 شده ‌باشد. يعني: اي‌ پيامبر! اين‌ ماجرا كه‌ شيطان‌ سخني‌ را بر شنوايي‌ مردم‌ افگند، نبايد تو را به‌ هول‌ و هراس‌ اندازد يا اندوهگين‌ كند زيرا چنين‌ امري‌ براي‌ برخي‌ از انبياي ‌قبل‌ از تو نيز اتفاق‌ افتاده‌ است‌.
مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ امروزه‌، كوششهاي‌ برخي‌ از منتسبان‌ به‌ مسيحيت‌ و يهوديت ‌در القاي‌ شبهات‌ و پخش‌ دروغها و افتراها درباره‌ حقايق‌ اسلام‌ و تأويل‌ بعضي‌ ازآيات‌ قرآن‌ بر وجه‌ نادرست‌، نيز شبيه‌ همين‌ كار شيطان‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ از آن‌ ياد كرده‌ است‌. سپس‌ بطلان‌ شبهات‌ بي‌پايه‌ آنان‌ به‌دست‌ علماي‌ مبارز مسلمان‌ نيز، از باب‌ بطلان‌ و بي‌اثر ساختن‌ القاآت‌ شيطان‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌باشد.
 
سوره حج آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا خدا آنچه‌ را كه‌ شيطان‌ القا مي‌كند، فتنه‌اي‌ بگرداند» يعني: آزمايشي‌، يا گمراهي‌اي‌ «براي‌ كساني‌ كه‌ در دلهايشان‌ بيماري‌ است‌» يعني: اين‌ القاي‌ شيطان‌، گمراهي‌ يا آزمايشي‌ است‌ براي‌ كساني‌ كه‌ در دلهايشان‌ بيماري‌ شك‌ و نفاق‌ است «و نيز» القاي‌ شيطان‌ را آزمايش‌ يا گمراهي‌اي‌ بگرداند «براي‌ آنان‌ كه‌ دلهايشان ‌سخت‌ است‌» يعني: براي‌ مشركان‌ «و هرآينه‌ ستمگران‌» يعني: منافقان‌، مشركان‌ وفاسقان‌ «در ستيزه‌اي‌ بس‌ دور و درازند» يعني: آنها با حق‌ و اهل‌ آن‌ در دشمني‌ بسيار سختي‌ قرار دارند.
 
	سوره حج آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تا آنان‌ كه‌ به‌ ايشان‌ علم‌ داده‌ شده‌ است‌» نسبت‌ به‌ اوصاف‌ جلال‌ و كمال ‌خداي‌ عزوجل‌ و نسبت‌ به‌ دين‌ و آيات‌ وي‌ «بدانند كه‌ اين‌ وحي‌ از جانب‌ پروردگار تو حق‌ است‌» يعني: حقي‌ نازل‌ شده‌ از نزد پروردگار توست‌ «و بدان‌ ايمان‌ آورند» يعني: بر ايمان‌ به‌ قرآن‌، ثبات‌ و پايداري‌ ورزند «و دلهايشان‌ براي‌ او خاشع‌ گردد» يعني: آرامش‌ يابد و نرم‌ و منقاد شود زيرا ممكن‌ نيست‌ كه‌ ايمان‌ آوردن‌ به‌وحي‌ و خشوع‌ و نرم ‌شدن‌ دلها براي‌ آن‌، در اثر نفوذ و القاي‌ شيطان‌ باشد بلكه‌ اين‌ امر ثمره‌ نفوذ و تمكين‌ قرآن‌ است‌ «و به‌ راستي‌ خداوند كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند راهبر است‌» در امور دينشان‌ «به‌سوي‌ راهي‌ راست‌» يعني: به‌سوي‌ راهي‌ صحيح‌ ومتين‌ كه‌ هيچ‌ كجي‌ و انحرافي‌ در آن‌ نيست‌ و در اثر همين‌ رهبري‌ الهي‌ است‌ كه‌ آنان‌ متشابهات‌ دين‌ را با تأويلات‌ صحيح‌ تفسير مي‌كنند.
 
	سوره حج آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ همواره‌ از آن‌ در ترديدند» يعني: آنها همواره‌ درباره‌ قرآن‌، يا درباره ‌دين‌ در شك‌ و ترديدند «تا بناگاه‌ قيامت‌ براي‌ آنان‌ فرارسد» و بناگاه‌ غافلگيرشان‌ كند «يا عقوبت‌ روزي‌ عقيم‌ به‌ سراغشان‌ بيايد» و آن‌ عذاب‌ روز قيامت‌ است‌. آن‌روز از اين‌روي‌ عقيم‌ است‌ كه‌ در آن‌ براي‌ كفار گشايش‌ و راحتي‌ نبوده‌ و برايشان ‌بسي‌ بي‌خير و بدفرجام‌ است‌. به‌قولي: مراد از آن‌، روز جنگي‌ چون‌ روز بدراست‌ كه‌ كفار در آن‌ كشته‌ مي‌شوند و روز جنگ‌ عقيم‌ است‌ چراكه‌ فرزندان‌ زنان‌ در آن‌ به‌قتل‌ مي‌رسند و آن‌ زنان‌ به‌منزله‌ زناني‌ مي‌گردند كه‌ نازا و سترونند، گويي ‌اصلا فرزندي‌ نزاده‌اند. اما ابن‌كثير معني‌ اول‌ را ترجيح‌ داده‌ و گفته‌ است: «صحيح ‌همان‌ است‌». از اين‌ جهت‌، حق‌ تعالي‌ در آيه‌ بعد مي‌فرمايد:
 
آيه  247
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيامبرشان‌» شمويل‌ «به‌ آنان‌ گفت: خداوند طالوت‌ را به‌ فرمانروايي‌ شما برگزيده‌ است‌» او را براي‌ فرماندهي‌ و رهبري‌ شما آماده‌ نموده‌ و شما را به ‌فرمانبرداري‌ ازوي‌ و جنگيدن‌ تحت‌ فرمانش‌ امر مي‌كند. نقل‌ است‌ كه‌ طالوت، نه ‌از نسل‌ نبوت‌ بود و نه‌ از نسل‌ پادشاهي، بلكه‌ چوپان‌ يا دباغي‌ بود فقير، و دربني‌اسرائيل‌ سنت‌ بر آن‌ بود كه‌ پيامبران‌ از سبط «لاوي‌» و پادشاهان‌ از سبط «يهودا» برمي‌خاستند و چون‌ طالوت‌ از تبار هيچ‌يك‌ از اين‌ دو سبط نبود «گفتند:چگونه‌ او را بر ما پادشاهي‌ باشد با آن‌ كه‌ ما به‌ پادشاهي‌ از وي‌ سزاوارتريم‌ و به‌ او ازجهت‌ مال‌ گشايشي‌ داده‌ نشده‌است‌؟» يعني: چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ طالوت‌ پادشاه ‌ما شود، درحالي‌كه‌ او نه‌ از تبار شاهان‌ است‌ و نه‌ هم‌ از ثروتمندان‌ و سرمايه‌داران ‌تا ما به‌خاطر اشرافيت‌ يا سرمايه‌ او، از وي‌ پيروي‌ و فرمانبرداري‌ كنيم‌؟ «پيامبرشان‌ گفت: خداوند او را بر شما برگزيده‌ است‌» به‌ پادشاهي‌ و فرمانروايي‌ وگزينش‌ خداوند متعال‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ «و او را در دانش‌ بر شما برتري‌ بخشيده ‌است‌» آري‌! دانش‌؛ اين‌ ويژگي‌اي‌ كه‌ ملاك‌ برتري‌ انسان‌ و گل‌ سرسبد همه‌ فضايل‌ و از بزرگترين‌ دلايل‌ و وجوه‌ برتري‌ بر ديگران‌ است‌ «و» نيز او را «درنيروي‌ بدني‌» بر شما برتري‌ داده‌ است، نيرويي‌ كه‌ تأثير آن‌ در جنگها و مانند آن‌ از مسئوليتهاي‌ سنگين‌ واضح‌ و روشن‌ مي‌باشد. به‌ قولي: او را طالوت‌ ناميدند، به‌جهت‌ طول‌ قد و قامت‌ آن‌ زيرا او پهلواني‌ بود كه‌ هم‌ در ديانت‌ و هم‌ در توانايي ‌جسمي‌ و كارداني‌ جنگي‌ - يعني‌ اوصافي‌ كه‌ در رهبري‌ و فرماندهي‌ ملاك‌ و معيار شناخته‌ مي‌شوند - بسي‌ نيرومند بود. آري‌! روشن‌ است‌ كه‌ فضايل‌ شخصي‌ وذاتي‌ انسان، بر ثروت‌ و شرافت‌ در نسب‌ مقدم‌ است‌.
«و خداوند پادشاهي‌ خود را به‌ هر كس‌ كه‌ بخواهد مي‌دهد» زيرا ملك، ملك ‌وي‌ و بندگان‌ هم‌ بندگان‌ وي‌ اند، پس‌ شما را چه‌ جاي‌ اعتراض‌ بر امري‌ كه‌ نه‌ ملك ‌شماست‌ و نه‌ هم‌ در حوزه‌ 