َادِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آسمان‌ آبي‌ را فرودآورديم‌» يعني: آب‌ باران‌ را، كه‌ حيات‌ زمين‌ و موجودات‌ زنده‌اي‌ كه‌ در آن‌ به‌سر مي‌برند، وابسته‌ به‌ اين‌ آب‌ است‌ «به‌اندازه‌» يعني: اين‌ آب‌ را به‌ ميزاني‌ كه‌ از جانب‌ ما مقدر و معين‌ است‌ فرود آورديم‌؛ به‌ همان‌ مقداري‌ كه‌ كشتزارها و درختان‌ به‌ آن‌ قوام‌ و سامان‌ يافته‌ و رشدكنند و نياز موجودات‌ حيه‌ بدان‌ برآورده‌ شود زيرا اگر آب‌ از اندازه‌ خود بيشتر شود، درختان‌، كشتزارها و جانداران‌ همه‌ تباه‌ مي‌شوند و اگر از اندازه‌ هم‌ كمتر شود، نياز كشتزارها، محصولات‌ و موجودات‌ حيه‌ را بسنده‌ نمي‌كند.
ابن‌كثير مي‌گويد: «حتي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌سوي‌ زمين‌هايي‌ كه‌ كشت‌ آنها نياز به‌ آب‌ بسياري‌ دارد اما خود زمين‌ آنها قدرت‌ تحمل‌ بارانهاي‌ زياد را ندارد، از بلاد ديگر و از سرزمينهاي‌ دور آب‌ مي‌فرستد، مانند سرزمين‌ مصر كه‌ زميني‌ شنزار داشته‌ و طبيعت‌ آن‌ تحمل‌ باران‌ بسيار را ندارد پس‌ مي‌بينيم‌ كه‌ خداوند متعال‌ از فاصله‌هاي‌ دور، آب‌ نيل‌ را به‌سوي‌ آن‌ مي‌فرستد و در فصل‌ بارانهاي‌ موسمي ‌همراه‌ با اين‌ آب‌ از سرزمين‌ حبشه‌ گل‌ سرخي‌ را بركنده‌ و آن‌ را به‌ سرزمين‌ مصر مي‌فرستد، كه‌ آب‌ زمين‌ را سيراب‌ مي‌كند و آن‌ گل‌ سرخ‌ هم‌ بر بستر زمين‌ ته‌نشين‌ شده‌ پوشش‌ خاكي‌ مناسبي‌ را جهت‌ آماده ‌ساختن‌ زمين‌ براي‌ كشاورزي‌، آماده‌ مي‌گرداند».
«و آن‌ را در زمين‌ جاي‌ داديم‌» يعني: آب‌ باران‌ را در زمين‌ مستقر گردانيديم‌ تا در وقت‌ نيازشان‌ از آن‌ بهره‌ گيرند، همچون‌ آب‌ چشمه‌ها، آبهاي‌ زيرزميني‌، آبگيرها، قنات‌ها و مانند آنها كه‌ گنجينه‌هاي‌ فياضي‌ براي‌ آب‌ بارانند «و هرآينه‌ ما بر بردن‌ آن‌ تواناييم‌» يعني: چنان‌كه‌ بر فرود آوردن‌ اين‌ آب‌ توانا بوديم‌، بر از بين‌ بردن‌ آن‌ نيز تواناييم‌؛ يا از طريق‌ فروبردن‌ آن‌ در لايه‌هايي‌ از زمين‌ كه ‌استخراج‌ آن‌ براي‌ بشر غير ممكن‌ باشد، يا با دگرگون ‌ساختن‌ عنصر آب‌ به‌ عنصر ديگري‌، يا به‌ وجهي‌ از وجوه‌ ديگر.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ برخي‌ از علماي‌ طبيعت‌ مي‌گويند: آيه‌ كريمه‌ به‌ اولين ‌فرود آوردن‌ آب‌ از آسمان‌ اشاره‌ دارد آن‌گاه‌ كه‌ زمين‌ سير تكاملي‌ خود را از شكل‌ يك‌ كره‌ آتشين‌ به‌ يك‌ كره‌ سرد طي‌ مي‌كرد و آبي‌ بر روي‌ آن‌ وجودنداشت‌. البته‌ علم‌ هيدرولوژي‌ جديد در اين‌ عرصه‌ به‌ نتايجي‌ رسيده‌ است‌ و با مطالعه‌ آن‌ در مي‌يابيم‌ كه‌ ميان‌ داده‌هاي‌ اين‌ علم‌ با آيات‌ قرآني‌ در اين‌ باب‌، توافق‌ شگفت‌آوري‌ مشاهده‌ مي‌شود.
 
