ن‌ و ديار آنان‌ را براي‌ امت‌ اسلام‌ به‌ ارث‌ نهاد.
اين‌ آيه‌ متضمن‌ نهي‌ از ويران ‌كردن‌ معابد اهل‌ ذمه‌ است‌ ولي‌ اهل‌ ذمه‌ اين‌ اجازه ‌را ندارند كه‌ معابد جديدي‌ احداث‌ نمايند، يا معابد قديمي‌ خود را چه‌ از نظر عرض‌ و چه‌ از نظر ارتفاع‌ توسعه‌ دهند و اگر معابدشان‌ را توسعه‌ دادند، برداشتن ‌آن‌ توسعه‌ واجب‌ است‌ اما مسلمانان‌ نبايد معابد آنها را به‌ مساجد تبديل‌ كرده‌ و در آنها نماز بگزارند.
 
	سوره حج آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! حق‌ تعالي‌ نصرت‌ مي‌دهد «كساني‌» را «كه‌ اگر آنان‌ را در زمين‌ تمكين ‌دهيم‌، نماز را برپا مي‌دارند و زكات‌ را مي‌دهند و به‌ معروف‌ امر مي‌كنند و از منكر نهي مي‌نمايند» كه‌ اين‌ اوصاف‌ و خصوصيات‌ امت‌ رباني‌ و نشانه‌ دولت‌ و شوكت ‌آنهاست‌. با اين‌ آيه‌، حق‌ تعالي‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر را بر كساني‌ كه‌ ايشان‌ را در زمين‌ تمكين‌ داده‌ و بر قيام‌ به‌ اين‌ كار توانايي‌ بخشيده‌، واجب‌ گردانيده‌ است ‌«و عاقبت‌ همه‌ كارها از آن‌ خداست‌» و سرانجام‌ همه‌ امور به‌ حكم‌ و تدبير وي ‌برمي‌گردد، نه‌ به‌ ديگران‌. اين‌ جمله‌ نيز تأكيدي‌ است‌ بر تحقق‌ وعده‌ حق‌ تعالي‌ درمورد پيروز ساختن‌ دوستانش‌.
از حضرت‌ عثمان‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «اين‌ آيه ‌درباره‌ ما اصحاب‌ رسول‌ خدا ص نازل‌ شد».
پس‌ كسي‌ كه‌ آرزوي‌ پيروزي‌ بر دشمنان‌ ـ اعم‌ از يهود و غير آنان‌ ـ را دارد، بايد به‌ اين‌ چهار وصف‌ متصف‌ گردد، چهار وصفي‌ كه‌ مهاجران‌ و مجاهدان‌ اول ‌به‌ آن‌ آراسته‌ شده‌ و به‌ وسيله‌ آن‌ كليد فتح‌ دنيا را در اختيار گرفتند.
 
	سوره حج آيه  42‏متن آيه : ‏‏ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ‏
آيه  43‏متن آيه : ‏‏ وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و اگر تو را تكذيب‌ كنند» اي‌ محمد ص! «قطعا پيش‌ از آنان‌ قوم‌ نوح‌ تكذيب ‌كرده‌ بودند» نوح‌(ع) را «و قوم‌ عاد» هود(ع) را «و قوم‌ ثمود» صالح‌(ع) را «و قوم ‌ابراهيم‌» ابراهيم‌(ع) را «و قوم‌ لوط» لوط(ع) را. اين‌ آيه‌ تسليت‌ و دلجويي‌ وتعزيتي‌ براي‌ رسول‌ خدا ص است‌ كه‌ متضمن‌ وعده‌ الهي‌ به‌ هلاك ‌كردن ‌تكذيب‌كنندگان‌ ايشان‌ از اشراف‌ و سران‌ قريش‌ مي‌باشد، همانان‌ كه‌ پرچم‌ دشمني ‌را عليه‌ آن‌ حضرت‌ ص برافراشتند و خداي‌ عزوجل‌ پرچم‌هايشان‌ را واژگون‌ كرد، همان‌گونه‌ كه‌ تكذيب‌كنندگان‌ ديگر از امتهاي‌ انبياي‌ ذكر شده‌ را به‌ هلاكت‌ رسانيد.
 
