌ حرم‌ است‌ زيرا مشركان‌ رسول‌ خدا ص و اصحابشان‌ را در روز حديبيه‌ از ورود به‌ سرزمين‌ حرم‌ بازداشتند. به‌قولي‌ديگر: مراد از آن‌ همه‌ مكه‌ است‌ «كه‌ آن‌ را براي‌ مردم‌ ـ اعم‌ از مقيم‌ در آنجا و باديه‌نشين‌ـ يكسان‌ قرار داده‌ايم‌» يعني: مسجدالحرام‌ را براي‌ عموم‌ مردم‌؛ اعم‌ از مجاوران‌ و زائران‌ آن‌  يكسان‌ قرار داده‌ايم‌ كه‌ در آن‌ به‌ طور برابر نماز مي‌گزارند و طواف ‌مي‌كنند. مراد از: ﴿وَالْبَادِ﴾ كساني‌ هستند كه‌ به‌قصد اداي‌ مناسك‌ و زيارت‌ و عبادت‌ به‌سوي‌ مسجدالحرام‌ مي‌آيند، اعم‌ از باديه‌نشينان‌ يا غيرآنان‌.
فقها درباره‌ حكم‌ اين‌ آيه‌ اختلاف‌نظر دارند. مالك: مي‌گويد: مقيمان‌ و مسافراني‌ كه‌ به‌ مكه‌ وارد مي‌شوند، همه‌ در سراها و منازل‌ مكه‌ حقي‌ برابر دارند. جمعي‌ برآنند كه‌ واردشونده‌ به‌ مكه‌ مي‌تواند در هرجايي‌ كه‌ يافت‌، فرود آيد وصاحب‌ منزلي‌ كه‌ او در آن‌ فرود مي‌آيد ـ چه‌ خوش‌ باشد چه‌ ناخوش‌ ـ مكلف ‌است‌ كه‌ او را جاي‌ دهد. اما جمهور فقها برآنند كه‌ سراها و منازل‌ مكه‌ مانند مسجدالحرام‌ نيست‌ و صاحبان‌ آنها مي‌توانند مسافران‌ را از فرودآمدن‌ در آن‌ بازدارند. احناف‌ نيز برخلاف‌ رأي‌ جمهور، با اين‌ آيه‌كريمه‌ بر ممنوع ‌بودن‌ جواز فروش‌ و اجاره ‌دادن‌ منازل‌ مكه‌ استدلال‌ كرده‌ و گفته‌اند: از آنجا كه‌ مراد از مسجدالحرام‌ در اين‌ آيه‌، تمام‌ مكه‌ است‌ و با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ از رفتار عملي ‌رسول‌ خدا ص و ابوبكر و عمر رضي‌الله عنهما نيز ـ كه‌ استفاده‌ از خانه‌هاي‌ مكه‌ را عملا براي‌ همه‌ مساوي‌ قرار دادند ـ چنين‌ استنباط مي‌شود كه‌ مراد از آن ‌همه‌ مكه‌ است‌ بنابراين‌، فروش‌ و به‌ اجاره‌ دادن‌ منازل‌ مكه‌ جواز ندارد.
«و هر كس‌ بخواهد در آن‌ از سر ستمگري‌ الحاد كند او را از عذابي‌ دردناك ‌مي‌چشانيم‌» الحاد در اينجا به‌ معناي‌ عدول‌ و گرايش‌ از راه‌ ميانه‌ و جاده‌ حق‌ و استقامت‌ است‌. به‌ قولي: مراد از اين‌ شخص‌ ستمگر، كسي‌ است‌ كه‌ جرمي‌ را در خارج‌ از حرم‌ مرتكب‌ شده‌ آن‌گاه‌ به‌ حرم‌ پناه‌ مي‌برد تا از كيفر آن‌ جرم‌ بگريزد. به‌قولي: مراد از الحاد، شرك‌ و قتل‌ است‌. به‌قولي‌ ديگر: مراد ارتكاب‌ معاصي ‌است‌ در آن‌ به‌طور عام‌.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ حتي‌ صرف‌ اراده‌ كجروي‌ در مكه‌ ـ بي‌آن‌كه ‌آن‌ اراده‌ به‌ عمل‌ گناه‌ بينجامد ـ مستوجب‌ مؤاخذه‌ معرفي‌ شده‌ است‌ و اين‌ نشان ‌مي‌دهد كه‌ صرف‌ نيت‌ و اراده‌ انجام‌ گناه‌ در مكه‌، هرچند به‌ عمل‌ گناه‌ نيز نينجامد، مستوجب‌ محاسبه‌ است‌. البته‌ اين‌ حكم‌ مخصوص‌ مكه‌ است‌ نه‌ اماكن‌ديگر؛ به‌ سبب‌ حرمت‌ بزرگي‌ كه‌ مكه‌ دارد و به‌جهت‌ اين‌كه‌ مكه‌ جاي‌ پاكسازي ‌نفس‌ و محل‌ توبه‌ و پاكي‌ از كليه‌ گناهان‌ است‌.
