  20</a></body></html>سوره نور آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، كساني‌ كه‌ افك‌ در ميان‌ آوردند» افك: دروغ‌ و بهتان‌ و تهمت‌ است‌. مراد از آن‌ در اينجا: آن‌ بهتاني‌ است‌ كه‌ بر سيدتنا عايشه‌ صديقه‌ ام‌المؤمنين ‌رضي‌الله عنها زدند. بخاري‌ و مسلم‌ و اصحاب‌ كتب‌ حديث‌، حديث‌ طولاني ‌حضرت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها را در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ روايت‌ كرده‌اند كه ‌حاصل‌ آن‌ اين‌ است: عائشه‌ رضي‌الله عنها به‌ حكم‌ قرعه‌ در غزوه‌ بني‌مصطلق‌ با رسول‌ خدا ص همراه‌ شد، در برگشت‌ از آن‌ غزوه‌، كاروان‌ در نزديك‌ مدينه‌ منزل‌ زد، در اين‌ اثنا گردن‌بند حضرت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها به‌ هنگام‌ قضاي‌ حاجت‌ از هم‌ گسست‌ و او بعد از آن‌كه‌ به‌ كجاوه‌ خويش‌ برگشت‌، متوجه‌ اين‌ امر شد و براي‌ يافتن‌ گردنبند خويش‌ از كجاوه‌ بيرون‌ آمد، كاروان‌ ـ به‌گمان‌ اين‌كه‌ عائشه‌رضي‌الله عنها در كجاوه‌ خويش‌ است‌ ـ حركت‌ كرد، وقتي‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها از جست‌وجوي‌ گردن‌بند خويش‌ برگشت‌، ديد كه‌ از كاروان‌ خبري‌ نيست‌ و كاروان‌ حركت‌ كرده‌ است‌ پس‌ در محل‌ اتراق‌ كاروان‌ باقي‌ ماند، از آن‌سوي ‌ديگر، صفوان‌بن‌ معطل‌(رض) كه‌ دنباله‌ نگهدار كاروان‌ بود از دنبال‌ كاروان‌ رسيد، او كه‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها را قبل‌ از نزول‌ آيات‌ حجاب‌ ديده‌ بود، وي‌ را شناخت‌. وقتي‌ او به‌ آنجا رسيد، خواب‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها را در ربوده‌ بود پس‌ صفوان ‌استرجاع: (إنا لله‌ وإنا إليه‌ راجعون) گفت‌، عائشه‌ رضي‌الله عنها با شنيدن‌ صداي ‌استرجاع‌ صفوان‌ از خواب‌ بيدار شد و بي‌درنگ‌ چهره‌ خويش‌ را پوشانيد. صفوان‌ حتي‌ يك‌ كلمه‌ با عائشه‌ رضي‌الله عنها سخن‌ نگفته‌ شترش‌ را فرو خوابانيد و بر دست‌ شتر پاي‌ فشرد تا عائشه‌ بر آن‌ سوار شود. عائشه‌ رضي‌الله عنها سوار شتر صفوان‌ شد و صفوان‌ زمام‌ شتر را گرفته‌ حركت‌ كرد تا به‌ كاروان‌ رسيد. پس‌ چون ‌اهل‌ (افك: بهتان) از اين‌ واقعه‌ آگاه‌ شدند، عائشه‌ را به‌ فحشاء متهم‌ كردند وگفتند آنچه‌ گفتند اما خداي‌ عزوجل‌ با نازل ‌كردن‌ هجده‌ آيه‌، برائت‌ حضرت ‌عائشه‌ رضي‌الله عنها را از اين‌ بهتان‌ اعلام‌ كرد و در نخستين‌ آيه‌ از اين‌ آيات‌ فرمود: كساني‌ كه‌ اين‌ بهتان‌ را در ميان‌ آوردند «عصبه‌اي‌ از شما هستند» عصبه: يعني‌ گروه‌ و جماعت‌، عرفا بر ده‌ تا چهل‌ تن‌ اطلاق‌ مي‌شود. گروه‌ بهتان‌ زننده‌ عبارت‌ بودند از: عبدالله بن‌ابي‌ رئيس‌ منافقان‌، زيدبن‌ رفاعه‌، حسان‌ بن‌ ثابت‌، مسطح‌ بن‌ أثاثه‌، حمنه‌ بنت‌ جحش‌ و همدستانشان‌. معني‌ (منكم) اين‌ است: گروه ‌بهتان‌ زننده‌ از خود شما جماعت‌ مسلمانان‌ هستند؛ يا در ظاهر و باطن‌ و يا در ظاهرنه‌ در باطن‌؛ مانند عبدالله بن ‌ابي‌ «آن‌ تهمت‌ زدن‌ را براي‌ خود شري‌ نپنداريد» اي ‌مسلمانان‌! «بلكه‌ آن‌ برايتان‌ خير است‌» و با آن‌ بهتان‌ ثواب‌ عظيمي‌ به‌ شما تعلق ‌مي‌گيرد زيرا خداي‌ عزوجل‌ با عبرت‌ گرفتن‌ بسياري‌ از اين‌ داستان‌، آبروي‌ ميليونها انسان‌ مؤمن‌ را حفظ مي‌كند. اما بعضي‌ از مفسران‌، خطاب: ﴿لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَّكُم﴾ : (آن‌ تهمت‌ زدن‌ را براي‌ خود شري‌ نپنداريد) بر خانواده‌ ابوبكر صديق‌(رض) حمل ‌كرده‌اند زيرا بيان‌ برائت‌ ام‌المؤمنين‌ سبب‌ برتري‌ و شرف‌ بيشتر اين‌ خانواده‌ شد، همان‌گونه‌ كه‌ داستانشان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ قانون‌ عام‌ و كلي‌ براي‌ هميشه‌ در ميان ‌داستانهاي‌ عفت‌ و پاكي‌، جايگاه‌ خاصي‌ را احراز كرد. «برعهده‌ هر فردي‌ از آنان‌» كه‌ در اين‌ بهتان‌ دست‌ داشته‌؛ «سهمي‌ از گناه‌ است‌ كه‌ مرتكب‌ آن‌ شده‌ است‌» به‌سبب‌ آلوده‌ شدن‌ به‌ ترويج‌ اين‌ بهتان‌ «و آن‌ كس‌ از آنان‌ كه‌ بخش‌ عمده‌ آن ‌تهمت‌ را عهده‌دار شده‌ است‌، برايش‌ عذاب‌ بزرگي‌ است‌» كه‌ او عبدالله بن‌ابي‌ و به‌قولي‌ حسان‌ بن‌ ثابت‌ بود.
محمدبن‌اسحاق‌ و غير وي‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ رسول‌ خدا ص در رويداد افك‌، دو مرد و يك‌ زن‌ را تازيانه‌ زده‌ و حد قذف‌ را برآنان‌ اجرا كردند، آن‌ دو مرد مسطح‌ بن‌ اثاثه‌ و حسان‌بن‌ ثابت‌ و آن‌ زن‌، حمنه‌ دختر جحش‌ بود. به‌ قولي: عبدالله بن‌ابي‌ را نيز تازيانه‌ زدند.
سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ تهمت‌زنندگان‌ را با 9‌ امر زير، به‌ سختي‌ مورد توبيخ‌ و سرزنش‌ قرار مي‌دهد، كه‌ نخستين‌ توبيخ‌ اين‌ است:
 
	سوره نور آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْراً وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چرا هنگامي‌ كه‌ آن‌ بهتان‌ را شنيديد، مردان‌ و زنان‌ مؤمن‌ در حق‌ خويش‌ گمان‌ نيك ‌نبردند» يعني: شايسته‌ اين‌ بود كه‌ وقتي‌ مؤمنان‌ سخن‌ اهل‌ افك‌ را شنيده‌ بودند، اين‌ سخن‌ را نسبت‌ به‌ خودشان‌ قياس‌ مي‌كردند زيرا وقتي‌ صدور چنين‌ عملي‌ از آنان ‌بعيد باشد، به‌ طريق‌ اولي‌ صدور آن‌ از ام‌المؤمنين‌ بعيدتر است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌است: زن‌ ابي‌ايوب‌ انصاري‌(رض) در هنگام‌ پخش ‌شايعه‌ افك‌ به‌ او گفت: آيا نمي‌شنوي‌ كه‌ مردم‌ درباره‌ عائشه‌ چه‌ مي‌گويند؟ ابي‌ايوب‌ گفت: چرا، مي‌شنوم‌ اما اين‌ سخن‌ دروغ‌ است‌. اي‌ ام‌ايوب‌! تو خود رابه‌ جاي‌ عائشه‌ قرارده‌، آيا خودت‌ مرتكب‌ چنين‌ كاري‌ مي‌شدي‌؟ ام‌ايوب‌ گفت: نه‌، سوگندبه‌ خدا! ابي‌ايوب‌ گفت: سوگند به‌ خدا كه‌ عائشه‌ از تو بهتر و پاكدامنتر است‌ پس‌ بدان‌ كه‌ اين‌ شايعه‌، دروغ‌ و بهتاني‌ ناروا بيش‌ نيست‌. «و» چرا همه‌ مؤمنان‌ «نگفتند: اين‌ دروغي‌ آشكار است‌» و بهتاني‌ عريان‌ و واضح‌؟ و اگر همه‌ مؤمنان‌ مانند ابي‌ايوب‌(رض) سخن‌ مي‌گفتند، بي‌شك‌ اين‌ ادبي‌ رفيع‌ و شايسته ‌شأنشان‌ بود. ابن‌ كثير مي‌گويد: «بهتان‌ بر ام‌المؤمنين‌ عائشه‌، از آن‌ روي‌ دروغي‌آشكار بود كه‌ صفوان‌ با كمال‌ خونسردي‌ و با كمال‌ افتخار كه‌ ام‌المؤمنين‌ را از آن‌ ورطه‌ به‌ سلامت‌ رهانيده‌ است‌، در روشنايي‌ روز به‌ ميان‌ لشكر مسلمانان‌ و نزد رسول‌ خدا ص آمد و اگر در اين‌ كار كمترين‌ شايبه‌اي‌ مي‌بود، آن‌ دو به‌ اين ‌وضوح‌ و جرأت‌ با قضيه‌ برخورد نمي‌كردند».
 
سوره نور آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْب