داوند(ج) اخبار آنان‌ و پيامبرانشان‌ را براي‌ ما در قرآن‌ حكايت‌ كرده‌ است‌ چنان‌كه‌ در (آيه‌ 9) از سوره‌ ابراهيم‌ ـ بعد از بيان‌ داستان‌ قوم‌ نوح‌، عاد و ثمود ـ مي‌فرمايد:  (وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ) ‌: (و كساني‌ كه‌ بعد از آنانند، جز خدا هيچ‌كس‌ ديگري‌ به‌ حالشان‌ آگاهي‌ ندارد).
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3104.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:3105.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:3106.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:3107.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:3108.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3109.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3110.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3111.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:3112.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3113.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3114.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:3115.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:3116.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:3117.txt"> آيه  57</a><a class="text" href="w:text:3118.txt">آيه  58</a></body></html>سوره مؤمنون آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ امتي‌ نه‌ از اجل‌ خود پيشي‌ مي‌گيرد و نه‌ بازپس‌ مي‌ماند» يعني: هيچ‌ امت‌ و گروهي‌ كه‌ در يك‌ قرن‌ به‌سر مي‌برند، نه‌ از اجلهاي‌ نوشته‌شده‌ براي‌ خود پيشي‌ مي‌گيرند و نه‌ از ميعاد مقرره‌ خويش‌ عقب‌ مي‌مانند.
 
	سوره مؤمنون آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضاً وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْداً لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز پيامبران‌ خود را پياپي‌ فرستاديم‌» به‌سوي‌ امتها، يكي‌ از پي‌ ديگري‌ «هر بار براي‌ هدايت‌ امتي‌ پيامبرش‌ آمد، او را تكذيب‌ كردند» اكثريت‌ آن‌ أمت‌ «پس‌ از پي ‌آورديم‌ بعضي‌» از امت‌هاي‌ سركش‌ «را پس‌ از ديگري‌» در نابود ساختن‌ به‌ وسيله ‌عذاب‌ «و آنها را افسانه‌ گردانيديم‌» كه‌ مردم‌ فقط در افسانه‌ها از آنها ياد مي‌كنند ودر دنيا بجز همين‌ افسانه‌ها ديگر هيچ‌ اثري‌ از آنان‌ نيست‌ «پس‌ دوري‌ باد مردمي‌ راكه‌ ايمان‌ نمي‌آورند» يعني‌ هلاكت‌ و نابودي‌ بي‌برگشت‌ بر ايشان‌ باد.
 
	سوره مؤمنون آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ موسي‌ و برادرش‌ هارون‌ را با آيات‌ خويش‌ و با سلطاني‌ مبين ‌فرستاديم‌» آيات: يعني‌ نشانه‌ها و معجزات‌ خويش‌ كه‌ عبارت‌ بودند از نه ‌معجزه‌اي‌ كه‌ بيان‌ آنها تاكنون‌ چندين ‌بار در اين‌ تفسير شريف‌ گذشت‌؛ از جمله‌ در سوره‌ «اعراف‌». سلطان‌ مبين: يعني‌ حجت‌ واضح‌ و آشكار.
 
	سوره مؤمنون آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْماً عَالِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! موسي‌ و هارون‌ را فرستاديم: «به‌سوي‌ فرعون‌ و ملاوي‌» ملا: اشراف‌ و سران‌ قوم‌اند «پس‌ استكبار ورزيدند» يعني: جوياي‌ كبر و سركشي‌ گشته‌ و با تكلف ‌به‌ آن‌ پايبند شدند، هم‌ از اين‌روي‌ در برابر حق‌ و حقيقت‌ گردن‌ ننهادند «و قومي‌گردنكش‌ بودند» كه‌ بر مردم‌ برتري‌ جسته‌ و با در پيش ‌گرفتن‌ شيوه‌ تجاوزگري‌، به‌سركوب‌ و اعمال‌ ستم‌ بر آنان‌ مي‌پرداختند.
 
