نعي‌ فراروي‌ اين‌ امر كه‌ پيكار كنيم‌ وجود ندارد «پس‌ چون‌ جنگ‌ بر آنان‌ فرض‌ شد، همگي‌» به‌دليل‌ سستي‌ در اراده‌ وتصميم‌ و اضطراب‌ در نيتها؛ «پشت‌ كردند» از جنگ‌ «جز شمار اندكي‌ از آنان‌» آنان‌ همانهايي‌ بودند كه‌ با طالوت‌ از رودخانه‌ عبور كردند. به‌ قولي: شمار آنان‌ به‌تعداد اهل‌ بدر - سيصد و سيزده‌ تن‌ - بود «و خداوند به‌ حال‌ ستمگران‌ داناست‌» پس‌ آنان‌ را در برابر ترك‌ جهاد كه‌ ستمي‌ آشكار است، مجازات‌ مي‌كند.
 
[13] شمویل، معرب صمویل است.
سوره حج آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا در زمين‌ گردش‌ نكرده‌اند» اين‌ تعبير، مردم‌ را به‌ سفر در نواحي‌ زمين‌ برمي‌انگيزد تا كشتارگاهها و هلاكت‌گاه‌هاي‌ آن‌ امتهاي‌ ستمگر را ببينند و درس‌عبرت‌ بگيرند «تا دل‌هايي‌ داشته‌ باشند كه‌ با آن‌ فهم‌ كنند» يعني: تا به‌سبب‌ مشاهده‌اين‌ پديده‌هاي‌ عبرت‌ آموز، دلهايشان‌ چنان‌ شفاف‌ و آماده‌ شود كه‌ بتوانند با آنها بينديشند و آنچه‌ را كه‌ بايد، دريابند «يا گوشهايي‌ كه‌ با آن‌ بشنوند» آنچه‌ را كه‌ بايد بشنوند؛ از كلام‌ الهي‌ كه‌ انبيايشان‌ برآنان‌ مي‌خوانند؟ «در حقيقت‌ چشم‌ها كور نمي‌شوند ولي‌ دلهايي‌ كه‌ در سينه‌هاست‌ كور مي‌شوند» يعني: در حواس‌ ظاهري‌ آنان‌ خللي‌ نيست‌ بلكه‌ خللي‌ كه‌ هست‌ در عقلها و دلهايشان‌ است‌ پس‌ به‌ سبب‌ اين‌ خلل‌، دلهايشان‌ مسائل‌ حق‌ را درك‌ نمي‌كند و از مشاهده‌ اماكن‌ عبرت‌ انگيز به‌ خود نمي‌آيد.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: چون‌ آيه‌ (و من كان في هذه اعمي) : (و هركه‌ در اين‌ دنيا كور باشد پس‌ در آخرت‌ هم‌ كور و گمراه‌تر خواهد بود) «اسراء /72» نازل‌ شد، ابن‌ ام‌مكتوم‌ گفت: يا رسول‌ الله! پس‌ من‌ كه‌ در دنيا كورم‌، آيا در آخرت‌ هم‌ كور خواهم‌ بود؟ در اين‌ هنگام‌ نازل‌ شد: ﴿  فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ    ... ﴾: (در حقيقت‌ چشم‌ها كور نمي‌شوند ولي‌ دلهايي‌ كه‌ در سينه‌هايند كور مي‌شوند).
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3022.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3023.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3024.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3025.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3026.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3027.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:3028.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:3029.txt">آيه  55</a></body></html>سوره حج آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْماً عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو به‌ شتاب‌ تقاضاي‌ عذاب‌ مي‌كنند» از روي‌ تكذيب‌، ريشخند، دورانگاري‌ و استبعاد زيرا مشركان‌ شديدا منكر آمدن‌ عذاب‌ بودند پس‌ زود طلبيدن‌ عذاب‌ از سوي‌ آنان‌، به‌ شيوه‌ استهزا و تمسخر است‌ «با آن‌كه‌ هرگز خداوند وعده‌اش‌ را» در فرودآوردن‌ عذاب‌، انتقام‌ گرفتن‌ از دشمنان‌ و گرامي ‌داشتن‌ دوستانش‌ «خلاف‌ نمي‌كند» و وعده‌ او پيشي‌ جسته‌ است‌ پس‌ لابد آمدني‌ است‌ «و در حقيقت‌ يك‌ روز نزد پروردگارت‌ مانند هزار سال‌ است‌ از آنچه‌ مي‌شمريد» يعني:مدت‌ اندك‌ نزد قدرت‌ حق‌ تعالي‌ همانند مدت‌ طولاني‌ است‌ پس‌ يك‌ روز و هزار سال‌ نسبت‌ به‌ حكم‌ او يكسان‌ است‌ و از همين ‌روست‌ كه‌ به‌ آنان‌ مهلت‌ مي‌دهد اما اگر بخواهد، كار هزار سال‌ را در يك‌ روز تمام‌ مي‌كند لذا به ‌تأخير افگندن‌ عذاب‌ از آنان‌ به‌سبب‌ عجز و ناتواني‌ نيست‌ بلكه‌ بنا بر مصالحي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ خود به‌آن‌ داناتر است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: يك‌ روز از بيم‌ و هراس‌ و سختي‌آخرت‌، همانند هزار سال‌ از سالهاي‌ دنياست‌ كه‌ پر از ترس‌ و هراس‌ و سختي‌باشند.
شيخ‌ سعيد حوي: در تفسير «الاساس‌» مي‌گويد: «مردم‌ در عصر ما از دنياي ‌هستي‌ و عمر آن‌ تصورات‌ وسيعي‌ دارند چنان‌كه‌ امروزه‌ در اثر تطور و پيشرفت‌ علوم‌ مي‌گويند كه‌ ـ مثلا ـ عمر فلان‌ سياره‌ اين‌ مقدار سال‌ است‌. پس‌ فضاي ‌علمي‌ و ذهني‌ بشر هم‌ اكنون‌ با اين‌ آيه‌ بسيار آشناست‌ و اين‌ نيز از اعجاز قرآن ‌كريم‌ است‌».
حسن‌ بصري‌؛ مي‌گويد: «سبب‌ به‌ تأخير انداختن‌ عذاب‌ استيصال‌ و بنيادبرانداز از امت‌ اسلام‌ اين‌ است‌ كه‌ چنين‌ عذابي‌ مشروط به‌ دو امر است:
1ـ خداي‌ سبحان‌ حدي‌ از كفر را نزد خود معين‌ داشته‌ است‌ كه‌ هر كس‌ بدان‌ حدبرسد، او را عذاب‌ مي‌كند و هر كس‌ به‌ آن‌ حد نرسد، عذابش‌ نمي‌كند.
(رض)ـ خداي‌ سبحان‌ قومي‌ را عذاب‌ نمي‌كند مگر اين‌كه‌ بداند حتي‌ يك‌تن‌ از آنان‌هم‌ ايمان‌ نمي‌آورد. و چون‌ اين‌ دو شرط محقق‌ شد، حق‌ تعالي‌ انبيائش‌ را فرمان‌مي‌دهد تا در حق‌ امت‌هايشان‌ نفرين‌ كنند آن‌گاه‌ دعاي‌ آنها را اجابت‌ كرده‌ وعذاب‌ بنيان‌ برانداز و ريشه‌كن‌ كننده‌اي‌ را به‌سراغشان‌ مي‌فرستد.
 
	سوره حج آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌بسا شهري‌ كه‌ مهلتش‌ دادم‌ درحالي‌كه‌ اهل‌ آن‌ ستمكار بود، سپس‌ آن‌ را فروگرفتم‌ و بازگشت‌ به‌سوي‌ من‌ است‌» يعني: چه‌بسيار مردم‌ شهرهايي‌ كه‌ آنها نيز مانند شما كفار زمان‌ رسالت‌ خاتم‌ ص ، ستمكار بودند اما من‌ پس‌ از مدتي‌ مهلت‌ دادن‌ به‌ آنان‌، عذابشان‌ كردم‌ پس‌ بدانيد كه‌ از عذاب‌ من‌ گريزي‌ نداريد و در نهايت‌بازگشت‌ همگي‌ به‌سوي‌ حكم‌ من‌ است‌.
 
سوره حج آيه  49‏متن آيه : ‏‏ قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‏
 آيه  50‏متن آيه : ‏‏ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ‏
‏ترجمه : ‏
«بگو اي‌ مردم‌! جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ براي‌ شما فقط هشداردهنده‌اي‌ آشكار هستم‌» و مأموريت‌ من‌ فقط ابلاغ‌ پيامها و هشدارهاي‌ الهي‌ است‌ و بس‌ «پس‌ آنان‌كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، براي‌ آنان‌ است‌ آمرزش‌» گناهان ‌گذشته‌شان‌ «و» براي‌ آنان‌ است‌ «روزي‌ نيك‌» كه‌ همانا بهشت‌ برين‌ است‌.
 
	سوره حج آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ در آيات‌ ما سعي‌ كردند» يعني: در تكذيب‌ و تخطئه‌ و انكار آيات‌ ما كوشيدند و مردم‌ را از پيروي‌ پيامبر اكرم