رضاي‌ حق‌ تعالي‌ صدقه‌ و قرباني‌ مي‌كنيد، به‌سوي‌ باري‌ تعالي‌ بالا نمي‌رود «و نه‌ خونهاي‌ آنها» كه‌ در هنگام‌ ذبح‌ بر زمين‌ ريخته‌ مي‌شود. آري‌! هيچ‌ يك‌ از اينها از حيث‌ اين‌كه‌ گوشت‌ و خونند به‌ خدا(ج) نمي‌رسند «ولي‌ اين‌ تقواي‌ شماست‌ كه‌ به‌ وي‌ مي‌رسد» يعني: پاكي‌ و تقواي‌ دلهاي‌ شما همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را مي‌پذيرد و بر آن‌ پاداش‌ مي‌دهد «اين‌ گونه‌ آنها را براي‌ شما رام‌ گردانيد تا خدا را به‌ بزرگي‌ ياد كنيد به‌ شكر آن‌كه‌ شما را راه‌ نمود» به‌سوي‌ خود؛ باآموختن‌ دين‌ و شريعت‌ و هموار كردن‌ راه‌ رضا و محبت‌ خويش‌. مراد از ﴿لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ ﴾ الله ‌اكبر گفتن‌ ذبح‌كننده‌ در هنگام‌ ذبح‌ است‌. اين‌ آيه‌ دليل‌ مشروعيت‌ جمع‌كردن‌ ميان‌ «بسم‌الله» و «الله اكبر» در هنگام‌ ذبح‌ است‌ «و محسنان‌ را بشارت ‌ده‌» به‌ دريافت‌ پاداش‌ الهي‌. اطلاق‌ نام‌ «محسن‌» بر هركسي‌ كه‌ از وي‌ به‌ جهت ‌رضاي‌ خدا(ج) سخن‌ يا عمل‌ خيري‌ صادر شود، صحيح‌ است‌.
ابن‌منذر از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: مشركان‌ در هنگام‌ ذبح‌ حيوانات‌، خون‌ آنها را به‌ سوي‌ كعبه‌ مي‌ريختند وآن‌ خونها را به‌سوي‌ كعبه‌ مي‌افشاندند پس‌ مسلمانان‌ نيز خواستند تا چنين‌ كنند، اين ‌بود كه‌ خداوند متعال‌ نازل‌ فرمود: ﴿‏ لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا...﴾.
در نزد امام‌ ابوحنيفه‌: اداي‌ قرباني‌ بر مالك‌ نصابي‌ كه‌ مقيم‌ باشد نه‌ مسافر، واجب‌ است‌، به‌دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف: «من‌ وجد سعة‌ فلم‌ يضح‌ فلا يقربن‌ مصلانا: هر كس‌ در زندگي‌ مادي‌ خويش‌ گشايشي‌ يافت‌ و قرباني‌ نكرد پس‌ به‌ مصلاي‌ ما نزديك‌ نشود».
 
سوره حج آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا خداوند از كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌اند، دفاع‌ مي‌كند» يعني: خداوند(ج) غائله‌ها و توطئه‌هاي‌ مشركان‌ را از مؤمنان‌ دفع‌ مي‌كند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: خداوند(ج) حجت‌ مؤمنان‌ را بلند و برتر مي‌گرداند «زيرا خدا هيچ‌ خيانتكار كفوري‌ را دوست‌ ندارد» بلكه‌ ناسپاسان‌ و خائنان‌ در عهدها و امانت‌ها، نزد خداي‌ سبحان‌ منفورند و هيچ‌ محبوبيتي‌ ندارند.
بعد از آن‌ كه‌ خداوند(ج) با طرح‌ موضوع‌ دفاع‌ از مسلمانان‌، آنان‌ را در بلندترين‌ درجات‌ اطمينان‌ قرار داد، به‌ ايشان‌ اذن‌ قتال‌ مي‌دهد:
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3014.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:3015.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:3016.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:3017.txt">آيه  42-43</a><a class="text" href="w:text:3018.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:3019.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:3020.txt">آيه  46</a></body></html>سوره حج آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ كساني‌ كه‌ كفار با آنان‌ مي‌جنگند اذن‌ قتال‌ داده‌ شد، به ‌سبب‌ اين‌كه‌ آنان‌ مورد ظلم‌ قرار گرفته‌اند و البته‌ خداوند بر نصرت ‌دادنشان‌ تواناست‌» و اين‌ بشارت‌ به‌ پيروزي ‌مؤمنان‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: مشركان‌ مكه‌ اصحاب‌ رسول‌ خدا ص را با دست ‌و زبان‌ مورد آزار و اذيت‌ قرار مي‌دادند، اصحاب‌ از اين‌ وضع‌ نزد رسول‌ خدا ص شكايت‌ مي‌بردند اما آن‌ حضرت‌ ص به‌ ايشان‌ مي‌فرمود: صبر كنيد و شكيبايي‌ ورزيد زيرا من‌ هنوز به‌ جنگيدن‌ فرمان‌ نيافته‌ام‌. تا اين‌كه‌ آن‌ حضرت‌ ص مأمور به‌ هجرت‌ شدند و خداي‌ سبحان‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ را در سال‌ دوم ‌هجري‌ در مدينه‌ نازل‌ نمود. آري‌! بعد از آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ مؤمنان‌ را در هفتادواندي‌ آيه‌ به‌ خودداري‌ از جنگ‌ فراخواند، اين‌ اولين‌ آيه‌اي‌ است‌ كه‌ در مورد رخصت‌ دادن‌ به‌ جنگ‌ نازل‌ شده‌ است‌. البته‌ اجازه‌ دادن‌ جنگ‌ براي ‌مؤمنان‌، از جمله‌ دفاع‌ الهي‌ از ايشان‌، يعني‌ از مصاديق‌ روشن‌ آيه‌ (38) از همين‌سوره‌ است: ﴿‏ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ...﴾.
 
سوره حج آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ به‌ ناحق‌ از ديارشان‌ بيرون‌ رانده‌ شدند» مراد از ديار، شهر مكه ‌است‌ «جز به‌سبب‌ آن‌كه‌ مي‌گفتند: پروردگار ما خداست‌» يعني: آنها هيچ‌ گناهي ‌نداشتند ولي‌ فقط به‌ خاطر اين‌ سخن‌شان‌ كه‌ مي‌گفتند: پروردگار ما خدا(ج) است‌، از خانه‌ و كاشانه‌شان‌ بيرون‌ رانده‌ شدند، درحالي ‌كه‌ اين‌ سخن‌، سخن‌ حقي ‌است‌ پس‌ بيرون ‌راندنشان‌ به‌سبب‌ اين‌ سخن‌، عملي‌ ناحق‌ و ناروا و ستمي‌ آشكار بوده‌ است‌ «و اگر خدا بعضي‌ از مردم‌ را با بعضي ‌ديگر دفع‌ نمي‌كرد، صومعه‌هاي‌ راهبان ‌و معابد نصارا و معابد يهود و مساجد مسلمانان‌ كه‌ نام‌ خدا در آنها بسيار ياد كرده ‌مي‌شود، ويران‌ ساخته‌ مي‌شد» يعني: اگر اين‌ جنگ‌ و پيكار با دشمنان‌ كه ‌خداوند(ج) براي‌ انبيا‡ و مؤمنان‌ مشروع‌ ساخته‌ است‌ نبود، قطعا اهل‌ شرك‌ بر اوضاع‌ مسلط مي‌شدند و همه‌ اماكن‌ و مواضع‌ عبادت‌ از روي‌ زمين‌ برچيده‌ مي‌شد لذا اي‌ مؤمنان‌! براي‌ برپاداشتن‌ دين‌ خدا(ج) و اقامه‌ ذكر وي‌ بجنگيد. پس‌ صوامع: عبارت‌ است‌ از صومعه‌هاي‌ راهبان‌، بيع: عبارت‌ است‌ از كنيسه‌هاي‌ نصارا ـ كه ‌واحد آن‌ «بيعه‌» است‌، صلوات: عبارت‌ است‌ از كنيسه‌هاي‌ يهوديان‌ و مساجد: عبارت‌ است‌ از معابد مسلمين‌. به‌قولي‌ديگر معني‌ اين‌ است: اگر اين‌ دفع‌ و طرد نمي‌بود، قطعا در زمان‌ موسي‌(ع) كنيسه‌ها، در زمان‌ عيسي‌(ع) صومعه‌ها و بيعه‌ها و در زمان‌ محمد ص مساجد ويران‌ ساخته‌ مي‌شد «و قطعا خدا كسي‌ را كه‌ قصد نصرت ‌وي‌ كند، نصرت‌ مي‌دهد» مراد از نصرت‌ دادن‌ خدا(ج): نصرت‌ دادن‌ دين‌ و اولياي ‌وي‌ است‌ «زيرا خداوند سخت‌ قوي‌ است‌» و بر ياري ‌دادن‌ دوستانش‌ تواناست‌ و «عزيز» و غالب‌ است‌ پس‌ قطعا از دشمنانش‌ انتقام‌ مي‌گيرد. شايان‌ ذكر است‌ كه ‌خداي‌ عزوجل‌ اين‌ وعده‌اش‌ را با مسلط كردن‌ مهاجران‌ و انصار بر سردمداران ‌عرب‌ و كسراها و قيصرهاي‌ عجم‌ محقق‌ ساخت‌ و سرزمي