	سوره مؤمنون آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گفتند» فرعون‌ و اشراف‌ قوم‌ وي‌ «آيا به‌ دو بشر كه‌ مثل‌ خود ما هستند ايمان‌ مي‌آوريم‌» يعني: آيا به‌ آن‌ دو تن‌ تسليم‌ شده‌ سخنانشان‌ را مي‌پذيريم‌ و پيرو آنان‌ مي‌شويم‌؟ «و حال‌ آن‌كه‌ قوم‌ آنان‌ بندگان‌ ما مي‌باشند» يعني: آنها چون ‌بردگاني‌ مطيع‌ و منقاد، پيرو فرمانهاي‌ ما هستند؟ به‌ قولي: محتمل‌ است‌ كه‌ فرعون‌ مدعي‌ الوهيت‌ بوده‌ و بنابراين‌ مردم‌ را به‌ پرستش‌ خويش‌ فراخوانده ‌باشد و آنان‌ نيز مانند بندگان‌ از وي‌ اطاعت‌ كرده‌ باشند.
 
	سوره مؤمنون آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در نتيجه‌، آن‌دو را دروغ‌گو خواندند» يعني: در نتيجه‌ فرعون‌ و اشراف‌ قومش‌ برتكذيب‌ موسي‌ و هارون علیهماالسلام اصرار و پافشاري‌ ورزيدند «پس‌، از زمره‌ هلاك‌شدگان‌ گشتند» با غرق‌ شدن‌ در دريا.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:312.txt">آيه  253</a><a class="text" href="w:text:313.txt">آيه  254</a><a class="text" href="w:text:314.txt">آيه  255</a><a class="text" href="w:text:315.txt">آيه  256</a></body></html>سوره مؤمنون آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ ما به‌ موسي‌ كتاب‌» تورات‌ را «داديم‌، باشد كه‌ آنان‌ راه‌ يابند» يعني: باشد كه‌ قوم‌ موسي‌(ع) به‌وسيله‌ تورات‌ به‌سوي‌ حق‌ رهنمون‌ شوند و به‌ آنچه‌ كه‌ در تورات‌ از شرايع‌ و احكام‌ است‌، عمل‌ كنند.
ابن‌كثير مي‌گويد: «بعد از آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ تورات‌ را نازل‌ كرد، هيچ‌ امتي ‌را به‌طور عام‌ با عذاب‌ ريشه‌كن‌ كننده‌ به‌ هلاكت‌ نرسانيد بلكه‌ (در عوض‌) مؤمنان ‌را به‌ جنگ‌ كفار فرمان‌ داد».
 
سوره مؤمنون آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پسر مريم‌ و مادرش‌ را آيتي‌ گردانيديم‌» يعني: نشانه‌اي‌ گردانيديم‌ كه‌ بر قدرت ‌بزرگ‌ و صنع‌ بديع‌ ما دلالت‌ مي‌كنند. و نفرمود: آنان‌ را دو آيت‌ گردانيديم‌؛ زيراآيت‌ (نشانه) در هردوي‌ آنها يكي‌ است‌ و آن‌ تولد عيسي‌ از مريم‌ علیهماالسلام بدون‌مقاربت‌ مردي‌ با وي‌ است‌ «و آن‌دو را بر زميني‌ بلند» و مكاني‌ مرتفع‌ «جاي‌ داديم‌كه‌ داراي‌ استقرار» بود، يعني‌ قرارگاه‌ و محل‌ زيستي‌ بود كه‌ ساكنانش‌ بر آن‌ آرام‌ مي‌گرفتند، به‌ سبب‌ آن‌كه‌ جايي‌ سبز و خرم‌ و پر از ميوه‌ و نعمت‌ بود «و داراي‌ آب‌روان‌ بود» معين: آب‌ جاري‌ و زلال‌ چشمه‌هاست‌. اين‌ مكان‌ در سرزمين‌ دمشق‌ يا در بيت‌المقدس‌ قرار داشت‌. ابن‌كثير نظر دوم‌ را به‌ دو دليل‌ ترجيح‌ مي‌دهد:
اول‌ اين‌ كه‌ در آيه‌ ديگري‌ نيز ذكر شده‌ است‌ كه‌ آنجا سرزمين‌ بيت‌ المقدس‌ بود و بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ بعضي‌ از قرآن‌ بعضي‌ ديگر آن‌ را تفسير مي‌كند. دوم‌ اين‌ كه ‌احاديث‌ صحيح‌ و روايات‌ و آثار نيز مؤيد آن‌ است‌ كه‌ مريم‌ و عيسي‌ علیهماالسلام در بيت‌المقدس‌ زندگي‌ مي‌كردند.
 
	سوره مؤمنون آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِح