061.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3062.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3063.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3064.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3065.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3066.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3067.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3068.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3069.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:3070.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3071.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:3072.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:3073.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3074.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:3075.txt"> آيه  17</a></body></html>﴿ سوره‌ مومنون ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (118) آيه‌ است‌.
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ مباركه‌ «مؤمنون‌» ناميده‌ شد زيرا با اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي: ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴾  آغاز شده‌ است‌ و آيات‌ بعد از آن‌ نيز به‌ بيان ‌اوصاف‌ هفت‌گانه‌ مؤمنان‌ و پاداش‌ عظيم‌ ايشان‌ در آخرت‌ ـ كه‌ عبارت‌ از به‌ ارث ‌بردن‌ فردوس‌ برين‌ است‌ ـ مي‌پردازد.
فضيلت‌ اين‌ سوره: احمد، ترمذي‌، نسائي‌ و حاكم‌ از عمربن‌الخطاب‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: هنگام‌ نزول‌ وحي‌ بر رسول‌ خدا ص نزديك‌ چهره ‌ايشان‌ زمزمه‌اي‌ مانند صداي‌ زنبور عسل‌ شنيده‌ مي‌شد. روزي‌ وحي‌ بر ايشان‌ درحال‌ نزول‌ بود و ما ساعتي‌ درنگ‌ كرديم‌ تا نزول‌ وحي‌ بر ايشان‌ تمام‌ شد سپس‌ ايشان‌ روي‌ به‌ قبله‌ كرده‌، دستان‌ خود را به‌ آسمان‌ برداشتند و چنين‌ دعا كردند: «اللهم‌ زدنا ولا تنقصنا، وأكرمنا ولا تهنا، وأعطنا ولا تحرمنا، وآثرنا ولا تؤثر علينا، وارض‌ عنا وأرضنا: بارالها! بر ما بيفزاي‌ و از ما كم‌ نكن‌، گرامي‌مان‌ بدار وخوارمان‌ نكن‌، به‌ ما بده‌ و ما را محروم‌ نگردان‌، ما را برگزين‌ و ديگران‌ را بر ما ترجيح‌ مده‌ و از ما راضي‌ باش‌ و ما را راضي‌ كن‌». سپس‌ فرمودند: «به‌ تحقيق ‌همين‌ اكنون‌ بر من‌ ده‌ آيه‌ نازل‌ شد كه‌ هر كس‌ آنها را برپا دارد، به‌ بهشت‌ داخل ‌مي‌شود آن‌گاه‌ قرائت‌ كردند: ﴿ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ...﴾   تا ده‌ آيه‌ را تمام‌ نمودند».
 
سوره مؤمنون آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كه‌ مؤمنان‌ رستگار شدند» ولي‌ نه‌ همه‌ آنان‌ بلكه‌ مؤمناني‌ كه‌ گردآورنده‌ صفات‌ زيراند:
 
	آيه  249
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ طالوت‌ با لشكريان‌ رهسپار شد» از شهر خويش‌ بيت ‌المقدس‌ ولشكر را از شهر به‌ جنگ‌ «عمالقه‌» خارج‌ كرد، فصل‌؛ فصل‌ تابستان‌ و هوا سخت‌گرم‌ بود، لذا لشكريان‌ از طالوت‌ آب‌ خواستند، او «گفت: خداوند شما را به‌وسيله ‌رودخانه‌اي‌ مي‌آزمايد» نقل‌ است‌ كه‌: مراد از آن‌ رودخانه‌اي‌ در ميان‌ اردن‌ وفلسطين‌ است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ هدف‌ از اين‌ آزمون، سنجش‌ ميزان‌ اطاعت‌ لشكريان‌ وي‌ بود. طالوت‌ افزود: «پس‌ هر كس‌ از آن‌ بنوشد از پيروان‌ من‌ نيست‌» لذا هر كس‌ از من‌ در اين‌ دستور اطاعت‌ كند، در ساير فرمانها نيز مطيع‌ من‌ خواهد بود و هر كس‌ اين‌ دستور را ناديده‌ بگيرد و خواهش‌ نفسش‌ بر او چيره‌ شود، پس‌ او در ساير امور سخت‌ و دشوار، به‌طريق‌ اولي‌ خداوند(ج)  را عصيان‌ و نافرماني‌خواهد كرد «و هر كس‌ از آن‌ نخورد، قطعا او از من‌ است، مگر كسي‌ كه‌ با دستش‌ غرفه‌اي‌ برگيرد» اغتراف: گرفتن‌ آب‌ به‌ دست‌ يا به‌ وسيله‌ ديگري‌ است‌ و (غرفه) برگرفتن‌ آب‌ با يك‌ كف‌ دست، يا با هردو كف‌ دست‌ است‌. آري‌! طالوت، فقط نوشيدن‌ يك‌ مشت‌ آب‌ را به‌ آنان‌ رخصت‌ داد تا آزار تشنگي‌ را اندكي‌ از آنان ‌برطرف‌ ساخته‌ باشد و تا بدين‌ وسيله‌ بتوانند كشمكش‌ نفس‌ خويش‌ را مهاركنند «پس‌ همه‌ از آن‌ نوشيدند» و از فرمانده‌ خويش‌ نافرماني‌ كردند، لذا او نيز به‌ آنان ‌اجازه‌ نداد كه‌ باوي‌ در جنگ‌ با دشمن‌ همراهي‌كنند «جز اندكي‌ از ايشان‌» كه‌ ننوشيدند و ايشان‌ به‌ تعداد اصحاب‌ بدر (سيصدوسيزده‌ تن) بودند، چنان‌كه‌ درصحيح‌بخاري‌ و غيرآن‌ آمده‌ است‌.