	سوره حج آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» همچنين‌ تكذيب‌ كردند «اهل‌ مدين‌» شعيب‌(ع) را «و نيز موسي‌ تكذيب ‌شد» از سوي‌ فرعون‌ و كسانش‌ «پس‌ كافران‌ را مهلت‌ دادم‌» يعني: عذاب‌ را از آنان‌ به‌ تأخير افگندم‌ «سپس‌ آنها را فروگرفتم‌» به‌ عذاب‌، بعد از سپري ‌شدن‌ آن‌ مهلت‌ «بنگر، عقوبت‌ من‌ چگونه‌ بود؟» يعني: بنگر كه‌ انكار من‌ بر آنان‌ و دگرگون‌ ساختن‌ نعمتهايي‌ كه‌ در آن‌ قرار داشتند و نهايتا به ‌هلاكت‌ رساندنشان‌ ازسوي‌ من‌ چگونه‌ بود؟.
 

	سوره حج آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ بسيار شهرها را ـ كه‌ ستمكار بودند ـ هلاكشان‌ كرديم‌ و اينك‌ آن‌ شهرها برسقفهاي‌ خود فروافتاده‌ است‌» به‌سبب‌ از بين‌ رفتن‌ ساكنان‌ آنها تا بدانجا كه‌ سقفهاي ‌آنها فرو ريخته‌ و به‌ كلي‌ ويران‌ شده‌اند «و چه‌ بسيار چاه‌هاي‌ معطل‌» يعني: متروك ‌و خالي‌ از صاحبان‌ و ساكنان‌ پيراموني‌، كه‌ همه‌ هلاك‌ شده‌اند. به‌قولي‌ معني‌ اين ‌است: آن‌ چاه‌ها از دلوانداختن‌ و رسن ‌كشيدن‌ بي‌استفاده‌ مانده‌اند «و چه‌ بسيارقصرهاي‌ بلند و افراشته‌» مشيد: بلند و سر به‌فلك‌ كشيده‌ است‌. به‌قولي: مراد از مشيد، گچ‌اندودش ده‌ و آراسته‌ است‌. يعني: چه ‌بسيار قصرهاي‌ سربه‌فلك‌ كشيده‌ وآراسته‌اي‌ كه‌ از ساكنان‌ خود، يا از اسباب‌ و آلات‌ خود متروك‌ و خالي‌ مانده‌اند. حاصل‌ معني‌ اين‌ است: اهالي‌ بسياري‌ از شهرها و صحراهايي‌ را كه‌ تكذيب‌ و ستم‌پيشه‌ كرده‌اند، به‌ سبب‌ اين‌ تكذيب‌ و ستم‌ نابود كرديم‌ پس‌ بايد دروغ‌ انگاران‌ ستمگر از چنان‌ سرنوشتي‌ بر حذر باشند و به‌ خود آيند.
 

آيه  246
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ بعد از بيان‌ داستان‌ گذشته، اين‌ داستان‌ را براي‌ تشويق‌ وترغيب‌ مؤمنان‌ بر جهاد و براي‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ جهاد در امتهاي‌ پيشين‌ هم‌مطلوب‌ و مشروع‌ بوده‌ است، مطرح‌ مي‌كند: «آيا از» حال‌ و داستان‌ «ملاء از بني‌اسرائيل‌ پس‌ از» درگذشت‌ «موسي‌ خبر نيافتي‌» ملأ: سران‌ و اشرافند. اين‌داستان‌، ناظر بر دوراني‌ است‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ بعد از حضرت‌ موسي‌(ع)   به‌ چنگال ‌ستمگران‌ (قوم‌ عمالقه) گرفتار شدند و مدتي‌ طولاني‌ تحت‌ ستم‌ آنان‌ به‌سر برده‌ از ديار و كاشانه‌ خويش‌ بيرون‌ رانده‌ شدند «آن‌گاه‌ كه‌ به‌ پيامبرشان‌» كه‌ گفته‌مي‌شود، شمويل‌[13] بود «گفتند: پادشاهي‌ براي‌ ما بگمار» كه‌ بر گرد او جمع‌ شويم‌ و به‌ رأي‌ و انديشه‌ او عمل‌ كنيم‌ «تا در راه‌ خدا» همراه‌ با او «پيكار كنيم‌. آن‌ پيامبرگفت: اگر جنگيدن‌ بر شما مقرر گردد، چه ‌بسا پيكار نكنيد، گفتند: چرا در راه‌ خدا نجنگيم ‌با آن‌ كه‌ ما از ديارمان‌ رانده‌» و از زنان‌ «و از فرزندانمان‌ جدا ساخته‌ شده‌ايم‌» باكشته‌شدن‌ و به‌ اسارت‌ در آمدن‌ زنان‌ و فرزندانمان‌ به‌ وسيله‌ قوم‌ جالوت، لذا با وجود اقتضاي‌ جنگيدن‌ با قوم‌ جالوت، هيچ‌ م