گز درخواست‌ او را نمي‌پذيريم‌ «اين‌ سخني‌ است‌ كه‌ او گوينده‌ آن ‌است‌» يعني: اين‌ صرفا سخني‌ است‌ كه‌ او مي‌گويد و اگر خواسته‌اش‌ برآورده‌ شود و به‌ دنيا بازگردانيده‌ شود، هرگز به‌ اين‌ سخنش‌ وفا نخواهد كرد «و پيشاپيش‌ آنان ‌برزخي‌ است‌» يعني: پيشاپيش‌ آنها و بازگشتشان‌ به‌ سوي‌ دنيا حجاب‌ و پرده‌اي‌ است‌ كه‌ نمي‌توانند از آن‌ گذشته‌ و به‌ دنيا برگردند «تا روزي‌ كه‌ برانگيخته‌ شوند» كه‌ روز قيامت‌ است‌. پس‌ آنان‌ در مقطع‌ حيات‌ برزخي‌، به‌ انتظار امر خدا(ج) واگذاشته‌ شده‌اند، نه‌ مي‌توانند اعمال‌ صالحي‌ را كه‌ از آنان‌ فوت‌ شده‌ جبران‌ كنند و نه‌ مي‌توانند آنچه‌ را كه‌ در دنيا فاسد ساخته‌ بودند، اصلاح‌ نمايند. مراد اين‌ است‌ كه‌ عذاب‌ بر اين‌ گروه‌ تا روز قيامت‌ استمرار مي‌يابد چنان‌كه‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «... پيوسته‌ در آن‌ (يعني‌ در قبر) معذب‌ است‌» .
 
سوره مؤمنون آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ در صور دميده‌ شود» به‌ دميدن‌ «نشور» كه‌ نفخه‌ دوم‌ است‌ اما نفخه ‌اول‌، عبارت‌ است‌ از: نفخه‌ «صعق‌» كه‌ زندگان‌ از خلايق‌ را مي‌ميراند.[3] صور: بوقي‌ است‌ كه‌ اسرافيل‌ در آن‌ براي‌ برپايي‌ قيامت‌ مي‌دمد. آري‌! چون‌ صور دوم‌ دميده‌ شود: «ديگر آن‌ روز ميانشان‌ نسبت‌ قرابت‌ وجود ندارد» يعني: ديگر به‌نسب‌ها فخر نمي‌كنند و نه‌ هرگز اين‌ رابطه‌ها به‌ حالشان‌ سودي‌ مي‌بخشد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بزار و بيهقي‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ عمربن‌الخطاب‌ با ام‌كلثوم‌ دختر علي‌بن‌ابي‌طالب‌(ج) ازدواج‌ نمود، فرمود: «به‌خدا سوگند كه‌ مرا در اين‌ كار هدفي‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ از رسول‌ خدا ص شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «كل‌ سبب‌ و نسب ‌فإنه‌ منقطع‌ يوم‌ القيامة الا سببي‌ ونسبي: هر سبب‌ و نسبي‌ در روز قيامت‌ قطع‌ شدني‌است‌، مگر سبب‌ و نسب‌ من‌». پس‌ اين‌ استثنايي‌ در حق‌ رسول‌ خدا ص در مورد پيوند خويشاوندي‌ و نسبي‌ ايشان‌ است‌ «و از يك‌ديگر نمي‌پرسند» يعني: در عرصه ‌قيامت‌ يكي‌ از حال‌ ديگري‌ نمي‌پرسد زيرا هر كس‌ در آن‌ هنگام‌ چنان‌ به‌ خود مشغول‌ است‌ كه‌ نمي‌تواند به‌ كاري‌ ديگر مشغول‌ شود. البته‌ اين‌ در هنگام‌ نفخه ‌محشر است‌ اما بعد از مستقر شدن‌ در بهشت‌ يا دوزخ‌، اهل‌ بهشت‌ از همديگر مي‌پرسند چنان‌كه‌ در اين‌ فرموده‌ باري‌تعالي‌ مي‌خوانيم:  (و اقبل بعضهم علي بعض َيَتَسَاءلُونَ ‏)«صافات/‌27».
 