سوره مؤمنون آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ با آن‌ آب‌، براي‌ شما باغ‌هايي‌ از درختان‌ خرما و انگور پديد آورديم‌» جنات: يعني‌ باغ‌هايي‌ با درختاني‌ انبوه‌ كه‌ از بس‌ قوي‌ و پر شاخ ‌و برگ‌ است‌، آنچه‌ را كه‌ در زير آن‌ قرار دارد، مي‌پوشاند و مستور مي‌كند «براي‌ شما در آنها» يعني: در آن ‌باغستانها «ميوه‌هاي‌ بسيار است‌» كه‌ از آنها بهره‌ گرفته‌ و به‌ وسيله‌ آنها تر و تازه‌ وخرم‌ و سرخوش‌ مي‌شويد. فواكه: ميوه‌هايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ آنها را تناول‌ مي‌كنند، چون‌ انار و انجير و سيب‌ و مانند آن‌، كه‌ نه‌ غذايشان‌ است‌ و نه‌ نان‌ خورششان‌ بلكه‌ فقط از باب‌ تلذذ و ترفه‌ آنها را تناول‌ مي‌كنند و بدنشان‌ از مواد معدني‌ و خواص ‌مفيد آنها بهره‌مند مي‌شود «و از آنها مي‌خوريد» يعني: از بعضي‌ از اين‌ ميوه‌ها به‌عنوان‌ قوت‌ و غذا نيز استفاده‌ مي‌كنيد.
 
	سوره مؤمنون آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آفريديم‌» براي‌ شما «درختي‌ را كه‌ از طور سينا بيرون‌ مي‌آيد» مراد، درخت ‌زيتون‌ است‌ كه‌ بخشنده‌ترين‌، منفعت‌بارترين‌ و پر بركت‌ترين‌ درختان‌ است‌ «به‌وجهي‌ مي‌رويد كه‌ از آن‌ روغن‌ برمي‌آيد» يعني: ميوه‌ آن‌ درحالي‌ مي‌رويد كه‌ داراي ‌روغن‌ زيتون‌ است‌ «و نان‌ خورشي‌ براي‌ خورندگان‌ است‌» يعني: آن‌ روغن‌ زيتون‌، خود نان‌ خورشي‌ است‌ كه‌ غذا با آن‌ رنگين‌ و خوشگوار مي‌شود و هر نان‌ خورش ‌ديگري‌ نيز نوعي‌ «صبغ‌» يعني‌ رنگ‌ است‌ كه‌ غذا از آن‌ رنگ‌ مي‌گيرد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كلوا الزيت‌ وادهنوا به‌ فانه‌ من‌ شجرة‌ مباركة: روغن‌ زيتون‌ را بخوريد و خود را با آن‌ چرب‌ كنيد زيرا آن‌ از درختي‌ مبارك ‌است‌».
 
	آيه  251
‏متن آيه : ‏
‏ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنان‌ را به‌ اذن‌ خدا» يعني: به‌ امر و اراده‌ وي‌ «شكست‌ دادند و داوود، جالوت‌ را كشت‌» داوود فرزند «يسي‌» است‌، و طالوت‌ او را جهت‌ نبرد با جالوت ‌برگزيد و او با فلاخن‌ و چوبدستي‌ خويش، جالوت‌ قهرمان‌ طاغوت‌ را كشت‌ «و خداوند به‌ او پادشاهي‌ ارزاني‌ داشت‌» او را به‌ پادشاهي‌ بني‌اسرائيل‌ برگزيد و اين‌ در حيات‌ طالوت‌ بود «و» نيز به‌ او «حكمت‌ را» ارزاني‌ داشت، بعد از مرگ‌ صمويل ‌و طالوت‌. مراد از حكمت‌ در اينجا، نبوت‌ است‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ قبل‌ ازداوود، پادشاهي‌ و نبوت‌ براي‌ هيچ‌كس‌ فراهم‌ و يك‌جا نشده‌ بود و خداوند(ج)  نبوت‌ و پادشاهي‌ را هر دو يك‌جا به‌ او بخشيد، در حالي‌كه‌ قبلا چوپاني‌ بيش‌نبود. زبور نيز بر داوود(رض)  نازل‌ شد «و از آنچه‌ مي‌خواست‌ به‌ او آموخت‌» يعني: ازآنچه‌ كه‌ مشيت‌ خداوند متعال‌ بر آن‌ رفته‌ بود، به‌ داوود آموخت، همچون‌ صنعت‌زره‌سازي، شناخت‌ زبان‌ پرندگان‌ و داوري‌ ميان‌ مردم‌ در اختلافات‌ و دعاوي‌ آنان ‌«و اگر خداوند برخي‌ از مردم‌ را» كه‌ كارگزاران‌ اسباب‌ شر و فساد هستند «به‌وسيله‌برخي‌ديگر» از آنان‌ كه‌ به‌ وسيله‌ جهاد و امربه‌ معروف‌ و نهي‌ازمنكر، جلو شر وفساد و مفسدان‌ را مي‌گيرند «دفع‌ نمي‌كرد، قطعا زمين‌ تباه‌ مي‌شد» زيرا اهل‌ فساد بابرپاكردن‌ شراره‌هاي‌ شر و فتنه‌ كه‌ براندازنده‌ نسلها و آباداني‌ها و كشتزارهاست، برزمين‌ غلبه‌ مي‌كردند و مسلمانان‌ را از ميان‌ برداشته، مساجد و عبادتگاهها را ويران‌مي‌ساختند، پس‌ اين‌ اهل‌