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: رسول‌ خدا ص عبدا بن‌انيس‌ را با دو مرد كه‌ يكي‌ از آنها مهاجر و ديگري‌ از انصار بود، به‌ مأموريتي‌ فرستادند، در ميان‌ راه‌ بحث‌ افتخار به‌ نسب‌ در ميان‌ آنها بالا گرفت‌ و عبدالله بن‌انيس‌ به‌ خشم‌ آمده ‌مرد انصاري‌ را كشت‌ آن‌گاه‌ از اسلام‌ مرتد شده‌ به‌ مكه‌ گريخت‌. پس‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ وي‌ نازل‌ شد.
به‌ روايت‌ ديگري‌ از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: آيه‌ كريمه ‌درباره‌ ابوسفيان‌بن‌ حرب‌ و ياران‌ وي‌ نازل‌ شد آن‌گاه‌ كه‌ رسول‌ خداص واصحابشان‌ را در سال‌ حديبيه‌ از مسجدالحرام‌ بازداشتند.
 
سوره حج آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» ياد كن‌ اي‌ محمد ص «چون‌ براي‌ ابراهيم‌ جاي‌ خانه‌ كعبه‌ را معين‌ كرديم‌» تاآن‌ را براي‌ عبادت‌ حق‌ تعالي‌ بنا كند. بوأنا: معين‌ و واضح‌ ساختيم‌ و در همانجا بر او «اين‌» پيام‌ را نازل‌ كرديم‌ «كه‌ با من‌ چيزي‌ را شريك‌ مقرر مكن‌» گويي‌ به‌ اوگفته‌ شد: مرا در اين‌ خانه‌ به‌ يگانگي‌ پرستش‌ كن‌ «و خانه‌ مرا پاك‌ كن‌» از شرك‌ وپرستش‌ بتان‌ «براي‌ طواف‌كنندگان‌» به‌ آن‌ خانه‌ «و قيام‌كنندگان‌» در آن‌ براي‌ نماز«و ركوع‌كنندگان‌ و سجده‌كنندگان‌» يعني: براي‌ نمازگزاران‌.
آيه‌ كريمه‌ متضمن‌ طعن‌ و توبيخ‌ كساني‌ از مقيمان‌ بيت‌ الحرام‌ است‌ كه‌ در آن ‌شرك‌ ورزيده‌اند. يعني: اي‌ ساكنان‌ حريم‌ بيت‌ و اي‌ مدعيان‌ ولاي‌ ابراهيم‌! بدانيد كه‌ توحيد و يگانه‌پرستي‌ و پاك‌نگاه‌داشتن‌ حريم‌ بيت‌ از شرك‌ و بت‌پرستي‌، شرط حق‌ تعالي‌ بر پدرتان‌ ابراهيم‌(ع) و كساني‌ كه‌ بعد از وي‌ مي‌آيند بود اما شما به‌ اين‌شرط و به‌ ولاي‌ پدرتان‌ وفادار نمانديد بلكه‌ شرك‌ آورده‌ و در خانه‌ كعبه‌ بتان‌ رانصب‌ كرديد و در نتيجه‌ با اين‌ كارتان‌ كعبه‌ را به‌ پليدي‌ آلوديد.
 
	تفسير أنوار القرآن
[گزیده ای از سه تفسیر: فتح القدیر شوکان