[3] نگاه‌ كنيد به‌ سوره‌ [زمر/ 68 ] .
سوره مؤمنون آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ كساني‌ كه‌ ميزان‌ اعمال‌ آنان‌ سنگين‌ باشد» يعني: اعمال‌ شايسته‌ وزن‌ شده‌ آنان‌ سنگين‌ باشد «آن‌ گروه‌ ايشانند رستگاران‌» يعني: آنانند دستيافتگان‌ به‌خواسته‌هاي‌ دوست‌داشتني‌ خود و نجات‌يافتگان‌ از امور بيم‌ انگيز.
	سوره مؤمنون آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ كفه‌ ميزان‌ اعمالشان‌ سبك‌ باشد» يعني: اعمال‌ شايسته‌ وزن‌ شده ‌آنان‌ در مقابل‌ گناهاني‌ كه‌ دارند، سبك‌ باشد «پس‌ آن‌ گروهند كه‌ به‌ خود زيان‌ زده‌اند» يعني: خود را تباه‌ ساخته‌اند و آنچه‌ را كه‌ به‌نفع‌ آنهاست‌، فرو گذاشته‌اند زيرا «هميشه‌ در جهنم‌ مي‌مانند».
 
	سوره مؤمنون آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آتش‌ چهره‌هايشان‌ را مي‌سوزاند» لفح: سوزاندن‌ است‌. چهره‌ را خاص‌ كرد زيرا چهره‌، شريفترين‌ و گرامي‌ترين‌ اعضاي‌ انسان‌ است‌ «و آنان‌ در آنجا ترش‌رويند» كالح: كسي‌ است‌ كه‌ لبانش‌ از نهايت‌ رنج‌ و درد وا افتاده‌ و دندانهايش ‌نمايان‌ شده‌ است‌. ابن‌مسعود(رض) در توضيح‌ معني‌ آن‌ مي‌گويد: آيا سر سوخته ‌گوسفندي‌ را نديده‌اي‌ كه‌ دندانهايش‌ نمايان‌ و لبانش‌ به‌طرف‌ بالا جمع‌ و منقبض ‌شده‌ است‌؟ اينان‌ نيز همين‌گونه‌اند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3166.txt"> آيه  105</a><a class="text" href="w:text:3167.txt"> آيه  106</a><a class="text" href="w:text:3168.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:3169.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:3170.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:3171.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:3172.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:3173.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:3174.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:3175.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:3176.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:3177.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:3178.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:3179.txt">آيه  118</a></body></html>سوره مؤمنون آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا آيات‌ من‌ بر شما خوانده‌ نمي‌شد» در دنيا «و شما آنها را» با الفاظ و معاني ‌آنها «دروغ‌ نمي‌پنداشتيد» و نمي‌گفتيد كه‌ اين‌ آيات‌ از جانب‌ خداوند(ج) نيست‌؟
 
	سوره مؤمنون آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْماً ضَالِّينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌گويند: پروردگارا! شقاوتمان‌ بر ما چيره‌ شد» يعني: لذتها و شهواتمان‌ بر ما چيره‌ شد. لذتها و شهوات‌ بدبختي‌ و شقاوت‌ ناميده‌ شد زيرا مال‌ و سرانجام‌ افراط در آنها به‌ شقاوت‌ و بدبختي‌ مي‌انجامد «و ما مردمي‌ گمراه‌ بوديم‌» كه‌ با اين ‌شقاوت‌ و بدبختي‌ خود را تباه‌ ساختيم‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! ما را از اينجا» يعني: از دوزخ‌ «بيرون‌ بر پس‌ اگر باز هم ‌برگشتيم‌» در دنيا به‌ كفر و شقاوتي‌ كه‌ بر آن‌ بوديم‌ «در آن‌ صورت‌ ستم‌پيشه‌ خواهيم‌ بود» بر خود با اين‌ بازگشت‌ به‌ كفر. بدين‌سان‌ است‌ كه‌ بعد از درآمدن‌ به‌دوزخ‌، خواستار بازگشت‌ به‌ دنيا مي‌شوند چنان‌كه‌ در هنگام‌ مرگ‌ خواستار آن‌ شده‌ بودند.
 
	سوره مؤمنون آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مي‌فرمايد، به‌ رسوايي‌ در آن‌ ساكت‌ شويد» يعني: در دوزخ‌ گم‌وگور شويد، به‌گم‌ شدن‌ خشم‌ و غضب‌ و ساكت‌ شويد به‌ مانند سكوت‌ سگ‌. چنان‌ كه‌ وقتي‌ سگ ‌به‌ چيزهاي‌ پاك‌ نزديك‌ شود، به‌ او گفته‌ مي‌شود: گم‌ شو! «و با من‌ سخن ‌نگوييد» در باب‌ برداشتن‌ عذاب‌ از خود زيرا نه‌ عذابم‌ از شما برداشته‌ مي‌شود و نه‌ سبك‌ ساخته‌ مي‌ش