حتي‌ شنيدن‌ پيام‌ ما را برنمي‌تابيديد.
 
	سوره مؤمنون آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِراً تَهْجُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درحالي‌ كه‌ به‌ آن‌ تكبر مي‌ورزيديد» يعني: درحالي‌كه‌ به‌ توليت‌ بيت‌الحرام‌ كبر مي‌ورزيديد، گويي‌ بزرگتر از آن‌ هستيد كه‌ تحت‌ تكليف‌ در آييد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ مردم‌ مكه‌ در تكبرورزيدن‌ به‌ خانه‌ كعبه‌ و افتخاركردن‌ به‌ توليت‌ امور آن ‌مشهور بودند و مي‌گفتند: هيچ‌كس‌ نمي‌تواند بر ما غالب‌ شود زيرا ما اهل‌ حرم‌ وخادمان‌ آن‌ هستيم‌ «درباره‌ آن‌ شب‌هنگام‌ افسانه‌سرايي‌ و پريشان‌گويي‌ مي‌كرديد» مشركان‌ مكه‌ شبها گرد خانه‌ كعبه‌ جمع‌ شده‌ افسانه ‌سرايي‌ مي‌كردند وعمده‌ افسانه‌گويي‌هايشان‌ بدگويي‌ از قرآن‌ و طعن‌زدن‌ درآن‌ بود. هجر: به‌فتح‌هاء، هذيان‌ گويي‌ است‌. يعني: درباره‌ قرآن‌ هذيان‌گويي‌ مي‌كرديد.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ در اين‌ آيه‌، كساني‌ را كه‌ شبها در غير طاعت‌ خداوند متعال‌ بزم‌آرايي‌ مي‌كنند، نكوهش‌ مي‌كند اما شب‌نشيني‌ و محفل‌آرايي‌ براي‌ طاعت‌ خدا(ج)، مانند مجالس‌ علم‌ و مجالس‌ ذكر، بسي‌ نيكو و پر ثمر است‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند متعال‌ در اينجا به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌پردازد كه‌ سبب‌ اقدامشان‌ بر كفر، يكي‌ از عوامل‌ پنج‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ و آيات‌ بعد مطرح‌ مي‌شود و هريك ‌از آنها به‌خودي‌خود كافي‌ است‌ كه‌ برگرداننده‌شان‌ از ايمان‌ باشد. در اين‌ آيه‌ به‌بيان‌ دو عامل‌ از آنها مي‌پردازد، عامل‌ اول: عدم‌ تدبر و انديشيدن‌ آنها در قرآن ‌است‌ «آيا در اين‌ سخن‌ نينديشيده‌اند» زيرا اگر در معاني‌ قرآن‌ تدبر و انديشه‌ مي‌كردند، يقينا حقانيت‌ آن‌ برايشان‌ آشكار مي‌شد و به‌ قرآن‌ و آنچه‌ در آن ‌است‌، ايمان‌ مي‌آوردند. عامل‌ دوم‌ اين‌ است: «يا مگر چيزي‌ برايشان‌ آمده‌ كه‌براي‌ پدران‌ پيشين‌ آنها نيامده‌ بود» لذا اين‌ عامل‌، سبب‌ انكار قرآن‌ از سوي‌ آنان ‌شده‌ است‌؟! درحالي‌كه‌ اگر آنان‌ نيك‌ مي‌انديشيدند، قطعا مي‌دانستند كه‌ نزول‌ قرآن‌ بر آنان‌ نه‌ بر پدرانشان‌، به‌ اين‌ جهت‌ بوده‌ است‌ كه‌ باري‌تعالي‌ اين‌ خير را براي‌ آنان‌ اراده‌ داشته‌ است‌ نه‌ براي‌ پدرانشان‌.
عامل‌ سوم‌ كفرورزي‌شان‌ اين‌ است:
	سوره مؤمنون آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا پيامبر خود را درست‌ نشناخته‌اند پس‌ به‌ او ناآشنايند» يعني: يا مگر پيامبر خود ص را به‌ راستگويي‌ و امانتداري‌ نشناخته‌اند پس‌ چون‌ از او بيگانه‌اند لذا از سرانكار با او برخورد مي‌كنند؟ درحالي‌كه‌ روشن‌ است‌ كه‌ آنان‌ او را به‌ اوصاف‌ راستگويي‌ و امانتداري‌ شناخته‌اند و هرگز دروغگويي‌ و خيانتي‌ را از او تجربه ‌نكرده‌اند.
عامل‌ چهارم‌ كفرورزي‌شان‌ اين‌ است:
 