ابن‌ جرير از براءبن‌عازب‌(رض)  روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «ما در ميان‌ خودمان‌چنين‌ مي‌گفتيم‌ كه‌ اصحاب‌ محمدص در روز بدر سيصدوده‌تن‌واندي‌ بودند، به ‌شماره‌ اصحاب‌ طالوت‌ كه‌ با وي‌ از نهر گذشتند و از نهر نگذشت‌ بجز مؤمني‌». اما سدي‌ مي‌گويد: «تمام‌ لشكر طالوت‌ هشتادهزارتن‌ بود، هفتاد و شش‌هزارتن‌ آنان ‌از آب‌ نهر نوشيدند و فقط چهارهزار تن‌ با طالوت‌ باقي‌ ماندند». اما با وجود اين‌آزمايشي‌ كه‌ از پايداري‌ و اطاعت‌ آنها به‌عمل‌ آمد، كساني‌ هم‌ كه‌ از نهر گذشتند، آنچنان‌ كه‌ بايد به هنگام‌ رويارويي‌ با دشمن‌، پايداري‌ نكردند «و هنگامي‌ كه‌ طالوت ‌و كساني‌ كه‌ همراه‌ وي‌ ايمان‌ آورده‌ بودند از آن‌ نهر گذشتند» آنان‌ همان‌ تعداد اندكي ‌بودند كه‌ از وي‌ اطاعت‌ كردند، هرچند كه‌ در ميزان‌ يقين‌ و صلابت‌ ديني‌شان‌ باهم‌تفاوت‌ داشتند، چراكه‌ در اين‌ هنگام‌ بددلانشان‌ «گفتند: امروز ما را ياراي‌» مقابله‌ با «جالوت‌ و سپاهيانش‌ نيست‌» جالوت: مشهورترين‌ قهرمان‌ فلسطيني‌ها و فرمانده‌آنان‌ بود. اما «كساني‌ كه‌ به‌ ديدار خداوند يقين‌ داشتند، گفتند: بسا گروهي‌ اندك‌ كه‌ بر گروهي‌ بسيار به‌ اذن‌ خدا پيروز شدند و خداوند با صابران‌ است‌» يعني: پيروزي‌ با صبر و پايداري‌ همراه‌ است، نه‌ با بسياري‌ تعداد.
سوره مؤمنون آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ در نمازشان‌ خاشعند» خشوع: فروتني‌، ترس‌ قلب‌، خودشكني‌ و نرمدلي ‌است‌. به‌قولي: خشوع‌ در نماز، عبارت‌ است‌ از: آرامش‌، التفات‌ نكردن ‌به‌ اشياي‌ خارج‌ از نماز و بازي‌ نكردن‌ با اعضا و لباس‌ خود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: رسول‌ خدا ص مردي‌ را ديدند كه‌ درحال‌ نماز با ريش‌ خود بازي‌ مي‌كرد، فرمودند: «لو خشع‌ قلب‌ هذا، لخشعت‌ جوارحه: اگر قلب‌ اين‌ (آقا) خاشع‌ وفروتن‌ بود، قطعا اندامهاي‌ او نيز آرامش‌ و سكون‌ خود را حفظ مي‌كرد». پس‌ در نماز فقط براي‌ كسي‌ خشوع‌ پيدا مي‌شود كه‌ دلش‌ فارغ‌ از همهمه‌هاي‌ ا