ی، تفسیر ابن کثیر و تفسیر المنیر وهبة الزحیلی]

ترتيب و ترجمه:
عبد الرؤوف مخلص

 

آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: در زمين‌ فساد نكنيد» با نفاق، برقرار ساختن‌ پيوند دوستي‌ با كفار و متفرق‌ ساختن‌ مردم‌ از پيرامون‌ محمدص و قرآن‌ و ايمان‌ زيرا با اين‌ عمل‌ فساد انگيزتان‌ آنچه‌ در زمين‌ است‌ - با هلاك‌ شدن‌ مردم‌ و ويراني‌ ديارشان‌ - تباه‌ مي‌شود «مي‌ گويند: ما اصلاحگراياني‌ بيش‌ نيستيم‌» يعني: كار ما فساد افروزي‌ نيست‌ بلكه‌ ما فقط مردماني‌ مصلح‌ هستيم‌ كه‌ در جهت‌ خير و صلاح ‌و اصلاح‌ مي‌كوشيم‌.
بدين‌سان‌ است‌ كه‌ چون‌ خداوند(ج) آنان‌ را از فساد نهي‌ مي‌كند، مدعي‌ مي‌شوند كه‌ صفت‌ «صلاح‌» ويژه‌ آنان‌ است‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ روش ‌مفسدان‌ در هر زماني‌ است‌ كه‌ فسادشان‌ را در قالب‌ «صلاح‌» معرفي‌ مي‌كنند.
اما خداوند(ج) اين‌ ادعايشان‌ را با رساترين‌ بيان‌ رد نموده‌ و آنان‌ را به‌ وصف ‌فسادگر كه‌ درحقيقت‌ به‌ آن‌ موصوف‌ هستند، محكوم‌ نمود و فرمود:
 
آيه  245
‏متن آيه : ‏
‏ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ جهاد امر كرد، اينك‌ به‌ انفاق‌ مال‌ در راه‌ خويش ‌نيز دستور مي‌دهد زيرا جهاد نياز به‌ امكانات‌ مالي‌ دارد: «كيست‌ آن‌ كه‌ به‌ خدا وام‌ دهد وامي‌ نيكو؟» يعني: به‌ طيب‌ خاطر و بدون‌ فشار و آزار و منتي‌. وام‌ دادن‌ به‌ خدا(ج)  مثلي‌ است‌ براي‌ تقديم‌ عمل‌ نيكي‌ چون‌ انفاق‌ مال، كه‌ انجام‌دهنده‌ آن‌ سزاوار ثواب‌ مي‌شود و ازجمله، انفاق‌ آن‌ سبب‌ مي‌شود: «تا خدا آن‌ را براي‌ او چند برابر بيفزايد» يعني: در آن‌ رشد و فزوني‌ و بركت‌ عنايت‌ كند تا بدانجا كه‌ از ده‌ تا بيشتر از هفتصد برابر اصل‌ خود گردد «و خداست‌ كه‌» در روزي‌ بندگان‌ «قبض‌» پديد مي‌آورد؛ براي‌ ابتلايشان‌ «و بسط پديد مي‌آورد» براي‌ امتحانشان‌. قبض: تنگي‌ و كم‌ ساختن‌ رزق‌ و بسط: گشايش‌ و وسيع‌ساختن‌ آن‌ است‌. اين‌خود، هشداري‌ است‌ براين‌ كه: هر كس‌ به‌ هنگام‌ بسط و گشايش‌ روزي‌ بخل‌ورزد، نزديك‌ است‌ كه‌ كار بر وي‌ به‌ قبض‌ دگرگونه‌ شود «و به‌سوي‌ او بازگردانده ‌مي‌شويد» اي‌ بندگان، پس‌ شما را در قبال‌ آنچه‌ كه‌ در راه‌ وي‌ تقديم‌ كرده‌ايد، پاداش‌ مي‌دهد و اگر هم‌ بخل‌ ورزيده‌ باشيد، شما را مجازات‌ مي‌كند. ابن‌زيدمي‌گويد: «خداوند متعال‌ از روي‌ امتحان‌ بر تو گشايش‌ پديد مي‌آورد، درحالي‌كه‌ تو بيرون‌ رفتن‌ به‌ جهاد را نمي‌پسندي‌ و به‌ زمين‌ سنگيني‌ مي‌كني‌ و او بر ديگري‌ تنگ‌ و سخت‌ مي‌گيرد، در حالي‌كه‌ مشتاق‌ و سبكبال‌ براي‌ جهاد است، پس‌ آنچه ‌در دست‌ داري‌ بيرون‌ افگن‌ كه‌ فقط اين‌ دستگير تو خواهد بود».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: چون‌ آيه‌ ﴿‏ مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ  ﴾ «بقره/‌261» نازل‌ شد، رسول‌ خداص چنين ‌دعا كردند: «رب‌ زد امتي‌: خدايا براي‌ امت‌ من‌ بيفزاي‌»، آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه ‌نازل‌ شد. بنابراين، اين‌ آيه‌ كريمه‌ در نزول‌ متأخر ولي‌ در تلاوت، مقدم‌ است‌.
علما دربيان‌ احكام‌ گفته‌اند: به‌ وام‌دادن‌ پول، حبوبات، خوراكي‌ها و حيوانات ‌جايز است‌ و بر عهده‌ وام‌ گيرنده‌ باز گرداندن‌ همانند آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ وام‌ گرفته‌است‌. همچنين‌ مسلمين‌ اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ قراردادن‌ شرط افزودن‌ در مقدار وام‌ به‌ هنگام‌ بازيافت‌ آن‌ - ولو به‌ مقدار يك‌ حبه‌ - ربا است‌ و حرام‌ مي‌باشد.
 
سوره حج آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در ميان‌ مردم‌ براي‌ حج‌ ندا درده‌» جمعي‌ از مفسران‌ گفته‌اند: چون‌ ابراهيم‌(ع) از بناي‌ كعبه‌ فارغ‌ شد، جبرئيل‌(ع) نزد وي‌ آمد و به‌ وي‌ دستور داد تا در ميان‌ مردم‌ براي‌ حج‌ بانگ‌ برآورد. نقل‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) گفت: اين‌ پيام‌ را چگونه‌ به‌ مردم‌ ابلاغ‌ كنم‌، درحالي‌كه‌ صداي‌ من‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسد؟ جبرئيل‌(ع) گفت: تو بانگ ‌برآور و رساندنش‌ بر عهده‌ ما. آن‌گاه‌ ابراهيم‌(ع) بر مقام‌ خود و به‌قولي‌ بر فراز حجرالاسود و به‌قولي‌ بر فراز صفا و به‌قولي‌ بر فراز كوه‌ ابوقبيس‌ برآمد و چنين‌ ندا درداد: هان‌ اي‌ مردم‌! بدانيد كه‌ پروردگار شما خانه‌اي‌ براي‌ خود برگرفته‌ و بر شما حج‌ اين‌ خانه‌ را فرض‌ گردانيده‌ پس‌ پروردگارتان‌ را اجابت‌ گوييد، لبيك‌ اللهم‌ لبيك‌. نقل‌ است‌ كه: كوهها همه‌ سر خم‌ كردند و خداوند متعال‌ صداي‌ ابراهيم‌(ع) را به‌همه‌ اطراف‌ و اكناف‌ زمين‌ و نيز به‌ همه‌ كساني‌ كه‌ در رحمهاي‌ مادران‌ و پشت‌هاي ‌پدرانشان‌ بودند، رسانيد پس‌ همه‌ چيزهايي‌ كه‌ صداي‌ ابراهيم‌(ع) را شنيدند ـ اعم‌از سنگ‌ و درخت‌ و غيره‌ ـ و همه‌ كساني‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ تا روز قيامت‌ بر آنان مقدر كرده‌ كه‌ به‌ حج‌ خانه‌ كعبه‌ مشرف‌ شوند، پاسخ‌ دادند: «لبيك‌اللهم‌ لبيك: به‌فرمان‌ حاضريم‌ بارخدايا! به‌ فرمان‌ حاضريم‌». اين‌ همان‌ مضموني‌ است‌ كه‌ ابن‌كثير آن‌ را از ابن‌عباس‌ و مجاهد و عكرمه‌ و سعيدبن‌ جبير و جمعي‌ديگر از سلف‌ صالح ‌نقل‌ كرده‌ است‌. والله اعلم‌.
آري‌! اي‌ ابراهيم‌! در ميان‌ مردم‌ براي‌ حج‌ ندا درده‌ «تا» زايران‌ «به‌سوي‌ تو پياده‌ و سوار بر هر شتر لاغري‌ بيايند» ضامر: شتر لاغري‌ است‌ كه‌ سفر آن‌ را خسته‌ ورنجور كرده‌ است‌. يعني: تا شتران‌ سرنشينان‌ خود را به‌ حج‌ آورند «از هر فج ‌عميقي‌» يعني: از هر راه‌ دوري‌. مجاهد مي‌گويد: مردم‌ تا آن‌ زمان‌ در سفر حج‌ برمركب‌ سوار نمي‌شدند پس‌ خداوند(ج) سوارشدن‌ بر مركب‌ و نيز تجارت‌ در مراسم ‌حج‌ را به‌ آنان‌ رخصت‌ داد، هم‌ در اين‌ آيه‌ و هم‌ در آيه‌ بعدي:
 
	سوره حج آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا شاهد منافعي‌ براي‌ خويش‌ باشند» به‌قولي: مراد از منافع‌، اداي‌ مناسك‌ حج ‌است‌. به‌قولي‌ ديگر: مراد، تجارت‌ و ذبح‌ هدايا و قر