آيه  254
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از آنچه‌ روزيتان‌ داده‌ايم، انفاق‌ كنيد» در راه‌ خدا(ج) ، مادام‌ كه‌ بر ذخيره‌كردن‌ آنچه‌ كه‌ در روز قيامت‌ به‌نفع‌ شماست، براي‌ خود قادريد «پيش‌ از آن‌ كه‌ روزي‌ فرا رسد كه‌ در آن‌ نه‌ دادوستدي‌ است‌» تا آنچه‌ را كه‌ سبب‌ نجات‌ است ‌براي‌ خود خريداري‌ نماييد «و نه‌» در آن‌ روز «دوستي‌» و صداقت‌ و محبتي است‌ «و نه‌ شفاعتي‌» مؤثر است، مگر براي‌ آنان‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ ايشان‌ اذن‌ شفاعت‌ بدهد. و اين‌ روز، روز قيامت‌ است‌. «و كافران‌ همان‌ ستمكارانند» چرا كه‌ پيامبران(ع) را تكذيب‌ كرده‌ و هشدارها را ناديده‌ گرفتند و از اعلاميه‌ها فرمان ‌نبردند.  عطاءبن‌ دينار گفته‌ است: «سپاس‌ خداي‌ عزوجل‌ را كه‌ فرمود: كافران ‌همانا ستمكارانند و نفرمود: ستمكاران‌ همانا كافرانند، چرا كه‌ ديگر كار بر همگان ‌دشوار مي‌شد». به‌ قولي: مراد از كافران‌؛ منكران‌ فرايض‌ الهي‌ و از جمله ‌ترك‌كنندگان‌ و بازدارندگان‌ زكاتند زيرا امر به‌ «انفاق‌» در اين‌ آيه، ناظر بر زكات ‌فرض‌ مي‌باشد.
 
سوره مؤمنون آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مي‌گويند او جنوني‌ دارد؟» درحالي‌كه‌ آنان‌ نيك‌ مي‌دانند كه‌ پيامبر ص برترين ‌مردم‌ از نظر عقل‌ و خرد است‌ بنابراين‌، چنان‌ نيست‌ كه‌ مي‌گويند «بلكه‌ او حق‌ را» كه‌ عبارت‌ از دين‌ استوار و مبين‌ الهي‌ است‌ «برايشان‌ آورده‌ ولي‌ بيشترشان‌ حق ‌را خوش‌ ندارند» به‌سبب‌ تعصب‌ و سرسختي‌اي‌ كه‌ جزء سرشت‌ آنان‌ شده‌ است‌.يعني: اكثريتشان‌ حق‌ را دوست‌ ندارند اما اقليتشان‌ با آن‌كه‌ در مورد حق‌ بدبين ‌نيستند ولي‌ از ترس‌ كساني‌ كه‌ دوست‌دار حق‌ نيستند، ايمانشان‌ را آشكار نمي‌سازند.
 
	سوره مؤمنون آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر حق‌» تعالي‌ «از هوي‌ و هوسهايشان‌ پيروي‌ مي‌كرد» يا اگر اصول‌ و پيام‌هاي‌ حق‌ به‌ همان‌ شيوه‌اي‌ مي‌آمد كه‌ آنان‌ دوست‌ دارند؛ «قطعا آسمانها و زمين‌ و هركه‌ در آنهاست‌، تباه‌ مي‌شد» پس‌ تفسير آيه‌ كريمه‌ بر دو وجه‌ است‌؛ اول ‌اين‌كه: اگر حق‌تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ آنان‌ دوست‌ دارند ـ با خود شريكي‌ قرار مي‌داد، بي‌شك‌ آسمانها و زمين‌ تباه‌ و بي‌انتظام‌ مي‌شد. وجه‌ دوم‌ اين‌ است: اگر حق‌ همان‌ چيزي‌ مي‌بود كه‌ آنان‌ مي‌گويند ـ از وجود خدايان‌ متعدد به‌همراه‌ خداي‌ يگانه‌ ـ در آن‌ صورت‌ قطعا خدايان‌ با همديگر اختلاف‌ پيدا مي‌كردند و درنتيجه ‌اختلاف‌ آنها همه‌ كائنات‌ به‌ نابودي‌ كشيده‌ مي‌شد. و همانند اين‌ استدلال‌ است ‌فرموده‌ باري‌تعالي: (‏ لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا) كه‌ تفسير آن‌ در (آيه‌ 22،سوره‌ انبيا) گذشت‌.
«بلكه‌ حق‌ اين‌ است‌ كه‌ ذكر خودشان‌ را برآنان‌ آورده‌ايم‌» يعني: كتابي‌ را برايشان‌ آورده‌ايم‌ كه‌ يادنامه‌ فخر و شرفشان‌ است‌ زيرا پيامبر ص از ميان‌ خودشان ‌برانگيخته‌ شده‌ و قرآن‌ نيز به‌ زبان